دارای سه مرتب? ظاهر، خیال و عقل میباشد و هر یک از این مراتب بر اساس عمل و تربیت مخصوص به خود تکمیل میگردند، بنابراین باید برای تربیت هر مرتبه عمل متناسب با آن مرتبه انجام شود. فقه اکبر، فقه اوسط و فقه اصغر متکفل یافتن عمل مخصوص هر مرتبه هستند. بنابراین اولین و مهمترین شرطی که باید در کسی وجود داشته باشد تا بتواند ولیّ و سرپرست جامعه قرار گیرد، این است که دارای این سه فقاهت باشد.
به نظر میرسد، با توجه به این تحلیل است که “صدرالمتالهین برای فردی که فیلسوف نباشد، ولایت قائل نیست، بلکه ولایت را برای فقیهی می‌داند که جامع فقهین (فقه الاکبر و فقه الاصغر) باشد، مانند امام در عصر حاضر. بنابراین فرق ولایت فقیه حکمت متعالیه با سایر حکمت‌ها، در این است که در حکمت متعالیه، جامع فقهین، ولیّ است، اما در حکمت‌های دیگر، فقیه به همین صورت تک بعدی نیز می‌تواند در جایگاه ولی قرار گیرد. از این رو، کاربرد تعبیرهایی، مانند: حکیم، انبیا حکیم اند و …، که از افلاطون و ارسطو نقل شده است، در همین زمینه می‌توان ارزیابی کرد. … با توجه به دیدگاه صدرالمتألهین درباره ولایت فقیه، ایشان اگر در درجه نخست، مقامات شهود، کشف، جهان‌بینی و مراحل عالیه علم و عمل را برای انبیا قائل است و بعد می‌گوید که مجتهدان مظاهر انبیا هستند، این در خصوص مجتهدان “جامع بین الفقهین” است و اگر در دیدگاه ایشان، مجتهدان واسطه‌های میان انبیا، معصومان و مردم می‌باشند با لحاظ این جنبه (جامع بین الفقهین) است وگرنه بعید است که ایشان برای مجتهد تک‌بعدی چنین سمتی قائل باشد.”۹۵.

۲-۲-۲-۲. بحث قرآنی
قرآن نیز با تأکید بر این مطلب که تنها کسی سزاوار هدایت کردن خواهد بود که مسیر تکامل را بشناسد و نسبت به هدایت جاهل نباشد، تذکر میدهد که باید از کسانی پیروی کرد که به راههای سلوک آگاه باشند. خداوند باری تعالی در آی? ۳۵ سور? یونس میفرماید:
* “قُلْ هَلْ مِن شُرَکاَئکمُ مَّن یهَْدِى إِلىَ الْحَقّ‏ِ قُلِ اللَّهُ یهَْدِى لِلْحَقّ‏ِ أَ فَمَن یهَْدِى إِلىَ الْحَقّ‏ِ أَحَقُّ أَن یُتَّبَعَ أَمَّن لَّا یهَِدِّى إِلَّا أَن یهُْدَى‏ فَمَا لَکمُ‏ْ کَیْفَ تحَْکُمُون۹۶؛
بگو: آیا هیچ یک از معبودهاى شما، به سوى حق هدایت مى‏کند؟! بگو: “تنها خدا به حق هدایت مى‏کند! آیا کسى که هدایت به سوى حق مى‏کند براى پیروى شایسته‏تر است، یا آن کس که خود هدایت نمى‏شود مگر هدایتش کنند؟ شما را چه مى‏شود، چگونه داورى مى‏کنید؟!”
این آیه بیان میدارد که “جاهلی که نمیداند به چه هدایت میکند و از چه منبعی الهام میگیرد، نمیتواند هدایتگر دیگران باشد و به عبارتی دیگر، کور نمیتواند مشعلدار کوری دیگر شود. پس دعوت به حق و امر و نهی مستلزم دانستن خیرات، معروفها و منکرات است و این صفات جز در فقیه جامعالشرایط و درس خوانده در محضر علوم و دانشهای پیغمبر (ص) و امام معصوم (ع) پیدا نمیشود.”۹۷.
بنابراین اولین شرطی که قرآن کریم برای تبعیت از شخصی درنظر میگیرد، داشتن علم به مسیر هدایت است. اما پرسش مهمی که باید در اینجا بدان پاسخ داد، این است که چگونه شخصی میتواند مسیر هدایت را بشناسد؟ به تعبیر دیگر، سرپرست جامعه باید به چه چیزی علم داشته باشند تا بتوانند هدایت کنند؟ قرآن خود پاسخ این سوال را داده است:
* “شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَ مَنْ کانَ مَریضاً أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُریدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَ لا یُریدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُکْمِلُوا الْعِدَّهَ وَ لِتُکَبِّرُوا اللَّهَ عَلى‏ ما هَداکُمْ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُون۹۸؛
(روزه، در چند روز معدودِ) ماهِ رمضان است ماهى که قرآن، براى راهنمایى مردم، و نشانه‏هاى هدایت، و فرق میان حق و باطل، در آن نازل شده است. پس آن کس از شما که در ماه رمضان در حضر باشد، روزه بدارد! و آن کس که بیمار یا در سفر است، روزهاى دیگرى را به جاى آن، روزه بگیرد! خداوند، راحتى شما را مى‏خواهد، نه زحمت شما را! هدف این است که این روزها را تکمیل کنید و خدا را بر اینکه شما را هدایت کرده، بزرگ بشمرید باشد که شکرگزارى کنید!”
* “وَ ما أَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ إِلاَّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فیهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَهً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُون۹۹؛
ما قرآن را بر تو نازل نکردیم مگر براى اینکه آنچه را در آن اختلاف دارند، براى آنها روشن کنى و (این قرآن) مایه هدایت و رحمت است براى قومى که ایمان مى‏آورند!”
این آیات بیان میکنند که مای? هدایت و راهنمایی مردم، قرآن است؛ یعنی باید به قرآن علم داشت تا بتوان هدایت شد. بنابراین باید در محضر قرآن نشست تا راههای هدایت را شناخت. از اینرو سرپرست و ولیّ جامعه باید به قرآن علم داشته باشد. قرآن نیز مجموعهای است از عقاید، اخلاق و احکام. بنابراین کسی میتواند زعامت جامعه را در دست گیرد که هم به عقاید، هم به اخلاق و هم به احکام الهی مطلع و آگاه باشد، آن هم فهمی عمیق. قرآن در آیه ۱۲۲ سور? توبه میفرماید:
* “وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّهً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طائِفَهٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ۱۰۰؛
شایسته نیست مؤمنان همگى (بسوى میدان جهاد) کوچ کنند چرا از هر گروهى از آنان، طایفه‏اى کوچ نمى‏کند (و طایفه‏اى در مدینه بماند)، تا در دین (و معارف و احکام اسلام) آگاهى یابند و به هنگام بازگشت بسوى قوم خود، آنها را بیم دهند؟! شاید (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند، و خوددارى کنند!”
یعنی کسانی باید مردم را هدایت کنند که در دین تفقه کرده باشند و همانطور که مشخص است، دین مجموع? عقاید، اخلاق و احکام میباشد. دلیل این برداشت از آیه را میتوان در کلمات علامه طباطبایی (ره) یافت:
“از اینجا معلوم مى‏شود که: اولاً مقصود از تفقه در دین فهمیدن همه معارف دینى از اصول و فروع آن است، نه خصوص احکام عملى، که فعلاً در لسان علماى دین کلمه فقه اصطلاح در آن شده، بدلیل اینکه مى‏فرماید: “وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ- و قوم خود را انذار کنند”، و معلوم است که انذار با بیان فقه اصطلاحى، یعنى با گفتن مسائل عملى صورت نمى‏گیرد، بلکه احتیاج به بیان اصول عقاید دارد.” ۱۰۱.
با توجه به تحلیل قرآنی بالا مشخص میشود که قرآن تنها حق سرپرستی جامعه را از آنِ کسی میداند که علاوه بر آگاهی از احکام الهی، بر عقاید و اخلاق الهی نیز آگاهی داشته باشد و از آنجایی که برای درک عمیق و استوار از آیات قرآن کریم نیاز به ابزار مناسب وجود دارد و همانطور که علمای فقه اصغر معتقدند که برای دستیابی به احکام الهی باید مجهز به اصول فقه و علم فقه بود، باید در حوز? عقاید و اخلاق نیز ابزار مناسب برای فهم صحیح از قرآن را در اختیار داشت. در حوز? عقاید عرفان و فلسفه و کلام متکفل برداشت صحیح عقاید اسلامی هستند و علم اخلاق متکفل دستیابی به اخلاق الهی است.

۲-۳. برتری برهان مذکور نسبت به استدلال نظم اجتماعی
یکی از مهمترین استدلالهایی که برای اثبات ولایت فقیه در کتب کلامی و فلسفی رایج است، برهان ضرورت نظم اجتماعی میباشد. طلیع? این دلیل با “الانسان مدنی بالطبع” آغاز میشود و به صورت منطقی آن به نحو زیر است:
“مقدم? اول: حیات اجتماعی انسان و نیز کمال فردی و معنوی او از یک سو نیازمند قانونی در ابعاد فردی و اجتماعی است که مصون از نقص و خطا باشد (قانون الهی).
مقدم? دوم: از سوی دیگر، جامع? دینی برای اجرای کامل قانون، نیازمند حاکمی عالم به احکام دین و سیاست، عادل و با کفایت است.
مقدم? سوم: حیات انسان در بعد فردی و اجتماعیاش به گونهای مطلوب، بدون این دو یا یکی از آنها محقق نمیشود و از این سو، نبودشان نیز در بعد اجتماعی سبب هرج و مرج و تباهی جامعه میشود که هیچ عاقلی بدان راضی نمیشود.
این برهان که دلیلی عقلی است، محدود به مکان یا زمان نمیباشد؛ بدین معنا که از یک سو زمان انبیاء (ع) را شامل میشود که نتیج? آن ضرورت نبوت است (از جانب خداوند) و از سوی دیگر، شامل زمان پس از نبوت است که ثمر? آن، ضرورت امامت میباشد، و از سویی ناظر بر عصر غیبت امام معصوم (ع) است که حاصلش ضرورت ولایت فقیه میباشد که شبیهترین افراد به امام معصوم است.”۱۰۲.
پایه و اساس این برهان بر جلوگیری از هرج و مرج استوار است. به دیگر سخن، این استدلال بیان میکند که انسانها “مدنی بالطبع” هستند و برای ادام? زندگی ناچار هستند که با یکدیگر تعاون و همکاری داشته باشند. این زندگی اجتماعی نیازمند قانون و مقررات است؛ چراکه اگر قانونی وجود نداشته باشد، نزاع پیش خواهد آمد. این نزاع و هرج و مرج به وجود آمده در اجتماع باعث نابود شدن جامع? انسانی خواهد شد. بنابراین برای جلوگیری از تباهی جامعه، باید در جامعه قانون حکمفرما باشد تا بتواند نظم اجتماعی را حفظ کند. بنابراین از یک سو، برای حفظ عدالت بین تمامی افراد جامعه باید کاملترین قانون در جامعه اجرا شود و از سوی دیگر، مجری این قوانین معصوم و یا عادلترین افراد جامعه باشد. از آنجایی که بهترین قانون، فقه اصغر است، بنابراین باید در دوران غیبت، شخصی بر مسند حکومت قرار گیرد که آگاهترین افراد به این علم باشد. در نتیجه، در دوران غیبت باید فقیه جامعالشرایط رهبری (البته فقه در اینجا فقه اصغر است) زعامت جامعه را در دست گیرد.
با توجه به مطالب بالا مشخص میشود که اولین تفاوت این برهان با استدلالی که در این فصل به تبیین آن پرداختیم، این است که در برهان نظم اجتماعی، منظور از فقیه جامعالشرایط، فقیه در فقه اصغر میباشد، در صورتی که در استدلال فلسفی، حاکم مدینه باید دارای هر سه نوع فقاهت باشد.
دومین تفاوتی که بین این دو نوع برهان وجود دارد، هدفی است که هر کدام از این دو استدلال در پیِ دستیابی به آن هستند. غایتی که برهان نظم اجتماعی به دنبال آن است، ایجاد نظم اجتماعی با استفاده از بهترین قانون؛ یعنی فقه اصغر میباشد. به دیگر سخن، هدف این برهان دستیابی به “مدین? فاضله”ای است که در آن تمام قوانین از روی عدالت اجرا میشود. اما افق و چشماندازی که در استدلال ناقص بودن انسان پیگیری میشود، تکامل انسان و تربیت خلیف?الله است. یعنی در این استدلال هدف حکومت و سیاست تربیت خلیف? الله است و چون لازم? تربیت خلیف? الله، عمل به تمام ابعاد فقه اصغر، اوسط و اکبر است، بنابراین خود به خود نظم اجتماعی هم ایجاد خواهد شد. به تعبیر دیگر، در استدلالی که در این فصل ذکر کردیم، هدف عالیای که حکومت به دنبال آن است، نورانی کردن جامعه میباشد و لازم? نورانی کردن جامعه، رعایت عدالت و ایجاد نظم در جامعه میباشد: “مهم‏ترین هدفی که حکومت اسلامی به همراه دارد، دو چیز است: اوّل، انسان‏ها را به سوی
“خلیفه الله” شدن راهنمایی کردن و مقدمات سیر و سلوک آنان را فراهم نمودن و دوم، کشور اسلامی را “مدینه فاضله” ساختن، مبادی تمدن راستین را مهیا نمودن، و اصول حاکم بر روابط داخلی و خارجی را تبیین کردن.
همان گونه که نظام داخلیِ انسان را روح و جسم او می‏سازد ولی اصالت از آنِ روح است و بدن پیرو روح می‏باشد و سلامت و رعایت اصول طبی وی، برای تأمین سلامت روح از گزند عقائد سوء و آسیبِ اخلاقی ناروا و حفظ از زیان رفتار ناپسند است، تأمین “مدینه فاضله” نیز برای پرورش انسان‏هایی است که در جهت “خلیفه الله” گشتن گام بر می‏دارند و اصالت در بین دو رکن یاد شده، همانا از آنِ خلافت الهی است؛ زیرا بدن هر چند سالم باشد، پس از مدتی می‏میرد و می‏پوسد ولی روح، همچنان زنده و پاینده است. همچنین، مدینه فاضله، هر چند از تمدن والا برخوردار باشد، پس از مدتی ویران می‏گردد، ولی “خلیفه الله” که همان انسان کامل است، از گزند هر گونه زوال مصون است. بنابراین، مدینه فاضله، به منزله بدن است و خلیفه الله، به مثابه روح آن؛ و همان گونه که بر اساس اصالت روح، بدن را روح سالم می‏سازد، بنابر اصالتِ “خلیفه الله”، مدینه فاضله را انسان کامل تأسیس و تأمین می‏نماید.
لازمه خلافت الهی آن است که انسان کامل یعنی خلیفه الله، همه کمال‏های مستخلفٌ عنه را که خداوند جهان است، به اندازه سعه هستی خود فراهم نموده و در همه آن کمال‏های وجود، مظهر خداوند سبحان قرار گیرد و بنابراین، آنچه به نام قسط و عدل و نظایر آن به عنوان اهداف حکومت اسلامی یاد می‏شود، اگر چه کمال به شمار می‏آیند، لیکن همه آنها جزء فروعات کمال اصلی‏اند؛ زیرا انسان متعالی که خلیفه خداست، مصدر همه آن کمال‏ها خواهد بود؛ چرا که خلافت خداوند مستلزم آن است که خلیفه وی، مظهر همه آنچه که در تأمین سعادت ابد سهیم است و در تدبیر جوامع بشری نقش سازنده دارد باشد.”۱۰۳.
بنابراین با توجه به تفاوت در هدف و غایتی که هر کدام از استدلالها برای حکومت در نظر میگیرند، میتوان به جایگاه ویژهای که هر یک در آن قرار دارند، دست یافت. برهان فلسفیای که بر “الإنسان غیر مکتف بذاته” استوار است، چنان چشمانداز وسیعی را ترسیم میکند که تمام اهداف برهان نظم اجتماعی نیز خود به خود تأمین میکند اما برهان نظم اجتماعی توان پاسخگویی به افق استدلال ارائه شده در این جستار را ندارد.

فصل سوم
لوازم و نتایج تبیین فلسفی ولایت فقیه

* مقدمه
* مشروعیت
* وظایف و رسالت ولی فقیه
* ویژگیهای ولی فقیه
* جایگاه


No Comment.

Related Posts

پایان نامه ها و مقالات

قابلیت پیش بینی، پرخاشگری کلامی

طرح پژوهش در سطح دانشگاه، با اخذ معرفی نامه از دانشکده، به معاونت پژوهشی اداره آموزش و پرورش شهرستاناصفهان مراجعه شد و از آنها لیست دبستانهای دولتی شهرستان اخذ و نمونهگیری مربوط به پایایی و Read more…

پایان نامه ها و مقالات

سبک های فرزند پروری، دانش آموزان دختر

و خوی کودکان (خشم / سرخوردگی وتلاش برای کنترل)، سبک های فرزند پروری (مستبدانه و مقتدرانه) را پیش بینی می کند؟ ۲. آیا سبک های فرزند پروری (مستبدانه و مقتدرانه)، خلق و خوی کودکان (خشم/ Read more…

پایان نامه ها و مقالات

مشکلات رفتاری، رفتار پرخاشگرانه

گریتنز۲۳۱، آنقنا۲۳۲ و میچلز۲۳۳، ۲۰۰۹)، ناراحتی های عاطفی (نلسون و کوان۲۳۴، ۲۰۰۹) و مشکلات رفتاری را در مدارس ابتدایی گزارش کرده اند. در مطالعه ای که توسط استون۲۳۵ و همکاران (۲۰۱۳) با هدف بررسی کنترل Read more…