دانلود پایان نامه

مقدمه يك استراتژي موفق است كه نهايتاً بايد تحت افق رسانهاي مشخص اعمال شوند.
توفيق رسانه‌اي مقطعي و موضعي، ناكارآمد است. بلكه مثلاً اگر یك فيلم سينمايي پخش ميكنيم، در يك موضوع خاص سپس يك جُنگ و يا تاك شو و سپس يك سلسله برنامه مستند و… توليد و پخش نماييم. اصل سينرژي به ما ميگويد، افقهاي مقطعي و اهداف بلندمدت رسانهاي ميبايست در همه اين برنامهها در كنار هم رعايت شده باشد. اين يعني آرايش رسانهاي است كه املا مواد اوليه باکیفیت، ثانياً سينرژي و ثالثاً داشتن جهت مناسب و درست كه هدفي است كه اين همافزايي رسانهاي معطوف به آن می‌باشد، در آن رعايت شده است. الگوي سه مرحلهاي سينرژي، كيفيت مصالح و جهت، در مواجهه با آرايش رسانهاي دشمن، نيز همچنان کارآمد و نافذ مي‌باشد.
درنهایت گزاره‌های آخر به مواردی مربوط می‌شوند که از جنس استراتژی‌هایی برای مخاطب هستند. این‌ها مواردی هستند که کارشناسان امر در مصاحبه‌های خود از آن‌ها به‌عنوان مواردی نام بردهاند که به حوزه پیام مرتبط است. این موارد به ترتیب در ادامه آمده است.
رشد دادن مخاطب، برنامهریزی مخاطبمحور، تناسب زبانی با مخاطب جهانی و پوشش زبانی متنوع و تناسب با نیاز مخاطب جهانی،‌ ایجاد رضایت در مخاطب همراه با جلب اعتماد او،‌ ورود به همه عرصه‌های حضور مخاطب، تأمین کارآمدی آرایش رسانه‌ای از طریق انطباق با آرایش مخاطب ازجمله این موارد هستند که پیش‌ازاین در مورد برخی از آنان سخن به میان رفت. اما برای رشد مخاطب چه باید کرد؟
ابتدا می‌بایست مخاطب‌شناسی مبتنی بر انسان‌شناسی دینی صورت داد و پس از شناخت مخاطب و ترسیم فرآیند رشد او، باید به این پرسش پاسخ گفت که آیا رسانه ابزار مناسبی برای رشد مخاطب هست یا خیر. سپس می‌بایست به مدل انسان‌سازی دینی برای رساندن مخاطب به حد مطلوب خود یعنی انسان طراز اندیشید. بر این اساس گزاره‌هایی را کارشناسان به‌عنوان مؤلفه‌های عملیاتی برای رساندن مخاطب به حد انسان طراز معرفی نمودند که از آن جمله میتوان به؛ قویت مجاهدت مخاطب،‌ شکوفایی استعداد مخاطب،‌ ایجاد خلاقیت در مخاطب، غفلت‌زدایی از مخاطب، ایجاد تذکر در مخاطب، کرامت‌بخشی به مخاطب، توانمندسازی مخاطب برای مقابله با نفس اماره، ایجاد و ارتقای سواد رسانه‌ای، ایجاد تقوای رسانه‌ای، بصیرت‌بخشی به مخاطب و درنهایت، واکسینه کردن مخاطبان اشاره نمود.

تصویر 19-4 برنامه‌ریزی- طراحی آرایش رسانه‌ای- تنظیم اصول و قواعد طراحی- مخاطب

2-4-5-4 طراحی آرایش رسانه‌ای در برنامه‌ریزی- گام دوم، تعیین نوع آرایش رسانه‌ای
به‌طورکلی، در نظامی‌گری و آرایش نظامی برای طراحی عملیات، یگانهای خودی و دشمن را در مقابل همدیگر قرار می‌دهند. این عملیات یا آفندی است و یا پدآفندی. در حالت پدآفندی، ما منفعل هستیم و در مقابل دشمنی که برای اهداف مشخصی و تصرف آن اهداف، در حال آفند به سمت ماست، پدآفند می‌کنیم. در عملیات آفندی ما فعال هستیم و به‌سوی دشمن و برای تصرف اهداف خاصی ما تهاجم و حمله می‌نماییم و در حالت پدآفندی، منفعل هستیم و در مقابل عملیات و اهداف دشمن، واکنش نشان میدهیم. پس ابتدابه‌ساکن باید نوع عملیات مشخص شود. تا بر اساس اینکه عملیات ما آفندی است و یا پدآفندی، نیروهایمان را چینش نماییم و آرایش بگیریم. حرکات ما در پدآفند و آفند متفاوت از هم خواهد بود. به‌طور مشخص در رسانه نیز باید همین اتفاق بیفتد. اما نوع سومی از آرایش نظامی نیز وجود دارد که در شرایط صلح و زمانی که تهدیدی وجود ندارد، جاری است. نکته مهمتر اینکه، نوع آرایش ما در حالت متقارن و نامتقارن، متفاوت است. این موضوع به‌راحتی میتواند با حوزه رسانه تطبیق یابد.
این آرایش متقارن و نامتقارن نکته بسیار مهمی در تعیین نوع آرایش رسانه‌ای است. یک حالت کلاسیک جنگ یا متقارن وجود دارد، که دو نیروی نظامی، یگانهای مشابه همدیگر دارند و به نسبتهای برابر و به‌صورت کاملاً متقارن به لحاظ توان، روبروی یکدیگر آرایش میگیرند. قدرت مقابله و آفند ما، بسته به توان و استعداد و تجهیزات و سازمان ما دارد. گاهی یگانهای زیادی داریم و در مقابل دشمن ممکن است دو لشگر قرار دهیم. یا وقتی با کمبود نیرو مواجهیم، در مقابل یک لشگر، شاید نتوانیم یک لشگر هم قرار دهیم. اما ابزارآلات و شیوهها و روشها، در کل یکی است و از قواعد متعارف کلاسیک بهره میبرد که به آن متقارن میگوییم.
وقتی با دشمنی که اختلاف توان فاحش و غیرقابل قیاسی با ما به لحاظ، تجهیزات و تکنولوژی و عده و عُده دارد، مواجهیم، اگر آرایش متقارن را در مقابل آن‌ها اتخاذ نماییم، محکوم به شکست هستیم. لذا جمهوری اسلامی که در چنین شرایطی در مقابل ارتشهای عظیم کلاسیک ایالات‌متحده و متحدان اروپایی‌اش، قرار دارد، که به لحاظ توان و تجهیزات و استعداد نیرو تناسبی با نیروی نظامی ایران ندارند، شیوه نبرد نامتقارن را بنیان نهاده و به آن میپردازد.
این شیوه آرایش متناسب با خود را می‌طلبد. مثل نبرد حزب‌الله با اسراییل، که بدون سلاح و تجهیزات و نفرات یک لشکر کلاسیک، در مقابل یک لشکر قوی کلاسیک پیروز میشود. قواعد نامتقارن است که عامل پیروزی در جنگهای مختلف حزب‌الله میشود. درواقع قرینهسازی نباید صورت داد و مثلاً تانک را در مقابل تانک چینش نمیکنیم، بلکه موشک ضد تانک را در مقابل تانک قرار میدهیم و با تجهیزات کمتر و تکنولوژی پایینتر در مقابل دشمن توانی را به نمایش میگذاریم که عامل بازدارندگی دشمن از تهاجم، و یا عامل شکست او پس از تهاجم میگردد. این نوعی از پدآفند است که در قالب آرایش پدآفندی شکل میگیرد. البته شباهتهای به جنگ چریکی دارد، اما متفاوت از آن است. چراکه جنگ چریکی اهداف دیگری را دنبال میکند و جنگ نامتقارن اهداف دیگری را. همچنین ساختار و سازمان آن نیز متفاوت است. جنگ چریکی و نامنظم نیز در قالب متقارن و در تقابل با ارتشهای کلاسیک صورت میگیرد. ساختار و سازمان منعطفی بنا بر موقعیتهای نظامی مختلف دارد.
در فضای رسانه نیز همین اتفاق افتاده است. در آرایش رسانهای دشمن، حجم تولید محتوا و تجهیزات و تکنولوژی و سطح پوشش رسانهای دشمن و تعداد شبکههای او قابل قیاس با شبکههای ما نیست. چراکه تجهیزات و بلندگوی قویتری در اختیار دارند و از صدای بلندتر و تولیدات بیشتری برخوردارند و به‌تبع آن از نفوذ و تأثیرگذاری بیشتری نیز برخوردارند. لذا باید میدان عمل رسانه‌ای ما و آرایش رسانه‌ای ما به سمت رقابت رسانه‌ای نامتقارن برود. یعنی از روش‌هایی غیر از شیوه‌های رقبا، برای اثرگذاری و نفوذ استفاده نماییم. این مشابه شرایط اقدام نامتقارن در نظامی‌گری است.
مثال آن مشابه عضوگیری‌هایی است که توسط گروههای تکفیری، القاعده و داعش است که از سراسر دنیا صورت میگیرد و بدون امکانات و تجهیزات عظیم رسانهای و با شیوههای ویژهی خود اعمال میشود. موفقیت در عضوگیریهای گسترده آنان، گواه شیوهی خاص تبلیغیشان است که قابل توصیف به یک نمونه از آرایش رسانهای نامتقارن است. زیرا توانستهاند حرف خود را به گوش همفکران خود در سراسر دنیا برسانند و موجب جذب آنان به گروههای نظامی خود شوند. لذا استفاده از روش‌های متعارف و مشابه غرب باعث میشود که در تقارن با آن‌ها، بازنده میدان رقابت رسانهای شویم و به اهداف خود نرسیم. لازمه آن طراحی و ابداع جدید و چیدمان جدید رسانههای خود است. پس بنابرنظر کارشناسان امر به‌ویژه کارشناسان طراحی آرایش نظامی، در تطبیق حوزه نظامی با رسانه، انواع آرایش رسانه‌ای به‌صورت زیر قابل‌تفکیک می‌باشند.

تصویر 20-4 برنامه‌ریزی- طراحی آرایش رسانه‌ای- نوع آرایش
3-4-5-4 طراحی آرایش رسانه‌ای در برنامه‌ریزی- گام سوم، تفکیک پارادایم
تمیز و سپس تفکیک مفاهیم دو پارادایم141 اصالت خدا (تئوئیسم142) و اصالت بشر(اومانسیم143) از آنجایی ضروری است که این دو پارادایم نسبت به یکدیگر متناقضاند و درغلطیدن مخاطب و رسانه در ورطه التقاط میان این دو، موجب ضلالت مخاطب به‌جای رشد مخاطب میگردد. همچنین گفته شد که ازآنجاکه جمهوری اسلامی ایران در منازعه پارادایمی با غرب قرار دارد،‌ رسانههای آن نیز در منازعه با رسانه‌های غربی هستند و این یک رقابت سخت را در سپهر رسانه‌ای به همراه دارد که رقابت در محتوا و بر سر جذب مخاطب است.
پارادایم همان چارچوب تصوری و یا شهر ذهنی (نه به معنی آرمان‌شهر) انسان است. در علم جامعهشناسی، پارادایم به معنی چارچوب عمومی است که با رجوع به آن میتوان مسائل را تحلیل نمود. (آزادي، 12:1390ص 12 )
پارادایم انسان غربی، پارادایم اصالت انسان و یا درواقع پارادایم اومانیسم است و پارادایم انسان مسلمان و موحد، پارادایم تئوئیسم و اصالت خداست. انسان غربی «انسان» را در مرکز قرار داده و همه‌چیز را در پیرامون و محیط انسان، تعریف و تفسیر میکند. درحالی‌که بر اساس تعالیم اسلام، «خداوند» در مرکز دایره قرار داشته و همه‌چیز در پیرامون، به خداوند اقتدا و سجده میکند و در نسبت با او تعریف میشود.
لذا ضرورت دارد که در همان ابتدای آرایش رسانه‌ای، صداوسیما پارادایم خود را از پارادایم دشمنان و معارضان خود تفکیک نماید.

تصویر 21-4 برنامه‌ریزی- طراحی آرایش رسانه‌ای- تفکیک پارادایم

4-4-5-4 طراحی آرایش رسانه‌ای در برنامه‌ریزی- گام چهارم، تعیین حوزه نفوذ تمدنی

در طراحی آرایش رسانه‌ای گام چهارم شامل تعیین حوزه نفوذ تمدنی است که پیش‌ازاین نیز در برآورد وضعیت خودی آمده بود و شناخت آن حاصل شده بود، که این اقدام می‌بایست در حین طراحی آرایش رسانه‌ای تبیین گردد. در این برآورد ابتدا می‌بایست که شناخت و تعیین حوزه نفوذ تمدنی صورت گیرد، که شامل شناخت منافع ملی نظام و شناخت حوزه نفوذ تمدن و کانونی که تمدن ما میبایست بر روی آن تمرکز نماید می‌شود. کانون تمرکز را نیز با مثال روشن نمودیم.
اما نکته آن است که،‌ اجماع نخبگان برای تعیین اولویت‌ها و حوزه نفوذ تمدنی برای آرایش رسانهای نیز یک ضرورت است که آن‌ها بتوانند اولویتها را تعیین کنند. اما صداوسیما که متولی این حوزه است، به‌ناچار تنها عمل میکند و کسی به او نمیگوید که چه کند. لذا باید در گام چهارم طراحی به جمعبندی تعیین حوزه نفوذ تمدنی در برآورد وضع موجود و مطلوب پرداخت، که با اجماع نخبگان، حوزه نفوذ تمدنی و کانون تمرکز آن، اولویت‌های نظام و منافع ملی تعیین میگردند.

تصویر 22-4 برنامه‌ریزی- طراحی آرایش رسانه‌ای- تعیین حوزه تمدنی
5-4-5-4 طراحی آرایش رسانه‌ای در برنامه‌ریزی- گام پنجم، نیازسنجی

در شناخت وضعیت خودی و غیر،‌ چهارمین گام شناخت مخاطبان رسانه‌های خودی بود که به‌طور مجمل در آنجا به موضوع مخاطب‌شناسی و تشخیص نیازهای مخاطب پرداخته‌شد. همچنین گفته شد که نیاز مخاطب در حیثیت جمعی خویش همان نیاز جامعه است که باید به آن نیز پرداخته شود. جامعه نیز در حیثیت سیاسی خود واجد حکومت است که اولویتها و نیازهایی دارد. بنابراین نیازسنجی از مخاطب و جامعه و نظام نیز در طراحی آرایش رسانه‌ای موضوعیت می‌یابند و پاسخ‌های این نیازسنجی‌ها از مرحله برآورد وضع موجود و مطلوب در این گام طراحی وارد می‌شوند.

تصویر 23-4 برنامه‌ریزی- طراحی آرایش رسانه‌ای- نیازسنجی

6-4-5-4 طراحی آرایش رسانه‌ای در برنامه‌ریزی- گام ششم، تنظیم حوزه‌های آرایش رسانه‌ای
گام ششم از مراحل طراحی آرایش رسانه‌ای به تنظیم حوزه‌های آرایش رسانه‌ای مربوط می‌شود. لذا باید بررسی نمود که نیازهای جامعه و مخاطب و نظام را که در گام قبل برآورد نمودهایم و همچنین منافع ملی،‌ اولویتهای تمدنی و نظام و کانون تمرکز تمدنی را که مبتنی بر پارادایم اعتقادی خود تعیین نمودهایم، اکنون در چه چارچوب و حوزه‌های رسانه‌ای میتوانیم وارد نماییم. نام این اقدام را «تنظیم حوزه‌های آرایش رسانه‌ای»‌ نامیده‌ایم. این حوزههای آرایش رسانه‌ای به ترتیب شامل آرایش جغرافیایی، آرایش مخاطب، آرایش نیروی انسانی و درنهایت، قالبهای رسانه‌ای میگردد.
ابتدا بحث پوشش است. اگر بهترین پیامها و محتوا را تولید نموده و بهرهوری را به آستانه بیشینه برسانیم، اما نتوانیم پیام خود را به شکل مطلوب برای مخاطبهای مختلف، که صرفاً ملی هم نیستند برسانیم، آرايش رسانهاي ما مخدوش است. مثل اینکه موشکهای ما برد پایین داشته باشند و هرگز به دشمن نرسد و این موجب عدم بازدارندگی میشود. پوشش رسانهای ما گاهی تا 20 درصد کشور پوشش رادیو و تلویزیون ندارند. این‌ها اشکال آرايش رسانهاي است. پس بعد اول حوزه‌های آرایش رسانه‌ای، توان پوشش فراگیر برای مخاطبان رسانه، چه در سطح ملی و منطقهای و بین‌المللی است.
در سطح بین‌المللی اکنون شبکه پرستیوی است. در سطح منطقهای، الکوثر، المیادین، ‌العالم، هیسپنتیوی، سحر، جامجم ها و …در سطح ملی، شبکههای سراسری، یک، دو، سه، قرآن، خبر و شبکههای دیجیتالی که به‌تازگی راهاندازی شدهاند و هر ایرانی بر مبنای ملیت سهمی از آن دارد و میبایست رسانه ملی سهم آن را بپردازد و حول دولت -ملت مردم را جمع نماید و وفاق ملی به وجود بیاورد. در سطح محلی، شبکههای استانی است. که به مشکلات و زبان و سیاستهای محلی و … میپردازد. نکته آنکه شبکههای محلی گاهی به مرکزگریزی میانجامد و باید مراقب این آسیب بود.
نکته دیگر در بحث پوشش اینکه، در اروپا تا مدتی امواج از طریق موج‌کوتاه ارسال میشد. اما با فراگیری اینترنت، دیگر استفاده از موج‌کوتاه بیمعنا شد. اینکه پیامهای ما از طریق برودبند برای مخاطبان بینالمللی پخش شود، این به معنای آرایش جدید رسانهای است. این از برودکست به برودبند رفتن، یک آرايش رسانهاي جدید است. لذا در حوزههای آرایش رسانهای پوشش برودبند و برودکست را نیز باید تأمین نموده و سهم بارگذاری نیروی سازمان رسانه‌ای را در هرکدام مشخص نماییم. تعیین میدان عمل اهمیت دارد. اینکه سهمبندی رسانه‌های ما از برودکست و برودبند چقدر است و چه تناسبی دارد و نوع توسعه موازی شما چیست،‌ پرسشی است که به‌طور دقیق باید به آن پاسخ گفت.
بعد دوم، قالبهای رسانهای است. یعنی قالبهای متنوع و متکثر تولید بستههای رسانهای. یعنی آنچه که در رادیو و تلویزیون و فضای مجازی به‌عنوان ژانرهای رسانهای میشناسیم، مثل سریالها، جنگها، برنامههای ترکیبی، آنونس، تیزر و… . ما در آرايش رسانهاي باید به‌طور جدی به دنبال تولید قالبهای جدید رسانهای باشیم، که این از الزامات و ضرورتهای آرايش رسانهاي است. به این معنا، رسانههایی که توان تولید قالبهای جدید و توان برنامهریزی و تخصیص منابع برای ارائه قالبهای متعدد ندارند، در عرصه رقابت رسانهای، دچار شکست خواهند شد. در نظامیگری نیز، لشکرهایی در جنگهای کلاسیک موفق بودهاند که از حداکثر تنوع یگانها مثل پیاده و سواره و کماندار و … برخوردار بودهاند. در جنگهای مدرن نیز به همین صورت است. باید انواع قالبهای نظامی را در چنته داشت. ضعف یک حوزه، آرایش را به چالش میکشاند و عامل شکست از همان ناحیه میگردد. چیزی که رقبای رسانه ملی نیز به آن توجه ویژه داشتهاند. بیبیسی فارسی، اگرچه یک شبکه خبری است، اما در آرایش رسانهای خود، صرفاً به خبر بسنده نمیکند، بلکه فیلم سینمایی، مستند، موسیقی، گفتگو و … را نیز در قالبهای

دسته‌ها: دسته اصلی