دانلود پایان نامه

سروده‏های وی آیینه اندیشه و معتقدات اوست و از این حیث به دیگر شاعر و ]هم وطن[ بزرگ خود «جلال‏الدین محمد مولوی» همانند است» (همان: ۱۲).
ناصرخسرو همواره مدح امیران و محتشمان را خطا می‏شمرد و در آثارش جایی برای تغزل جهت معشوقگان و دلبران نداشته است.
او بیش از هر چیز به درون‏بینی و باطن‏نگری تمایل داشت. به همین جهت نه تنها صنعت‏های بی‏حاصل لفظی زبان‏آوری‏های تملّق‏آمیز برخی شاعران را لغو و عبث می‏شناخت بلکه کار این‏گونه شاعران را در ردیف حرفه خنیاگری می‏خواند و برای آن‏ها هیچ ارج و بهایی قائل نبود و این شاعران را به سختی محکوم می‏کرد و در ردیف فریفتگان می‏دانست (زرین‏کوب، ۱۳۷۸: ۱۰۰-۹۸).

۳-۵. سبک ناصرخسرو
ناصرخسرو در تبلیغ مرام، فراوان از «تأویل» بهره برده است چرا که تأویل دست‏مایه اکثر صاحبان مذهب زمانش بود.
ناصرخسرو به مخالفان که اهل سنّت بودند، سخت می‏تازید و آنان را ناصبی و دشمن حضرت علی(ع) خطاب می‏کرد.
ناصرخسرو، به واقع شاعری بود که از هیچ‏ چیز اِبا نداشت و از هیچ‏کس و هیچ‏چیز نمی‏ترسید و آن‏چنان به خود اطمینان داشت که حتی بسیاری از امیران و شاهان زمان خود را هم مورد خطاب و عتاب قرار می‏داد.
در پرخاشگری و انتقاد حدّ و مرزی نداشت. در دیوانش کم نیستند لغات و عباراتی که بی‏پروا و به‏طور واضح زشت و مستهجن بیان شده‏اند. لغاتی چون، خر، گاو، یأجوج و مأجوج، دجّال، شیطان، اوباش و … لغات بسیاری از این قسم فراوان در دیوان و قصایدش به کار برده است.
ناصرخسرو به واسطه دل بستگی و تعصّبی که به مستنصربالله خلیفه وقت و رهبر اسماعیلیه داشت، تا آن‏جا پیش رفت که از دایره مذهب و اخلاقیات خشک و منزوی خود پا فراتر نمی‏گذاشت.
از مهم‏ترین خصوصیات سبکی وی در آثارش طرح مسائل فلسفی و کلامی در شعر بود. شاید او تنها شاعری است که از حیث سبک و محتوا به «کسایی مروزی» می‏ماند.
در شعر ناصرخسرو می و معشوق جایی ندارند. او شعرش را نافذتر از چرخ پرستاره می‏داند و به آثار نظم و نثرش علی‏الخصوص «زاد المسافرین» و «وجه دین» خود فراوان می‏نازد.
مشرب فلسفی ناصرخسرو بر پایه فلسفه یونانی و مشأیی نو افلاطونی است. او خواهان جامعه‏ای چون مدینه فاضله است. جامعه‏ای به دور از رشوه‏گیری، فساد، تباهی و …
ناصرخسرو همواره از سوی اشاعره مورد خطاب و عتاب قرار می‏گرفت، چراکه بنیان‏های فکری‏اش بر پایه عقل و اختیار بود.
ناصرخسرومعتقد است که همه مظاهر آفرینش «خطّ خدا» نامیده می‏شود. در حقیقت جهان را دفتری پر از محتوای خطّ و خلقت خدا می‏دانست و اعتقاد داشت این خط را باید از «خانه» پیامبر آموخت و تنها در و راهگشای این خانه هم علی(ع) است.
ناصرخسرو «بهشت» را نماد انسان کامل و «جهنم» را نماد نفس انسان جاهل می‏داند عقاید ناصرخسرو بر پایه احکام دین استوار است.
«ناصرخسرو به واقع شاعری یگانه است. هم از لحاظ طرز فکر و هم از نظر شیوه شاعری. حتی می‏توان گفت او همان‏طور که می‏اندیشید، شعر گفته و همان‏گونه نیز زندگی و رفتار کرده است. به عبارت دیگر فکر و شعر زندگی ناصرخسرو به هم پیوسته است و همانندست، کرداری داشته مطابق اعتقاد خویش و شعری نمودار هر دو. نکته ظریف و در خور دقّت تأثیر این زمینه ذهنی است در شیوه شعر او، یعنی می‏توان گفت: شعر ناصرخسرو از نظر محتوا و صورت، واژگان و آهنگ و اوج و فرود و شتاب و درنگ همان ساخت اندیشه اوست؛ در قالب وزن و کلمات» (یوسفی، ۱۳۷۶: ۷۶).
«شعر ناصرخسرو هم از لحاظ درون‏مایه و مضمون پرخاش‏آمیز و مقاوم و تسلیم ناپذیرست، هم از نظر لفظ و آهنگ، به پاره‏های آهن سرخ شده‏ای می‏ماند که از زیر ضربات پتک آهنگری زورمند بر سندان برمی‏جهد، شراره است و شررافکن، و این همان انعکاسی است از روح آزرده و نستوه ناصرخسرو …» (همان: ۷۷).
ناصرخسرو برای «سخن» اهمّیّت بسیاری قائل است. زبان شعری او در عین حال، که کاملاً متناسب با سبک خراسانی است رنگی از ذوق و طبع وی را دارد و ویژه خود او، برجسته و منفرد است(همان: ۸۹).

۳-۶. عقیده و مذهب ناصرخسرو
ناصرخسرو به مذهب اسماعیلیه معتقد بود. مذهب ناصرخسرو پیش از آن، حنفی بوده است. وی با تبلیغ «مؤید فی الدّین» که از مقرّبان خاص و از بزرگترین فقیهان متکلم خلیفه فاطمی، مستنصربالله بود، به مذهب اسماعیلیه در قاهره گروید؛ و از آن‏جا به بلخ رفت و مراحل تبلیغ را تا آن‏جا پیش برد که از طرف خلیفه وقت، لقب «حجّت خراسان» را گرفت و به اکثر نقاط و ممالک اسلامی فرستاده شد. اگرچه او مورد سرزنش اهل سنّت قرار می‏گرفت، ولی تبلیغات ناصرخسرو در مازندران و خراسان منجر به ایجاد فرقه خاصی از اسماعیلیان به نام فرقه «ناصریه» شد.
اسماعیلیه در دعوت خود مراحل خاصی را رعایت می‏کردند و دعات آنان برحسب درجات معیّن می‏شدند. آخرین مرتبه معتقدین به این مذهب مرتبه «حجّت» بود که بین دعات تنها عدّه معدودی موفق به کسب این رتبه می‏شدند و در این میان دو ایرانی این مذهب را داشتند؛ ناصرخسرو و حسن صباح.

۳-۷. آثار منظوم و منثور ناصرخسرو قبادیانی
ناصرخسرو هم مانند بسیاری از شاعران و نویسندگان پیشین خود دارای آثار منظوم و منثور بی‏شماری است و چندین رساله مهم و با ارزش به نثر پارسی هم از خود بر جای نهاده است.
اگرچه برخی از این آثار صرفاً به او نسبت داده شده است و در انتساب و صحّت آن‏ها به ناصرخسرو تردید وجود دا
رد، ولیکن بی‏شک، بسیاری از همین آثار منظوم و منثور که در دسترس قرار دارد به سبب جزالت و در کمال فصاحتی که در آن‏ها موجود است، ارزش بسیار زیادی به این آثار داده و از این حیث آثار بی‏نظیری هستند.
لازم به ذکر است، برخی از این آثار به سبب کهنگی عبارات و کلمات و هم‏چنین وجود اصطلاحات خاص دینی و مذهبی، خواننده صاحب ذوق و مخاطب خاص خود را می‏طلبد و ممکن است محتوای این آثار برای همه نوع مخاطب قابل تفهیم نباشد و ایجاد ملالت کند. این آثار عبارتند از:

۳-۷-۱. آثار منظوم
۱-دیوان اشعار
دیوان ناصرخسرو شامل ده هزار بیت در قالب قصیده و قطعه، مجموعه‏ای کامل از مضامین قرآنی است که مشتمل بر حکمت، پند، اخلاق و موعظه است. بسیاری از مضامین فلسفی و دینی و هم‏چنین اشارات بسیار زیادی در مذهب و عقاید اسماعیلیه در آن به چشم می‏خورد.
دیوان ناصرخسرو سراسر دارای ترکیبات، عبارات و اصطلاحات، ضرب‏المثل‏ها و لغات اصیل فارسی است.
برخی از این قصاید یا ابیات دارای انتقادات شدید و کوبنده و حتی گاهی فحش‏های رکیک از افکار نادرست افراد زشتکار و هم‏چنین در مذّمت دنیا می‏باشد.

۲- منظومه‏های روشنایی‏نامه و سعادت‏نامه
دو منظومه کوتاه در بحر هزج هم با مضمون پند، اندرز، حکمت، وعظ از ناصرخسرو و بر جای مانده است. مثنوی روشنایی‏نامه شامل ۵۹۲ بیت و مثنوی سعادت‏نامه هم شامل ۳۰۰ بیت می‏باشد.

۳-۷-۲. آثار منثور
۱-سفرنامه
نخستین اثر موجود و مهم‏ترین آثار ناصرخسرو سفرنامه می‏باشد. نگارش این اثر توسط ناصرخسرو بر اثر خوابی که در سال ۴۳۷ هجری قمری در جوزجانان دیده بود، صورت پذیرفت. این اثر در شرح مشهودات سفر هفت‏ساله وی در نواحی مختلف می‏باشد.
سفرنامه حاوی اطلاعات بسیار ارزشمندی هم‏چون اطلاعات جغرافیایی و تاریخی، آداب و رسوم و عادات ممالک و نواحی مختلف می‏باشد. سفرنامه نثری بسیار روان، ساده و دل‏انگیزی دارد.
ناصرخسرو اگرچه در این سفرهای گوناگون به ممالک مختلف سختی‏های بسیار کشید ولیکن در این حین با بسیاری از رجال و افراد بلند مرتبه زمان خود ملاقات کرد.
بالاخص این‏که به دستگاه مستنصربالله فاطمی (خلیفه وقت) آن زمان در مذهب اسماعیلیه به بالاترین و عالی‏ترین مرتبه که لقب حجّت نام داشت، مرتبه یافت.

۲-جامع‏الحکمتین
این اثر را ناصرخسرو در شرح قصیده معروف خواجه ابوالهیثم در سال ۴۶۲ هجری قمری به درخواست امیر بدخشان عین‏الدوله ابوالمعالی نوشت. در این کتاب بعد از آن‏که ناصرخسرو هر یک از ابیات ابوالهیثم را آورد، سپس به شرح تک‏تک هر یک از آن ابیات پرداخته و دشواری‏ها و مشکلات فهم هر کدام را مشخص می‏کند، چرا که این اثر «متضمن از سوالات حکمی و پرسش‏هایی درباره اصول و عقاید اسماعیلیه» می‏باشد و برای روشن‏شدن و تفهیم بهتر هر یک از این ابیات ناصرخسرو و با توجه به مبانی حکمی، کلامی و فلسفی که از آن بر خوردار است، دست به توجیع و شرح هر یک از این ابیات می‏زند.

۳- زاد المسافرین
این کتاب از مهم‏ترین کتب کلامی اسماعیلیه به شمار می‏آید. ناصرخسرو این کتاب را در سال ۴۵۳ هجری قمری تألیف کرد. این اثر مشهور در بیست و هفت قول در بیان حکمت الهی به نثر روان نوشته شده است. این کتاب شامل اصول و عقاید حکیمانه و فلسفی ناصرخسرو هم می‏شود؛ چرا که مؤلف در این بیست و هفت قول از اقسام گوناگونی سخن رانده است.
از اقسام علم و بحث در حواس و اجسام و متعلقات آن، نفس و هیولی و مکان و زمان، ترکیب حدوث عالم و اثبات صانع و خلقت عالم، کیفیّت اتصّال نفس به جسم و معاد و ردّ مذهب تناسخ و اثبات ثواب و عقاب و … در این اثر ناصرخسرو بسیاری از سخنان محمد زکریّا را نخست به فارسی ترجمه کرده و سپس به رد آن‏ها پرداخته است.

۴-وجه دین
وجه دین یا معادل معنای آن (صورت یا روی دین) که به هر دو معنی صحیح است، یکی دیگر از آثار منثور ناصرخسرو در زمینه مذهبی محسوب می‏شود.
این اثر مهم به نثر در مورد مسائل کلامی و تأویلات و باطن عبادات، احکام شریعت و دین به طریقه اسماعیلیان نگاشته شده است. به نوعی می‏توان آن را همانند کتب توضیح‏المسائل کنونی هم دانست.
۵- گشایش و رهایش
رساله‏ای دیگر به نثر فارسی که توسط ناصرخسرو نگاشته شده است. گشایش و رهایش در پاسخ سی سوال فقهی و مذهبی یکی از برادران مذهبی است که از ناصرخسرو پرسیده است و در مقابل ناصرخسرو و با رفع مشکلات و اشکالات این سوالات، سختی‏های آن را گشوده است و نفس‏های مؤمنان و مخلصان را از تردید رهایی داده و به همین مناسبت نام کتاب را گشایش و رهایش نامیده است. شیوه نگارش این اثر هم مانند آثار دیگر ناصرخسرو می‏باشد ولی با این تفاوت که به دلیل فهم بهتر و حل مشکلات در پاسخ سوال‏ها، زبانی ساده‏تر، روشن‏تر و منطقی‏تر بکار برده شده‏است.

۶- خوان اخوان(خوان‏الاخوان)
اثری دیگر از ناصرخسرو است به نثر در اخلاق، حکمت و موعظه.

۳-۷-۳. سایر آثار، کتب و رساله‏هایی که به ناصرخسرو نسبت داده‏اند
برخی از آثار ناصرخسرو زمانی در دسترس بوده و به مرور زمان از بین رفته است. برای مثال دیوان اشعار عربی، بستان العقول، دلیل المتحیرین، بخش‏هایی از خوان الاخوان، روشنایی‏نامه و سعادت‏نامه که البته برخی معتقدند که شاید در مناطق کوهستانی بدخشان نزد افرادی محفوظ بوده است؛ ولی از آن‏چه که هم‏اکنون بر می‏آید این است زمانی این آثار منسوب
به ناصرخسرو بوده که به مرور زمان از بین رفته است. اما در این میان هم آثاری هستند که فقط آن‏ها را به نوعی به ناصرخسرو نسبت داده‏اند و در صحّت آن‏ها تردید وجود دارد. این آثار عبارتند از: اکسیر اعظم در منطق و فلسفه، قانون اعظم در شرح علوم عجیبه، کنزالحقایق، رساله الندامه ألی زاد القیامه.
رساله‏ای در علم یونان، تفسیر قرآن، سرالاسرار و المستوفی در مورد علوم فقه. لازم به ذکر است که در همه آثار منظوم و منثور ناصرخسرو جز اثر «سفرنامه» ایشان بحث تأویل و علوم مربوط به آن وجود دارد و برای مراجعه به تفهیم بهتر این آثار باید با اطلاعات و معلومات و دیدگاه اهل تأویل به آن‏ها پرداخته شود (صفا، ۱۳۷۸. ج۲: ۸- ۸۹۲).

۴. بررسی و تحلیل تأویل‏ها در برخی از آثار ناصرخسرو قبادیانی
مطالعه آثار ناصرخسرو نشان می‏دهد که او بیش از آن‏که یک شاعر باشد، یک متفکر است. متفکری که فهمش از خدا، هستی و انسان برپایه اصول و مبانی اسماعیلیه و فلاسفه یونان استوار است. او در فهم کلام و کتاب پروردگار قایل به باطن است و هر چیزی را تأویل می‏کند تا بتواند از ظواهر به بواطن برسد، گویای این سخن شواهدی است که در طول این فصل با استشهاد و استناد به کلامش آورده می‏شود. ناصرخسرو ابزار این تأویل را «خرد» می‏داند و تفاوت انسان و سایر موجودات را در «خرد» می‏داند.
اگر بار خرد داری، و گر نی

سپیداری سپیداری سپیدار

(دیوان، ق ۱۱ / ب ۱۳)
وی نظام فهم خاصی را در آثارش بنا می‏نهد که ما در این فصل سعی در تبیین آن خواهیم داشت.
تمامی آثار ناصرخسرو قبادیانی اعم از منظوم و منثور تأویل پذیر هستند. همان‏طور که در فصل پیشین هم ذکر شد‏، جز اثر منثور «سفرنامه» باقی آثار ناصرخسرو در پس لایه های زیرین خود فراوان جای بحث و بررسی در زمینه «تأویل و تفسیر» دارند. این تنها یکی از خصوصیات بارز و منحصر به فرد این شاعر خردگرای اهل فرقه اسماعیلیه است‏. با گذشت قرن‏ها‏، حتی تا به امروز هم در عصر ما نظریات‏، دیدگاه‏های فراوانی در مورد هریک از این آثار و مباحث مربوط به آن‏ها وجود داشته است.

در «فصل چهارم» که اصلی‏ترین و حساس‏ترین بخش هر پایان نامه است‏؛ سعی بر آن شده به صورت موردی به هریک از این مطالب در باب تأویل‏ها، در بخش‏ها و فصل‏های گوناگون هریک از این آثار در حد ممکن پرداخته و بررسی و تحلیل شود‏؛ اگرچه به حق تمامی آثار ناصرخسرو جای بحث و بررسی دارند، اما در این‏جا به دلیل حجم بالا و تخصصی بودن بعضی از این مطالب‏، تنها به ذکر موردی هریک از این مفاهیم پرداخته می‏شود.

۴-۱ دیوان قصاید

حاجیان آمدند با تعظیم

شاکر از رحمت خدای رحیم

جسته از محنت و بلای حجاز

رسته از


0 Comments

No Comment.

Related Posts

پایان نامه ها و مقالات

دانلود پایان نامه درمورد حقوق مالکیت فکری

می آید که کشورهای عضو می توانند ضمانت اجراهای کیفری نیز برای مقابله با اعمال ناقض حقوق مالکیت فکری اتخاذ کنند. دستورالعمل همچنین بر موثر و متناسب بودن و ویژگی پیشگیرانه این ضمانت اجراها تأکید Read more…

پایان نامه ها و مقالات

دانلود پایان نامه درمورد حقوق مالکیت فکری

این عنوان مورد حمایت واقع شده اند.   با این حال، با کمال تعجب ماده 108 قانون مالکیت فکری آلمان ناظر بر حمایت کیفری از حقوق جانبی که پیش تر در مورد آن صحبت شد، Read more…

پایان نامه ها و مقالات

دانلود پایان نامه درمورد مقررات بین المللی

مقامهای آنان باشد. مرتکبان این جرائم هم، هر کسی است که نسبت به ثبت یا ضبط آثار به هر وسیله ای و بر روی هر واسطی بدون اجازه صاحبان حقوق به مفهوم عام کلمه اقدام Read more…