دانلود پایان نامه

که افراد را بصورت “افسرده” یا “غیر افسرده” طبقه بندی کنند، آنها را در طول یک پیوستار ارزیابی می کنند. در یک انتهای پیوستار، هیچ افسردگی ای وجود ندارد و در انتهای دیگر آن ناتوانی شدید، و مابین آن، درجات گوناگون ناتوانی وجود دارد. در سیستم فعلی، طبقات جداگانه ی متعدد مخصوص اختلال های افسردگی، به کثرت تشخیص ها منجر می شود. سیستم بعدی با ارزیابی های عددی، تصویر دقیق تر و شفاف تری از اختلال های روانی فراهم می آورد. با اینحال سیستم طبقه بندی حفظ شده است، زیرا مولفان DSM-IV-TR معتقدند که درنظر گرفتن اختلالها به صورتیکه در گروه های مجزا دسته بندی شده باشند، برای متخصصان بالینی و پژوهشگران کمتر گیج کننده است.
سیستم چندمحوری
در DSM تشخیص ها برحسب زمینه های عملکرد در محدوده ای که محور نامیده می شود، طبقه بندی می شوند. پنج محور وجود دارد که درمانجو را مطابق با آن ارزیابی می کنند. محور ۱۶۱ مجموعه اطلاعات مربوط به جنبه ای از عملکرد فرد است. سیستم چندمحوری در DSM-IV-TR این امکان را می دهد که درمانجویان بصورت چندبعدی تشخیص داده شوند، بطوری که تمام اطلاعات مربوط به عملکرد آنها به شیوه ای منظم درنظر گرفته شوند.
زمانیکه یک متخصص بالینی می خواهد در مورد درمانجو فرضیه ی تشخیصی تدوین کند، شاید چندین ویژگی عملکرد درمانجو برای فرضیه او اهمیت داشته باشند. گرگ در طول عمر خود مشکلات شخصیت جدی داشته است که با وابستگی شدید و ناسازگارانه به دیگران مشخص می شوند. این مشکلات با بیماری جسمانی کلیت روده آمیخته شده است. شش ماه قبل، دوست دختر گرگ در تصادف اتومبیل کشته شده است. پیش از آن، او زندگی خود را خیلی خوب اداره می کرد، هرچند که مشکلات شخصیت و کلیت روده ی او گاهی اجازه نمی دادند که شغلش را خوب انجام دهد. هنگامیکه متخصص بالینی می خواهد تشخیص دهد، باید هر واقعیتی را که این درمانجو مطرح می کند، در نظر بگیرد و فقط به نشانه های فعلی او اکتفا نکند. در مورد این درمانجو، نشانه ی افسردگی فقط یک جزء از طرح تشخیص پیچیده است. اغلب درمانجویان، مانند گرگ، مشکلات متعددی دارند که به تشخیص و درمان مربوط می شوند. گاهی بین اختلال های همزیست، رابطه ی علیتی وجود دارد. برای مثال، مردیکه به اختلال اضطرابی مبتلاست، شاید برای فرونشاندن اضطراب خود مواد مخدر یا الکل مصرف کند و به سوء مصرف مبتلا شود. در موارد دیگر، اختلال های همزیست رابطه ی علیتی ندارند، مثل زنی که به اختلال خوردن و ناتوانی یادگیری مبتلاست.
پنج محور DSM-IV-TR
در DSM-IV-TR هر اختلال در محور I یا محور II ثبت شده است. باقی محورها برای مشخص کردن سلامت جسمانی درمانجو (محور III)، میزان شرایط زندگی استرس زا (محور IV)، و میزان کلی عملکرد (محور V) به کار برده می شوند.
محور I: اختلال های بالینی
اختلال های بالینی عمده در محور I هستند. در سیستم DSM-IV-TR این اختلال های “مجموعه نشانگان بالینی” نامیده می شوند، بدین معنی که هریک مجموعه ای از نشانه هاست که شکل خاصی از نابهنجاری را تشکیل می دهند. اینها اختلال ها هستند مثل اسکیزوفرنی و افسردگی، و آنچه راکه اغلب افراد اختلال های روانی می دانند، تشکیل می دهند. با اینحال، همانگونه که در جدول ۲-۲ ملاحظه می کنید، اختلال های گوناگون وجود دارد که شکل های متعدد رفتار انسان را دربر می گیرند.
مجموعه اختلال های دیگر در محور I، اختلال های سازگاری ۱۶۲ هستند. این اختلال ها واکنش هایی به رویدادهای زندگی هستند که با توجه به شرایط، شدیدتر از آن هستند که معمولاً انتظار می رود. برای اینکه واکنشی اختلال سازگای محسوب شود، باید حداقل ۶ ماه ادامه داشته و ناراحتی و پریشانی مهمی را برای فرد به بار آورده باشد. اختلال های سازگاری به شکل های متعددی آشکار می شوند: واکنش های هیجانی، مانند اضطراب و افسردگی؛ آشفتگی های رفتار، شکایت های جسمانی، گوشه گیری اجتماعی، یا اختلال در کار یا عملکرد تحصیلی. برای مثال، ممکن است خانمی در واکنش به ازدست دادن کارش، به انواع نشانه های جسمانی، ازجمله سردرد، کمر درد، و خستگی دچار شود. امکان دارد مردی در پاسخ به تشخیص یک بیماری جدی، بی باک، خو ویرانگر، و از لحاظ مالی غیرمسئول شود. دراین موارد، واکنش فرد می تواند موقتاً با وقوع رویداد زندگی ارتباط داشته باشد. از این گذشته، این واکنش ها با ماهیت تجربه استرس زا نامتناسب انگاشته می شوند.
برخی اختلالها مورد توجه بالینی قرار می گیرند، ولی اختلال های روانی نیستند. به این اختلالها در DSM-IV-TR با عنوان کدهای V (Vee) اشاره می شود و انواع مشکلات، نظیر مشکلات رابطه، واکنش های داغدیدگی، و تجربه مورد بی توجهی یا سوء استفاده قرارگرفتن را شامل می شوند. درصورتیکه تمرکز بالینی عمدتاً روی این مشکلات باشد، در محور I فهرست شده اند. چنانچه این مشکلات وجود داشته باشند، اما تمرکز بالینی عمدتاً روی آنها نباشد، در محور IV ثبت شده اند.
محور II: اختلال های شخصیت و عقب ماندگی ذهنی
محور II شامل مجموعه اختلال هایی هستند که بیانگر ویژگی های بادوام شخصیت یا توانایی های فرد هستند. یک مجموعه از این اختلال ها، اختلال های شخصیت هستند. این اختلال ها، صفات شخصیتی هستند که انعطاف ناپذیر و ناسازگارانه بوده و باعث می شوند که فرد دچار پریشانی شده و یا در توانایی او برای انجام دادن تکالیف روزمره ی زندگی، اختلال زیادی ایجاد شود. دومین مولفه محور II، عقب ماندگی ذهنی است. با اینکه عقب ماندگی ذهنی از یک نظر مانند سایر اختلا
ل هایی که در DSM-IV-TR یافت می شود “اختلال” نیست، ولی بر رفتار، شخصیت، و عملکرد شناختی تاثیر زیادی می گذارد.
برای اینکه از تفاوت های موجود بین محور I و محور II آگاه شوید، دو نمونه ی بالینی زیر را در نظر بگیرید. یک مورد خانم ۲۹ ساله ای به نام جوانیتاست که بعد از تولد اولین فرزندش به قدری نسبت به مقاصد دیگران مشکوک می شود که حتی به خویشاوندان نزدیک خود اعتماد نمی کند. او بعد از یکماه درمان، به عملکرد عادی بر می گردد و نشانه هایش از بین می روند. در مورد جوانیتا تشخیص اختلال محور I داده می شود، زیرا او به اختلالی مبتلاست که می توان آنرا پوششی بر شخصیت سالم او درنظر گرفت. در مقابل، حساسیت زیاد نسبت به انتقاد و ترس از برقراری روابط صمیمانه که خانم ۲۹ ساله دیگری به نام جین نشان می دهد، به نحوه برداشت او از دنیا مربوط می شود که از دوران نوجوانی خصیصه ی او بوده است. او تصمیم گرفته است درگیر روابط صمیمانه نشود و از کسانیکه بیش از حد به او علاقه مند می شوند، فاصله بگیرد. درصورتیکه که او تحت درمان قرا رگیرد، این گرایش های دیرینه، تشخیص محور II را ایجاب می کنند.
یک نفر می تواند از تشخیص های محور I و II برخوردار شود. برای مثال، لئون گرفتار سوء مصرف مواد است و بنابر خصلت، به دیگران بسیار وابسته است. احتمالاً لئون طبق محورهای I و II تشخیص داده می شود. طبق محور I، تشخیص سوء مصرف مواد و طبق محور II، تشخیص اختلال شخصیت وابسته برای او مقرر می شود. به عبارت دیگر، سوء مصرف مواد او اختلال انگاشته می شود و اختلال شخصیت وی بخشی از منش او محسوب می گردد.

جدول ۲-۲ اختلال های محور I در DSM-IV-TR
طبقه
شرح
نمونه هایی از تشخیص
اختلال هایی که معمولاً اولین بار در نوباوگی، کودکی، یا نوجوانی تشخیص داده می شوند.
اختلال هایی که معمولاً درطول سالهای پیشین زندگی ایجاد می شوند و عمدتاً رشد و رسش نابهنجار را شامل می شوند
اختلال های یادگیری
اختلال های مهارت حرکتی، اختلالهای ارتباطی، اختلال های رشد فراگیر (مانند اختلال اوتیستیک)
اختلال های کاستی توجه و اختلالهای رفتار ایذایی
اختلالهای تغذیه و خوردن در نوباوگی و اوایل کودکی
اختلال های تیک
اختلال های دفع
اختلال های دلیریوم، زوال عقل، یادزدودگی و سایر اختلال های شناختی
اختلال هایی که شامل نقایصی در شناخت هستند و در اثر مصرف مواد یا بیماری های جسمانی ایجاد می شوند
دلیریوم
زوال عقل (مثل آلزایمر)
اختلال یادزدودگی
اختلال های روانی ناشی از بیماری جسمی
اختلال هایی که با نشانه های روانی مشخص می شوند و آنها را پیامد فیزیولوژیکی بیماری جسمانی می دانند
تغییر شخصیت ناشی از بیماری جسمانی
اختلال خُلقی ناشی از بیماری جسمانی
کژکاری جنسی ناشی از بیماری جسمانی
اختلال های مرتبط با مواد
اختلال هایی که با مصرف یا سوء مصرف مواد ارتباط دارند
اختلال های مصرف مواد (مانند وابستگی به مواد و سوء مصرف مواد)
اختلال هایی که مصرف مواد آنها را ایجاد می کنند (مانند مسمومیت ناشی از مصرف مواد و ترک مصرف مواد)
اسکیزوفرنی و سایر اختلال های روان پریشی
اختلال هایی که نشانه های روان پریشی را در بردارند (مانند تحریف در ادراک واقعیت، اختلال در تفکر، رفتار، عاطفه و انگیزش)
اسکیزوفرنی
اختلال اسکیزوفرنیفرم
اختلال اسکیزوافکتیو
اختلال هذیانی
اختلال روان پریشی کوتاه مدت
اختلال های خُلقی
اختلال هایی که آشفتگی در خلُق را دربردارند
اختلال افسردگی اساسی
اختلال افسرده خویی
اختلال دوقطبی
اختلال ادواری خویی
اختلال های اضطرابی
اختلال هایی که تجربه اضطراب، نگرانی، یا دلشوره را دربردارند و به رفتارهایی منجر می شوند که از فرد مبتلا در برابر مضطرب شدن، محافظت می کنند.
اختلال وحشتزدگی
آگورافوبی
فوبی خاص
فوبی اجتماعی
اختلال وسواس فکری- عملی
اختلال استرس پس از آسیب
اختلال اضطراب فراگیر
اختلال های جسمانی شکل
اختلال هایی که شکایت های مکرر از نشانه های جسمانی یا نگرانی های جسمانی را شامل می شوند که یافته های پزشکی آنها را تائید نمی کنند
اختلال جسمانی کردن
اختلال تبدیلی
اختلال درد
خودبیماری انگاری
اختلال بدشکلی بدن
اختلال های ساختگی
اختلال هایی که در آنها، نشانه های جسمانی یا روانی عمداً به منظور ایفای نقش بیمار ایجاد می شوند.
اختلال ساختگی
اختلال ساختگی بوسیله مجاورت
اختلال های تجزیه ای
اختلال هایی که در آنها، انسجام طبیعی هشیاری، حافظه، هویت یا ادراک، مختل شده اند.
یادزدودگی تجزیه ای
گریز تجزیه ای
اختلال هویت تجزیه ای
اختلال مسخ شخصیت
اختلال های جنسی و هویت جنسی
اختلال هایی که آشفتگی در ابراز یا تجربه میل جنسی بهنجار را در بر دارند
کژکاری های جنسی (ماننداختلال انگیختگی جنسی، اختلال ارگاسمی، اختلال درد جنسی)
نابهنجاری های جنسی (نظیر یادگارپرستی، بچه بازی، تماشاگری جنسی)
اختلال هویت جنسی
اختلال های خوردن
اختلال هایی که با آشفتگی های شدید در رفتار خوردن مشخص می شوند
بی اشتهایی عصبی
پرخوری عصبی
اختلال های خواب
اختلال هایی که با آشفتگی مکرر در الگوهای عادی خواب مشخص می شوند.
بدخوابی ها (مانند بیخوابی، خواب زدگی)
نابهنجاری های خواب (مانند اختلال کابوس، اختلال خوابگردی)
اختلال های کنترل تکانه
اختلال هایی که با ابراز مکرر
رفتارهای تکانشی مشخص می شوند که باعث آسیب رساندن به خود و دیگران می شوند.
اختلال انفجاری متناوب
دزدی بیمارگون
آتش افروزی بیمارگون
قماربازی بیمارگون
وسواس موکنی
اختلال های سازگاری
اختلال هایی که ویژگی آنها ایجاد نشانه های هیجانی و رفتاری ظرف سه ماه بعد از شروع یک عامل استرس زای مشخص می باشد و اهمیت بالینی دارد.
اختلال سازگاری همراه با اضطراب
اختلال سازگاری همراه با خُلق افسرده
اختلال سازگاری همراه با آشفتگی سلوک
اختلال های دیگری که ممکن است مورد توجه بالینی باشد
اختلال ها یا مشکلاتی که فرد برای رفع آنها درخواست ارجاع برای کمک حرفه ای می کند
مشکلات رابطه
مشکلات مربوط به سوء استفاده یا بی توجهی
عوامل روانی ای که بر بیماری جسمانی تاثیر می گذارد.
ناراحتی های دیگر (مانند داغدیدگی، مشکل شغلی یا تحصیلی، مشکل مذهبی، مشکل مرحله زندگی)

محور III:بیماری های جسمانی:
محور III مخصوص مشخص کردن بیماری های جسمانی درمانجو است. با اینکه متخصص بالینی روی این بیماری های جسمانی خیلی تمرکز نمی کند، اما برای گنجاندن آنها در محور III به عنوان بخشی از طرح کلی تشخیص، منطق محکمی وجود دارد. گاهی مشکلات جسمانی می توانند اساس مشکلات روانی باشند. برای مثال فردی بعد از تشخیص بیماری جسمانی جدی ممکن است افسرده شود. برعکس، اختلال هایی چون اضطراب مزمن می توانند ناراحتی های جسمانی، مانند زخم معده را تشدید کنند. در موارد دیگر، بین مشکلات جسمانی وروانی فرد، ارتباط مشخصی وجود ندارد. با این حال، متخصص بالینی وجود اختلال جسمانی را مهم می داند، زیرا این به معنی آن است که چیزی خارج از قلمرو روان شناختی، جنبه مهمی از زندگی درمانجو را تحت تاثیر قرار داده است.
زمانیکه متخصص بالینی مشغول تدارک برنامه ی درمان برای درمانجوست، باید تشخیص های محور III را در نظر داشته باشد. به عنوان مثال، مردی را در نظر بگیرید که به دیابت مبتلاست و برای ترس غیرمنطقی شدید از اتومبیل ها، جویای درمان است. با اینکه مشکلات جسمانی و روانی او ظاهراً ارتباط با هم ندارند، متخصص بالینی حتماً باید از دیابت آگاه باشد، زیرا این بیماری قطعاً تاثیر مهمی بر زندگی درمانجو دارد. از این گذشته، اگر متخصص بالینی بخواهد مصرف داروی ضد اضطراب را به او توصیه کند، بیماری جسمانی و سایر داروهای این مرد جوان باید در نظر گرفته شوند.
محور IV: مشکلات روانی- اجتماعی و محیطی
متخصص بالینی طبق محور IV، رویدادها با فشارهایی را مشخص می کند که می توانند بر تشخیص، درمان، یا پیامد اختلال روانی درمانجو تاثیر بگذارند. نمونه های عوامل استرس زای محور IV، در جدول ۳-۲ نشان داده شده است. همانگونه که می بینید، اختلال های محور IV، رویدادهای ناگوار زندگی، مانند از دست


0 Comments

No Comment.