دانلود پایان نامه

دیگر نقل شده‌‌، تفاوت قائل است‌.
بیشترین مراجعه‌ی ایشان بعد از قرآن و کتب روایی مثل وسائل الشیعه و تهذیب الکلام به کتابهایی همچون ” ذکری الشیعه ” و مدارک الاحکام می باشد. البته توجه وافر ایشان به کتب تفسیری را نیز نباید از نظر دور داشت‌.
ویژگی‌های کتاب جواهر بسیار منحصر بفرد و جامع است و کمتر کتابی را می‌توانیم بیابیم که این ویژگی‌ها را داشته باشد. کتابی با گستردگی فوق العاده که مجتهدان را در مقام استنباط از مراجعه به کتب فقهی دیگر بی‌نیاز می‌کند – مسایل جزئی و فرعی زیادی در آن به چشم می خورد – احاطه ی کامل نویسنده به اقول علمای سلف و علمای هم عصر خود و جمع آوری بسیاری از مطالب فقهی و نظرات علماء و حرج و تعدیل آنها‌‌، از ویژگی‌ها و برجستگی‌های این کتاب ارزشمند می باشد.

۱-۳-۳. شیوه‌های استنباط در جواهر الکلام
در این مبحث به طرح چند دیدگاه مهم صاحب جواهر که در شیوه ی استنباط فقهی وی تأثیر زیادی داشته است، می پردازیم:
۱-۳-۳-۱. آیات الاحکام در جواهر الاحکام
قرآن کریم حاوی تعالیم گوناکون در زمینه‌های انسان‌‌، اخلاق‌‌، عقاید‌‌، تاریخ‌‌، آفرینش و‌… و چگونگی ارتباط انسان با خداوند و روابط اجتماعی را بیان می‌کند.
مرجع تبیین احکام در صدر اسلام حضرت نبی اکرم(ص) بوده اند‌‌، چرا که خود قرآن بر این موضوع تصریح می‌کند : «فانّما علیک البَلاغ‌…»۳۸، «و انزلنا علیک الذکر لتبیّن للنّاس ما نُزّل الیهم». ۳۹
بعد از پیامبر اکرم(ص) جایگاه تفسیر و بیان احکام الهی تنها در انحصار امامان معصوم به عنوان جانشینان آن حضرت و برخوردار از علم لدّنی و معصوم از خطا و گناه به روشنگری آیات الهی و احکام پرداختند.۴۰
یکی از روشهای صاحب جواهر در استفاده از آیات مربوط به احکام‌‌، آن است که ایشان تمامی آیه را مورد دقت نظر قرار می دهد و برای استنباط احکام به آیات دیگری که در سیاق آن قرار دارد‌‌، می نگرد. آنگاه به اظهار نظر می پردازد.
به عنوان نمونه ذیل آیه کریمه‌ی «ضرب الله عبداً مملوکاً لا یقدر علی ﺷﯿﺊ و من رزقناه منّا رزقاً حسناً فَهو ینفق مِنْهُ سراً و جهراً هل یستوون». ۴۱
خداوند مثلی زد آیا بنده‌ی مملوکی که قادر بر هیچ(حتّی نفس خود) نیست‌‌، با مردی آزاد که ما به او رزق نیکو و مال حلال بسیار عطا کردیم که پنهان و آشکار هر چه بخواهد انفاق می‌کند‌‌، این دو یکسانند؟
ایشان آورده‌اند که: “فاِنّ وصف العبد بِعَدم القدره بِمنزله الحکم علیه بذلک لِانّ الصّفه بقرینه السّیاق والمقام”.۴۲
وصف بنده به نداشتن قدرت به منزله‌ی حکم بر اوست چراکه این صفت به قرینه‌ی سیاق بر موصوف حمل می‌شود.
در مورد توجه به روایات تفسیری‌‌، روایات فراوانی به تناسب آیات قرآن کریم در تفاسیر روایی آمده است که صاحب جواهر عنایت ویژه ای به روایات تفسیری معصومین دارد. به عنوان نمونه در مورد همان آیه ای که قبلاً ذکر شد ایشان روایتی را نقل می‌کند : ” هذا کلّه مضافاً الی صحیح زراره عن ابی جعفر(ع) المستفاد منه المراد من الآیه‌‌، قال” المملوک لا یجوز طلاقه و لا نکاحه الّا باذن سیّده قلت : فاِنّ السیّد کان زوّجه بید من الطاق؟ قال: بید السیّد ” ضرب الله مثلاً عبداً مملوکاً‌… اَفَشئُ الطّلاق؟ “.۴۳

۱-۳-۳-۲. جایگاه عرف در مکتب فقهی صاحب جواهر
واژه عرف را می توان از عناصر مهم و راهگشا در فقه دانست که اساس رسالت رسولان است و قرآن برآن استوار گشته است‌. برخی از بزرگان می گویند : ” فقیه هر چه عرفی تر باشد آگاه تر است و دانا تر. رجوع به عرف و استفاده از مهم عرفی از چنان منزلتی در مباحث کتاب جواهر برخوردار است که میتوان بدون اغراق آن کتاب را ” فقه عرفی ” نامید. البته بدون آنکه ذرّه ای از ارزش و اقتدار علمی آن کاسته شود”‌.۴۴
عرف هر چند قانونی مدوّن نیست ولی روش و منهجی است شناخته شده و بهره‌مند از عنصر تکرار و شاید عنصر الزام، بر خلاف عادت که از عنصر دوم برخوردار نیست‌.۴۵
توجه به عرف همانطور که ذکر شد در کتاب جواهر بسیار دیده می شود. به عنوان نمونه ایشان در کتاب نکاح به مناسبتی درباره صدق ” استطاعت مالی” می نویسد :”ایکال صدق الاستطاعه طولاً الی المعرف اولی مِن التعرض لِجزئیاته الّتی لم تَنضبط لاختلافها مکاناً و زماناً”‌.
موکول کردن صدق استطاعت مالی و توانایی مالی به عرف بهتر از این است که متعرض جزئیات آن شویم‌‌، جزئیاتی که به سبب اختلاف زمان و مکان یکسان نیستند.۴۶
شاید یکی از دلایل اهمیت عرف گستردگی دامنه‌ی آن و بهره گیری فراوان از آن در تبیین بسیاری از موضوعات فقهی است‌. چرا که عرف در هر موضوعی که فاقد حقیقت شرعیه باشد‌‌، راهگشاست‌.
مقصود صاحب جواهر از حقیقت شرعیه این است که لفظ از طرف شارع برای معنای مخصوص وضع شده باشد. ارزش دهی به عرف و بهره گیری از آن در امر استنباط موجب تسهیل در این زمینه و مانع از تضییع عمر خواهد شد.
باید این نکته مهم را از نظر دور نداشت که صاحب جواهر عرف را آن چیزی می داند که میان قشر با فهم و هوشیار جامعه معترف و معهود است و خود ایشان نیز به این موارد تصریح دارند.۴۷
گستردگی استفاده صاحب جواهر از عرف در تبیین مفاهیم و مصادیق واژه‌ها از عبارتهای ایشان نمایان است که به ذکر چند نمونه می پردازیم :
الف) در کتاب صید و ذباحه تشخیص مصداق ” کلب معلّم ” را موکول به عرف می‌داند.
ب) در جای دیگر ” ط
مأنیّه ” را از مصادیق علم عرفی می‌داند.
ج) پس از نقل این سخن محقق حلّی که ” اگر کثیر الدم در چاه بیفتد برای تطهیر آن پنجاه دلو آب کشیده شود “. ایشان می گوید : ” و المرجع فی الکثره الی العرف‌…”‌.۴۸
۱-۳-۳-۳. جایگاه عقل در مکتب فقهی صاحب جواهر
در مبحث قبل ذکر شد که مکتب فقهی صاحب جواهر را برخی بزرگان ” فقه عرفی ” نامیده اند. چرا که ایشان در سراسر کتاب فقهی‌اش از فهم عرفی مردم به وفور بهره برده است‌. ولی در مقابل تمسّک وی به عقل در مقایسه با عرف چشم گیر و قابل توجه نیست و سبب این امر هم افزودن بر غنی بودن فقه شیعه و فراوانی نصوص و عدم حاجت به برخی امور اعتباری مثل قیاس و استحسان این حقیقت است که فقه‌‌، علم منقول است نه علم معقول و آنچه در آن مهم است نصوص‌‌، معاقد‌‌، اجماعات‌‌، و کلمات فقها و متفاهم عرفی است‌.
هرچند ذکر این نکته نیز مهم است که یک فقیه در فرآیند استنباط احکام نباید از جایگاه عقل غافل بماند. چرا که ممکن است به اخباری گری و جمودگرایی گرفتار آید و این نیز حائز اهمیّت است که صاحب جواهر به دور از افراط و تفریط به آن موضوع عنایت ویژه داشته است‌.۴۹
صاحب جواهر مفهوم عقل را در عبارتی در کتاب “الصلوه” همان حقیقتی می داند که انسان را از حیوانات متمایز می سازد یعنی همان انسانیّت انسان‌‌، همان که گاهی ازآن به نفس ‌‌، قلب و روح تعبیر می شود.
برای شناخت اموری که مربوط به شرع است وپی بردن به احکام تعبدی آنها جای تمسّک به عقل نیست. این مطالب به حدی وضوح دارد که می توان آن را از مسلّمات فقه شیعه دانست‌. در کتاب جواهر در پاره ای از موارد حکم عقل را – حتی در زمینه امور عبادی – مورد توجه قرار می دهد که به برخی از موارد آن اشاره می شود:
الف) حکم عقل به خوب بودن احتیاط
احراز واقع و امتثال قطعی تکلیف را در کتاب طهارت آنگاه که از کراهت استفاده از باقی مانده (سؤر) حیوان بحث می‌کند، اینگونه بیان می دارد : “‌… اکثر مقامات الاحتیاط امر به فی السنّه و شهد العقل بحُسنه “‌. ۵۰
در بیشتر مقامات احتیاط امر از طرف سنّت را دارم و البته عقل به خوب بودن این احتیاط شهادت می‌دهد.
ب) قصور عقل از ادراک ثواب و پاداش اخروی
عقل اصل استحقاق ثواب و عقاب اخروی را درک می‌کند یعنی به خوبی و روشنی این مطلب را می فهمد که شخصی که از مولا اطاعت می‌کند مستحق پاداش و بنده ای که از دستورات سرپیچی می‌کند لایق عذاب است‌. صاحب جواهر با این نکته اشاره دارد که : ” قد یطاق العقل والنقل علی اَنَّ اَفضل الاعمال اَحمزها و اَن الاجر علی قدر المشقّه”‌.
عقل و نقل بر این مطلب که بهترین کارها سخت ترین آنهاست و اینکه میزان پاداش به اندازه سختی و مشقت است اتفاق نظر دارند.۵۱
ولی باوجود این عقل از درک جزئیّات آن عالم از جمله مقدار و اندازه پاداش و کیفر افعال ناتوان است. صاحب جواهر از همین مطلب استفاده می‌کند و کسانی که به رجحان قطعی عقل تمسّک میکنند را رد می‌کند.۵۲
در پایان این بحث بیان چند نکته درباره حکم عقل که در قلمرو فقه مناسب ذکر است را بیان می‌کنیم:
۱) حکم عقل در صورتی که مستلزم قیاس باشد فاقد ارزش و اعتبار است‌. از این رو صاحب جواهر در مورد کسی که نگران است‌‌، در روز جمعه برای انجام غسل جمعه آبی پیدا نکند جایز می داند که غسل جمعه را در روز پنجشنبه انجام دهد و این کار را از قضای غسل جمعه افضل می داند و آن را به حکم عقل و مورد تحسین عقل می شناسد ‌.۵۳
۲) از آنجا که عقل بشری درکی محدود دارد و ممکن است در بسیاری موارد به مصالح و مفاسد امور پی ببرد. حتّی ممکن است کاری ذی مفسده را دارای مصلحت و برعکس تلقی نماید با توجه به این حقیقت ممکن است در مواردی شارع عقل را در تحسین یا تقبیح آن تخطئه نماید.
۳) اشاره شد که فقه علمی است منقول، نه معقول. از این رو ضروری است فقیه در استظهارات و استنباطهای خود به سراغ عقل نرود.
در حقیقت سیره‌ی عقل نیز همانند عرف از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و صاحب جواهر نیز در برخی از موارد اصل مشروعیت برخی از احکام را سیره‌ی عقلا می‌داند و در برخی موارد نیز فقیه را با وجود بناء عقلایی بی نیاز از اطاله‌ی کلام می‌داند.
نکته مهم در پایان، توجه به این مطلب است که سیره عقل آنگاه می تواند در فقه شیعه مورد استناد قرار گیرد که از سوی شارع مقدّس امضاء شود، البته امضای شارع تنا به این نیست که آن را صریحا اعلام و تأیید نماید بلکه همین که آن را ردع نکند امضاء او تلقی می‌شود. با توجه به همین نکته است که سیره‌ی معتبره را که تا زمان معصوم استمرار داشته باشد و آن حضرات آن سیره را ردع ننموده باشند مورد قبول تلقّی می‌کنیم. شرط دیگر معتبر بودن سیره آن است که از تسامح و بی مبالاتی نسبت به دین و شریعت در آن دیده نشود.۵۴

فصل دوم

زمان و مکان و مصلحت
عناصر تأثیرگذار در پویائی فقه امامیه

مقدّمه
دانش فقه در گسترده‌ی فرهنگ و علوم اسلامی جایگاهی بس رفیع داشته و دارد. در تاریخ شیعه سرگذشت شیعیان و اندیشمندان و علماء دستخوش حوادث بسیاری بوده است. چه بسیار علماء و دانشمندانی که در قیام‌های حق طلبانه‌‌، اسارتها و تبعیدها شکنجه شدند و به شهادت رسیدند، امّا غیرت اسلامی و علاقه آنها به حفظ دین مبین اسلام و آموزه‌های آن باعث شده بود که هیچ یک از آن حوادث ناگوار نتواند در پیشرفت اسلام و پویایی آن تأثیر چندانی گذارد.
> در همه‌ی اعصار امّت اسلام فقه را همچون درّ گرانبهائی در هر زمان و مکان به نسل‌های بعدی منتقل می‌کردند و شاید بتوان گفت که علّت اهتمام علماء و مردم به حفظ و صیانت از احکام شریعت همگونی و همسویی فقه با زمان و مکان بوده است و اینکه فقها همواره پناهگاه مردم در مواقعی که با سیل سؤالات و شبهات مواجه می شدند‌‌، بوده‌اند.
فقها و اندیشمندان اسلامی نیز با درک صحیح همواره کوشیده‌اند با حفظ اصول و پای بندی به شریعت و ارزشهای آن جوابگوی مسایل جدید و نوظهور باشند.
در این فصل با عنوان «عناصر تأثیرگذار در پویایی فقه امامیه» برآینم تا به عواملی که در شکوفایی و بالندگی فقه تأثیر به سزایی داشته است بپردازیمو لزوم توجه به موقعیت و جایگاه فقه در زندگی مسلمانان و جایگاه فقها و علماء دینی ما را به این واقعیت نزدیک می‌کند که همواره اندیشمندان اسلامی را به عنوان کسانی بشناسیم که می‌توانند در برهه‌های زمانی پاسخ‌گویی امین برای مسلمانان در مسائل دینی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و … باشند و چه بسا از راه شناساندن مسائل و آموزه‌های دین مبین اسلام راهگشای معضلات دنیای کنونی باشند.
همانطور که بزرگان دین و معصومین(ع) همواره از مسلمانان خواسته‌اند که با چشم باز به اطراف خود نگریسته و عالم به زمان و رخدادهای پیرامون خویش باشند. آن بزرگواران این مهم را گوشزد کرده‌اند که یک مسلمان باید دائما در حال یادگیری علوم و فنون نو و جدید باشد و عقب افتادگی و عدم رشد در مسائل علمی را دور از زندگی یک مسلمان می‌دانند تا جایی که به فرموده‌ی حضرت علی(ع): «کسی که دو روزش مساوی باشد خسران زده شمرده می‌شود» لذا بر عالمان دینی فرض است که در مسائلی که مربوط به جامعه‌ی اسلامی می‌باشد مطالعات خود را روزافزون کرده و با تکیه بر عناصر زمان و مکان دیدگاههای جدیدی را پیش روی مخاطب خود قرار دهند.
مجتهد آگاه و با اطلاع می‌تواند پاسخ گویی مطمئن برای مسائل مستحدثه باشد و البته مجتهدی که با آگاهی و درایت خاص خود پاسخ به مسائل را می‌دهد و با اشراف کاملی که به حکم و موضوع مطرح شده دارد می‌تواند از عنصر مصلحت نیز در مواقعی که لازم است استفاده نماید، چراکه مصالح باید در راستای رسیدن به هدف خلقت و به سمت تحقق هرچه بیشتر اهداف متعالی اسلام برای سعادت جامعه در نظر گرفته شود.
در این فصل همچنین به چندین نمونه از مسائل مستحدثه اشاره شده و نظر فقهی را در مورد آنها بیان کرده‌ایم. مسائلی که در دوران‌های گذشته مورد توجه نبوده است ولی با پیشرفت علم و تکنولوژی و نیاز


0 Comments

No Comment.