قرینه و بنیان‌های بدیهی راهی به قطعی‌سازی باورها نمی‌برد.
سه مشخصه‌ی دیگر، جنبه‌ی ارتباط و گفتگوی میان این دو حوزه را برجسته می‌کند و نشان می‌دهد در شرایط کنونی و در نتیجه ارتباطات میان‌رشته‌ای، میان شیوه‌های تعقل هر یک از این حوزه‌ها همپوشی‌هایی می‌تواند وجود داشته باشد و کمتر از تصلب و خشکی موضع هر یک می‌توان سراغ گرفت: (2) هر یک چهره‌ی خود را در نظر دیگر می‌تواند ببیند و بداند دیگری چه تصوری از او دارد، (3) هر دو گروه جاذبه‌های موضع طرف مقابل را احساس می‌کنند و (4) در مواضع خود دچار تزلزل و دوسوگرایی هستند.55 با توجه به این مشاهدات است که می‌توانیم بگوییم با یک تکثر در فرهنگ و حوزه‌های تعقل بشری مواجه هستیم که برجسته‌ترین خصوصیتی است که تفکر پست‌مدرن بر آن تأکید می‌کند. چنین فضایی لزوم نگاه مسئله محور به واقعیت‌ها و تلاش برای استفاده از یک هم‌کوشی میان‌رشته‌ای برای حل آن مسائل را برجسته می‌سازد.
فون هویستین نیز که هدف اصلی‌اش ترسیم ارتباط میان الهیات و علم است، دو ویژگی عمده‌ برای پست‌مدرنیسم بر می‌شمارد که به نظر می‌رسد با دسته‌بندی فوق همخوانی دارد. او ویژگی‌های بارز پست‌مدرنیسم را (1) خصوصیت بین‌رشته‌ای بودن و (2) مسئله‌دار ساختن و به چالش کشیدن عقلانیت دوران مدرن می‌داند. محور نظر هویستین درباره‌ی پست‌مدرنیسم این است که این تفکر، جایگزین مدرنیسم نیست بلکه جنبه‌ی انتقادی آن است. وی مدرنیسم را جنبش فرهنگی ویژه‌ای در قرن‌های نوزدهم و بیستم می‌داند که از دو ایده‌ی متمایز برخوردار است: (1) عامل انسانی ضرورتاً عقلانی و خودمختار است که تنها رهایی از گذشته را نیاز دارد و (2) فرهنگ به حوزه‌های مستقل علم، اخلاق، هنر و احتمالاً دین مرزبندی می‌شود که با مفهوم جهانی عقلانیت در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. فون هویستین این مفاهیم را به این شکل تغییر داد: (1) عامل انسانی کاملاً مستقل از محیط نیست و بواسطه‌ی بافت خود شکل می‌گیرد اما بافت در شکل دهی به آن تعیین‌کننده نیست یعنی انسان در سنت‌های خود ریشه گرفته اما قادر به نقد آن است،‌ همچنین (2) حتی با وجود معیارهای متفاوت عقلانیت در بافت‌های متفاوت، امکان گفتگوی میان فضاها و همپوشانی معرفت‌شناختی و منابع مشترک عقلانیت مطرح است.
هویستین خود را در عصر پست‌مدرن می‌بیند و با اشاره به توماس کوهن فیلسوف علم، به نقش او در رد نگاه‌های بنیان‌گرا در فعالیت‌های علمی اشاره می‌کند. طبق این نگاه پست‌مدرن «قواعدی که بر طبق آنها تصمیمات علمی اتخاذ می‌شوند نه جهانی‌اند و نه ضروری، بلکه در حقیقت با توسعه‌ی خود علم تغییر می‌کنند».56

2-3-3 الهیات نابنیان‌گرایانه
الهیاتی که مفروضات پیش‌گفته فیلسوفان پست‌مدرن را جدی بگیرد و از صدق جهان‌شمول و فراروایت‌ها فاصله بگیرد و متن مقدس را حاصل فرهنگ بداند، نسبت به شکل سنتی آن با تفاوتهایی اساسی مواجه خواهد شد. حتی در قرائت‌هایی از این نوع الهیات می‌توان گفت وجود یا عدم وجود خدا دیگر مسئله‌‌ی اصلی یک الهی‌دان پست‌مدرن نیست و شاید بتوان گفت نزاع میان ملحد و خداباور دیگر جدی نیست. به بیان گراهام وارد: «در الهیات پست‌مدرن لازم نیست وجود یا عدم وجود خدا مشخص شود و در یک جامعه‌ی متکثر روشن گردد که کدام خدا بر خدای دیگر برتری دارد. بلکه چنین الهیاتی با جدیت تمام در کنار سوژه‌هایی انسانی قرار می‌گیرد که فرهنگ را ایجاد کرده و بواسطه‌ی آن شکل گرفته‌اند، چنین الهیاتِ ضدالهیاتی می‌تواند محدودیت‌های وضع شده از سوی دین اقتدارگرا را بگشاید».57 شاید بتوان گفت آغاز چنین نگاه نابنیان‌گرا نسبت به الهیات تحت تأثیر مفهوم واسازی فیلسوفان پست‌مدرن فرانسوی شکل گرفت. بطور خاص می‌توان گفت مارک تیلور با کتاب ضد/الهیات پست‌مدرن (1984)58 گام مهمی برای شروع این جریان برداشت و فلسفه واسازی دریدا را به حوزه‌ی گفتمان الهیاتی وارد ساخت.59 طبق بنیان‌گریزی حاصل از تفکرات پست‌مدرن، الهیات دیگر نمی‌توانست مرجعی بیرون از متن برای خود برگزیند چراکه همواره متنی دانسته می‌شد که درون گفتمان‌های موجود قرار گرفته است پس دیگر شأنی خاص نداشت و تنها یکی از انواع گفتمان‌های موجود در جامعه بود. همانطور که پیشتر بیان شد یکی از خصوصیات تفکر نابنیان‌گرای پست‌مدرن رد صلاحیت فراروایت‌هاست. این سخن به لحاظ الهیاتی به این معناست که یک قرائت خاص نسبت به دیگر خوانش‌ها برتری ندارد و در الهیات با روایت‌های مختلف مواجه هستیم. بنابراین الهی‌دانان روایی تلاش داشته‌اند خوانشی نابنیان‌گرا نسبت به الهیات ارائه دهند.
فون هویستین به نقد نگرش‌های نابنیان‌گرا در الهیات می‌پردازد و به این شکل تلاش می‌کند از الهیات‌های نسبی‌گرای پست‌مدرن فاصله ‌گیرد. اینکه آیا پیشنهاد وی نیز تنها جنبه‌ای انتقادی دارد و یا راه‌حلی پیش‌ می‌نهد در بخش بعد و پس از معرفی الگوی او بررسی خواهد شد. اما در اینجا نگاه نقادانه وی که ضرورت یک رویکرد جدید را برجسته می‌سازد مورد توجه است. فون هویستین که چارچوب عمده‌ی الهیات نابنیان‌گرا را برخی از خوانش‌های نسبی‌گرایانه الهیات روایی می‌داند بر این باور است که الهیدانان روایی به این حقیقت توجه نکرده‌اند که روایت‌های کتاب مقدس تفسیر و یا حتی تبیین‌ هستند و نه صرفاً روایت. در نظر وی دیدگاه‌های اینان به درک نسبی از توجیه، صدق و عقلانیت و به ایمان‌گرایی معرفت‌شناختی می‌انجامد که نتیجه‌ی آن انزوای الهیاتی و عدم امکان گفتگو و تعامل با دیگر حوزه‌هاست. وی به بسیاری از الهی‌دانها اشاره می‌کند که از نابنیان‌گرایی حمایت کرده‌اند ولی در نهایت به نسبی‌گرایی افراطی عقلانیت‌ها و عقب‌نشینی نامعقول به سوی تعهد دینی سوق یافته‌اند.
برخی از الهی‌دانهای نابنیان‌گرا نیز تلاش می‌کند برای الهیات نقشی عمومی ایجاد کند اما در نهایت به استراتژی حمایتی ایمان‌گرایی بنیان‌گرایانه می‌انجامند که به شکلی رازوار و محصور، از «کثرت عقلانیت‌ها» حمایت می‌کنند. بنابراین امید به یافتن جایگاهی میان‌رشته‌ای برای تأمل الهیاتی به عنوان یک استراتژی تعقل و البته کل امکان الهیات عمومی از میان می‌رود. به نظر می‌رسد چنین عقلانیت فرقه‌ای و رازوار به یک الهیات انزواطلب می‌انجامد که بر مبنای آن هیچگاه نمی‌توان دیگران را که متفاوت می‌اندیشند نقد نمود چراکه در جماعت‌های معرفت‌شناختی متفاوتی به سر می‌برند. بطور خلاصه اینچنین الهیاتی هیچ اثری بر جهان نخواهد داشت و مهمتر اینکه امکان گفتگو با دیگر حوزه‌های تأمل بشری را فراهم نمی‌سازند.
از نظر هویستین دو مسئله عمده پیش روی الهیات روایی است که مانع از تعامل میان‌رشته‌ای آن با علم می‌گردد. یک مسئله هرمنوتیکی است و دیگری معرفت‌شناختی. از نظر هرمنوتیکی الهیات روایی معیاری برای مواجه شدن با متن مقدس ارائه نمی‌دهد یعنی به جهت نسبی‌گرا بودن چارچوب این نگرش به الهیات نمی‌توانیم شیوه‌های مختلف نگاه به متن مقدس را نسبت به یکدیگر مقایسه، سنجش و ارزش‌داوری نماییم. بعلاوه مسئله‌ی معرفت‌شناختی نیز آن است که معیاری برای سنجش و برآورد صدق گزاره‌های الهیاتی در اختیار نداریم به این معنا که مشخص نیست این باورهای و گزاره‌های دینی و الهیاتی از نظر معرفت‌شناختی چه جایگاهی دارند و ارتباط آنها با صدق چیست. این دو خصوصیت موجب می‌شود صدق و عقلانیت مفاهیمی نسبی باشند و این امکان وجود داشته باشد نسبت به این مفاهیم چارچوب‌های متفاوتی به دست دهیم که با یکدیگر سازگاری نداشته باشند. پس به ناچار این الهیات به نوعی ایمان‌گرایی و انزوا تن می‌دهد.60
از نظر هویستین نابنیان‌گرایی بصورت واکنشی علیه بنیان‌گرایی قد برافراشت اما از سوی دیگر برخی واکنش‌های انتقادی نسبت به نابینان‌گرایی باعث عقب‌گرد به مواضع بنیان‌گرایانه می‌گردد و امکان گفتگوی میان‌رشته‌ای را سلب خواهد کرد. پس چه راه حلی می‌توان پیشنهاد داد که از نسبی‌گرایی اجتناب کند و در عین حال به اشکالات بنیان‌گرایی دچار نشود؟ در بخش بعد در قالب پسا‌بنیان‌گرایی تلاش می‌شود چارچوبی برای برون رفت از این مسئله ارائه شود.

2-4 پسا‌بنیان‌گرایی
در این بخش ابتدا به ترسیم ویژگی‌ها و ابعاد عقلانیت پسابنیان‌گرا خواهیم پرداخت. به این منظور مفاهیمی همچون داوری مسئولانه، عقلانیت متقاطع، کفایت تجربی و نظری و حل مسئله معرفی می‌شوند. در بخش بعد به بررسی فضایی خواهیم پرداخته که پسا‌بنیان‌گرایی برای گفتگوی میان الهیات و علم عرضه می‌دارد. در قسمت سوم نیز ویژگی‌های الهیات پیابنیان‌گرا بررسی خواهد شد.

2-4-1 عقلانیت پسابنیان‌گرا
پسا‌بنیان‌گرایی نگاهی به عقلانیت است که ادعا نموده فراتر از بنیان‌گراییِ جزم‌اندیشانه‌ی دوران مدرن و نابنیان‌گراییِ نسبی‌گرایانه‌ی پست‌مدرن قرار دارد. از جمله ویژگی‌های عقلانیت‌ پسابنیان‌گرا 1) تأکید بر شکل‌گیری زمینه‌ی مشترک عقلانیت در میانه علم و دین است. این زمینه‌ی مشترک تلاش برای حل مسئله در بافتِ زندگی عادیِ انسان است که هم در علم و هم در الهیات مورد توجه است. دیگر اینکه 2) عقلانیت پسابنیان‌گرا انتزاعی و کلی نیست و باید در یک موقعیتِ زمانی و مکانی خاص و با توجه به یک مسئله خاص لحاظ شود. 3) این عقلانیت با توجه به ارتباط انسان با جهان (از جمله دیگر انسانها) و خداوند مد نظر است.
پرسش مهم این است که طبق چه خصوصیاتی می‌توانیم قابلیت‌هایی همچون میان‌رشته‌ای بودن، بافت‌محور بودن، مرتبط بودن با جهان و خدا را برای این شیوه در میانه جزم‌اندیشی و نسبی‌گرایی در نظر بگیریم؟ برای پاسخ به این پرسش در این بخش به خصوصیات پسابنیان‌گرایی پرداخته می‌شود و مفاهیم اصلی آن تبیین خواهد شد. از جمله بعد ارزیابانه و عملی در عقلانیت، مفهوم ارزیابی و داوری مسئولانه، مفهوم متقاطع بودن عقلانیت، کفایت تجربی و نظری و نوع نگاه به صدق و عینیت مهمترین مفاهیمی هستند که باید در این زمینه به آنها پرداخته شود. تمامی این خصوصیات نوعی نگاه به عقلانیت را ترسیم می‌کنند که از تصویر هوش انسان در علوم طبیعی فاصله‌ای ندارد. در علوم طبیعی هوش انسان برای زندگی در جهان و تلاش برای یافتن راه‌هایی جهت ادامه حیات تکامل یافته است. در پسابنیان‌گرایی نیز عقلانیت جدای از این قابلیت طبیعی انسان مجزا دانسته نمی‌شود و حساس به محیط و بافت اجتماعی و حل مسائل مشخصی در زندگی در نظر گرفته شده است.

2-4-1-1 ابعاد عقلانیت
همانطور که در معرفی بنیان‌گرایی بیان شد،‌ باورهای گزاره‌ای، معرفت و اصولاً شناخت، مهمترین و تنها جنبه‌ای است که برای معقول بودن در مدل بنیان‌گرا مورد توجه قرار می‌گیرد. اما با تمرکز بر این جنبه، ویژگی‌های سه‌گانه‌ای که برای عقلانیت پسابنیان‌گرا مطرح شد قابل حصول نخواهند بود چراکه زمینه‌ی مشترک برای گفتگو و تعامل الهیات و علم مهیا نخواهد شد و به خصوص با توجه به هستی‌شناسی‌های متفاوت این دو حوزه نمی‌توان با تأکید بر بنیان‌های خدشه‌ناپذیر هر یک از این دو حوزه که ادعای جهان‌شمولی دارند، چنین زمینه‌ای را به دست داد.
اما طبق نگرش پسا‌بنیان‌گرای فون هویستین عقلانیت سه بعد متفاوت دارد: شناختی، ارزیابانه و عملی. به این ترتیب با معرفی دو بعد ارزیابانه و عملی، فراتر از تعریف محدودِ شناختی از عقلانیت قرار خواهیم گرفت. این گونه عقلانیت تلاش دارد برای باور، انتخاب‌های نظری، اخلاقی و عمل، دلایلی را به دست دهد که در دسترس و ملموس هستند چراکه با زندگی معمول و روزمره در ارتباط‌‌اند. بافتار زندگی واقعی عرصه‌ی عمل دو بعد عملی و ارزیابانه هستند و این امکان را فراهم می‌کنند که با فاصله گرفتن از انتزاع حاصل از سنجش باورها با یکدیگر، به ارزیابی عملی تصمیم، عمل و انتخاب‌های خود بپردازیم. اما در اصل فاصله‌ای میان این ابعاد عقلانیت در میان نیست و باید توجه داشت که از یکدیگر جدا نبوده به صورت یک کل پیوسته به انتخاب‌ها و عمل در زندگی جهت می‌دهند،‌ پس عنصر شناختی تنها بخشی از این کل یکپارچه است و نباید بیش از حد برجسته شود.
بعلاوه توجه به ابعاد عملی‌تر در مدل پسابنیان‌گرا، مفهوم دیگری را در این نگرش برجسته می‌سازد و آن داوری مسئولانه و پاسخگویی است. عقلانیت متضمن مسئولیت‌پذیری/پاسخگویی است یعنی باید بتوانیم استدلال کنیم گزینش‌هایی که صورت می‌دهیم در موقعیت‌های عینی پاسخگوی حل مسئله‌ای خاص هستند و نسبت به این پاسخ‌گویی یک ارزیابی و داوری مسئولانه صورت دهیم. داوری در موقعیت‌هایی لازم است که در آنها قواعد یا بنیان‌های کافی در اختیار نداریم. حتی در علم اینگونه نیست که همچون مدل بنیان‌گرای عقلانیت، پذیرش نظریه‌ها صرفاً با یک روند مکانیکی تصمیم‌گیری بواسطه‌ی پیروی از قواعد صورت ‌گیرد، بلکه نظریه‌ها با داوری و ارزیابی پذیرفته می‌شوند. برون رفت از مدل بنیان‌گرای عقلانیت به این معناست که در عین اثبات اینکه یک داوری (درباره‌ی باور، انتخاب، عمل و غیره) بصورت تصادفی صورت نمی‌گیرد و می‌تواند عقلانی باشد، مشخص نماییم که در اطمینان‌بخش‌ بودن این داوری، تنها کمال معرفت‌شناختی از اهمیت برخوردار نیست.
هویستین ایده‌ی داوری و ایده‌ی پاسخ متناسب با یک موقعیت محلی را با یکدیگر تلفیق می‌کند. با این تلفیق، نخست از نسبی‌گرایی اجتناب می‌شود چون معیارهای ما برای ارزیابی از طریق بافت‌هایی که در آن قرار داریم شکل می‌گیرند ولی این بافتها معیارهای ما را معین نمی‌کنند و به این ترتیب درست در برابر دیدگاه نسبی‌گرای برساخت‌گرایانه قرار می‌گیرد. بنابراین می‌توان در عین اینکه در سنت‌های خود قرار گرفته‌ایم به نقد آنها بپردازیم. دوم اینکه از بنیان‌گرایی اجتناب می‌شود چون در یک عقلانیت پسابنیان‌گرا ایده‌ی صدق و نقد، به شکلی بنیان‌گرا حفاظت نمی‌شوند بلکه بر پایه‌ی تأثیر متقابل میان داوری شخصی و بازخورد جماعت نسبت به آن قرار دارد.

2-4-1-2 عقلانیت متقاطع
هویستین برای شکل دادن به عقلانیت پسابنیان‌گرا از مفهوم کالوین شراگ استفاده می‌کند و از «دست یافتن به حد وسط» میان مدرنیته و پست‌مدرنیته سخن می‌گوید. این حد وسط با استعاره‌ی «عقلانیت متقاطع» به دست داده می‌شود که با کاربرد آن ادعا می‌شود هم از فراروایت‌های تمامیت‌ساز مدرنیته و هم از نسبی‌گرایی خودمنزوی‌ساز پست‌مدرنیسم افراطی عبور می‌کنیم. این اصطلاح، استعاره‌‌ای است که از تقاطع خطوط در ریاضیات گرفته شده و نشان می‌دهد گفتمان‌ها، شیوه‌های تفکر و کنش در نقاط متفاوتی با یکدیگر تلاقی می‌کنند.
فون هویستین سعی می‌کند این استعاره را جایگزین جهانشمولی عقلانیت مدرن نماید. دومین خصوصیت یعنی توجه به بافت‌ زمانی و مکانی در این خصوصیت از عقلانیت برجسته می‌شود. در جهان مدرن به واقع با تکثر چارچوب‌های فکری و نظرورزی‌های انسانی مواجه هستیم. انسان نیز در چنین فضای متکثر قرار گرفته و تنها از قابلیت صرف معرفت‌شناختی منفک از محیط برخوردار نیست. بنابراین مفهوم تقاطع قرار گرفتن انسان در تلاقی میان این چارچوب‌های فکری را به تصویر می‌کشد و منابع مشترکی از عقلانیت اشاره می‌کند که در تلاقی انواع باورها و کنشها قرار گرفته است. به این شکل عقلانیت را در مجموعه‌ای از کنش‌های اجتماعی قرار می‌گیرد و نه در نظام‌هایی

Categories: دسته اصلی

Related Posts

دسته اصلی

محاسبه آنلاین هزینه چاپ کتاب

  محاسبه آنلاین هزینه چاپ کتاب|چاپ کتاب ارزان|چاپ کتاب با تیراژکم|هزینه چاپ کتاب در ایران|چاپ کتاب با تیراژکم|خدمات چاپ کتاب|چاپ کتاب ارزان|چاپ کتاب شما|چاپ کتاب رایگان|هزینه چاپ کتاب| در انتشارات نوآوران سینا و موسسه فرهنگی و هنری هنر Read more…

دسته اصلی

چند نکته مفید که قبل از خرید آینه دستشویی و حمام باید در نظر بگیرید

  آینه دستشویی در تمام سبک‌ها، اشکال و اندازه‌ها آمده است اما کدام یک برای حمام مناسب است؟ در این راهنمای ما نگاهی به سبک‌های مختلف موجود می‌کنیم. یک-آینه‌های ساده در این مدل‌ها معمولاً یک آینه تراش‌خورده است که در قسمت پشت برای نصب آینه آویزی تعبیه‌شده است گاهی اوقات در طراحی‌های مینیمال این نوع آینه‌ها سرویس بهداشتی به Read more…

دسته اصلی

New Article Reveals the Low Down on Desktop Vaporizer and Why You Must Take Action Today

New Article Reveals the Low Down on Desktop Vaporizer and Why You Must Take Action Today If you’re watching for a background vaporizer which is going to have the ability to help you accomplish a Read more…