دانلود پایان نامه

پایان نامه

عنوان پایان نامه :یک تحلیلِ خودقومنگاشتی از یک کرمانجِ خراسانی

زادگاهِ من مکانی غریب است. این توده ساکن در اینجا با استحاله‌ای زیملی روبرو شده است: از سنخِ اجتماعیِ «جنگجو» به «کارگرِ رام و حاشیه‌ای» که خود بخشی وسیع از خرده‌فرهنگِ عمله‌گان در تهران را تشکیل می‌دهند. و تمامیِ ایده‌یِ تز از همینجا شروع می‌شود . سیاستِ « ما » الآنه معطوف به غرب و جنوب و شرق است؛ روزی روزگاری معطوف به شمال بود. در این مملکت همیشه « دشمنان/ آنها » برهر مکانی تمرکز کرده، سیاستِ « خودی» نیز به تبعیت از « آنها » امکاناتش را به همان جهت گسیل داده است، و به بهایی گزاف، و آن فراموشیِ حاکمیت و اغفالِ آن از دیگرمکان‌ها است. قانون، ابژه‌یِ خویش را که « حیاتِ برهنه » باشد، در نوارِ مرزی هُل ـ حرکت داده، به سکنی واداشته، به نگاه‌بانی و پاسبانی گماشته، سنگری گوشتی از آن می‌سازد و بعد از رخداد، همه‌چیز را یا به امانِ خویش یا به امانِ خدا رها می سازد. سیاستِ ایرانی هماره عطف به اوضاعِ نساخته‌اند، برساخته‌اند، بر اجسادِ سربازان ساخته‌اند، بر ویرانه‌یِ شخصیتِ جنگجو ساخته‌اند و حالا بنا به دلایلی که این پایان نامه آنها را برمی رسد در حالِ فراموشی است و بدل گشته است به یک کارخانه تولیدِ کارگر در ایران. این تز تذکاری به تاریخ است؛ هشدار به مابقیِ اقوام است؛ و در خدمتِ آگاهی‌بخشی به خودی و دیگری‌هایِ حاضر در آنجا، دیگری‌های در مسیر و دیگری‌هایِ نشسته در جلسه دفاع نوشته می‌شود. و این آگاهی‌بخشی در راستایِ« اراده معطوف به پیوند»ی خواهد بود که استوارت هال از آن سخن می گوید(نک به: مطالعات فرهنگی: دیدگاه ها و مناقشات، تهران:1386 ، ص 4). مواجهاتم با دیگریِ قومی را در مسیرِ زندگی‌ام و تجربه‌ی زیسته‌ام روایت خواهم کرد، به همین سختی!

کرمانجِ خراسانی پدیده‌یِ عجیبی است، زیرا اغلب نمی‌داند که کرد است و من به‌شخصه این ناآگاهیِ سیاسی را غنیمتی می‌دانم، سیاستی می‌بینم برایِ بقاء. ما دیگر کرمانج ایم نه کرد، و این یک واقعیت است. آگاهی‌بخشیِ من بدانها در راستایِ بازگرداندنِ آنها به خاستگاه خویش نیست، بلکه برعکس، غنیمت شمردنِ این وضعیتِ دایاسپاریک و دیدنِ آن به‌مثابه‌ی انباره‌ای از پتانسیل هاست. به قول فردریک جیمسون: « آنچه اهمیت دارد امکان پذیریِ اتحادهایِ اجتماعی است که … مطالعات فرهنگی بیانگر آن است » (همان، ص 62 ).

پرسش پژوهشی:

ذیلِ این بخش را من می‌توانم به دلایلی منطقی که به روش‌شناسیِ پژوهشِ من برمیگردد، سفید رها کنم. چرا که« ویژگیِ کلیدیِ پژوهش‌هایِ قومنگارانه در این است که محقق در بدوِ امر بی هیچ پشفرضی به گروهِ تحتِ پژوهش وارد شود. در واقع در این نوعِ پژوهشی ـ دستِ کم در ابتدایِ کارـ هیچ سوالِ ازپیش تعیین‌شده‌ای برایِ پاسخ گفتن وجود ندارد»( Sommeerville et al, 1992 ). لذا منطقا معاف‌ام از طرحِ پرسش. اما پرسشگری را رهاکردن حیف است، حتی در یک پاراگرافِ کوتاه! پرسشِ بنیادین این کاغذـ

روی لینک زیر کلیک نکنید برای دیدن جزییات این پایان نامه به لینک انتهای صفحه مراجعه نمایید

(فقط حاوی صفحات فرد و حداکثر فقط 50 صفحه با فرمت ورد):

یک تحلیلِ خودقومنگاشتی از یک کرمانجِ خراسانی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

 دانلود از لینک زیر

دسته‌ها: دسته اصلی