دانلود پایان نامه

اراحتی (که خود اونو با علامت W مشخص می کرد) و درونگرایی-برونگرایی (رو که با علامت اختصاری C معرفی کرد) با روش بررسی عوامل مرتبه دوم گرفت (آیزنک، 1981)، آیزنک پس از یه سری مطالعه با روش بررسی عوامل به نظریه ای سه بعدی درباره ساختار شخصیت رسیده.

ساختار و اندازه گیری شخصیت

از نظر آیزنک شخصیت هر فرد گرایشهای دیرپای ذات اون و اون واقعیت بنیادینه که ایجاد کننده تفاوتهای فردی در رفتار حساب می شه (اتکینسون و همکاران،2009،ترجمه براهنی و همکاران،1385) اون طبق تحقیقات روان شناسختی و فلسفی دریافت که توصیفات مشابهی از شکل های جور واجور شخصیتهای خاص انسانی بوجود اومده و این توصیفها در طول تاریخ حفظ شدن (آیزنک، 1981) از زمان فلاسفه یونان تا روان پزشکی قرن بیستم تمایل به طبقه بندی افراد وجود داشته و داره. یونانیان از چار طبقه به کار گیری کردن:

سوداوی[11]، صفراوی[12]، دموی[13] و بلغمی[14]. اینا طبقاتی هستن که افراد رو در اونا جای می دادن. اما یه شخص رو نمیشه با یکی از این طبقات توضیح کرد. (هامپسون[15]، 1985).

روش دیگه واسه فهم تفاوتهای فردی، به کار گیری بعد[16] است. معنی بعد از این نظر از معنی تیپ فرق داره که افراد رو به هر صورت میشه تو یه بعد قرار داد اما تعلق یه فرد یه تیپ خاصی مسئله همه یا هیچه، یعنی در تیپا حالت مرکبی وجود نداره (آیزنک، 1981) .آیزنگ از تئوری کرچمر[17] درباره پسیکوزها بهره گرفته. طبق اون تئوری فرض شده افراد بهنجار و بینظم رو میشه تنها تو یه بعد یا پیوستار پسیکوزی در دامنه ای از اسیکزوفرنی تا افسردگی-عاشقی درجه بندی کرد. بیماران گرفتار به اسکیزوفرنی و افسردگی- عاشقی در دو سر طیف وافراد بهنجار در وسط اون قرار می گیرن(هامپسون، 1985).

آیزنک از تئوری یونگ[18] درباره شخصیت هم اثر پذیرفتهه. یونگ به فکر بود که افراد یا تمایل به بورنگرایی دارن یعنی جهت انرژی ذاتی یا لیبیدوی شخص (که فقطً جنسی نیس) به طرف بیروته و یا تمایل به درونگرایی دارن، یعنی جهت انری ذاتی اونا به طرف دنیای داخلی ذهنیه (آیزنک، 1981 ). یونگ این معنی رو واسه تبیین مشکلات روانی هم بکار برده، به فکر بود افراد با استعداد علائم علائم نوروتیکی هیستری، برونگرا[19]، و افراد با استعداد اختلالا اضطرابی، درونگرا[20] هستن.آیزنگ عقیده داره که یونگ در گسترش مفاهیم برونگرایی و درونگرایی سهمی نداشته و درباره اون میگه: «هر چیزی رو که در نظرش تازه س غلطه و هرآنچه درسته تازه نیس» (اتکینسون و همکاران،2009،ترجمه براهنی و همکاران،1385).

نظر آیزنک درباره شخصیت طوری طرح شده تا همه این دیدگاهها رو دربر گیرد. اون دیدگاه چند بعدی رو که در اختلاف با راه و روش تیپ شناسیه پذیرفتهه. اول آیزنک (1981) تصور می کرد فقط دو بعد واسه توضیح شخصیت آدمی کافیه؛ درونگرایی-برونگرایی و نوروزگرایی[21]- ثبات بعداً  اون بعد سومی بنام پسیکوزگرایی[22] رو هم اضافه کرده.

دو بعد درونگرایی-برونگرایی و نوروزگرایی- ثبات چار طبقه تشکیل میدن که قابل انطابق با تیپای یونانی هستن. صفراویها و دمویها دارای مجموعه ویژگیهای مشترکی هستن که باید بنا به اصطلاحات امروزی اونا رو برونگرا نامید، حال اینکه سوداویها و بلغمیا به درونگرایی مثل ترن. بعد کرچمر که بوسیله آیزنک به کار گیری شده مشابه بعد درونگرایی و برونگراییه. دو تعبیر نوروزها از یونگ یعنی اضطراب و هیستری مشابه درونگرایی نوروتیک و برونگرایی نوروتیک، یا تیپای یونانی سوداوی و صفراویه (هامپسون، 1985).

پرورش خود واسه تکامل روانی فرد و اثر مثبت برروی زندگی اش تاثیر زیاد داره.واسه پرورش شخصیت اولین قدم «خود»است و هیچکی بهتر از خود فرد نمی توند مسئول تعالی خودمون باشه.به خاطر این ثبات شخصیت یه مزیته و شخص باید زمانی رو واسه پرداختن به خودمون و احتراز از دمدمی مزاجی صرف کنه،هر شخصی که علا قه مند به پرورش شخصیته باید خود رو با کسب مهارت ها و علم روز هماهنگ کنه،بهتره فرد تجربیا ت گذشته رو جمع بیاری کنه و از اونا درس عبرت بگیره.یکی دیگه از عوامل موثر«خوش بین بودن»است.خوش بینی و با نگاه مثبت دیدن به زندگی،کار، فعالیت دلگرمی می‌بخشه (هامپسون، 1985).

«هدف دار بودن» عنصر دیگه ایه که در پرورش شخصیت و خلاص شدن از بی ثباتی خوبه زمانیکه فرد با هدف روشن زندگی کنه،راه زندگی خود رو می دونه و هدف واسه زندگی راه تعیین می‌کنه.

آیزنک عقیده داره که این جنبه های به شکل ذاتی در افراد وجود دارن و معمولاً آدما به 4 گروه تقسیم می شن :

  1. برونگرای بی ثبات
  2. برونگرای باثبات
  3. درونگرای بی ثبات
  4. درونگرای باثبات

البته اینم بگیم که به نظر آیزنک این جنبه های مطلق نیستن و آزمون ویژگیهای مسلط فرد رو آشکارا نشون نمی ده وگرنه همه آدما به میزانی که برونگرا نیستن، درونگرا هستن و تلاش می کنه مبنای فیزیولوژیک به این جنبه های ، به ویژهً به برونگرایی – درونگرایی بده. ایشون پایه کار خود رو ترکیبی از سنخهای شخصیتی بقراط ، کارای پاولوف، یونگ، کرچمر، مکتب رفتارگرایی ، تحلیلای آماری و کاربرد قوانین فیزیولوژی و زیست شناسی واسه توجیه و تبیین شخصیت آدم قرار میده که رفتار برونگرایان معلول پتانسیلای قوی جلوگیری[23] و پتانسیلهای قوی تحریکه.آیزنک توازن و تعادل میان تحریک و بازدارندگی رو از کارکردهای سرشتی شخصیت می دونه و اونو مثل جنبه های ارثی می شمارد. این بخش سرشتی با محیط در رفت و امد بوده و از راه فرایندهای تجربی شکل میگیره. آیزنک برونگرایی ، اجتماعی بودن ، برتری طلبی فعالیت و صفات دیگری مثل این رو سنخهای ظاهر[24] نامیده و رابطه بین جنبه های ارثی رو با معادله زیر نشون داده :

 

این جنبه های نشون دهنده اینه که جنبه های توصیفی شخصیت ، حاصل آثار دوطرفه محیط و خطرات آدمی بر یکدیگره (پوز[25]، 2007).

اندازه N (باثبات و بی ثبات)

نمره زیاد در اندازه بی ثبات و هیجان پذیری ، معرف تمایل به حالتای روان نژندی و پاسخهای هیجانیه ، لرزش و نبود تعادل عاطفی ، احتمال عکس العمل خشن ، شکایت از دردهای جسمی زیاد و اضطراب ، وسواس ، خود کم بینی ، از دست دادن استقلال ، از دست دادن نشاط و احساس گناه در این افراد دیده می شه. اما نمره کم ، برعکس معرف ثبات ، استواری رفتاری و تعادل عاطفی، حالتای سرزندگی ، آرامش و احتمال ضعیف رفتار خشن در آزمودنیه.

 اندازه E ( درونگرایی – برونگرایی)

عوامل شخصیتی مثل داخل گرایی_برون گرایی،باثباتی _بی ثباتی،(روان رنجورخویی)،میتونن به عنوان عامل های شخصیت ،براضطراب واضطراب امتحان ومکانیزمهای سازشی در مواجه با منابع نا آرومی زا واضطراب آوراثر گذارن.برون­گراها، البته جامعه­گرا بوده اما توانایی اجتماعی فقط یکی از صفاتیه که بخش برون­گرایی دارای اینه. علاوه برآن دوست داشتن مردم، ترجیح گروه­های بزرگ و جلسه­ها، با جرأت بودن، فعال بودن و پرحرف بودن هم از صفات برون­گراهاست. اون­ها تحریک جنسی و هم تحریک رو دوست دارن. مایل هستن که خنده رو باشن. هم اینکه سرخوش با انرژی و خوش بین هم هستن. اندازه­های بخش E به طور قوی با علاقه به خطر­های بزرگ در مشاغل همیشهه (پوز، 2007).

هر قدر که نشون دادن مشخصات برون­گراها، آسونه به همون اندازه نشون دادن ویژگی­های داخل­گراها مشکله. در بعضی از توضیح­ها، داخل­گرایی باید به معنی از دست دادن برون­گرایی در نظر گرفته شه تا به عنوان ضد برون­گرایی، از این­رو افراد داخل­گرا، خوددارترند تا غیر صمیمی، مستقلند تا پیرو، یکنواخت و متعادل­ان تا تنبل و دیرجنب. وقتی منظور اینه، افراد ترجیح می­بدن تنها باشن، شاید گفته شه که این  افراد کمرو هستن. افراد داخل­گرا حتماً از اضطراب­های اجتماعی رنج نمی­برند. هر چند این افراد روحیه بسیار خوشحال برون­گراها رو ندارن ولی آدم­های غیر خوشحال یا بدبینی نیستن.خصوصیات گفته شده شاید در مواردی عجیب یا بعید به نظر می­رسند، اما اون­ها به کمک تحقیقات زیادی برآورده شده­ان و موجب پیشرفت­های مفهومی در مدل پنج دلیلی گردیده­ان(پوز، 2007).

این تحقیقات موجب شکسته شدن کلیشه­های ذهنی که صفات متقابلی چون خوشحال، ناشاد/ صمیمی، از روی دشمنی، معاشر/کم رو رو به هم وصل می­کنن، گردیده و اطلاعات جدیدی رو در مورد شخصیت به وجود آورده.نمره زیاد در این اندازه ، معرف اجتماعی بودن ، تحریک پذیری ، فعال بودن ، شوخ طبعی ، سرعت عمل ، حراف بودن ، دارای قدرت بیان ، حاضر جوابی ، خوشبینی ، بی مسئولیتی و نبود تعقل آزمودنیه. این افراد دارای بازداریهای کمتری بوده و نمی تونن احساسات و احساسات خود رو در کنترل و ضبط خود داشته باشن. اما نمره کم در این اندازه ، معرف وجود حالتهایی مثل ساکت بودن ، گوشه گیری ، مردم گریزی و درونگراییه. مثل این افراد معمولاً دوستدار مطالعه بوده ، احساسات و احساسات خود رو در کنترل خود دارن و کمتر میشه در این افراد رفتارای تهاجمی دید ، چون که واسه ارزشهای اجتماعی اهمیت زیادی قایل هستن (پوز،2007).

.

[1] . Schultz & Schultz

[2] . Ross

[3] – Rogers

[4] – Allport

[5] – Waston

[6] – George kelly

[7] – Maddy

[8] . Cattele

[9] . Eysenk

[10] . Sperman

[11] . Melancholic

[12] . holeric

[13] . sanguine

[14] . Phegmatic

  1. Hapson

[16] – Dimension

[17] – kretschmer

[18] – Yung

[19] – Exteravert

[20] – introvert

[21] – Neuroticism

[22] – psychoticism

[23] – اصطلاح جلوگیری اینجا به معنی پاولفی ، یعنی عصبی – فیزیولوژیک به کار رفته و در نتیجه به معنی جلوگیری کرتکسیه که به نبود جلوگیری در سطح رفتار وابسته.

[24]. Phenotype

[25].pozae

  • 2

دسته‌ها: دسته اصلی