برای واژههای اندونزیایی بود. در حالی که در زبان مالزیایی، در صورت موجود نبودن منابع داخلی، واژههای جدید فنی و تخصصی از انگلیسی گرفته میشد.
۲. دو زبان برای وضع واژههای جدید روشهای مختلفی داشتند که تفاوتهایی در واژهشناسی و سبک املای آنها به وجود میآورد.
در سال ۱۳۵۴/۱۹۷۵، راهنمای عمومی تشکیل واژههای زبان اندونزیایی و مالزیایی در دو کشور چاپ شد. خطوط کلی وضع واژهها را شورای زبان از سال ۱۳۵۱/۱۹۷۲ تا ۱۳۵۴/۱۹۷۵ تعیین کردهبود و وزیران آموزش دو کشور آن را تصویب کردهبودند (همان:۹۷-۹۸).
مرکز واژهشناسی در مالزی به گردآوری، واژهگزینی، یکنواختی، هماهنگی و چاپ واژههای جدید اشتغال دارد. در میان طرحهای واژهگزینی این مرکز میتوان طرح روزآمد کردن واژهها را نام برد که از سال ۱۳۶۸/۱۹۸۹ آغاز شدهاست. هدف این طرحها روزآمد کردن هم? واژههایی است که از سال ۱۳۳۵/۱۹۵۶، گردآوری شدهاند و بالغ بر ۶۰۰۰۰۰ واژه میشوند. این طرح در سه مرحله انجام میگیرد. در مرحل? اول طرح که هنوز در جریان است، هم? واژهها، دستی یا با استفاده از رایانه، بررسی میشوند. مرحل? دوم هماهنگ کردن واژههاست. مرحل? سوم وقتی میتواند آغاز شود که هم? این فرایندها تکمیل شدهباشند. بنابراین، مرحل? سوم طرح بزرگ دیگری برای گسترش واژهگزینی در زبان ملی است (همان: ۹۹).
همان طور که از مطالب بالا مشهود است، فعالیتهای واژهگزینی و واژهشناسی از چندین ده? پیش در کشورهایی شروع شدهاست که در برداشت نخست به نظر نمیآید که طرح و برنامهای برای نجات زبان خود از هجوم واژههای بیگانه داشتهباشند. مسئولان این کشورها مدتهاست که با برنامهریزی قابلقبولی در امر واژهگزینی به پیش میروند و دغدغههای زبانی خاصی دارند. جا دارد مسئولان کشور ما نیز از تجربههای کشورهای دیگر در این حوزه بهره ببرند به ویژه که دولت ایران، روابط سیاسی و فرهنگی مطلوبی با بیشتر کشورهای نامبرده دارد.

فصل سوم
مبانی نظری

۳-۱. مقدمه
احتمالاً نخستین برداشت افراد از عبارت متن دانشگاهی۸۴ این است که این متنها پر از لغات و اصطلاحات تخصصی و علمی هستند. این برداشتی درست و بهجاست اما باید توجه داشت که تمامی متنهای دانشگاهی دستکم در یک مورد با یکدیگر اشتراک دارند و آن این که هم? آنها اطلاعات و یافتههایی را پیرامون شاخهای خاص از دانش به خوانندگان خود عرضه میدارند. وجود این وجه اشتراک باعث میشود معتقد باشیم در نگارش این دسته از متنها- فارغ از لغات و اصطلاحات تخصصی و فنی- مجموع? خاصی از واژهها نیز به کار برده میشود. مثلاً میتوان با اطمینان گفت که واژههای متعلق به گون? گفتاری یا غیررسمی زبان، در این متون، اگر هم وجود داشتهباشند، بسامد بسیار پایینی دارند. واژههایی که انتظار داریم در این متنها مشاهده کنیم، واژههایی هستند متعلق به گون? رسمی و نوشتاری هر زبان. همچنین، در این متنها وجود جملههای طولانی و جملههای دارای بیش از یک بند پیرو نیز امری عادی تلقی میشود.
دانشجویان دانشگاهها، صرف نظر از رشت? تحصیلی تخصصی خود و به منظور کسب تسلط هر چه بیشتر در خواندن و نوشتن متنهای دانشگاهی، باید واژههای دانشگاهی۸۵ را به گنجین? واژههای فعال۸۶ خود بیافزایند. اهمیت این امر محققان را به فکر انداخت تا مجموعهای از این دست واژهها را برای زبان انگلیسی گرد آورند که فهرست واژههای دانشگاهی۸۷ (نیشن۸۸، ۱۹۹۰ ر.ک. پیوست) از آن جمله است. حال، با توجه به این که تعداد دانشجویان غیرفارسیزبان شاغل به تحصیل در ایران قابلتوجه است، وجود چنین فهرستی برای زبان فارسی نیز ضروری مینماید. در این فصل، ابتدا به طور مفصل به تعریف زبان علم و برشمردن ویژگیهای آن میپردازیم. به این شرح که ابتدا نقشهای زبانی یاکوبسن را معرفی و موضع زبان علم در برابر هر یک از آنها را روشن مینماییم و آنگاه زبان علم را با زبان خودکار یا روزمره و سپس با زبان ادبیات مقایسه میکنیم؛ بعد از آن، معیارهایی برای تمایز قائل شدن میان اثر ادبی از اثر زبانی ارائه مینماییم و به این طریق، برای شفاف کردن جایگاه زبان علم، زبان خودکار و زبان ادب نسبت به یکدیگر پیوستاری رسم میکنیم. در مرحل? بعد، لزوم برنامهریزی برای واژهگزینی و معضلات وامگیری را از نظر میگذرانیم و سپس به ابعاد، جوانب و محدودیتهای تدوین فهرستی از واژههای فارسی دانشگاهی برای دانشجویان غیرفارسیزبان نظر میافکنیم و در پایان تازهترین و معتبرترین فهرست واژههای دانشگاهی تهیهشده برای زبان انگلیسی، یعنی فهرست ۵۷۰ واژهای کاکسهد۸۹ (۲۰۰۰)، را که مبنای پژوهش حاضر است، معرفی میکنیم.
۳-۲. تعریف زبان علم
پیش از هر چیز لازم است دربار? چیستی زبان علم به قطعیت برسیم. زبان علم آن گون? کاربردی۹۰ از هر زبان است که در علم به کار میرود. البته منظور از این جمله، وجوه تمایز موجود میان زبانهای علوم مختلف نیست بلکه هدف، توجه به وجوه تشابه میان هم? زبانهای هم? علوم است؛ این که آن کدام ویژگیها هستند که در هم? گونههای کاربردی هم? علوم وجود دارند و لاجرم موجب میشوند گونههای مزبور همگی از گونههای کاربردی دیگری که برای مقاصدی سوای مقاصد علمی به کار میروند، جدا و متمایز بمانند (حقشناس، ۱۳۷۲). برای هر چه روشنتر شدن ماهیت زبان علم میتوانیم به چند روش عمل کنیم. ابتدا بر پای? انگار? یاکوبسن که معتقد است در روند ایجاد ارتباط، عناصری چون گوینده، مخاطب، پیام، مجرای ارتباطی، رمزگان و م
رجع، شش نقش ممکن را برای زبان رقم میزنند، موضع زبان علم در برابر هر یک از این نقشها را بیان میکنیم. سپس، زبان علم را با زبان روزمره و زبان ادبی مقایسه مینماییم و در آخر سعی میکنیم با معرفی معیارهای تمایز میان اثر زبانی و اثر ادبی، پیوستاری را رسم کنیم که در یک سوی آن آثار ادبی و در سوی دیگر آثار زبانی جای دارند.
۳-۲-۱. نقشهای زبانی یاکوبسن
در این بخش به معرفی نقشهای ششگان? زبان و موقعیت زبان علم و نیز زبان ادب در میان این نقشها میپردازیم.
۳-۲-۱-۱. نقش ارجاعی و گون? زبانی
در نقش ارجاعی زبان جهت‌گیری پیام به سوی موضوع پیام است. زمانی که در یک ارتباط زبانی نقش ارجاعی پررنگ‌تر باشد، هدف صحبت دربار? موضوعی در جهان خارج است به طوری که بتوان صحت و سقم گزاره را با توجه به ملاحظات جهان خارج محک زد. بدیهی است که صحت یا سقم یک گزاره، زمانی امکان محک خوردن دارد که آن گزاره از معنای روشن و بدون ابهام برخوردار باشد. لذا زمانی که هدف از ایجاد ارتباط زبانی، نقش ارجاعی آن باشد، لاجرم گرایش به سمت استفاده از نشانه‌هایی است که تا حد امکان از مفهوم روشن و بدون معانی متعدد برخوردار باشند. با توجه به این مطلب مشخص است که بیشترین کارکرد این نقش از زبان را باید به هنگام پرداختن به مطالب علمی جستجو کرد چرا که گزاره‌های علمی بدون امکان محک صدق یا کذب‌شان در جهان خارج از زبان اساساً گزاره‌هایی علمی محسوب نمی‌شوند (رفیعی و صحرایی، ۱۳۹۰: ۲).
۳-۲-۱-۲. نقش عاطفی و گون? زبانی
در نقش عاطفی زبان، دست کم بخشی از هدف، بیان طرز نگرش گوینده نسبت به موضوع است. این نقش زمانی شکل می‌گیرد که رابط? میان گوینده و پیام در برقراری ارتباط زبانی پررنگ‌تر باشد. این نقش همچنین می‌تواند عامل شکل‌گیری تنوعات سبکی و دلالت‌های ضمنی شود (گیرو ۱۹۷۳: ۲۰). نقش عاطفی به نوعی در تقابل با نقش ارجاعی قرار می‌گیرد. در حالی که نقش عاطفی سعی در افزودن به تنوعات معنایی دارد، نقش ارجاعی زمانی به حداکثر کارایی خود می‌رسد که جلوی هر نوع چندگانگی معنایی گرفته شود (رفیعی و صحرایی، ۱۳۹۰: ۲-۳). به این ترتیب و با توجه به دو نقشی تا این جا دربار? آنها بحث شد، باید گفت که، حتی در صورتی که بتوان بر روی یک جمله علمی بار عاطفی نهاد، به عبارت دقیق‌تر نقش عاطفی نیز برایش قائل شد، این نقش زائد، مزاحم و حتی گاه مضحک به نظر می‌رسد (همان: ۳).
۳-۲-۱-۳. نقش ترغیبی و گون? زبانی
این نقش مخاطب‌‌محور است و زمانی مطرح میشود که هدف از ارتباط زبانی ایجاد واکنش نزد مخاطب باشد. جملات دارای ساخت امری بارزترین نمون? نقش ترغیبی هستند. بدیهی است که امکان تعیین ارزش صدق و کذب در مورد جملات امری موضوعیت ندارد. جمل? دارای نقش ترغیبی می‌تواند عقل یا عاطف? مخاطب را هدف قرار دهد. در اموری نظیر انجام کار، ترغیب عقل و در امور زیبایی‌شناسانه، ترغیب احساس و عاطفه مد نظر قرار می‌گیرد (گیرو ۱۹۷۳: ۲۱). در متون علمی امکان بهکارگیری نقش ترغیبی، البته در نوع اول آن، تا حدی وجود دارد. شاید بتوان بهترین نمون? جملات دارای این نقش را در دستورالعمل‌های نصب و راه‌اندازی مثلاً یک دستگاه مشاهده کرد. علیرغم حضور این نقش در متون علمی، این نقش، در مقایسه با نقش ارجاعی، جای چندانی را به خود اختصاص نمی‌دهد (به نقل از رفیعی و صحرایی، ۱۳۹۰: ۳).
۳-۲-۱-۴. نقش فرازبانی و گون? زبانی
این نقش زمانی محقق میشود که از زبان برای صحبت دربار? خود زبان استفاده می‌شود. به عبارت دیگر، وضعیتی که در آن هدف از ارتباط زبانی روشن ساختن معنی نشانه‌هایی باشد که احتمال می‌رود مخاطب آنها را یا کلاً نداند و یا لازم باشد معنای خاص آن را که مد نظر گوینده است درک کند (همان).
نقش فرازبان در متون علمی به وفور به کار می‌رود. به طور کلی، در هر رشته علمی برای بیان مفاهیم خاص و فنی آن رشته و شکل‌گیری مجموعه اصطلاحات آن، از دو شیوه استفاده می‌شود: محدودسازی۹۱ و بسط۹۲. محدودسازی برگرفتن واژه‌های موجود در زبان و ارائه تعریف یا بازتعریف کاملاً کنترل شده‌ای برای آن در رشته علمی مورد نظر است. در مقابل در فرایند بسط، عناصری به فهرست واژگانی افزوده می‌شوند که معمولاً در گفتمان روزمره جایی ندارند (لاینز ۱۹۹۵: ۸-۷). اصطلاحات بهدستدادهشده به کمک هر یک از این دو روش، ناگزیر نیاز به معرفی دقیق در یک متن علمی دارند تا با قائل شدن به تنها یک معنی، تا جایی که امکان دارد از چندگانگی معنایی جلوگیری به عمل آید. در چنین مواقعی است که نقش فرازبان خود را در متون علمی نمایان می‌سازد (همان).
۳-۲-۱-۵. نقش همدلی و گون? زبانی
این نقش زمانی مطرح می‌شود که هدف اصلی از برقراری ارتباط زبانی، نه محتوای پیام بلکه حصول اطمینان از عمل کردن مجرای ارتباط باشد. به عبارت دیگر، در اینجا اهمیت محتوای پیام به مراتب کمتر از اهمیت مجرای ارتباطی است. از این نقش در برقراری، تداوم یا قطع یک ارتباط زبانی می‌توان استفاده کرد. نقش همدلی می‌تواند کارکرد زیادی در آیین‌ها، تشریفات، مراسم، گفتگوهای خانوادگی یا عاشقانه داشتهباشد که در آنها محتوای پیام به اندازه نفس حضور فرد و تایید حضور وی تأثیر ندارد (گیرو ۱۹۷۳: ۲۳). با توجه به کم‌اهمیت‌تر بودن محتوای پیام در مقایسه با مجرای انتقال آن، می‌توان انتظار داشت که پیام موردنظر از معنای ارجاعی چندانی برخوردار نباشد و لذا چندگانگی و تنوعات معنایی در آن به چشم بخورد. از آنجایی که هدف یک متن علمی معلوم کردن مجهول یا توصیف پدیده
‌ای است، طبعاً محتوای پیام همواره بالاترین ارزش را دارد و لذا نمی‌توان جای چندانی برای نقش همدلی در متون علمی قائل شد (به نقل از رفیعی و صحرایی، ۱۳۹۰: ۴).
۳-۲-۱-۶. نقش ادبی و گون? زبانی
این نقش زمانی مطرح می‌شود که پیام فارغ از ابزار ارتباط، خود موضوع خود باشد. از این رو در این نقش از زبان آنچه بیشترین اهمیت را دارد شیو? بیان مطلب است و برخلاف نقش ارجاعی، امکان تعیین ارزش صدق و کذب جملات موضوعیت ندارد. این دسته از جملات به سبب موضوعیت نداشتن تعیین ارزش صدق و کذب در آنها، نمی‌توانند جای چندانی در یک متن علمی داشته باشند. در مواقعی نیز که چنین جملاتی در متون علمی به کار روند، صرفاً دارای نقشی تزئینی خواهند بود (همان).
تا این جا دانستیم که مهمترین نقشهای زبان علم، نقشهای ارجاعی و فرازبانی است. چنان که اشاره شد، در نقش ارجاعی زبان، موضوع متن (در نوشتار یا گفتار)، امری در جهان خارج است و از آن جا که این امر باید قابلمحک باشد، متن موردنظر باید کمترین میزان ابهام و تیرگی را داشتهباشد و قاعدتاً باید نشانههایی در آن به کار رود که معنی شفاف و بیابهامی داشتهباشد. این همان خصوصیتی است که در متون علمی جستجو میکنیم، بدین معنی که در متون علمی، به طور طبیعی، خواهان پایینترین درج? استفاده از واژههای چندمعنا و چندپهلو هستیم. نقش فرازبانی نیز، که هدف از بهکارگیری ان، به بیان ساده، تعریف و توضیح اصطلاحات علمی است، مطمئناً و مسلماً در متون علمی قابلجستجوست چرا که این دست متون غالباً مملو از اصطلاحات و مفاهیم فنی هستند. همچنین، در شمار معدودی از نوشتههای علمی نیز یافتن نقش ترغیبی دور از انتظار نیست. در این نقش، همان طور که از نامش پیداست، نویسنده یا گوینده به دنبال ترغیب مخاطب از نظر عقلی یا عاطفی است که از بین این دو، بعید نیست که گاهی ترغیب عقلی را در متون علمی شاهد باشیم. اما نقشهای عاطفی، همدلی و ادبی به هیچ وجه در متنهای علمی قابلردیابی نیستند و موضوعیت ندارند. حال که نقشهای زبانی و موضع زبان علم نسبت به این نقشها مشخص شد، در ادامه، وجوه تمایز زبان علم و زبان روزمره و همچنین زبان علم و زبان ادبیات را از دیدگاه حقشناس (۱۳۷۲)، از نظر میگذرانیم.
۳-۲-۲. مقایس? زبان علم و زبان روزمره
یک ویژگی بارز زبان روزمره آن است که در امر پیامرسانی بیش از انواع دیگر زبان به موقعیتهای بافتاری۹۳، اجتماعی، تاریخی و یا محلی تکیه میکند. بدین معنی که این نوع بخصوص از زبان به جای آن که بار معنایی و مسئولیت انتقال آن را تا آن جا که میسر است بر دوش ساختار معنایی زبان بگذارد، بخش قابلتوجهی از آن را به تسامح بر عهد? بافتی از موقعیت وامیسپارد که


No Comment.

Related Posts

پایان نامه ها و مقالات

قابلیت پیش بینی، پرخاشگری کلامی

طرح پژوهش در سطح دانشگاه، با اخذ معرفی نامه از دانشکده، به معاونت پژوهشی اداره آموزش و پرورش شهرستاناصفهان مراجعه شد و از آنها لیست دبستانهای دولتی شهرستان اخذ و نمونهگیری مربوط به پایایی و Read more…

پایان نامه ها و مقالات

سبک های فرزند پروری، دانش آموزان دختر

و خوی کودکان (خشم / سرخوردگی وتلاش برای کنترل)، سبک های فرزند پروری (مستبدانه و مقتدرانه) را پیش بینی می کند؟ ۲. آیا سبک های فرزند پروری (مستبدانه و مقتدرانه)، خلق و خوی کودکان (خشم/ Read more…

پایان نامه ها و مقالات

مشکلات رفتاری، رفتار پرخاشگرانه

گریتنز۲۳۱، آنقنا۲۳۲ و میچلز۲۳۳، ۲۰۰۹)، ناراحتی های عاطفی (نلسون و کوان۲۳۴، ۲۰۰۹) و مشکلات رفتاری را در مدارس ابتدایی گزارش کرده اند. در مطالعه ای که توسط استون۲۳۵ و همکاران (۲۰۱۳) با هدف بررسی کنترل Read more…