دانلود پایان نامه

باید متوجه بود که واژهشناسی علم مستقلی شدهاست. نسبت واژهشناسی به زبانشناسی شبیه است به نسبت شیمی به فیزیک. گاهی شیمی را فیزیک الکترونهای آخرین مدار اتم میدانند. در هر صورت شیمی جدید زایید? فیزیک است ولی میبینیم که به لحاظ کمیت، شیمیدانها، تعداد مقالههای تحقیقی در زمین? شیمی، تعداد دانشجویان این رشته و تعداد مراکز تحقیقاتی این رشته بسیار فراتر و گستردهتر از فیزیک است. همین گونه است نسبت واژهشناسی به زبانشناسی. درست است که واژهشناسی به عنوان یک علم و یک فن در ایران ناشناخته است اما در کشورهای پیشرفت? صنعتی این علم، که زایید? زبانشناسی است، هماکنون گستردهتر از زبانشناسی است و تعداد دستاندرکاران این رشته بیش از زبانشناسان است و نیاز به متخصصان این رشته در کشورهای صنعتی بسیار زیاد است (همان: ۱۱۰).
در زبان روزمره در بسیاری موارد میتوان به جای یک واژ? معین از مترادف آن استفاده کرد. مثلاً به جای واژ? آشتی در جمل? دو کشور بالاخره با هم آشتی کردند میتوان واژ? صلح را به کار برد بی آن که در معنای جمله چندان تفاوتی پدید آید اما در زبان علم در بسیاری موارد چنین نیست و هر واژه معنای دقیقی دارد که با مترادف آن متفاوت است. برای مثال نمیتوانیم به جای برق در سیم جریان دارد بگوییم برق در سیم حرکت میکند. به بیان دیگر، واژههای علمی اصطلاح هستند که مجموع? آنها را میتوان اصطلاحگان نامید و علم آن را اصطلاحشناسی که در ایران چندان شناخته نیست. اصطلاح در واژهشناسی بسیار گستردهتر از معنی آن در زبانشناسی استاندارد است. مطالع? قراردادهای بینالمللی در ایران نشان میدهد که کشورمان به علت عقبمانده بودن در علوم واژهشناسی و اصطلاحشناسی ضررهای کلان دیدهاست (همان: ۱۱۱).
از بحث بالا درمییابیم که بیش و پیش از هر چیز باید لای? واژگان را در برابر نفوذ واژههای بیگانه مقاوم نمود و البته لایههای دیگر زبان مانند صرف، نحو، آواشناسی و … را نیز فراموش نکرد. علمی که در این زمینه میتواند کمکرسان و راهگشا باشد، علم واژهشناسی است. واژهشناسی به عنوان یکی از علوم مشتق از زبانشناسی میتواند ساماندهند? دانش و اطلاعات باشد؛ همچنین این علم که امروزه دیگر، نه منشعب بلکه، مستقل از زبانشناسی محسوب میشود، بر این اساس استوار است که واژههای علمی، همگی، هر یک به خودی خود معنایی مستقل دارند و از ابهام به دورند و، به بیان تخصصیتر، نشانههایی هستند که یک دال و یک مدلول دارند. علاوه بر این، دانستیم که واژهشناسی دارای نظری? عام و نظری? خاص است. نظری? عام اصوال و قوانینی را بررسی میکند که و مبنا و مشخص? هر سامانهای از مفاهیم و واژگان است و نظری? خاص نیز به قوانین حاکم بر واژگان یک رشت? علمی خاص همچون پزشکی، فیزیک و مانند ان میپردازد. واژهگزینی نیز مبتنی بر واژهشناسی است و مشخصاً با مرحل? انتخاب واژهها و استاندارد کردن آنها ارتباط پیدا میکند. گاهی عنوان میشود که به جای تلاش برای واژهگزینی، به وامگیری واژگان بسنده کنیم. این کار حتی اگر به زبان و اصالت آن ضربهای نزند (که میزند)، پیامدهای ناخوشایندی به دنبال دارد. در ادامه، این پیامدهای مشکلآفرین را از نظر میگذرانیم.
۳-۴. معضلات و تبعات وامگیری واژگان
به عقید? منصوری (۱۳۹۰)، مفاهیم در زبان خودکار نیز همانند زبان علم و فن بیابهام و کمابهام هستند و در واقع به سختی میتوان میان زبان علم و زبان خودکار مرزی تعیین نمود. صِرف این که واژهای عمومیت بیشتر و کاربرد وسیعتری داشتهباشد، دلیل موجهی برای علمی ندانستن آن نیست. مثلاً چه کاربران عام و چه کاربران متخصص، دستگاه “تقویت نور با گسیل برانگیخت? تابش”۹۶ را لیزر۹۷ مینامند. بنابراین میتوان ادعا کرد که واژهها هر کدام “درجه”ای از فنی یا علمی بودن را دارا هستند و اگر ارتباط مفاهیم را با یکدیگر به شکل درختی رسم کنیم، آن گاه هر چه واژه پیچیدهتر، علمیتر و فنیتر باشد باید برای بیان آن از شاخههای بیشتری عبور کنیم.
از این روست که بایستی در واژهسازی برای واژگان فنی نیز وسواس به خرج دهیم چه، این واژهها دیر یا زود، کم یا بیش، به دایرهای بزرگتر از دایر? دانشی که در حیط? آن پدید آمدهاند وارد میشوند. همچنین با توجه به درهمتنیدگی بعضی رشتههای علمی و دانشگاهی (مثلاً درهمتنیدگی علم زبانشناسی با علومی چون روانشناسی، جامعهشناسی، عصبشناسی، مردمشناسی و جز اینها)، واژگان یک رشته به نقط? اشتراک آن رشته با چند رشت? دیگر بدل خواهند شد. از طرفی، سادهانگارانه است که اعتقاد داشتهباشیم وامگیری اتفاقی است که در هر زبانی رخ میدهد و حساسیت داشتن به ورود واژههای بیگانه امری بیهوده است. به این ترتیب، باید راهی برای مواجهه با پیامدهای این موضع پیدا کنیم. در زیر به دو مورد مهم از این پیامدها اشاره خواهد شد.
۳-۴-۱. رشد در واژههای علمی و فنی
یکی از ویژگیهای بسیار مهم مفاهیم علمی و فنی رشد آنهاست. این ویژگی در علوم سنتی بسیار کمرنگ و کماهمیت است اما امروزه به دلیل شتاب گرفتن رشد علم و اختراع دستگاههای مختلف، هر روز شاهد خلق واژههایی در حوزههای گوناگون علمی هستیم (منصوری، ۱۳۹۰). سرعت بالای پیشرفت علم موجب شدهاست دانشمندان و فعالان هر رشت? علمی بکوشند یا واژههایی را برای نامیدن چیزها، روشها، کنشها، حقایق و مانند اینها برگزینند که زایایی لازم را برای بسط دادن و عمق دادن به آن شاخه از دانش را داشتهباشند و یا در ساختن واژههای جدید واژههای پیشین را پایه قرار دهند. در خصوص این مورد اخ
یر، میتوان فعل tolase را مثال زد که به روش پسسازی از واژ? laser، که تصادفاً ظاهری شبیه به اسم فاعل انگلیسی دارد، ساخته شدهاست. حداقل کاری که در این میان میتوان برای زبان فارسی انجام داد این است که برای واژههای علمی بیگانه، برابرنهادهای فارسی زایا، و نه ابتر، بسازیم تا دستکم در قرض گرفتن علم از بیگانگان درنمانیم. واژ? collapse را در نظر میگیریم. معادل فارسی که برای این مفهوم اخترفیزیکی در نظر گرفته شدهاست، رُمبش است. رُمبیدن به این معنی است که ستارهای بر اثر پدیدههای خاصی فرومیریزد و تبدیل به یک سیاهچاله میشود. اما ستارهای که رُمبش میکند، در انگلیسی collapsingstar نامیده میشود. انتخاب واژ? زایای رُمبش به ما این امکان را میدهد که با پذیرش واژ? اختر به عنوان معادل علمی واژ? ستاره، لفظ رمباختر را برای گروه collapsingstar اتخاذ کنیم. اما بعضی از ادیبان و استادان زبان فارسی، معادل در خود فرو ریختن را به جای رمبیدن پیشنهاد میکنند که واژهای نازایاست و نمیتوان بر پای? آن معادل مناسبی برای گروه collapsingstar ساخت. همچنین است مناظر و مرایا برای optics، بیش از سهام منتشره مشتری پیدا کردن در برابر oversubscribe یا شهرنشینی بیش از حد متناسب برای overurbanization (منصوری، ۱۳۹۰).
۳-۴-۲. بیتوجهی گویشوران زبان به زبان فنی
نقش زبان در انتقال سریع و بیابهام مفاهیم بسیار زیاد است. کاربران زبان فارسی علمی، پژوهشگران و مدرسان مدارس عالی، معمولاً نسبت به این امر بیتوجهند. علت این بیتوجهی شاید در کمسابقه بودن فرهنگ نوشتاری علوم و فنون در ایران باشد. به هر جهت، پژوهشگران و مدرسان به هنگام صحبت با همکاران یا تدریس از زبانی استفاده میکنند که برای شنونده تا حدی مفهوم است و ابهامهای آن در گفتگوی حضوری حل میشود. اما این زبان گفتار برای انتقال نوشتاری مفاهیم کارا نیست. بسیاری از متخصصان ما که با واژهگزینی مخالفند از اهمیت این بُعد فرهنگ نوشتاری علوم بیاطلاعند یا در کار خود با آن کمتر مواجه شدهاند (منصوری، ۱۳۹۰: ۳۱). این بیتوجهی کاربران به زبان علمی تأثیر بسیار ناخوشایندی در شنونده یا خواننده دارد. این تأثیر ناخوشایند چند جنبه دارد: یکی این که در خواننده یا شنونده این پندار را پدید میآورد که زبان فارسی توانایی بیان مطلب علمی را ندارد و متخصص ما از ناتوانی زبان فارسی در بیان مفاهیم آگاه بوده و به اجبار از واژههای بیگانه برای انتقال مفاهیم یا کار تحقیقاتی خود استفاده کردهاست. دوم این که به شنونده یا خواننده چنین القا میکند که مفاهیم علمی بسیار پیچیده است و بیان آنها بسیار دشوار. به این ترتیب دانشجو نیز درگیر زبانی پیچیده میشود و خیال میکند این پیچیدگی علم است که در زبان بازتاب یافتهاست. یعنی بدون این که متوجه مطالب علمی بشود در پیچیدگی کلمات و زبان گیر میکند و هیچ گاه به عمق علم نمیرسد. همچنین، دانشجویی که از طریق چنین متنی با علم آشنا میشود آن را بیگانه میپندارد و با این تصور خو میگیرد که علم در اختیار اقوامی است که زبان آنها غیرفارسی است و خود را تنها استفادهکننده از دانش دیگران میپندارد. این تصور معمولاً تا آن جا تقویت میشود که دانش را نوعی اطلاعات میپندارد که به بخشی از آن دسترسی دارد و هیچ گاه با فرایند خلاقیت در علم آشنا نمیشود. از همین روست که تصور ایستا بودن علم در وی تقویت میشود (همان: ۳۳-۳۴).
چنان که دیدیم، امر واژهگزینی ظریفتر و وقتگیرتر از آن است که در ابتدا تصور میشود. گویی، فرد یا افراد واژهگزین نیز باید آن فرایندهای ذهنی و عینیای را که مخترع یک روش یا دستگاه یا کاشف یک حقیقت یا قانون طی کردهاست در فکر خود مجسم کنند و به زیر و بم آن دستگاه، روش، حقیقت یا قانون آشنا و آگاه گردند تا در نهایت بتوانند به خلق برابرنهادی تمامعیار که به تمامی بازتابند? کنه آن واژ? بیگانه باشد، دست بزنند.
با توجه به آنچه پیرامون اهمیت واژهگزینی عنوان شد باید تصریح کرد که بدون برنامهریزی و اقدام سریع نمیتوان در برابر هجوم واژههای بیگانه که همزمان با ورود علوم جدید به کشور ما، به زبان فارسی وارد میشوند، مقاومت کرد. این برنامهریزی و اقدام نباید صرفاً به ترجم? آن واژهها و اصطلاحها محدود شود بلکه واژهگزینان باید با ذات یک واژه آشنایی پیدا کنند و سپس معادلی برای آن بیابند یا بسازند. حال، از آن جا که واژههای بیگانه، حتی دایر? لغات دانشجویان فارسیزبان را نیز به گونهای تحت تأثیر قرار دادهاند که گاهی هنگام گفتگو به زبان فارسی نیز گویندگان باید معادل غیرفارسی (عمدتاً انگلیسی) برخی واژهها را بر زبان بیاورند تا شنوندگان آن واژه را درک نمایند، باید ابتدا با برنامهریزی و واژهگزینی بهنگام و منطقی، دانشگاهیان فارسیزبان را با برابرنهادهای فارسی واژههای بیگانه مأنوس و مألوف نمود و سپس آن برابرنهادها را به غیرفارسیزبانان نیز آموزش داد. بهترین روش برای انتقال این برابرنهادها به غیرفارسیزبانان، همانا گردآوری فهرست واژههای دانشگاهی است. در ادامه خواهیم دید که ملاحظات تدوین چنین فهرستی از واژهها کدامند.
اما پیش از ورود به بخش بعد باید گفت که جهتگیری پژوهش حاضر، صرفاً به سوی واژههایی است که در متون علمی، با هر موضوعی و در هر رشتهای، یافت میشوند و آشنایی با آنها دانشجویان را یاری میکند آمادگی و توانایی درک هر مطلب علمی را داشتهباشند تنها به این شرط که لغات تخصصی آن رشت? علمی را فراگرفتهباشند. این جهتگیری از آن روست که این پژوهش با هدف معرفی فصل اشتراک نوشتههای علمی انجام می
شود و به دنبال تقویت این بُعد از توانایی زبانی در زبانآموزان است و این به آن دلیل است که این پژوهش، در اساس، راهی برای روشن کردن گوشهای تاریک از وضعیت آموزش زبان فارسی به غیرفارسیزبانان میجوید.
۳-۵. ملاحظات تدوین فهرست واژههای دانشگاهی
پیش از ورود به بحث اصلی، لازم است بدانیم در این پژوهش (از اینجا به بعد) منظور و مراد از واژه چیست. اگر واژههای یک زبان را گنجین? واژهها۹۸ بنامیم، آن گاه باید این گنجینه را شامل و حاوی عناصر واژگانی و نیز عناصر دستوری بدانیم. اما عناصر واژگانی، خود انواع متفاوتی دارند. در میان عناصر واژگانی، گاه واژههای غیربسیط همچون مادرزن، نمکدان و مانند آن و گاه، جملاتی مثل چطوری؟ و خوش آمدید! که به صورت یک تکه۹۹ در حافظه ثبت میشوند (یور۱۰۰، ۲۰۱۲). به عقید? نیشن (۲۰۰۳) نیز، دو نوع گنجین? واژهها در زبان قابلشناسایی است: یکی واحدهای چندواژهای۱۰۱ که به استنباط نگارنده، هممعنی (یا تقریباً هممعنی) با باهمآیی است؛ مثلاً این که در زبان فارسی تمایل گویشوران به بهکار بردن باران شدید و برف سنگین است تا باران سنگین و برف شدید. دیگری خانوادههای واژگانی است که مدنظر این پژوهش هم هست و منظور از آن، مجموع? واژههایی است که از افزوده شدن پیشوندها و پسوندها به ریشه ساخته میشوند. با این مقدمه به سراغ آشنایی با واژههای دانشگاهی و اهمیت آنها میرویم.
واژههای دانشگاهی برای زبانآموزان مشکلات زیادی به وجود میآورند (کوهن۱۰۲ و همکاران، ۱۹۸۸؛ به نقل از کاکسهد، ۲۰۰۰: ۲۱۳)، زیرا آنها معمولاً با این دسته از واژهها به آن اندازه که با واژههای فنی۱۰۳ رشت? خود آشنایی دارند، آشنا نیستند و از طرف دیگر، واژههای دانشگاهی نسبت به واژههای خدمات عمومی۱۰۴ بسامد وقوع پایینتری دارند (وورتینگتون۱۰۵ و نیشن، ۱۹۹۶؛ خو۱۰۶ و نیشن، ۱۹۸۴؛ به نقل از کاکسهد، ۲۰۰۰: ۲۱۳).
به عقید? کارسون (۱۹۹۷)، یادگیری واژههای انگلیسی دانشگاهی و بهکارگیری آنها در دانشجویانی که به لحاظ مؤلفههای فرهنگی و اجتماعی با یکدیگر متفاوت هستند، یکسان نیست. وی اظهار میدارد که تسلط بر واژههای یونانیـلاتینی رایج در انگلیسی که بخش عمد? واژههای دانشگاهی این زبان را تشکیل میدهند، از ضروریات کسب موفقیت در دانشگاه است.
شواهد تازه پیرامون پردازش صرفی واژهها در مغز در زبانهای گوناگون نشان میدهد تفاوت در [چگونگی] قرار گرفتن در معرض زبان، چینشهای متفاوتی از واژگان ذهنی۱۰۷ را موجب میشود و این خود ممکن است منجر به دگرگونیهای فرهنگیاجتماعی در یادگیری واژهها و استفاده از آنها در هر چهار مهارت زبانی و


0 Comments

No Comment.

Related Posts

پایان نامه ها و مقالات

دانلود پایان نامه درمورد حقوق مالکیت فکری

می آید که کشورهای عضو می توانند ضمانت اجراهای کیفری نیز برای مقابله با اعمال ناقض حقوق مالکیت فکری اتخاذ کنند. دستورالعمل همچنین بر موثر و متناسب بودن و ویژگی پیشگیرانه این ضمانت اجراها تأکید Read more…

پایان نامه ها و مقالات

دانلود پایان نامه درمورد حقوق مالکیت فکری

این عنوان مورد حمایت واقع شده اند.   با این حال، با کمال تعجب ماده 108 قانون مالکیت فکری آلمان ناظر بر حمایت کیفری از حقوق جانبی که پیش تر در مورد آن صحبت شد، Read more…

پایان نامه ها و مقالات

دانلود پایان نامه درمورد مقررات بین المللی

مقامهای آنان باشد. مرتکبان این جرائم هم، هر کسی است که نسبت به ثبت یا ضبط آثار به هر وسیله ای و بر روی هر واسطی بدون اجازه صاحبان حقوق به مفهوم عام کلمه اقدام Read more…