دانلود پایان نامه

پژوهش
سوال اصلي :
1. مباني معرفت شناختي دين از ديدگاه آيت الله طالقاني برچه اصول وروش هايي مبتني است ؟
2. مباني معرفت شناختي آيت الله طالقاني با انديشه ها و مباني استاد مطهري چه تمايز ها و اشتراکاتي دارد ؟
سوال هاي فرعي :
3. علل انحطاط و آسيب شناختي دين در انديشه آيت الله طالقاني و استاد مطهري چه بوده و درمان اين آسيب ها را چگونه تبيين کرده اند؟
4. مباني رابطه شناختي ديني چون دين و سياست، دين و اقتصاد، دين و اخلاق از ديدگاه اين دو انديشمند چه هويتي پيدا مي کند ؟
5. فرضيه هاي تحقيق
1. با توجه به آثار موجود ازآيت الله طالقاني خصوصا تفسير پرتوي ازقرآن ايشان، چنين برداشت مي شود که بيشتر متأثراز روش هاي نقلي، علمي و تاريخي بوده است البته از ساير روش هاي معرفتي نيز بهره چسته است. فلذا مباني معرفتي ايشان بر اين روش ها مترتب خواهد بود.
2. در مقابل استاد مطهري بخاطر اين که بزرگ شده مکتب صدرايي “حکمت متعاليه” بود از بيشتر روش ها در تبيين گزاره هاي ديني بهره جسته، خصوصا از روش هاي عقلي فلسفي، عرفاني شهودي، نقلي و در مواردي هم از معرفت علمي به عنوان دفاع از کِيان اسلام استفاده کرده است . فلذا مباحث استاد مطهري به نسبت بنيادين و تئوريک خواهد بود.
3. به خاطر هم عصر بودن و داراي آرمان واحد بودنشان ” حاکميت اسلام ” با آسيب هاي مشترکي نسبت به معرفت ديني مواجه بودند . مثل علل گرايش به ماديگري ، تحجّر و…
4. نسبت به مباني رابطه شناختي ديني رکن مشترکي داشتند و آنهم “حاکميت الله” بوده و دين را در سياست و اقتصاد و اخلاق لازم و ضروري مي دانستند.
6. روش و منابع تحقيق
تحقيق حاضر از روش تحليلي ، تطبيقي و تاريخي تبيين شده و از مطالعه متون متعدد ديني و هم چنين مقالات موجود در اين راستا شکل گرفته است .
عمده منابع پايان نامه : آثار آيت الله طالقاني و آثار استاد مطهري و آثار تاريخ انقلاب اسلامي مي باشد.
7. پيشينه پژوهش
اين موضوع تاکنون به صورت کتاب يا رساله و حتي مقاله مورد بحث جدي قرار نگرفته است ، هرچند معرفت ديني معاصر و شخصيت هاي ديگري هم چون مباني معرفتي امام خميني (ره) و استاد مطهري تا حدي مطرح بودند، حتي استاد مطهري کتابي با عنوان “احياي تفکر اسلامي” دارند و از انديشمندان بزرگي نسبت به موضوع احياگري ديني و معرفت ديني کتاب و مقاله موجود است ولي تا حال مباني احياگري گري و معرفت شناختي آيت الله طالقاني بصورت مستقل و تطبيقي بررسي نشده است.
8. ضرورت انجام تحقيق:
کشف و تبيين ميراث فرهنگي به ويژه کشف پشت صحنه هاي معرفتي انقلاب اسلامي ايران و بيان چهره هاي ضرورتي انکار نا پذير انقلاب و تبيين هويت معرفتي آن ها مي طلبيد تا در اين راستا به تحقيق و مطالعه و تقرير در بياييم.
9. سير بحث:
بحث در اين پايان نامه مربوط به ” احياي تفکر ديني معاصر ” بوده که شخصيت هاي بزرگي هم چون آيت الله طالقاني و استاد مطهري در به سامان رسيدن انقلاب اسلامي و احياي تفکر ديني در جامعه ايران زحمات زيادي متحمل شدند. حال در اين نوشتار بر آنيم که مباني معرفت شناختي اين دو متفکّر را بررسي و به مشترکات و تمايزهاي معرفتي آن دو اشاره کنيم .بنابراين پايان نامه موجود از چهار فصل تشکيل شده ، فصل اول: مفاهيم و کليات بحث ، فصل دوم : مباني معرفت شناختي ديني آيت الله طالقاني ، فصل سوم : مباني معرفت شناختي دين از منظر استاد مطهري . ودر فصل نهايي به تمايزات و مشترکات اين دومتفکّر اشاره مي شود.

فصل اول : مفاهيم و کليات

1- 1 . مفهوم شناسي مسأله :
1-1-1. معرفت :
واژه معرفت در لغت به معناي ادراك مطلب و مطلق آگاهي يافتن است. اين واژه در اصطلاح انديشمندان اسلامي به معناي مطلق علم و آگاهي تفسير شده است، چه اين آگاهي با واسطه باشد و چه بي واسطه و متعلق آن هم چه از امور حسي باشد و چه غير حسي.1
البته برخي از فيلسوفان بر اين نظرند که چون آدمي هر چيزي را با شناخت تعريف مي کند، لذا خود شناخت يا معرفت قابل تعريف نيست. شناخت را فقط به صورت شرح الاسمي مي توان تعريف کرد نه به صورت منطقي.2
استاد مطهري در اين زمينه مي گويد : تا موقعي که محتواي شناخت کاملا دانسته نشود نمي شود روي تعريفش بحث کرد. البته معرفت شناسان جديد در تعريف معرفت گفته اند: “باور صادق موجَّه” ؛بنابراين معرفت ديني حاصل کاوش موجه در مدارک حجت دين است.3
1-1-2. دين :
واژه دين در لغت به معناي انقياد، فروتني، فرمانبرداري،‌ جزا، حساب و تسليم است4. اين واژه در قرآن نيز در معاني بسياري بكار رفته است، از جمله ؛ اطاعت ، جزا و پاداش ، ملك و سلطنت ، شريعت و قانون ، اعتقادات و… 5.
مفاهيم نظري به ويژه مفاهيمي که با انسان ارتباط دارند بطور عمده در معرکه ي آرا قرارمي گيرند؛ مفهوم دين نيز از اين وضعيت استثنا نيست.به همين دليل همواره در ميدان نظرات مختلف قرار داشته است و تاکنون به توافق مشترک تحويل نيافت.

شهيد مطهري دين را اين گونه تعريف مي کند:”دين عبارت است از اعتقاد و دل بستگي انسان به حقايقي که هم ما وراي فردي و هم ماوراي مادي دارد؛ به طوري که اين اعتقادات زير بناي فکري و عقيدتي انسان و جهت گيري هاي زندگي دنيايي وي را فراهم مي آورد.” 6
وي هم چنين به فطري بودن دين تأکيد مي ورزد و مي گويد: نوع بشر به دين نيازمند است، دين جزء نهاد بشريت، و جزء خواسته هاي فطري و عاطفي و عقلاني
بشر است.
علامه طباطبايي (ره) مي فرمايند :”دين نظام عملي مبتني براعتقادات است که مقصوداز اعتقاد، در اين مورد تنها علم نظري نيست زيراعلم نظري به تنهايي مستلزم عمل نيست،بلکه مقصود از اعتقاد، علم به وجوب پيروي بر طبق مقتضاي علم قطعي است.”7
ودر جاي ديگر مي فرمايند : مجموع اين اعتقاد ( به خدا وزندگي جاودان ) و احساس و مقررات متناسب با آن که در مسير زندگي مورد عمل قرار گيرد 8.
ايشان در جاي ديگر دين را نوعي سلوک در دنيا که متضمن صلاح دنيا و کمال اخروي است ،مي داند که در واقع اين تعريف ها مکمل هم بوده وبا جمع اين دو تعبير دين اعم از باورها واحکام و رفتار مي شود.
علّامه در جاي ديگر مي فرمايند: انسان بايد در زندگي روشي را اتخاذ نمايد که هم به درد اين سراي گذران بخورد و هم به درد آن سراي جاويدان و راهي که وي را به سر منزل مقصود و سعادت دنيا وآخرت مي رساند، دين است و چنين نهاد و ديني بايد از جانب خداي تعالي فرستاده شده باشد تا کامل شود 9.
دين در انديشه آيت الله جوادي آملي :”معناي اصطلاحي دين، مجموعه عقايد ، اخلاق ، قوانين و مقرراتي است که براي ادلره امور جامعه انساني و پرورش انسان باشد. گاهي همه ي اين مجموعه، حق و گاهي همه آن ها باطل و زماني مخلوطي از حق وباطل است. اگر مجموعه حق باشد؛ آن را دين حق و در غير اين صورت آن را دين باطل و يا التقاطي از حق و باطل مي نامند.” 10
تعريف استاد محمدتقي مصباح يزدي :”دين حق عبارت است از آييني که داراي عقايد درست و مطابق با واقع است و رفتارهايي را درمورد توصيه و تاکيد قرار دهد که از ضمانت کافي براي صحت و اعتبار برخوردار باشد.” 11
دکتر سروش مي نويسد: “دين عبارت است از کتاب و سنت ؛…. دين ارکان و اصول و فروع دين نازل بر نبيّ (ص) است.دين عبارت است از متون ديني و احوال و رفتار پيشوايان ديني ؛… دين يعني کتاب و سنت و تاريخ زندگي پيشوايان ديني.”12
استاد جعفر سبحاني قائل هستند:” دين يک معرفت و نهضت همه جانبه به سوي تکامل است که چهار بُعد دارد: 1. اصلاح فکر و عقيده 2 . پرورش اصول عالي اخلاق انساني 3 . حسن روابط افراد جامعه 4 . حذف هر گونه تبعيض هاي ناروا .”13
آيت الله طالقاني مي فرمايند که :”دين از عقيده به خدا شروع مي شود و اين عقيده مانند فطريات اولي پيش از منطق و دليل جزء سرشت و فطرت است . به اين جهت اگر بواسطه تشخيص غلط يا مصلحت موقت زندگاني، کسي بخواهد خدا شناس نباشد بايد هميشه با فطرت خود بجنگد و براي بي عقيدگي خود دائما عذر بتراشد و خود را دچار اضطراب و تشويش نمايد. عمده هدف دين،توجه دادن به فطرت است واساس آن بر فطرت نهاده است.”14
از مجموع تعريف ها بدست مي آيد که دين عبارت است از مجموعه ي حقايق و ارزش هايي که از طريق وحي (به وسيله کتاب و سنت ) ، عقل و فطرت جهت هدايت انسان ها به دست بشر مي رسد.اعم از اين که مضامين آن از راه هاي عادي نيز بدست آيند يا اين که حس و عقل و شهود بشري از آن محروم باشند. از اين روي ، تنها مصداق دين،همان دين اسلام است.
1-1-3. معرفت ديني :
نويسنده ي کتاب قبض و بسط تئوريک شريعت ، در عبارت مختلفي اصطلاح معرفت ديني را تعريف و تبيين نموده است ؛ گاهي از آن به فهم ديني يا شريعت و زماني به فهم آدميان از شريعت و بسياري از مواقع به معرفت ديني ياد کرده است.15
در عبارت ديگري بيان داشته:معرفت ديني يعني ، معارف حاصله از احوال فهم کتاب و سنت و تاريخ زندگي پيشوايان ديني فهم اصول و مباني و ارکان و فروع دين ؛ يا مجموعه اي ازگزاره هايي که از راه خاصي به مدد ابزار خاصي با نظر کردن بر متون ديني و احوال و رفتار پيشوايان ديني حاصل آمده اند.16
مرحوم علامه طباطبايي “ره”از واژه ” تفکر مذهبي ” به معناي معرفت ديني بهره مي گيرد که مراد همان معرفت مذهبي و ديني است . او درباره ماهيت تفکر مذهبي مي گويد: تفکر مذهبي تفکر بحث و کنجکاوي را مي گوييم که ماده اي از مواد مذهبي را که در تعاليم آن مذهب است نتيجه بدهد؛ چنان که تفکر رياضي مثلا تفکري را مي گويند که يک نظريه رياضي را نتيجه بدهد يا يک مسأله رياضي را حل کند.17
علامه معتقد است قرآن به عنوان وحي نامه الهي تنها منبع و مأخذ براي تفکر ديني است واين به معناي منحصر دانستن معرفت ديني به قران نيست بلکه خود قران در تعليمات خود براي رسيدن ودرک مقاصد ديني و معارف اسلامي سه راه ظواهر ديني، حجت عقلي و درک معنوي از راه اخلاص و بندگي را به عنوان منبع تکوّن و تحقق معرفت ديني معرفي مي کند.
“استاد مصباح يزدي” معتقد است معرفت ديني ، مجموعه اي از معارف گوناگون در زمينه عقايد ، ماوراي طبيعي و نيز ارزش هايي است که عقل مي تواند اثبات کند ،همچنين رفتار هايي که گاه باعقل اثبات مي شود وگاهي نيزعقل وحس ازاثباتش عاجزهستند.
” آيت الله جوادي آملي” معتقد است معرفت ديني معرفتي منتسب به دين و محققانه است که مجتهدان متعهد عهده دار آن مي باشند . در اين نگاه که بيشتر روش شناسانه است معرفت عالمان ديني که با متد و روش صحيح از دين بدست مي آوردند.18
“استاد رباني گلپايگاني” بيان مي دارند که معرفت ديني معرفتي است که انسان از طريق دين و درباره دين بدست مي آورد؛ يعني با شناخت دين و آگاهي ازآن مي توان به نوعي شناخت درباره هستي ( انسان ، طبيعت و خداوند ) دست يافت. زيرا دين وحياني مجموعه اي از تعاليم و احکام است که از جانب خداوند بر پيامبران الهي وحي شده و آنان به بشر ابلاغ کرده اند…؛ بنابراين در تحقق معرفت ديني؛ دين دو نقش را ايفا مي کن
د : نخست اينکه خود موضوع معرفت انسان است و ديگر اينکه الهام بخش معرفت انسان درباره هستي وانسان وجهان است.19
يکي از تعاريفي که با دقت بيشتري به ماهيت و حقيقت معرفت ديني مي پردازد ، تعريفي است که معرفت ديني را اين گونه معرفي مي کند : معرفت ديني عبارت است از محصَّل سعي موجَّه براي کشف گزاره ها و آموزه هاي ديني به تعبير ديگر به دستگاه معرفتي بر آمده از کاربست روش شناسي معتبر و موجه ، براي اکتشاف قضاياي ديني معرفت ديني اطلاق مي شود.20
در اين بيان ، گزاره ها و آموزه هاي ديني به عنوان موضوع معرفت ديني و کشف گزاره ها به عنوان غايت و هدف آن بوده و عبارت ” محصَّل سعي موجَّه ” مشعر به روش مندي ، فرايند مندي ، عقلانيت و اعتبار معرفت ديني مي باشد. همان گونه که روش ها به دليل تفاوت رويکردها و ديدگاه ه


0 Comments

No Comment.