اسفنجی فرم می‌تواند در ضایعات کف دستی نیز دیده شود. در بیماری اسندون- ویلکینسون جوش‌های چرکی زیر قرنیه‌ به عنوان یافته‌های تشخیصی هستند (بلونیا، جوریزو و اسکافر،2010).

درمان
مراقبت از بیماران مبتلا به پسوریازیس صرفا نیازمند تمرکز بر پوست نیست بلکه هم‌چنین نیازمند تمرکز بر همبودی‌هایی است که وجود دارد و یا ممکن است بوجود آیند و گسترش یابند. رژیم درمانی متناسب برای یک بیمار خاص از میان درمان‌های نوعی و سیستمیک هم‌چون نوردرمانی انتخاب می‌شود. در آزمایشات بالینی، معمولا عوامل منحصر به‌فردی ارزیابی می‌شوند اما در عمل، اکثر بیماران درمان‌های ترکیبی دریافت می‌کنند. تاکنون، هیچ روش درمانی‌ای برای درمان این بیماری نشان داده نشده است، بنابراین ارائه‌ی مشاوره به بیمار و اعضای خانواده‌اش در مورد دوره‌ی طبیعی بیماری و راهبردهای مدیریتی در این زمینه توصیه می‌شود. توصیف مختصر و کوتاهی از هر یک از درمان‌های موجود برای پسوریازیس در قسمت زیر فراهم آمده است. مدیریت پسوریازیس نیازمند شخصی‌سازی درمان با در نظر گرفتن شدت بیماری و اثراتش بر کیفیت زندگی بیمار و احتمالا مزایا و اثرات جانبی بالقوه‌ی درمان‌های خاص است. ماهیت مزمن پسوریازیس، سازگاری با رویکرد بلند مدت همراه با اجتناب از اصلاحات کوتاه مدت هیجانی و نمایشی را ایجاب می‌کند.

درمان‌های موضعی
رهنمون‌های مراقبتی برای درمان پسوریازیس همراه با درمان‌های موضعی توسط آکادمی پوست آمریکا توسعه داده شده است (منتر، کومانالمتس و همکاران، 2009).
مواد مشابه ویتامین D3 : در اوایل دهه‌ی 1990 ، مواد مشابه ویتامین D3 از حیث تجاری تبدیل به درمان موضعی برای پسوریازیس شدند. زمانی که تکثیر در پوست بیرونی پایین است، ویتامین D3 مانع از تکثیر پوستی و باعث ایجاد تمایز نرمال از طریق افزایش تشکیل پاکت‌های شاخی و فعال‌سازی ترنس‌گلوتامین‌ها می‌شود؛ هم‌چنین عملکرد و فعالیت چندین نئوتروفیل را بازداری می‌کند. به دلیل اثربخشی درمانی آن‌ها و سمیت محدود، کلسی پوتریول و دیگر مواد مشابه ویتامین D3 به درمان خط اول برای پسوریازیس تبدیل شدند (کراگبال، 2000). در پژوهشی (وندی کرخوف، واسل و کراگبال، 2005؛ به نقل از بلونیا، جوریزو و اسکافر،2010) نشان داده شد که تک درمانی از طریق کلسی پوتریول به کاهش تقریبا 60 % نشانه‌های پسوریازیس بعد از گذشت 8 هفته از درمان منتج شده است اما در کاربرد عملی برای بیماران مبتلا به پسوریازیس معمولا درمان‌های ترکیبی با کورتیکواستروئیدهای موضعی همراه می‌شود. زمانی که کلسی پوتریول و دیپروپیونیت بتامتازون ترکیب می‌شوند، تقریبا کاهش 70 % در نشانه‌های پسوریازیس مشاهده شد (با فرمول‌بندی پماد) (وندی کرخوف، واسل و کراگبال، 2005؛ به نقل از بلونیا، جوریزو و اسکافر،2010) و هم‌چنین سبب کاهش پسوریازیس در تقریبا 70 % از بیماران مبتلا به پسوریازیس پوست سر (با فرمول‌بندی ژل) شد (کراگبال، هافمن و اورتن ، 2009؛ به نقل از بلونیا، جوریزو و اسکافر،2010).
کورتیکواستروئیدها: از زمان معرفی کورتیکواستروئیدها در اوایل دهه‌ی 1950، کورتیکواستروئیدهای موضعی به تکیه‌گاه اصلی و عمده‌ی در درمان پسوریازیس تبدیل شدند. آن‌ها اغلب به عنوان درمان خط اول در پسوریازیس خفیف تا متوسط هستند و در نقاطی مانند اندام‌های تناسلی که درمان‌های موضعی دیگر موجب ایجاد التهاب بیش‌تری شوند می‌توانند بکار گرفته شوند. خصیصه‌های ضد التهابی کورتیکواستروئیدهای موضعی بوسیله‌ی افزایش چربی دوستی‌شان از طریق پوشش آب-چربی گروه‌های 16 یا 17 هیدروکسی یا تولید استونایدها ، والرات‌ها یا پروپیونات‌ها بهبود پیدا می‌کند. کاربرد تحت انسداد هیدروکلوئید یا پلاستیک نیز به طور معناداری سبب افزایش نفوذ می‌شود و هم‌چنین نشان داده شده است که مصرف روزانه یک‌بار موثرتر از مصرف دو بار در روز است و بهبود بلند مدت ممکن است از طریق مصرف در روزهای متغیر حفظ شود (کاتز، هیئن و پروئر ، 1987؛ به نقل از بلونیا، جوریزو و اسکافر،2010).
حداقل 80 % از بیمارانی که با کورتیکواستروئیدهای موضعی با قدرت بالا درمان می‌شوند فقدان لکه‌ها را تجربه می‌کنند. در واقع، حداکثر بهبودی معمولا در طی دو هفته بدست می‌آید. همراه با درمان نگهدارنده که شامل مصرف نوبتی پماد دیپروپیونیت بتامتازون به مدت 12 هفته، 74 % از بیماران در مقایسه با 21 % از بیمارانی که پماد دارونما استفاده کرده بودند در بهبود باقی ماندند (کاتز، هیئن و پروئر ، 1987؛ به نقل از بلونیا، جوریزو و اسکافر،2010). متاسفانه اطلاعات اثربخشی در مورد درمان طولانی مدت برای بیش از سه ماه وجود ندارد. درمان‌های موضعی ترکیبی می‌توانند مزیت اثرات سریع کورتیکواستروئیدهای موضعی، فوائد طولانی مدت مواد مشابه ویتامین D3، آنترالین یا رتینوئیدها را داشته باشند.
آنترالین: آنترالین (دیترانول ، سیگنولین ، 1 و 8-دی هیروکسی-9- آنترون ) از سال 1916 موجود بود؛ اکنون نیز این ماده به عنوان یک درمان برای پسوریازیس بکار گرفته می‌شود، اگر چه به طور معمول بیشتر در گذشته مورد استفاده قرار می‌گرفت. آنترالین اثرات پوستی برجسته‌ای شامل اثرات ضد کاهش تکثیر دارد. هم‌چنین سبب بازداری میتوژن‌های القاء کننده‌ی تکثیری لمفوسیتT و کموتکسی‌های نئوتروفیلی می‌شود. در اروپا و مناطق دیگر در خارج از ایالات متحده‌ی آمریکا، آنترالین اغلب به طور گسترده‌ای در مراکز مراقبت روزانه و مراکز سرپایی بکار گرفته می‌شود (وندی کرخوف، 1991؛ به نقل از بلونیا، جوریزو و اسکافر،2010).
در آزمایشات بلونیا و همکاران (2010)، پاکسازی کامل پسوریازیس حداقل در 80 % بیماران در طی 5-3 هفته از درمان در مراکز سرپایی و مراقبت روزانه اتفاق افتاد. اگر درمان آنترالین در خانه انجام شود، اساسا اثربخشی آن کاهش پیدا می‌کند.
رتینوئیدهای موضعی : همه‌ی اسیدهای ترانس رتینوئیک و اسید سیس رتینوئیک 13، اگر چه در درمان آکنه اثربخش بوده‌اند، در درمان پسوریازیس موثر نبوده‌اند. با این وجود تازاروتن موضعی یک رتینوئید استیلن است که به طور گزینشی بین گیرنده‌های اسید رتینوئیک RAR-β و RAR-γ پیوند ایجاد می‌کند، می‌تواند برای درمان پسوریازیس مورد استفاده قرار گیرد؛ هم‌چنین نشان داده شده است که تازاروتن سبب کاهش تکثیر پوستی می‌شود و مشتقات همراه با پسوریازیس (مانند ترانس گلوتامین و کراتین-16) را بازداری می‌کند. این ماده در فرمول‌بندی کرم و ژل تولید شده و به صورت یک یا دو بار در روز استفاده می‌شود. با در نظر گرفتن اثربخشی نسبتا کم تازاروتن به عنوان تک درمان، این ماده معمولا به عنوان درمان خط دوم قلمداد می‌شود. سوزش پوست می‌تواند استفاده از تازاروتن را محدود کند؛ خارش، سوزش و التهاب به ترتیب در 23 %، 18 % و 8 % از بیماران مشاهده شده بود. به همین خاطر، درمان ترکیبی همراه با کورتیکواستروئیدهای موضعی مفیدتر است. حدکثر مناطق پوست که می‌توانند با تازاروتن مورد درمان قرار گیرند بین 20-10 % از سطوح بدن است و اطلاعات ایمنی تا یک سال بعد از درمان موجود است.
در مطالعه‌ی لو-کایا، سفتون، کراگر (1992؛ به نقل از بلونیا، جوریزو و اسکافر،2010) اثربخشی و ایمنی تازاروتن به عنوان تک درمان مورد بررسی قرار گرفت. بعد از گذشت 6 هفته از درمان، حداقل 50 % بهبودی (در مقایسه با خط پایه) توسط 45 % از بیمارانی که ژل تازاروتن 05/0 % را دو بار در روز مورد استفاده قرار داده بودند در مقایسه با 13 % از بیمارانی که از ژل دارونما استفاده کرده بودند گزارش شد.

درمان‌های موضعی دیگر
اگر پلاک‌های پسوریازیسی در بدن زیاد باشند، نیاز به کاهش پلاک‌ها برای افزایش نفوذ درمان‌های موضعی و اشعه‌ی اشعه ماوراء بنفش وجود دارد. گزینه‌ها شامل حمام آب-نمک ، اسید سالیسیلیک موضعی و رتینوئیدهای دهانی است. اسید سالیسیلیک 10-5 % یک اثر کراتولیتیک اساسی دارد؛ در نمونه‌های پسوریازیس سر و مو، می‌تواند در پایه‌ی روغن یا کرم فرمول‌بندی شود. مصرف اسید سالیسیلیک برای نواحی موضعی می‌تواند به صورت روزانه صورت گیرد اما برای نواحی گسترده‌تر دو یا سه بار در هفته ترجیح داده می‌شود. این توصیه برای جلوگیری از سمی سازی سیستمیک بویژه در نوزادان یا برای کسانی است که کاهش عملکرد کلیه دارند (بلونیا، جوریزو و اسکافر،2010)
قطران ذغال سنگ (مایع متراکمی که از تقطیر مواد کربندار بدست می‌آید) دامنه‌ای از اعمال ضد التهابی و ضد خارش دارد. اگر چه قطران ذغال سنگ خام ممکن است اثربخش‌ترین قطران برای درمان پسوریازیس باشد، یک محصول مقطر یعنی پودر کربنی-الکلی نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. با در نظر گرفتن توان بالقوه‌ی جهش‌زای آن، استفاده از قطران در زنان باردار و شیرده ممنوع شده است. با این وجود، رهنمون‌های مصرف محصولات قطران ممکن است بین کشورهای مختلف متفاوت باشد. بازدارنده‌های کلسی نورین برای درمان پسوریازیس صورت و فلکسورال بکار برد می‌شود. مطالعات دارای دارونما و گروه کنترل (لو-کایا، سفتون، کراگر، 1992؛ گربیتز، لینگ و لیبول ، 2004؛ به نقل از بلونیا، جوریزو و اسکافر،2010) اثربخشی و ایمنی این ماده را نشان داده‌اند.

نور (شیمی) درمانی
نور (شیمی) درمانی بیانگر یک تکیه‌گاه اصلی در درمان پسوریازیس خفیف تا شدید است. نوردرمانی همراه با اشعه‌ی ماوراء بنفشB پهن باند و باریک باند (UVB) و نور (شیمی) درمانی همراه با اشعه‌ی ماوراء بنفش A (UVA) به دنبال مصرف پسورالن یا کاربرد موضعی آن یکی از گزینه‌های درمانی کلاسیک است. در اواخر دهه‌ی 1970، تک درمانی همراه با دوز التهاب‌زا UVB پهن باند ثابت شد که می‌تواند یک رویکر اثربخشی می‌تواند باشد؛ از آن به بعد، UVB باریک باند (313-311 نانومتر) گسترش یافت و در حال حاضر تابش مطلوب و بهینه‌ی موجود است. لیرز رادیواکتیو 308 نانومتر نیز می‌تواند برای درمان تعداد پلاک‌های محدود در بیماران دچار پسوریازیس موضعی مورد استفاده قرار گیرد (بلونیا، جوریزو و اسکافر،2010).
بیماری پسوریازیس یا داء الصدف بیماری التهابی مزمن پوست می‌باشد که علت دقیق آن هنوز مشخص نمی‌باشد اما دخالت عامل ژنتیک در بروز آن قطعی است. در بیماری پسوریازیس تکثیر سلول‌های پوستی سریعتر انجام شده و همین امر موجب پوسته‌ریزی می‌باشد. اما علت اصلی این تکثیر سریع‌تر سلولی هنوز مشخص نمی‌باشد. تقریباً ازهرسه نفری که دچار این بیماری هستند، یک نفرازآنها دارای خویشاوندی است که او هم دچار این بیماری می‌باشد. برخی عوامل مانند داروهایی نظیرکلروکین، داروهای بتا بلوکرو، برخی داروهای ضد افسردگی و همین‌طور برخی بیماری‌های عفونی نظیرگلودرد استرپتوکوکی، صدمات واسترس‌ها درشروع یا تشدید بیماری نقش دارند. سن بروز بیماری در هر سنی می‌تواند باشد، اما اگر شروع بیماری در سنین کودکی باشد احتمال شدیدتر بودن بیماری بیشتر است. در مورد سابقه خانوادگی نیز درصورت وجود سابقه بیماری در افراد خانواده معمولاً بیماری شدیدتر و طولانی‌تر است (نستل، کاپلان و بارکر، 2009).
ضایعات پوستی بیماری پسوریازیس به شکل برجستگی‌های نسبتاً وسیع قرمز رنگ همراه پوسته‌های لایه لایه و نقره‌ای بیشتر در روی زانوها و آرنج‌ها می‌باشد. البته محل بیماری می‌تواند در سر، تنه، کف دست و پا، زیر بغل‌ها، کشاله‌ی ران و ناحیه تناسلی هم باشد. گاهی نیز بیماری پسوریازیس در تمام بدن بروز می‌کند که به آن اریترودرمی یا درماتیت اکسفولیاتیو هم می‌گویند. درمواقعی که بیماری درچین‌های بدن مانند کشاله‌ها و زیربغل‌ها رخ می‌دهد به آن نوع معکوس بیماری می‌گویند که در مردان سنین میانی و پیری بیشتر رخ می‌دهد. ضایعات پسوریازیس حدود کاملاً مشخص داشته و در صورت کشیدن روی پوسته‌ها با یک آبسلانگ پوسته‌ها برداشته شده و منظره شبنم خونی ایجاد می‌شود که خون‌ریزی به شکل قطره قطره می‌باشد و از نشانه‌های بیماری پسوریازیس می‌باشد. ضایعات پوستی می‌تواند خارش‌دار بوده و یا آن‌که خارش نداشته باشد و به نظر می‌رسد خارش بیشتر با استرس بیمار در مورد بیماری خود ارتباط دارد (بلونیا، جوریزو و اسکافر،2010).
ابتدا باید نوع بیماری پسوریازیس از لحاظ شدت تعیین شود. درصورتی که بیماری خیلی خفیف باشد حتی می‌توان اصلاً اقدام به درمان نکرد و تنها از کرم‌های نرم کننده جهت رفع خشکی بیماری استفاده نمود. اما در صورتی که نیاز به درمان احساس شود می‌توان ابتدا از داروهای موضعی استفاده نمود که این داروها شامل داروهای استروییدی، کول‌تار، آنترالن، آنالوگ‌های ویتامین د مانند دیوونکس و داروهای ضد التهاب جدیدتر مانند پیمکرولیموس می‌باشد. هر کدام از این داروها می‌تواند همراه با عوارضی باشد که باید حتماً تحت نظر متخصص پوست مصرف شوند و هر از چند گاهی بیمار از لحاظ عوارض دارویی بررسی گردد. برای درمان موارد شدیدتر بیماری می‌توان از داروهای خوراکی مانند نئوتیگازون، متوترکسات و سیکلوسپورین استفاده نمود که این داروها با عوارض بیشتری همراهند و نیاز به بررسی‌های آزمایشگاهی مختلفی در ابتدا و در حین درمان دارند. از روش نوردرمانی نیز می‌توان استفاده کرد که این روش یا با استفاده ازداروی پسورالن خوراکی و تابش نورماوراء بنفش به پوست بوده و یا تنها با استفاده از نورماوراء بنفش می‌باشد و نیاز به دستگاه‌های مولد این نور دارد. از لیزردرمانی نیز می‌توان برای درمان مناطق کوچک دچار پسوریازیس استفاده نمود که لیزر مورد استفاده نوع اگزایمر می‌باشد و درمان با آن نیاز به جلسات متعدد دارد. درمان‌های جدیدتری نیز برای بیماری پسوریازیس مطرح است که هنوز به شکل رایج استفاده نمی‌شود و به‌علت قیمت بالای آن‌ها استفاده از این نوع داروها در طولانی مدت کمتر امکان‌پذیر می‌باشد (نستل، کاپلان و بارکر، 2009).
بیماری ویتیلیگو
ویتیلیگو و هیپوپیگمانتاسیون ، اصطلاحات کلی‌ای هستند که برای تشخیص اختلالاتی اختصاص داده می‌شوند که بوسیله‌ی پوست روشن مشخص می‌شوند. به طور کلاسیک، هر چند این کلمات ماحصل محتوای “ملانین پوستی کاهش یافته (مرتبط با ملانین)” هستند اما ممکن است به طور ثانوی برای خون رسانی ضعیف به پوست (مرتبط با هموگلوبین) نیز بکار روند (بلونیا، جوریزو و اسکافر، 2010).
کاهش ملانین ، واژه‌ای تخصصی است که نشانگر فقدان کامل ملانین یا کاهش آن در پوست است؛ آملانوسیس نیز بیانگر فقدان کامل ملانین است. دی‌پیگمانتاسیون معمولا به طور ضمنی به از دست رفتن کامل رنگ پوست به دلیل عدم وجود ملانین در پوست همچون ویتیلیگو اشاره دارد. اصطلاح کاهش رنگ‌دانه برای توصیف و تشریح روشنی یا سفیدی گسترش یافته در پوست و مو بکار برده می‌شود مانند زالی (عدم وجود رنگ‌دانه در پوست)؛ این موضوع ممکن است در تضاد باشد اگر افرادی که تحت تاثیر این بیماری قرار گرفته‌اند با افرادی که تحت تاثیر آن قرار نگرفته‌اند مقایسه شوند. کاهش ملانین پوستی اغلب در دو گروه طبقه‌بندی می‌شود:
 ملانوسیتوپنیک هیپوملانوسیس که توسط فقدان تقریبی یا کامل ملانین در پوست یا فولیکول‌های ملانوسیت ایجاد می‌شود.
 ملانوپنیک هیپوملانوسیس که در آن علی‌رغم این‌که تعداد ملانین‌های پوستی یا فولیکول‌های ملانوسیت در حد نرمال است، اما سلول‌های رنگ‌دانه‌ای در سنتز و ساخت مقدار نرمالی از ملانین و یا انتقال آن به کراتینوسیت‌‌های پیرامونی دچار شکست می‌گردند (بلونیا، جوریزو و اسکافر، 2010).
ملانوسیتوپنیک هیپوملانوسیس ممکن است ارثی و مادرزادی و یا اکتسابی باشد که منجر به نقص در تمایزیافتگی، تکثیر، انتقال و بقاء ملانوبلاست (سلول‌های حاوی ملانین) شود. در بیماران، ملانوسیت‌ها (سلول‌های تولید کننده‌ی ملانین) اغلب در نتیجه‌ی تخریب‌شان ناپدید می‌شوند (به طور مثال از طریق ضربه‌های بیرونی هم‌چون جراحی با دمای پایین (بکارگیری دمای بسیار پایین برای از بین بردن یا تخریب بافت) یا حملات سیستم ایمنی خودمختار). عوامل کنترل‌کننده‌ی حفظ و بقاء ملانوسیت‌ها ممکن است در ناپدید شدن پس از تولد ملانوسیت‌های پوستی نقش داشته باشند. ملانوپنیک هیپو ملانوسیس ممکن است برآمده از تعداد زیادی از مکانیسم‌های آسیب‌زای پیچیده باشد شامل ناهنجاری در ملانوسامز (بخش سلولی در ملانوسیت‌ها که دانه‌های ملانین را تولید و ذخیره می‌کنند) مانند پدیدآیی زیستی ، تولید ملانین ، انتقال یا فروافت (ازبین رفتن ملانین) (بلونیا، جوریزو و اسکافر، 2010).
ویتیلیگو (پیسی یا برص) یک بیماری پوستی خودايمني است که سلول‌هاي رنگ‌ساز پوست و مو را درگير مي‌كند. اين سلول‌ها به عللي از بين مي‌روند و رنگ ايجاد نمي‌كنند و در نتیجه لکه‌های سفید رنگ به دلیل از دست رفتن رنگدانه پوست بوجود می آیند؛ در ویتیلیگو، ملانوسیت‌ها (سلول‌هایی که رنگدانه تولید می‌کنند) در پوست، غشاهای مخاطی و شبکیه تخریب شده‌اند؛ در نتیجه لکه‌های سفید پوست در نواحی مختلف بدن ظاهر می شوند. این ضایعات در هر جایی از بدن ممکن است دیده شوند. معمولاٌ در هر دو طرف بدن بطور قرینه لکه‌های متعدد سفید و شیری رنگ دیده می‌شود. شایع ترین مناطق درگیری پوستی عبارتند از: صورت، لب‌ها، دست‌ها، بازوها، پاها و نواحی تناسلی. همچنین مویی که در نواحی مبتلا به ویتیلیگو رشد می‌کند معمولاً سفید می‌شود (بلونیا، جوریزو و اسکافر، 2010).

شیوع
ویتیلیگو تقریبا 2-5/0 % جامعه عمومی جهانی را فرا می‌گیرد (آلیخان، فلستن، دالی و همکاران، 2011) و ممکن است در هر زمانی از دوره‌ی کوتاهی بعد از تولد تا بزرگسالی ظاهر شود. میانگین سنی شروع بیماری تقریبا 20 سال است. بیماران مبتلا به ویتیلیگو اغلب

Categories: دسته اصلی

Related Posts

دسته اصلی

در استانبول کجا غذا بخوریم؟

  حتما می دانید که استانبول شهر وسیع و شلوغی است و طبیعتا تعداد بسیار زیادی رستوران و کافه در تمام نقاط شهر، خصوصا بخش های شلوغ و توریستی دارد. کارناوال در مطلب پیش رو Read more…

دسته اصلی

فروشگاه اینترنتی بروز کالا

مجموعه سیگنال از سال 1380 با هدف بهبود در ارائه  هر چه بهتر کالای دیجیتال راه اندازی گردید و طی این سالها توانست با بهره گیری از پشتوانه ای قوی و کادری مجرب سرویس و خدماتی با Read more…

دسته اصلی

بهترین قرص های لاغری موجود در ایران کدامند؟

امروزه مشکل چاقی به یکی از معضل های سلامتی افراد تبدیل شده است. بسیاری از بیماری ها مانند کبد چرب، دیابت، درد مفاصل، فشار خون، تنگی نفس و برخی از نارسایی های گوارشی رابطه مستقیمی Read more…