دانلود پایان نامه

( بید علی ( و قال: یا أیّها الناس هذا صالح المؤمنین.41
ترجمه:سدیر صریفی از امام باقر ( نقل می کند که فرمود: پیامبر( علی ( را به اصحابش دوباره معرفی نمود، اول که فرمود هرکس مولای اویم علی مولای اوست و دوم در جایی که آیه «فان الله مولاه وجبریل و صالح المومنین» نازل شد، در این هنگام پیامبر( دست علی( را گرفت و فرمود: این صالح مومنین است.
همچنین ایشان روایت دیگری را از تفسیر قمی نقل می‌کند که ما با مراجعه به تفسیر قمی آن را به صورت مفصل نقل می‌کنیم:
حدّثنا محمدبن جعفر قال: حدّثنا محمدبن عبدالله عن ابی بحران عن عاصم بن حمید عن ابی بصیر قال: سمعت ابا عبدالله ( یقول: «ان تتوبا الی الله فقد صغت قلوبکما» إلی قوله «صالح المؤمنین» قال صالح المؤمنین هو علی ابن ابی طالب ( .42
ترجمه: ابی بصیر نقل می کند که از امام صادق ( شنیدم که فرمود: صالح که مومنین علی بن ابی طالب( است.
و در نهایت ایشان صالح المؤمنین را بر وجود امیرالمؤمنین ( اطلاق می‌کند.
نظر علامه طباطبایی در تفسیر المیزان
مرحوم علامه طباطبایی در ذیل این آیه می‌فرماید: منظور از آن دو زن حفصه و عایشه هستند و پس از بررسی لغوی، لغات آیه و همچنین بحث ادبی در آن به نقد نظرات مختلف در مورد تفسیر صالح المؤمنین می‌پردازد.43
ایشان در نقد نظر زمخشری در تفسیر کشاف که می‌گوید منظور از صالح المؤمنین جمع مؤمنین هستند می‌فرماید:
این سخن درست نیست، صاحب این قول مضاف به جمع (صالح المؤمنین) را مقایسه کرده یا مفرد دارای الف و لام از قبیل الصالح و السامر و الحاضر و گمان کرده همانطور که مفرد دارای الف و لام، جنس را می‌رساند، مضاف به جمع هم همین‌طور، در حالی که چنین نیست، و ظاهر «صالح المؤمنین» معنایی است غیر آن معنایی که عبارت «الصالح من المؤمنین» آن را افاده می‌کند، دومی افاده جنس می‌کند، ولی اولی جنسیت و کلیت را نمی‌رساند.44
مرحوم علامه طباطبایی ( با ردّ نظر زمخشری و نیز نقل روایات مختلف، صالح المؤمنین را امیرالمؤمنین علی ( می‌داند.

جمع‌بندی
از مجموع مباحث گذشته در ذیل آیه صالح المؤمنین چنین بر می آید که علمای اهل سنت با اذعان به اینکه این آیه در حق امیرالمؤمنین علی ( نازل شده است؛ البته ابن کثیر در تفسیر القرآن العظیم به طور قطع آن را در حق خلیفه دوم و سوم می‌داند. علمای شیعه نیز همه اتفاق قول دارند که آیه «صالح المؤمنین» در حق حضرت امیر ( نازل شده است.
زمخشری در مورد صالح المؤمنین می‌گوید: «به دلیل اینکه صالح به صورت مفرد آمده، بیانگر جنس خواهد بود و اصل آن صالحوا المؤمنین است ولی مفسر المیزان همانطوری که آوردیم می‌فرماید: منظور از صالح المؤمنین این گونه نیست که (الصالح من المؤمنین) باشد.
بنابراین با توجه به روایات وارده از اهل سنت که در بحث گذشته و همچنین روایات شیعه وارده از اهل بیت ( مراد از صالح المؤمنین تنها حضرت امیرالمؤمنین علی ( می‌باشد و شأن آن در مورد خلیفه دوم و سوم را بی‌اساس می‌دانیم.

گفتار دوم: آیه صادقین (توبه/119)
آیه: یا ایها الّذینَ آمنوا اتّقوالله و کونوا مع الصادقین .45
ترجمه: ای مؤمنان از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید.
الف) نقد و بررسی دیدگاه زمخشری و سایر دیدگاه مفسرین اهل سنّت
نظر زمخشری
ایشان در ذیل آیه می‌گوید: بعضی از قاریان آن را (من الصادقین) خوانده‌اند و آنان کسانی بودند که با نیتی راستین روی به سوی خدا آورده‌اند و در گفتار و کردار به راستی عمل کردند و یا اینکه در ایمان خود و پیمانی که در فرمان پذیری با خدا و رسول نیستند به راستی و درستی عمل کردند.
ایشان در ادامه با نقل نظرات بعضی مفسران که البته نامشان را ذکر نکرده می‌گوید: از ابن عباس روایت شده است که خطاب این آیه متوجه آن گروه از اهل کتاب است که مسلمان شده‌اند، یعنی مانند مهاجران و انصار باشید و خود را با آنان وفق دهید و در زمره آنان قرار گیرید و در سلک آنان درآیید و درست عمل کنید.46

نظر سیوطی در الدرّ المنثور
ایشان در ذیل آیه شریفه روایات زیادی را می‌آورد که در هرکدام مصداق صادقین را مشخص نموده است که این افراد عبارتند از:
1- پیامبر( و اصحاب ایشان 2- ابوبکر و عمر 3- عمر و ابوبکر و اصحاب آنها 4- علی ابن ابیطالب ( 5- کعب ابن مالک و سرادق ابن ربیعه و هلال ابن امیه می‌باشند.47
سپس به نقل روایات مختلفی از پیامبر اکرم ( در مورد پرهیز از کذب و دروغ و لزوم پایبندی به راستگویی را نقل می‌کند.48
ایشان فقط به نقل روایات پرداخته و هیچ گونه نظر نهایی در این مورد نداده است و هیچ مطلبی راجع به عصمت نیز در سخنان ایشان پیدا نشد.
نظر قرطبی در تفسیر القرطبی
ایشان در ذیل این آیه شریفه به دو مطلب اشاره می‌کند:
اول: در مورد شأن نزول بحث می‌کند و می‌گوید: قصه آن سه نفری است که از راستگویی سود برده و از میل به منافقین نجات پیدا کردند.
سپس از مالک ابن انس نقل می‌کند: خیلی کم انسانی باشد که دروغ نگوید مگر اینکه از عقل کامل برخوردار باشد و لغزشهایی که دیگران دارند، او ندارد از جمله پیری زیاد، دیوانگی و …49
بعد از آن به مصداق صادقین اشاره کرده و چندین قول را ذکر می‌کند از جمله: 1- اهل کتاب 2- همۀ مؤمنین 3- کسانی که با پیامبر برای جهاد خارج شدند و به منافقین پیوستند. 4- مذهب راستگویان و مسلک آنها 5- پیامبران 6- اعمال صالح در بهشت 7- وفاکنندگان به عهد 8- مهاجرین 9- کسانی که ظاهر و باطن آنها یکی باشد.
سپس از ابن عربی نقل می‌کند که ویژگی یکی بودن ظاهر وباطن هدف نهایی هر انسانی می‌باشد زیرا به وسیله این صفت نفاق در عقیده و مخالفت در عمل از بین می‌رود و این ویژگی بر ابوبکر و عمر و عثمان منطبق است.50
دوم: بحثی که ایشان می‌کند این است که می‌گوید: هرکس ملازم با صدق در گفتار و اخلاص در عمل و شفافیت در احوال داشته باشد، چنین شخصی به ابرار ملحق گشته و به رضایت پروردگار غفار می‌رسد.51
سپس روایاتی را از وجود مبارک پیامبر عظیم الشأن اسلام( در اهمیت راستگویی و پرهیز از دروغگویی را نقل می‌کند؛ ولی هیچ اشاره‌ای به اینکه چه کسانی هستند که ویژگی‌هایی که در بحث دوم ایشان بود را دارند، نکرده است.

نظر فخر رازی در تفسیر الکبیر
ایشان پس از نقل شأن نزول آیه در مورد سه نفری که ابتدا از امر پیامبر اکرم ( از جهاد تخلف کردند و سپس توبه کردند به شرح دو مسئله می‌پردازد:
مسأله اول: خداوند به مؤمنین دستور می‌دهد، همراه صادقین باشید و وقتی وجوب همراهی با صادقین شد لزوم وجود صادقین در هر زمان وجود دارد و به این دلیل نمی‌شود همه امت بر باطل باشند و این دلیل بر حجت بودن اجماع امت است. سپس به طرح چند سؤال می‌پردازد از جمله:
آیا صادقین در هر زمان وجود دارد؟ ایشان در جواب می‌گوید کونوا مع الصادقین دستور به موافقت با صادقین است و نهی از ناپسندی‌های آنان است و این مشروط به وجود صادقین است زیرا هر واجبی که تمام نشود مگر به یک امری، آن امر واجب خواهد شد. اگر گفته شود همراهی را حمل بر راه صادقین کنیم؛ در پاسخ می‌گوییم این یک عدول از ظاهر بودن دلیل است و نتیجه گفته آن این امر مختص به زمان رسول اکرم ( می‌باشد.52
سپس فخر رازی این قول که صادقین فقط مختص به زمان رسول اکرم ( است را ردّ کرده و چند دلیل بر ردّ آن ذکر می‌کند.
اول: با تواتر ثابت شده است که ظاهر دین پیامبر این است که تکالیف این چنین باشند.
دوم: صیغه بکار رفته در آیه شامل همه اوقات می‌شود و نیز استثناء گرفتن از آن صحیح نیست.
سوم: وقتی زمانی در آیه مشخص نشده است چطور می‌شود زمانی را بر زمان دیگری حمل کنیم؟!
چهارم: در قول «یا ایّها الّذینَ آمنوا اتّقواالله» مردم را به تقوا امر فرمودند و این امر زمانی صحیح است که فرد، متقی نباشد و همچنین زمانی که جائزالخطا باشد واجب است از معصوم تبعیت کند و معصوم کسانی هستند که خداوند حکم به صادقین آنها داده است؛ و این امر دلالت بر وجوب تبعیت افراد جائزالخطا از معصوم می‌کند و این در همه زمان‌هاست و بدست آوردن صادقین در هر زمان واجب است.53 سپس فخر رازی اعتراف می‌کند که در هر زمان ناچاراً باید معصوم وجود داشته باشد و می‌افزاید که این افراد مجموع امت هستند.54
بعد از آن فخر رازی به دیدگاه شیعه معترض شده و آن را به عنوان اشکال این چنین بیان می‌دارد:
اگر بگویید این معصوم فقط یک نفر از امت است. در پاسخ می‌گوییم این باطل است زیرا خداوند تبارک و تعالی بر هر فردی از مومنین واجب کرده است که با صادقین باشند و این زمانی برایش میسر است که بداند آن معصوم کیست و نه اینکه به آن جهل داشته باشد و اگر امر به چیزی که بر آن جهل دارد شود این تکلیف مالا یطاق است و از خداوند جایز نیست، ما نیز فردی معینی که وصف به عصمت شده باشد را نمی‌شناسیم و علم به اینکه این انسان را نمی‌شناسیم، یک امر ضروری است.55
فخر رازی پس از بیان این چهار مطلب، نتیجه‌گیری می‌کند که در قول «و کونوا مع الصادقین» امر با بودن با یک فرد معین نیست و وقتی این مطلب باطل شد، مراد از آن همراه بودن با مجموع امت خواهد بود و قول مجموع امت صواب و حق است.
مسأله دوم: ایشان به نقل روایاتی در اهمیت صدق و مذمت کذب و دروغگویی بیان می‌دارد که به دلیل اختصار در مبحث از طرح آنها خودداری می‌کنیم. در نهایت ایشان وجود معصوم را ضروری می‌داند و بدان اعتراف می‌کند ولی در تشخیص مصداق به خطا رفته و مجموع امت را مصداق معصوم قلمداد می‌کند.

ب) تبیین آیه صادقین از دیدگاه مفسرین شیعه
نظر علامه بحرانی در البرهان
ایشان در ذیل آیه شریفه با نقل چهارده روایت مختلف “صادقین” را وجود مبارک معصومین ( و در بعضی روایت حضرت امیرالمؤمنین علی ( می‌داند.56 لذا ما برای نمونه به چند روایت آن اشاره می‌کنیم.
ابی نصر می‌گوید از امام رضا ( پرسیدم قول خداوند عزّوجل: «یا ایها الّذین آمنوا اتّقوا الله و کونوا مع الصادقین» اشاره به چه کسانی دارد؟
امام رضا ( فرمودند: صادقین ائمه هستند که گفتارشان یا عملشان در فرمانبرداری خدا برابر است و در این امر راستگو هستند.57
جابر از امام باقر ( سوال کرد که آیه‌ی «یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین» صادقین اشاره به چه کسی دارد؟ فرمود: علی ابن ابی طالب(. 58
احمد ابن محمد از حضرت رضا ( در مورد این آیه پرسیدند، ایشان فرمودند: صادقین ائمه هستند که «الصدیقون بطاعتهم» عمل و گفتارشان یکی است.59
بعد از نقل روایات نتیجه بحث علامه بحرانی نیز مشخص شده و قائل به اینکه صادقین همان ائمه معصومین ( هستند که به عنوان امام باید از آنها پیروی نمود.

نظر علامه حویزی در النورالثقلین
ایشان نیز با توجه به اینکه تفسیر روایی را در ذیل آیات پیش گرفته است در ذیل آیه 119 سوره مبارکه توبه نیز ده روایت نقل کرده است60 که ما به چند نمونه اشاره می‌کنیم:
در کتاب مناقب ابن شهر آشوب، جابرابن عبدالله انصاری از امام باقر درباره آیه «و کونوا مع الصادقین» نقل کرده است که فرمود: یعنی با آل محمد ( باشید.61
در کتاب احتجاج طبرسی از امیرالمؤمنین( حدیثی طولانی نقل کرده است که در ضمن آن فرمود: خداوند برای دانش اهلی قرار داده است که طاعت آنان را واجب ساخته است و فرموده است: «واتّقوا الله و کونوا مع الصادقین»62
در کتاب کمال الدین و تمام النعمه با اسنادش به سلیم بن قیس هلالی از امیرالمؤمنین( نقل کرده است که در ضمن سخنرانی طولانی ایشان در جمع مهاجرین و انصار در مسجد و در زمان خلافت عثمان فرمود:
شما را به خدا سوگند می‌دانید که چرا خدا عزوّجل آیه «و کونوا مع الصادقین» را نازل فرمود؛ سلمان گفت: رسول الله ( فرمود: کسانی که به آنها دستور داده شده است همۀ مؤمنان هستند و اما مقصود از صادقین برادرم علی و اوصیای او تا روز قیامت است، گفتند به خدا سوگند: آری.63

نظر علامه طباطبائی( در المیزان
علامه( در ذیل این آیه بحث مفصلی نکرده است و در ابتدا اشاره‌ای به واژه صدق کرده و فرموده: صدق، در اصل به معنای این است که گفتار با واقع مطابق باشد و همچنین اطلاق امر به تقوی و اطلاق کلمه صادقین و مطلق بودن آن حکایت از آن دارد که «با صادقین باشید» (با اینکه معیت و با کسی بودن به معنای همکاری کردن و پیروی نمودن است) همه قرینه‌هایی هستند که دلالت می‌کند کلمه صدق معنی وسیعی دارد و مقصود معنای مجازی آن است نه معنای لغوی و خاص آن.
بنابراین آیه شریفه مؤمنین را دستور می‌دهد به اینکه تقوا پیشه نموده، صادقین را در گفتار و کردار پیروی کنند و این غیر از آن است که بفرمایند «شما نیز مانند صادقین متصف به وصف صدق باشید» زیرا اگر آن بود، می‌بایستی بفرماید «و از صادقین باشید» نه اینکه بفرماید «و با صادقین باشید» و این پر واضح است و احتیاج به توضیح ندارد.64
ولی علامه در بحث روایی به نقل از تفسیر برهان از ابن شهرآشوب از تفسیر یوسف بن یعقوب نقل نموده که مالک بن انس گفته مقصود از صادقین در جمله «کونوا مع الصادقین» رسول خدا ( و اهل بیت حضرت است.65
البته روایات دیگری با همین مضمون علامه در تأیید مصداق صادقین آورده است.66

جمع بندی
برآیند مباحث گذشته ذیل آیه 119 سوره مبارکه توبه این است که زمخشری این آیه را به صورت اخلاقی و ادبی تفسیر نموده است و می‌گوید صادقین به کسانی گفته می‌شود که با نیتی راستین رو به خدا آوردند و در گفتار و کردار به راستی عمل کردند و سپس مصداق صادقین را مهاجرین و انصار می‌داند، و با بررسی تفاسیر اهل سنت در ذیل آیه از جمله الدرّ المنثور که مصادیق مختلفی برای صادقین ذکر کرده است.67 و همچنین تفسیر القرطبی نیز مصادیق دیگری را معرفی نموده است.68 به نتایج دیگری می‌رسیم.
اما فخر رازی برخلاف دیگر مفسرین اهل سنت وارد بحث استدلالی شده و دلالت آیه مورد نظر را پیروی و همراهی با افراد معصوم پذیرفته، ولی صادقین در آیه را حمل به مجموع امت کرده است.69
و البته ایشان می‌افزاید با وجود عدم توانایی بر شناخت شخص معین برای معصوم تنها راه، مراجعه به امت یعنی اهل حل و عقد ست.
در نقد اشکال فخر رازی به دو مسئله اشاره می‌کنیم:
اولاً: ما که معتقد به ضرورت وجود یک معصوم در هر زمان هستیم، از باب قاعده لطف لازم می‌دانیم که خداوند سبحان به هر طریق ممکن آن معصوم را به مردم معرفی کند و البته با مراجعه به ادله متقن حدیثی و تاریخی به وجود معصوم در هر زمان پی برده که بعد از پیامبر اکرم ( اول وجود مبارک حضرت امیرالمؤمنین علی ( و آخر آنها حضرت مهدی (عج) می‌باشد.
ثانیاً: قول به عصمت امّت بی‌معناست؛ زیرا امت از افراد تشکیل شده‌اند که هیچ کدام دارای مقام عصمت نیستند، حال چگونه ممکن است عنوان انتزاعی از آن افراد دارای مقام عصمت باشد.70
بعد از نقل نظرات مفسرین اهل سنت، برای اثبات مدعای خود نظرات متقن مفسرین شیعه در النور الثقلین و البرهان و المیزان را آوردیم که همه آنها در استدلال و خصوصا در بحث روایی صادقین را وجود ائمه اطهار ( دانسته و پیروی مطلق از آنها را دلیل بر عصمت دانستند.
بنابراین نظر صاحب کشاف به طور کامل رد شده و مصداق صادقین را معصومین ( می‌دانیم.
البته در برخی احادیث اهل سنت که در تفاسیر ذکر شده نیز آوردیم،

دسته‌ها: دسته اصلی