دانلود پایان نامه

مقوله‌ی مربوط به رهبری و هدایت نیز نینجامید.
بخش نظارت و کنترل بخش پایانی فرآیند آرایش رسانه‌ای است. این گزاره، زمانی رخ می‌دهد که طراحی صورت گرفته و چیدمان و آرایش رسانه‌ای لازم به‌طور کامل اتخاذ گردیده و سپس، عملکرد آرایش رسانه‌ای اتخاذشده، مورد ارزیابی و نظارت قرار می‌گیرد تا اگر ضعفی در اجرا و یا آسیبی در طراحی آرایش رسانه‌ای موجود، وجود دارد ‌یا آنکه شرایط جدیدی بروز نموده و لازم است نسبت به آن موضع گرفت، ‌آن را با ارزیابی صحیح سیستم، شناسایی و سپس با اِعمال انعطاف، سیالیت، چالاکی و توانایی انطباق با شرایط جدید و تغییر اولویت‌ها، به‌روزرسانی نموده و ضعف‌ها و آسیب‌های درونی و تهدیدات جدید بیرونیِ آرایش رسانه‌ای، از طریق بازطراحی آرایش رسانه‌ای به قوت بدل شده و مرتفع گردند.

4-5. نتيجه‌گيري
خوشبختانه با وجود فقدان منابع برای مفهوم «آرایش رسانه‌ای» به مدد روش گراندد ‌تئوری و از مجرای مصاحبه‌های عمیق یافته‌های مناسبی به دست آمد که امکان این را برای محقق به‌وجود آورد که به پاسخ پرسش اصلی تحقیق و مدل موردنظر برای آرایش رسانه‌ای دست یابد.
ابتدابه‌ساکن محقق همه داده‌های به‌دست‌آمده را با کدگذاری‌های مربوطه مقوله‌بندی نمود و در مصاحبه ششم خود به این نتیجه رسید که در بهترین حالت می‌تواند همه داده‌ها را در قالب 5گانه الگوی مدیریت عمومی رسانه بگنجاند که شامل برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی،‌ منابع‌انسانی و امکانات، رهبری و درنهایت، نظارت و کنترل گردید. در فرآیند جمع‌بندی داده‌ها و پس از تکمیل 15 مصاحبه عمیق صورت گرفته،‌ محقق همه یافته‌ها را در یک جمع‌بندی کلی در فصل چهارم خود گنجاند و هنگام تدوین الگوی کلی،‌ به الگویی دست یافت که به‌ لحاظ گام‌های عملیاتی واجد اشکال بود و تقدم و تأخر آن‌ها در قالب الگوی 5گانه مدیریت عمومی مخدوش می‌نمود. بنابراین این الگو پاسخگوی نیاز تحقیق، تشخیص داده نشد و با مشاوره اساتید و خبرگان، ‌لزوم دستیابی به الگویی کلی‌تر و انتزاعی‌تر که گام‌های پیوسته و مستمر دارد، نمود بیشتری یافت. لذا از آن الگو عدول نموده و با بررسی و تدوین مجدد الگو و جمع‌بندی کلی‌تر مقولات برمبنای طرحریزی در دانش مدیریت استراتژیک و عدول از الگوهای عملیاتی مدیریت عمومی و نزدیک نمودن و تجمیع مفاهیم و مقولات به‌ یکدیگر و حذف زوائد آن، الگوی مطلوب‌تری از طراحی آرایش رسانه‌ای به دست‌ آمد. این الگو شامل بخش عمده‌ای از مقولات گردید که به‌صورت زیر مدون شد.
در مصاحبه عمیق با کارشناسانی که در حوزه‌ها و جوانب آرایش‌ رسانه‌ای صاحب تخصص بودند، ابتدابه‌ساکن، پرسش‌هایی در خصوص معنا، ریشه‌یابی و مفهوم «آرایش رسانه‌ای» به عمل آمد که هرکدام از این کارشناسان، به ابعاد مشترک و گاهی متفاوت از مفهوم آرایش رسانه‌ای پرداختند، که محقق در یک جمع‌بندی کلی و جامع از همه تعاریف، به تعریف زیر از آرایش رسانه‌ای دست یافت:
« تأمین و طراحی کامل و جامعِ استقرار بهترین ترکیب‌بندی و جبهه‌بندی رسانه‌ای و چیدمان منابع و امکانات و جهت‌گیری مناسب انواع بروندادهای رسانه‌ای با کاربرد صحیح استعدادهای بالقوه و بالفعل خودی، و تنظیم روابط هماهنگ اجزای نظام رسانه‌ای؛ برای دستیابی حداکثری به اهداف، چشم‌انداز، استراتژی‌ و مأموریت سازمان رسانه‌ای؛ ضمن دستیابی به هر مخاطب در زمان و مکان و موقعیت خاص خود و تأمین دسترسی مخاطب به رسانه‌ها و درنهایت، تبدیل آن‌ها به پیام‌های ارتباطی مؤثر به دوستان و دشمنان و بیطرفان؛ به‌منظور جلب، و حفظ طیفهای مخاطب بی‌توجه، گذرا، ثابت و وفادار در فضای رقابتی سپهر رسانه‌ای؛ و پاسخ به تهدیدات بیرونی و نیازهای داخلی جامعه، مخاطب و نظام؛ و نهایتاً بهینه‌سازی کیفیت و کمیت رسانه‌ها در کشف و شکوفایی مخاطب برای رساندن او به حد انسان طراز و کامل»
مشخص نمودن رویکردهای طراحی در بدو طراحی آرایش رسانه‌ای می‌بایست صورت گیرد. که شامل رویکرد آینده‌پژوهانه، رویکرد انسان‌شناسانه و رویکرد سوم رویکرد مشتری‌مدار است.
گام دوم از طراحی آرایش رسانه‌ای، تفکیک پارادایم می‌باشد، که شامل تمیز و تفکیک مفاهیم دو پارادایم تئوئیسم و اومانسیم برای جلوگیری از در غلطیدن مخاطب و رسانه در ورطه التقاط و شرک میان این دو، و مشخص نمودن پارادایم خاص خود می‌باشد.
گام سوم طراحی آرایش رسانه‌ای،‌ ‌تنظیم اصول و قواعد طراحی آرایش است، که گزاره‌های کلان طراحی آرایش رسانه‌ای باید در قالب چهارگانه رسانه، پیام، مخاطب و استراتژی‌های مدیریتی طبقه‌بندی شوند.
گام چهارم طراحی آرایش رسانه‌ای، تعیین نوع آرایش رسانه‌ای است که شامل انواع آفندی، پدآفندی و آرایش صلح می‌باشد و نکته مهم‌تر اینکه در حالت پدافندی، به متقارن و نامتقارن، تقسیم می‌شود.
گام پنجم طراحی آرایش رسانه‌ای، شناخت وضع موجود (مبتنی بر استفاده از روش تبیین وضع مطلوب و وضع موجود) می‌باشد. که برای تبیین وضع موجود ابتدا می‌بایست از استعداد نیرو و توان نیروهای خودی و چیدمان آن برآورد وضعیت داشته باشیم و سپس برآورد وضعیت رسانه‌های غیر را نیز به همان نسبت انجام دهیم.
گام ششم طراحی آرایش رسانه‌ای، ترسیم وضع مطلوب است که پس از برآورد وضعیت فضای نوین رسانه‌ای جهان و بررسی تحولات در چهار حوزه تحولات آینده مخاطب، تکنولوژی، پدیده‌های رسانه‌ای و سازمان و نیروی رسانه‌ای، می‌بایست به تعیین چشم‌انداز کلی و ترسیم آینده مطلوب پرداخته شود. برای ترسیم وضع مطلوب، می‌بایست هدف غایی خلقت را که کشف و شکوفایی استعداد انسانهاست را در نظر گرفته و سپس آن‌ها را از بالقوه به بالفعل تبدیل نمود. این کمال انسانی یا آرمان‌شهر غایی بشریت، چیزی جز همان جامعه مهدوی و شرایط عصر ظهور حضرت ولیعصر نیست.
سپس این وضع مطلوب به همراه برآوردی که از وضع موجود نیروهای رسانه‌ای خودی و غیر تهیه گردیده، می‌بایست به مرجع تصمیم‌گیری متمرکز جهت اتخاذ تصمیم و طراحی عملیات ارجاع شود.
گام هفتم طراحی آرایش رسانه‌ای، تعیین حوزه نفوذ تمدنی است، که با اجماع نخبگان برای تعیین اولویت‌ها و کانون تمرکز تمدنی صورت می‌گیرد و شامل شناخت منافع ملی نظام و شناخت حوزه نفوذ تمدن و کانونی که تمدن ما می‌بایست بر روی آن تمرکز نماید، می‌گردد.
گام هشتم از مراحل طراحی آرایش رسانه‌ای به «تنظیم حوزه‌های آرایش رسانه‌ای» مربوط می‌شود. که طی آن، نیازهای جامعه و مخاطب و نظام و همچنین منافع ملی و از سویی دیگر، اولویتهای تمدنی و نظام و کانون تمرکز تمدنی در حوزه‌های آرایش رسانه‌ای ضرب و بارگذاری می‌شوند. این حوزه‌های آرایش رسانه‌ای به ترتیب شامل آرایش جغرافیایی در سطح ملی و منطقه‌ای و بینالمللی و سهم برودکست و برودبند؛ آرایش مخاطب، آرایش نیروی انسانی و درنهایت، آرایش قالبهای رسانه‌ای می‌گردد.
گام نهم از مراحل طراحی آرایش رسانه‌ای «سازمان‌دهی» می‌باشد که نهادسازی یکی از اقدامات آن است. این اقدام مواردی شامل داشتن زنجیره تأمین، مرکز مفهوم‌سازی جدید، مرکز غنی‌سازی رسانهها،‌مرکز نوآوری برنامه و سوژه‌سازی، اتاق فکر و مرکز تحقیقات استراتژیک رسانه، رگولاتوری،‌شورای عالی فضای مجازی، آزمایشگاه رسانه، و همچنین پیوند با نهادهای اطلاعاتی، دانشگاه و صنعت را شامل می‌شود.
گام دهم از مراحل طراحی آرایش رسانه‌ای به تبیین اهداف،‌ مأموریت و چشم‌انداز و انتشار‌ مربوط می‌شود که طی آن علاوه بر چشم‌انداز، اهداف و مأموریت کلی، باید آن‌ها را برای هر شبکه تعیین نمود و پس از ایجاد رقابت و تعریف نقش هر شبکه در سپهر رسانه‌ای؛ به تشکیل جبهه‌ متحد رسانه‌ای در مواجهه با رسانه‌های غیر پرداخت.
گام یازدهم طراحی آرایش رسانه‌ای، به منابع انسانی و تأمین امکانات مربوط می‌شود که طی آن می‌بایست با برآورد میزان نیاز واقعی به نیروی حرفه‌ای در رسانه ملی؛ جذب و تربیت و توانمندسازی نیروهای انسانی متناسب با مأموریت محوری رسانه‌ صورت گیرد و در حوزه «منابع انسانی و تأمین امکانات در آرایش رسانه‌ای» تأمین زیرساختها و تأمین اقتصاد رسانه و تعیین نوع منابع مالی موضوعیت می‌یابد.
گام دوازدهم طراحی آرایش رسانه‌ای، هدایت و سرپرستی سازمان است که شامل سه بخش رهبری، انگیزش و ارتباط می‌باشد.
گام سیزدهم طراحی آرایش رسانه‌ای، انتشار کیفی و کمی پیام می‌باشد. پس از مراحل بالا، باید فرمول‌بندی پیام مورد مداقه قرار گیرد و با تعیین تاکتیکها و تکنیک‌های رسانه‌ای آزموده شده، به طراحی و پوشش پیام در ژانرها و گونه‌های مختلف و متناسب با رده‌بندی و تفکیک‌های مخاطب، ضمن انتخاب ابزار و قالب رسانه‌ای مناسب، پیام‌های تولید‌شده منتشر گردد.
گام چهاردهم و پایانی فرآیند طراحی آرایش رسانه‌ای، نظارت و کنترل است. که پس از چیدمان و اتخاذ آرایش رسانه‌ای، عملکرد آرایش رسانه‌ای مورد ارزیابی و نظارت قرارگرفته و با آسیب‌شناسی مجدد و شناسایی ضعف‌ها و قدرت‌ها و اِعمال انعطاف، سیالیت، چالاکی و توانایی انطباق با شرایط جدید و تغییر اولویت‌ها، آن را به‌روزرسانی نموده و بازطراحی آرایش رسانه‌ای صورت می‌گیرد.
لذا الگوی طراحی آرایش رسانه‌ای مربوطه به‌صورت زیر پیشنهاد می‌گردد:

تصویر 1-5 الگوی طراحی آرایش رسانه‌ای

5-5 محدوديتهاي تحقيق
«آرایش رسانه‌ای» مفهومی است که تاکنون بدان پرداخته نشده است و ادبیاتی برای آن در دانش ارتباطات تولید نشده است. درواقع تحقیق حاضر، نخستین گام برای رمزگشایی این تعبیر است. لذا اولین محدودیت این تحقیق مربوط به فقدان ادبیات تحقیق است.
دومین محدودیت تحقیق مربوط به استعاری بودن موضوع تحقیق است. موضوع این تحقیق ازجمله موضوعات پر ابهام است. چراکه اساساً آرایش رسانهای یک مفهوم استعاری است که از دانش نظامی عاریت گرفته شده است و لذا باید این مفهوم در این تحقیق رمزگشایی می‌شد. در فضای استعاری، عموماً رویکردهای مختلف و ادبیات شاعرانه بر فضای علمی تحمیل میشود، و آنچه که این تحقیق را با خطر مواجه می‌نمود این بود که دست آخر، محصول قابل‌اعتنایی را به بار نیاورد. لذا باید از ابتدا با علم به اینکه در زمین استعارهها بازی میکنیم و این مفهوم به معنی دقیق کلمه، در میدان رسانه وجود ندارد و رویکرد میان رشته دارد، وارد میدان تحقیق میشدیم.
همچنین با وجود قید «فضای نوین رسانهای جهان» حالت آیندهپژوهانه به خود گرفته است که خود باعث ورود به بستری از احتمالات و سناریوهای معلق و فضای غیرقطعی شد و این امر، به ابهام بیشتر تحقیق منجر شده است. البته بهره‌گیری از عنصر خلاقیت در اکتشافی بودن این تحقیق عامل مهمی است.
محدودیت دیگر تحقیق، مربوط به استعاره‌های نظامی و جنبه امنیتی آن بود که به‌خصوص در مصاحبه‌های با نظامیان حذر و استنکاف از بیان جزییات مهم، بسیار واضح بود و این امر باعث محروم شدن محقق از مواردی که برای تحقیق لازم است، می‌شد.

6-5. پيشنهادهاي برخاسته از تحقيق
صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران می‌بایست :
• واحدی را به‌صورت متمرکز جهت طراحی آرایش رسانه‌ای و اتخاذ تصمیم در نظر بگیرد و مرکز موردنظر در شرایط گوناگون آرایش‌های مقتضی را مبتنی بر الگوی فوق، طراحی نماید.
• تحولات آینده در چهار حوزه مخاطب، تکنولوژی، نیروی انسانی و پدیده‌ها و سازمان رسانه‌ای، را بررسی و با بهره‌گیری از انعطاف و چالاکی لازم، خود را بر شرایط جدید وفق و منطبق کند.
• نسبت به حوزه نفوذ تمدنی خود اشراف پیدا نموده و به کانون تمرکز خود تسلط رسانه‌ای یابد.
• با بهره‌گیری از زبان فطرت انسانی در فضای جهانی،‌به ذهن و قلب مخاطب جهانی نفوذ نماید.
• پیام و محتوای خود را در همه حوزه‌ها پلت‌فرم‌ها، قالبهای رسانه‌ای و ژانرها و گونه‌ها را در حوزه برودکست و برودبند و در سطوح استانی،‌ ملی،‌ منطقه‌ای و بین‌المللی، تحت پوشش قرار دهد.
• در حوزه نهادسازی نیز با ایجاد زنجیره تأمین، مرکز مفهوم‌سازی جدید، مرکز غنی‌سازی رسانهها،‌ مرکز نوآوری برنامه و سوژه‌سازی، اتاق فکر و مرکز تحقیقات استراتژیک رسانه، رگولاتوری،‌ شورای عالی فضای مجازی، آزمایشگاه رسانه، و همچنین پیوند با نهادهای اطلاعاتی، دانشگاه و صنعت، بخشی از آرایش جامع رسانه‌ای خود را محقق نماید.
• در راستای توانمندسازی نیروهای حرفه‌ای متخصص و متعهد و خلاق رسانه‌ای، با شکستن نیروی انسانی کلیشه‌ای و پرهیز از تک‌صدایی، قدم بردارد و با تعدیل نیروهای انسانی ناکارآمد،‌ از سنگین شدن بدنه سازمان جلوگیری کند.
• زیرساخت‌های لازم جهت حضور و نفوذ متناسب با مأموریت داخلی و جهانی خود را در فضای مجازی و برودکست فراهم کند.
• به‌جای فرآیند محوری، محصول محور عمل نماید.
• با شکستن انحصار رسانه‌ای، از عدم رقابت، سلب اعتماد مخاطب، ریزش مخاطب، مخدوش شدن وجهه سازمان، و فعالیت با محدودیت‌های بالا جلوگیری کند.
• برای هرگونه تغییر و یا راه‌اندازی شبکه‌ها، مطالعه عمیق و دقیق کارشناسی نسبت به مخاطب و میل، نیاز و مصلحت جامعه و حکومت صورت گیرد.
• از عملکردهای واکنشی و منفعلانه نسبت به رقبا پرهیز نماید.
• عرصه‌های مهم و تأثیرگذار زندگی مخاطب را شناسایی و برای انتقال فرهنگ صحیح بر روی آن‌ها تمرکز نماید.
• برای اشاعه سواد رسانه‌ای و تعیین رژیم مصرف رسانه‌ای به تدوین نظام جامع رسانه‌ای همت گمارد.

7-5. پيشنهادهايي به ساير محققين
مهم‌ترین پیشنهاد برای انجام تحقیقات بعدی، که درواقع بخش مکمل تحقیق حاضر محسوب میشود، پرداختن به «آرایش رسانه‌ای نامتقارن» می‌باشد. چراکه در این تحقیق به الگویی دست یافته‌ایم که بیشتر به‌صورت متقارن می‌تواند رسانه‌های ما را در مقابل رقیب، چینش نماید. اما با توجه به متفاوت بودن بن‌مایههای فرهنگی جامعه ایران ، همواره در زمینه‌هایی که رقابت تمدنی میان ما و تمدن غرب وجود دارد، روش‌های درخلاف‌آمد و نامتقارن همواره کارایی بهتری دارد. چنانچه که دکترین نظامی ایران نیز نامتقارن به‌جای کلاسیک می‌باشد.
پس‌ازاین موضوع، مخاطب‌شناسی با نگاه انسان‌شناسانه دینی، آینده‌پژوهی فضای رسانه‌ای جهان، بررسی رویکرد مشتری‌مدارانه در فضای رقابتی سپهر رسانه‌ای، الگوی برآورد توان رسانه‌ای صداوسیما، چشم‌انداز بیست‌ساله صداوسیما، تعیین الگوی آرایش جغرافیایی رسانه‌ای، تعیین الگوی جبهه‌بندی رسانه‌ای، میتواند موضوعات مناسبی برای تحقیق در راستای الگوی آرایش رسانه‌ای صداوسیما قرار گیرد.

پیوست ۱:‌ متن مصاحبه‌ها

مصاحبه‌های عمیق و کدگذاری‌های باز مصاحبه‌ها

مصاحبه شماره 1
مصاحبه با سید حسن حسینی،
کارشناس ارشد علوم سیاسی دانشگاه امام صادق و خبرنگار شبکه خبر، فارس، مشرق و اشراف
اسفند 92

اولین نکته در کمک گرفتن از ادبیات نظامی، و به‌ویژه واژهی متناظر آرایش رسانهای در حوزه نظامی‌گری، یعنی آرایش نظامی، بحث “خط آتش” در آرایش نظامی است. یعنی کور شلیک نکنیم و به تعبیر حضرت آقا سر بی‌صاحب نتراشید! (در کتاب هنر از دیدگاه رهبری و در بحث کتاب). یعنی مشخص باشد برای چه کسی داریم می‌نویسیم. انگار در انتشارات مشغول دسته‌بندی مخاطبان و هستیم. مخاطب کیست؟ طیف‌بندی کنیم. کودک یا نوجوان است جوان است… (طیف‌بندی مخاطب)
در آسیب‌شناسی‌مان به این معنی است که جلوی نوزاد و بچه و پیر و جوان

دسته‌ها: دسته اصلی