دانلود پایان نامه

مهم این است که تعداد زیادی راه حل تولید کنید بدون اینکه نگران باشید آن راه حل خوب است یا بد. هر فکری که به ذهنتان می رسد ،مهم نیست غیر قابل اعمال باشد، را یادداشت کنید؛ برخی اوقات یک راه حل شبه بعید شما را به یک راه حل عملی هدایت می کند.
ج- ارزیابی راه حل های جایگزین: زمان آن رسیده است که درباره اینکه کدام راه حل مؤثر خواهد بود و کدام خیر صحبت کنید. این مهم است که برای همه راه حل ها علاقه ای به پذیرش آن داشته باشید. اگر یک راه حل کار کند، همه از آن حمایت می کنند.
د- تصمیم گیری برای بهترین راه حل: اکنون که همه راه حل ها را مشاهده نموده اید، یکی از راه حل ها را که به نظر بهترین است برگزینید. این مهم است که هر فردی راه حل را بفهمد و مایل باشد آنرا امتحان کند: تصمیم شما نباید بر پایان باشد، اما باید بطور بالقوه به موفقیت چشم داشته باشید.
ادامه راه حل: شما تا زمانیکه راه حل را بکار نگیرید نمی توانید مطمئن شوید کار خواهد کرد. پس از اینکه راه حل را آزمایش کردید، ایده خوبیه که زمانی را برای گفتگو درباره چگونگی ادامه آن اختصاص دهید. ممکن است متوجه شوید این روند نیازمند تغییر است یا باید درباره کل مشکل مجدداً فکر کنید. ایده ما این است که در حل مسأله خلاقیت به خرج دهید.
راه حل برنده – برنده همیشه ممکن نیست. ممکن است زمان هایی باشد که حتی با اراده ترین مردم هم به سادگی نمی توانند راهی را برای برآوردن همه نیازهای خود بیابند. در مواردی شبیه این، فرایند گفتگو شامل برخی توافقات است. اما حتی در این زمان هم اقدامات قبلی بی نتیجه نبوده است.
جدول 2-5 انتخاب مناسبترین روش حل تعارض
تسلیم دیگران شدن
زمانی که می دانید اشتباه می کنید
زمانی که موضوع برای دیگران بسیار مهمتر از شماست
به دیگران فرصت اشتباه کردن بدهید
زمانی که هزینه درازمدت برنده شدن ارزش سود کوتاه مدت را نداشته باشد
توافق
زمانی که زمان کافی برای دستیابی به نتیجه برنده – برنده وجود ندارد
زمانی که موضوع آنقدر اهمیت ندارد که برای مدت طولانی درباره اش گفتگو شود
زمانی که دیگر اشخاص در جستجوی نتیجه برنده – برنده نیستند
رقابت
زمانی که موضوع مهم است و دیگر اشخاص از رویکرد غیر رقابتی شما سوء استفاده می کنند
همکاری
زمانی که موضوع مورد سازش بسیار مهم است
زمانی که روابط درازمدت بین شما و شخص دیگر اهمیت دارد
زمانی که دیگر اشخاص می خواهند همکاری کنند
زمانی که شما درباره کسی که در یک شهر دیگر زندگی می کند نگران هستید و به چندین نامه شما پاسخ نداده است. شما به وضوح نیاز دارید پاسخی برای سؤال خود درباره او پیدا کنید، اما نیاز دیگری هم دارید، نیازی بنیادین تر: اطمینان یابی مجدد به اینکه شما هنوز برای دریافت پاسخ به اندازه کافی مهم هستید.
میل اصلی به آموختن درباره آنچه دیگر اشخاص می خواهند جهت تلاش برای ارضاء چنین نیازهایی جو حسن نیت را حاکم می کند که به شما کمک می کند بهترین راه حل را برای مشکلات حال حاضر بیابید و همچنین رابطه خود را در آینده بهبود بخشید. توضیح عمومی برای افرادی که از روشهای اداره تعارض استفاده می کنند این است که”اینها برخی اوقات مفید ، اما بسیار نسبی هستند”.
2-3 مبانی نظری رضایت زناشویی
بر طبق تعریف، رضایت زناشویی حالتی است که طیّ آن زن و شوهر از ازدواج با یکدیگر و با هم بودن احساس شادمانی و رضایت دارند (سینها و ماکرجی1، 1991 به نقل از میر احمدی زاده و همکاران، 1382). و ینچ2 و همکاران او (1974) معتقدند که رضایت زناشویی انطباق بین وضعیّت موجود و وضعیت مورد انتظار است. طبق این تعریف رضایت زناشویی زمانی محقق می گردد که وضعیت موجود در روابط زناشویی با وضعیت مورد انتظار فرد منطبق باشد. هم چنین الیس3 در 1989 بیان می کند که رضایت زناشویی احساسات عینی از خشنودی، رضایت و لذت تجربه شده توسّط زن یا شوهر است هنگامی که همه جنبه های ازدواج شان را در نظر می گیرند (سلیمانیان، 1373).
مطابق با نظر هادسن (1992 به نقل از ثنایی، 1379) ادراک زن یا شوهر از میزان، شدت و دامنه مشکلات موجود در رابطه منعکس کننده سطح رضایت زناشویی آنهاست.
عوامل تعیین کننده موفقیّت ازدواج و رضایت زناشویی
در پژوهش بنی جمالی و همکاران (1383) علل از هم پاشیدگی خانواده ها و نیز موفقیت ازدواج زوج های جوان را شامل موارد ذیل عنوان کردند: 1- کمی سن جوانان به هنگام ازدواج، فقر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، کم بودن سواد، پایین بودن سطح شغلی، دخالت بی مورد اطرافیان، پدیده طلاق والدین زوج های ناموفّق، وابستگی مالی زوجین به والدین، همه از عوامل تهدید کننده زندگی مشترک زوجین جوان بودند؛ 2- عدم همسویی زوجین در جهات مختلف موجب اختلاف زناشویی بین زوجین می شود؛ 3- تشابه نظرات زوجین به عنوان عامل تداوم بخش زندگی مشترک شناخته شد؛ 4- وجود بیماری های جسمی، روانی و اختلالات رفتاری اعلام نشده از سوی همسران و خانواده های آنها عامل سستی روابط بین زوجین تلقی شد.
در ادامه مطلب به ارائه نظرات پژوهشی در مورد برخی از مهم ترین عوامل شناخته شده در بهبود کیفیت زندگی زناشویی و افزایش رضایت از آن به تفکیک اشاره شده است:
1. مهارت های ارتباطی1
ارتباط نقش مرکزی در ازدواج ایفا می کند (بورلسون و دنتون2، 1997) به گونه ای که از لحاظ ویژگی های زناشویی مشخّص شده است که ارتباط موثر و کارآمد میان شوهر و همسر مهم ترین جنبه ی خانواده های دارای عملکرد مطلوب می باشد (گریف، 2000). بک
وجونز3 (1972 به نقل از ساپینگتون، 1382) متوجه شدند که رایج ترین مشکل در ازدواج های نا آرام و پر دردسر همانا ارتباط ضعیف است. به عبارت دیگر موضوعات ارتباطی ممکن است نگرانی ها و دل مشغولی های اوّلیّه ی برخی زوج های مراجعه کننده برای درمان باشد (کار، 2000). رویکردهای ارتباطی اغلب با سه فرض اساسی به بررسی ازدواج و روابط زناشویی می پردازند: 1- تعارض های زناشویی غیر قابل اجتنابند، هدف درمان های ارتباطی حذف کامل این تعارض ها نیست بلکه تلاش می کنند تا به آنها جهت دهند و آنها را در مسیرهایی سازنده به کار اندازند؛ 2- ارتباط در دو سطح کلامی و غیر کلامی روی می دهد و یکی از دلایل اصلی بروز اختلاف های زناشویی، ناهماهنگی پیام هایی است که به طور همزمان توسط این دو سطح منتقل می شوند؛ 3- همسران در شیوه های برقراری ارتباط با یکدیگر تفاوت دارند (سهرابی، 1382). در کل ، یک فرض عمومی این بوده است که علّت بسیاری از مشکلات ارتباطی زناشویی، مهارت های ارتباطی ناکارآمد از طرف همسران می باشد و مطابق با این دیدگاه ادونوهیوو کراچ1 در 1996 بیان کردند که آموزش ارتباط به عنوان کوششی جهت ترمیم رابطه مسئله دار، مولّفه ای مهم در بسیاری از رویکردهای درمان زناشویی است. (بورلسون و دنتون، 1997) .
2- تقابل3
یک منبع بسیار با اهمیت رضایتمندی در ازدواج عبارت است از پاداش هایی که طرفین به یکدیگر می دهند. زن و شوهرهای شادکام در عوض پاداش هایی که از یکدیگر دریافت می کنند به همدیگر پاداش می دهند، اما رفتارهای تنبیه کننده طرف مقابل را نادیده می گیرند. آنها در مورد رفتار خوب تقابل دارند اما رفتار ناخوشایند طرف مقابل را تلافی نمی کنند، بر عکس، زوج های ناراضی رفتار پاداش دهنده یکدیگر را نادیده می گیرند اما دائماً با تنبیه کردن رفتار نامطلوب طرف مقابل، دست به مقابله به مثل می زنند. (ساپینگتون، 1382) به عبارت دیگر تعامل ها در زوج های گرفتار، اغلب با رفتار منفی متقابل مشخص می شود. اگر یکی از طرفین، رفتاری منفی از خود نشان دهد، طرف دیگر نیز پاسخی شبیه آن می دهد و بدین ترتیب، زنجیره تعامل منفی پیش رونده آغاز می شود (اشمالینگ و دیگران، 1383).
3- مهارت های حل مسئله4
تعارض محصول الزامی زندگی مشترک است (برنشتاین و برنشتاین، 1382) بین دو نفر همیشه احتمال اختلاف نظر وجود دارد و شیوه اداره و حلّ اختلاف ها با شادکامی ازدواج ارتباط دارد. (ساپینگتون، 1382). ظرفیت قبول اختلاف نشانه صمیمیت و نشانه یک خانواده سالم است. اختلاف سالم و خوب، سازنده است، و لیکن در خانواده های مسئله دار، مسایل را انکار می کنند یا می پذیرند که با هم مخالفت نکنند، یا لب از سخن فرو می بندند و منزوی می شوند (برادشاو1، 1372) زوج های ناراضی ظاهراً مشکل را نادیده می گیرند. اما این زوج ها، مشکلات خود را از یاد نمی برند، در عوض آنها را همچون سندی لاک و مهر شده حفظ می کنند تا بعدها در یک مشاجره بزرگ مجدّداً آن را به جریان بیندازند (ساپینگتون، 1382). این در حالی است که در خانواده های دارای کارکرد خوب، زوج ها نه تنها به وجود تعارض زناشویی اذعان دارند بلکه این تعارض و مشکلات به شیوه موثّری حل می شوند (گریف، 2000).
4- عوامل شناختی
شواهد فزاینده ای وجود دارد که شیوه های درک ، تفسیر و ارزیابی زوج از یکدیگر و رویدادهایی که در روابط شان اتفاق می افتند، تأثیر مهمی بر کیفیت روابط آنها می گذارد (باوکام، اپستین، سایر زوشر2 1989 به نقل از ترکان 1385). آلبرت الیس3 (1976، به نقل از اپستین و دیگران، 2005) تاثیر منفی “باورهای غیر منطقی” یا در نهایت معیارهای غیر واقع نگرانه ای که افراد در مورد روابط صمیمانه دارند را بر الگوهای تعامل و رضایت همسران مورد تاکید قرار دارد. سلیمانیان (1373) دریافت که میزان تفکرات غیر منطقی باعث نارضایتمندی زناشویی می گردد. هالفورد (1384) بیان می کند زوجین مشکل دار، بیشتر مشکلات رابطه شان را به همسرشان نسبت می دهند و فکر می کنند وی از روی عمد به گونه ای ناخوشایند با آنها رفتار می کند. در مقابل، زوجین خوشبخت، احتمالاً بیشتر رفتارهای منفی را به شرایط محیطی موقت نسبت می دهند.
5- هیجان و مهارت مندی هیجانی2
همان گونه که کردوا، گی و وارن3 (2005) بیان می کنند پژوهش در زمینه هیجان، در حیطه اتفاق می افتد. حیطه اول وقوع، ظرفیت و شدت پاسخدهی هیجانی را در ازدواج بررسی کرد. مثلاً بررسی گاتمن در 1994. در این حیطه مشخص شده است که زوج های آشفته نسبت به غیر آشفته، تقابل و عاطفه منفی تری را نشان می دهند. حیطه دوم، نقش هیجانات مختل از قبیل افسردگی و اضطراب را در سلامت زناشویی بررسی کرد. این حیطه پژوهشی یک رابطه نیرومند میان عاطفه افسرده و آشفتگی زناشویی را نشان داده است مثلاً پژوهش بیچ4 در 2001. حیطه سوم، نقش هیجانات را در زوج درمانی بررسی نمود. از نظر این حیطه پژوهشی اصل یا ریشه آشفتگی رابطه در عواطف منفی است که در تعامل با همسر آشکار می شود. مثلاً پژوهش های جانسون، سولیوان و برادبری5.
یافته های پژوهش تیرگری، اصغرنژاد، بیان زاده و عابدین (1385) و نیز پژوهش رحمانی و قیصری پور (1385) رابطه معنی داری بین هوش عاطفی (هیجانی) و رضایتمندی زناشویی نشان دادند، یعنی به طور کلی زوجین باهوش هیجانی بالا از رضایتمندی زناشویی بالایی برخوردارند.
6- صمیمیت و خود افشاسازی1
نتایج پژوهش اسدبیگی و سپاه منصور (1385) در زمینه رابطه میان عناصر سبک های عشق (صمیمیت، شهوت و تعهد) و رضایت زناشویی زنان نشان دهنده رابطه معنی دار میان عنصر صمیمیت و رضایت زناشویی بود./> اگر چه همسران مایلند دیدگاه های مشابهی در مورد صمیمت و خود افشاسازی در رابطه زناشویی داشته باشند، لیکن معلوم گردیده است که میان زنان و مردان در صمیمیت و رضایت زناشویی تفاوت وجود دارد (گریف و مالرب، 2001) به عبارت دیگر تجربه صمیمیت در میان زنان و مردان متفاوت است. زنان خود افشایی در زمینه احساسات را به عنوان صمیمیت زیاد می دانند و مردان داشتن فعالیت های مشترک با همسر را نشانه صمیمت می دانند (مارکمن و کرافت2، 1989 به نقل از هالفورد، 1384). نتایج پژوهش اسدبیگی و سپاه منصور (1385) در زمینه رابطه میان عناصر سبک های عشق (صمیمیت، شهوت و تعهّد) و رضایت زناشویی زنان نشان دهنده رابطه معنی دار میان عنصر صمیمیت و رضایت زناشویی بود.
7- عملکرد جنسی3
رابطه جنسی با رضایت مداوم از رابطه پیوند دارد (هالفورد، 1384). همسران رضایتمند، همخوانی بیشتری میان فعالیت جنسی که خواهان آن هستند و فعالیت جنسی که


0 Comments

No Comment.