دانلود پایان نامه

به چارچوبي مناسب درجهت بسترسازي توسعه صادرات با جمع بندي از نتايج تحقيقات قبلي در قالب رويكردي جامع مي باشد .

2-3-2پیشینه خارجی

-لی و تای[17] (2009) تحقیقی با عنوان ارتباط  عوامل ادراکی و کاربردی کیفیت محصول انجام دادند که هدف از آن ، استانداردسازی بازاریابی در صنعت خودرو قزاقزستان، به عنوان یک بازار در حال ظهور بود. بر اساس نتایج این تحقیق، خصوصیات محصولات، تاثیر متفاوتی بر ارزیابی مشتریان از کیفیت محصول دارد. در نتیجه، بیش از استاندارد کردن محصولات، شرکت­های چند ملیتی بایستی از ارتباطات  بازاریابی استراتژیک بهره­مند باشند و این کار را از رهگذر تطبیق  با ارزش­ها، تجربیات و نیازهای متفاوت مشتریان در برابر محصولات جهانی به خصوص در بازارهای نو ظهور انجام می­دهند.

– جوهری و پتیسون[18] (2008 ) راهبردهای بومی­سازی  واحدهای تابعه خودرو­سازی در تایلند را مورد بررسی قرار داده­اند و نشان می­دهند بر خلاف اعتقاد شرکت­های بین­المللی که استراتژی های  بومی­سازی را تسهیل کننده فرایند تطبیق با محیط بازار محلی می­دانند ، این شرکت­ها طیف وسیعی از استراتژی­های بومی­سازی را با هدف دستیابی به منافع چند گانه اجرا می­نمایند. نتیجه این تحقیق ، شناسایی  9 حوزه بومی­سازی بود: بومی­سازی تصمیم­گیری راهبردی، ایجاد و بهره­برداری از یکپارچگی دانش بومی، آرایش منابع انسانی بومی، بومی­سازی تحقیق و توسعه، بومی­سازی محصولات، استفاده از شبکه های عرضه بومی، انطباق با فرایندهای تولید، آرایش بومی سود واحدهای تابعه، و بومی­سازی تصویر ذهنی شرکت­ها. این استراتژی­ها به صورت متوالی جهت ایجاد ارزش از طریق سیستمی، از منافع چند گانه نظیر : توانایی مدیریت جهت درک و اداره عدم اطمینان در محیط عملیاتی، اتخاذ تصمیمات آگاهانه جهت پاسخگوئی به چالش­های توسعه کارای خطوط مونتاژ و سیستم­های بازاریابی بومی، کاهش هزینه، درجه بالای تعهدات توسط کارکنان بومی، شخصی­سازی محصول و تصویر ذهنی مناسب­تر به عنوان یک شرکت شهروند خوب.

– رحمان (2003)، طی بررسی 12 شرکت استرالیایی، مدلی جهت ارزیابی جذابیت­های بازار هدف ارائه کرده است. در این مدل جذابیت به دو بخش جذابیت اندازه بازار و جذابیت ساختاری تفکیک شده است. جذابیت انداه بازار، بیانگر جذابیت وجود بازاری بالقوه برای محصولات است  که متاثر از شاخص­های کلان، شاخص­های سطح خرد و توانمدی­های تجاری بنگاه می­باشد. در این مدل، اگر بازاری از لحاظ اندازه دارای جذابیت نباشد، رد می­گردد و در صورت دارا بودن جذابیت اندازه، جذابیت ساختاری آن نیز مورد بررسی  قرار می­گیرد. جذابیت ساختاری نیز خود بر اساس شاخص های هزینه، تطبیق ساختار، خط­مشی ورود به بازار و خط مشی بنگاه مورد ارزیابی قرار می­گیرد. سیمکین[19] و دیب (1998) در بررسی خود معیارهای مختلفی را در انتخاب بازارها و استراتژیهای مورد استفاده در بازارهای هدف مورد مطالعه قراردادند. معیارهای سودآوری، رشد بازار و اندازه بازار به عنوان معیارهایی که بیشتر مورد استفاده شرکتها قرار می­گیرند، شناخته شده­اند. استراتزی کیفیت خدمات، استراتژی حفظ مارک تجاری، استراتژی هزینه کمتر، استراتژی تمایز محصول و استراتژی سهم بازار از استراتژی­های مورد استفاده شرکتها در مطالعه این محققین هستند.

– ریسک پاترسن و شوهام[20](2002) در پژوهش مدلی را ارائه دادند که سه متغییر طرز تلقی صادراتی،  موانع صادراتی و حمایت مدیریت را به عنوان سه متغییر موثر بر عملکرد صادراتی معرفی نمودند.دو متغییر اول علاوه بر تاثیرگذاری مستقیم خود بر متغییر حمایت مدیریت به طور غیر مستقیم بر عملکرد صادراتی تاثیر می­گذاشتند.

– کخ[21](2001) پس از بررسی ادبیات موضوع، مدلی جهت ارزیابی و انتخاب بازارهای هدف صادراتی ارائه کرده­است. در مدل این تحقیق متغییرهای انتخاب بازار به سه دسته متغییرهای داخلی، خارجی و ترکیبی تقسیم­بندی شده­اند. نگرش استراتژیک بنگاه ، اهداف استراتزیک بنگاه مرله بین المللی­شدن ، توان رقابت بین­المللی بنگاه ، تجربه انتخاب بازار بین المللی، روشهای محاسبه ریسک و بازده و کنترل هزینه­های بازاریابی، متغیرهای داخلی این مدل را شامل می­شوند. پتانسیل بازار، رقابتی بودن بازار و ریسک بازار متغییرهای خارجی هستند. منابع در دسترس ، تطبیق با پرتفوی تجاری بنگاه، بهینه­کردن روش گسترش بازار، شباهت بازار خارجی وشبکه سازی نیز متغییرهای ترکیبی این مدل را تشکیل می­دهند.

  • دیل و همکاران[22] (2000)، در پژوهشی به بررسی تاثیر عوامل ویژگی­های شرکت(اندازه شرکت میزان موانع ورود درک شده و سال­های اشتغال شرکت در کسب و کار) صلاحیت شرکت(تجزیه صادراتی) و استراتژی­های بازاریابی صادرات (تمرکز بر بازار در مقابل متنوع بودن و همچنین فعال بودن در مقابل انفعالی عمل کردن) بر عملکرد صادراتی شرکت پرداختند.
  • شوهام [23](2000) در پژوهشی با تقسیم بندی شرکت­های صادرکننده به سه دسته مدافعین تحلیلگران و جویندگان (علاقه­مندان) متغییرهای متنوعی را در هریک از این انواع شرکت­ها که بر عملکرد صادراتی بودند معرفی نمودند. آن­ها در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که در شرکت­هایی از این نوع تحلیل­گر میان تولید کالای جدید، مدیریت تولید گرایش بازار و استراتژی­های کنترل از یک سو و عملکرد صادراتی از سوی دیگر رابطه معناداری وجود دارد.
  • کیگان[24] (1999) سه معیار اساسی جهت ارزیابی بازارهای هدف جهانی معرفی کرده است. اندازه فعلی بازارو رشد بالقوه مورد انتظار آن، رقابت بالقوه در بازار، و سازگاری بازار هدف با اهداف کلی شرکت و امکان دسترسی به آن از معیارهای ارزیابی بازارها می­باشند. بر این اسا س ، معیار اول بیان می دارد که آیا بازار مورد نظر به اندازه کافی بزرگ استتا فرصتی جهت کسب سود برای شرکت تلقی گردد؟ اگر بازار در حال حاضر به اندازه کافی بزرگ نیست ، آیا دارای رشد بالقوه کافی می باشد و با توجه به راهبرد دراز مدت شرکت ، جذابیت دارد؟ معیار دوم بیان می­دارد که باید از فعالیت در بازار یا بخشی از بازار که در آن رقابت فشرده است ، باید اجتناب شود و معیار سوم به سازگاری بازار با اهداف کلی شرکت و امکان دسترسی موفقیت آمیز به آن اشاره دارد.

 

 

[1] Balabanis

[2] Walton

[3] Fillis

[4] Robert & Morgan

[5] Albaum & et al.

[6] Anderson

[7] Malhorta & etal.

[8] Daljic

   Jeans[9]

1 Deal ,Menguch,Myers

[12] Foglio

[13] Leonidas & et al.

[14] Gustavsson

[15] Khondker

[16] Leonidas

[17] Lee&Tai

[18] Johri

1Sikkman

[20]Cicic , Patterson & Shoham

1Koch

[22] Deal &et al

[23] Shoham

[24]Kigan

دسته‌ها: دسته اصلی