دانلود پایان نامه

بين واقعيت و دنياي مجازي محو و نامشخص ميشود. صنعت فروش نيز اکنون به‌طور گستردهاي از تناوب بازي-واقعيت استفاده ميكند. آن‌ها توجه ميكنند كه از تجارب بازيهاي پوشانندهي واقعيت استفاده كنند تا به شكل ايدهآل براي هدف گروه بخصوصي استفاده شود.
اصطلاح گيميفيكيشن «Gamification» به اختلاط مكانيزم بازي و فعاليتهاي روزانه اشاره دارد. سيستم مسيريابي مثال خوبي براي اين مقوله است. فرهنگ رقابت با استفاده از نقاط مقصد، سطحها و ارزيابيها محقق ميشوند، در نتيجه، رانندگي جايزهدار با رويكرد احترام به محيط اطراف و تشويق كردن رانندهها براي طي مسير كافي، از این دست است.

بازيهاي موبايل، بازيهايي هستند كه براي وسيلههاي متحرك وجود دارند. دوربينها و ويژگيهاي GPS در گوشيهاي هوشمند و كامپيوترهاي تبلت بازیکنان را قادر ميسازند تا دنياي بازي مخصوص خودشان را تعريف كنند. فضاها و مكانهاي متنوع به داستان جعلياي بدل ميشود كه مجموعهاي از انسانهايي را كه در زمان حقيقي بازي ميكنند را در برمی‌گیرد.

کنسول‌ها (میزهای بازی): Consoles
رشد استفاده از رسانههاي متحرك اين نياز را در كاربران برانگيخته، كه محصولات رسانهاي خود را ميتوانند بيشتر به شكل بيسيم بسازند. قدم بعدي انطباق دائمي سرگرميهاي خانگي و سيستمهاي اطلاعاتي خواهد بود.

چاپ مضاعف: Print Plus

دركنار پيشرفت تكنيك پرينت كردن، محصولات پرينتي توسط تكنولوژيهاي جديد زياد شدهاند. وسايل فوق واقعي و چيپهاي NFC كامل، زمينههاي بيشتري را براي اضافه شدن فراهم ميآورند. چنين تواناييهايي مثلاً در نمایشگرهای منعطف در مجلهها و پوسترها وجود دارند كه از طريق E-Link قادر به پخش موسيقي نيز ميباشند. هم سطح پيشرفت در محصولات آنالوگ ديجيتالي شدن كامل پرينتها به‌طور مداوم در حال پيشرفتاند. اي-بوكها درحال گسترشاند: آن‌ها کارآمد، سازگار با محيط زيست و ارزان‌اند.

محاسبهي ابرگونه: Cloud Computing
محاسبهي ابرگونه، يك جزء هستهاي و مهم در زندگي بسياري از مردم بوده است. از طريق شركت در شبكههاي اجتماعي، فرستادن عكس يا ايميل از آرشيو اينترنتي، ما به‌طور طبيعي در ابر اطلاعات حركت ميكنيم بدون اينكه کاملاً چنين چيزي را درك كنيم. سرويسهاي ابرگونه نه‌تنها به ما اجازهي دسترسي به مفاد رسانهاي مثل عكس، موسيقي و ويدئو را ميدهد، حتي باعث ميشود جمعي كار كردن روي اسناد آسانتر شود (مثل Google Docs) و اطلاعات دستگاههاي مختلف را با هم انطباق ميدهد.

همگرایی (ابزار مدولار): Convergence (Modular devices)

اکنون ميتوان ‌همه كارها را انجام داد و از يك وسيله استفاده كرد، درحالی‌که در گذشته بايد از چندين وسيله استفاده ميكرديم تا چنين كارهايي را انجام دهيم: دوربينها در داخلشان پروژكشنهاي كوچك دارند و تلفنها داراي شبه كامپيوتر و راديو و تلويزيون به‌طور يكسان هستند. اصطلاح همگرايي تكنولوژي، اين اختلاط وسيلهها و همپوشاني ويژگيهايشان را نشان ميدهد ( بازي، تلفن، ويدئو و غيره). كيبوردهايي كه با وسايل محرك كامل شدهاند و تشخیص‌دهنده NFC قابل اتصال براي گوشيهاي هوشمند مثالهايي از محصولاتي هستند كه با زمينههاي مختلف مصرف هماهنگ ميشوند و با مجموعهي متنوعي از اجزا متصل ميشوند.

هوشمندي محدود: Object Recognition (Ambient Intelligence)

هوشمندي محدود، سيستمهاي تكنولوژيكي را توصيف ميكنند كه شرايط را در محيط فيزيكي اطراف تشخيص بدهند، به يمن اتصال سنسورهاي تشخيص دهنده، مدولهاي راديو و پردازندههاي كامپيوتري. براي مثال، محيطهاي هوشمند ميتوانند از تشخيصدهندههاي اشياء استفاده كنند تا شرایط و وقايع را به‌طور غير وابستهاي در نگاه بشر از هم تشخيص دهند؛ نسبت به آن‌ها واكنش نشان دهند؛ يا حتي آن‌ها را پيشبيني كنند. اين سيستمها در زندگي روزمره به ما كمك ميكنند تا امنيت بيشتري داشته باشيم و به ما پيشنهاد ميدهند چه كاري را انجام دهيم.
5-7-3-2 جامعه الحاقی
جامعه الحاقی، از منظر موسسه تحقیقاتی ترندوان92 چهارمین و آخرین جامعهای است که جامعهی بورژوایی یا همان جامعه مدنی غرب پس از جامعهی صنعتی، به آن میرسد. بر اساس تحقیقات مرکز تحقیقات ترندوان93 در حوزهی آیندهشناسی؛ جامعه الحاقی شامل مؤلفه‌هایی ازجمله اتصال دائم94، اجتماع دیرپا95، فضای متصل96، جو دیجیتالی97، عاملها98، گسترشها99، الحاقیها، کاشتها، وب اشیاء، هوش همراه100 ، میگردد که در زیر، برخی از این مؤلفه‌ها و مؤلفه‌های دیگر مربوط به جامعه الحاقی از مطالب همین موسسه، توضیح داده میشود.
معنای جامعهي الحاقي101
كلمهي الحاقي (Augmented) صفت ساخته شده از فعل Augment)) است. اين فعل ريشه در فرانسهي كهن دارد، با كلمهي augmenter كه به معني اضافه كردن، زياد كردن و بالا بردن است. 102
مؤلفه‌های جامعه الحاقی
واسطهي مغز-كامپيوتر : Brain Computer Interface (Brain OS)
موضوع واسطهي مغز-كامپيوتر به‌طور مشخص نشان ميدهد كه چقدر مرز بين طبيعت و تكنولوژي درحال محو شدن است. بر اساس كار هر سلول عصبي يا بخشهاي مغز، ارتباط بين مغز و كامپيوتر بنا نهاده شده و در نتيجه آن‌ها ميتوانند كنترل شوند. اعضاي مصنوعي وابسته به سلسله اعصاب و بازوهاي روباتيك ميتوانند با بالا رفتن دقت كنترل شوند، آن‌ها اکنون به‌وسیله‌ی مراجعهكنندگاني كه از حركت محدود اعضاي بدنشان رنج ميبرند در آزمایش‌های متعددي، مستند ميشوند.
بينايي الحاقي: Augmented Vision

بينايي الحاقي تكنولوژيهايي را مد نظر دارد كه از طريق آن‌ها ميتوان درك چندحسي از فضاي واقعي را با اشياء و اطلاعات مجازي، افزايش داد. براي مثال، اطلاعات انيميشنهاي سهبعدي ميتواند داخل نمایشگر گوشيهاي هوشمند شيشهي جلوي اتومبيل يا عينكهاي اطلاعاتي قرار بگيرند. اين مواد و مصالح متنوع و مختلط‌اند و ميتوانند به عمل جراحيها يا كلاسهاي آموزشي كمك كنند، جهتيابي را ارتقاء ببخشند، يا به هدف سرگرمي بهكار روند. اطلاعات مربوط به تاريخچهي يك ساختمان ميتواند به‌آسانی با نقطهگذاري دوربين يك گوشي موبايل روي آن نمايش داده شوند.

لنزهای تماسی فعال: Active Contact Lense
بينايي الحاقي در فرم عينكهاي ديجيتال و لنزهاي متصل شده و در مواجههي شبكههاي بيسيم افزايش پيدا كردهاند. لنزهای شیشهای و تماسی، همچنین میتواند اطلاعات دیجیتال را در مقابل چشمان ما نمایش دهد.
کلایترونیک: Claytronic (Programmable Matter)

مادهي برنامهريزي شده(Programmable Matter) به موادي اشاره ميكند كه ميتوانند خواص فيزيكي خود را بر اساس برنامهريزي مجدد يك ذره، تغيير دهند. عكسالعمل به نور، ولتاژ و ميدان مغناطيسي ميتواند به ماده اين امكان را بدهد كه رنگ، شكل يا ساختار سطحش را تغيير دهد.
انسان 2.0: Human 2.0

نوآوريهاي تكنولوژيك هميشه فشار بخصوصي روي اقتصاد داشته است. اما ممكن است روزي چنين فشاري را روي ما و بدن ما داشته باشد؟ اينچنين به نظر ميآيد كه، وقتي پيشرفتهاي سريع بشر روي بازكدگذاري «جعبهي سياه بشر» مشاهده ميكنيم؛ همگرايي تكنولوژيها و فضاهاي كليدي تحقيقات، فهم تركيب سيستمهاي پيچيده، مثل بدن انسان را ممكن ميسازد. اطلاعات راجع به ساختار بدن انسان فقط به از بين بردن بيماريها خلاصه نميشود، بلكه باعث ميشود روي غذا و نوشيدني انسان برنامهريزي دقيق شود. مغز به‌طور فزايندهاي تبديل به يك سيستم عملكرد ميشود كه به يك زيربناي تكنولوژيك متصل شده است و ما را قادر ميكند كه اشياء را كنترل نماييم. مردم هميشه در تلاش‌اند كه خود و راه زندگي خود را ارتقاء دهند و این فناوری ميتواند مشخصاً به اتفاقات اطرافشان واكنش نشان دهد.

وب اشیاء: Web Of Things

وب اشياء، بر توانايي اجسام واقعي براي اتصال الكترونيكي و حمل‌کننده‌ی اطلاعات شدن تمرکز دارد. اين نقاط ارتباطي بين اجسام واقعي سپس به هايبرلينكهاي واقعي تبديل می‌شوند كه ميتواند با دنياي اطرافش در ارتباط باشد و دانش را عوض كند. از اين طريق اجسام فيزيكي، كانالهاي ارتباطي ميشوند و شبيه يك وبسايت عمل ميكنند- آن‌ها قابل كليك كردن، قابل مرتب شدن و عكسالعملي هستند. به‌طور پايهاي، تهیه‌کننده تكنيكي وب اشياء، كدهاي مجازي است، از قبیل؛ تشخيص تصوير و سنسورها، همانند چيپهاي RFID و NFC.

کاشتها: Implants
مطمئناً خيلي وقت است كه توليد ايمپلنتهايي كه ساختار طبيعي از استخوان و بافت منظم دارند ممكن شده است و چيزهايي كه با استخوانها ميتوانند رشد كند. مراقبت سلامتي و تشخيص زودهنگام بيماري از طريق كاشتهاي سنسوري نانوتكنولوژيك امكانپذير شده است. چيپهاي نانومقياس DNA به تشخيص بيماري كمك ميكند، درحاليكه كاشتهاي نانوساختار كه ساختار بافتهاي طبيعي را شبيهسازي ميكند، بهتر ميتواند از طريق بدن پذيرفته شود و ديگر به‌عنوان يك جسم خارجي يافت نميشود.

عامل‌های هوشمند: Smart Agents

عاملهاي هوشمند، دستيار ديجيتالي هوشمندي است كه براي زندگي روزمرهي ماست. آن‌ها ميتوانند ياد بگيرند، ميتوانند با عادتها و تمايلات کاربران سازگار شوند و ميتوانند شرايطي را كه پيش رويشان گذاشته شده درك كنند و نسبت به آن واكنش نشان دهند. مثل برنامهها و لوازم (مثل گوگل كنوني)، آن‌ها به يافتن اطلاعات كمك ميكنند، در خريد ما را ياري ميكنند و ما را در كار حمايت ميكنند، عاملهاي هوشمند چيزهايي را كه در حاشيهي ما وجود دارند؛ به خاطر ميآورند، ميدانند چه زماني به ما آسيب ميرسانند و در پشت پرده وظايف را به‌طور غير وابسته منظم ميكنند. چنين چيزي با كمك سيستمهاي هوش مصنوعي كه باعث ميشود تكنولوژي بداند چگونه به‌طور خودگردان مشكلات را حل كند و به‌طور هوشمند برخورد كند.

تكنولوژي پوشيدني: Wearable Technology

اصطلاح تكنولوژي پوشيدني به لباسها و الحاقاتي اشاره دارد كه با اجزاء الكترونيكي كامل شده و آنهايي كه از منسوجات هوشمند تهيه شده است. چنين لباسهايي ابتدابه‌ساکن، براي فضانوردان يا براي معلولان توليد شده، و اکنون آن‌ها در زمينههاي گستردهتري در ارتباطات دروني ما در دنياي ديجيتال، استفاده ميشود. مثالهاي آن شامل گردنبندها، خميرها و تيشرتهايي است كه مقدار استرس ما، هورمونهاي ما، و سبك خواب ما را نشان ميدهند، و سپس اطلاعاتي را براي ارزيابي به كامپيوتر ميفرستند. بيش از اين ممكن است مثل فيلم جيمز باند به نظر برسد، اما اکنون آماده است كه به توليد انبوه برسد و اتفاقاً بخشي از زندگي روزمرهي ما را بسازد.

مواجهه لمسی و حرکتی: Natural User Interface (Tactile interface)

برخورد و مواجههي مردم و تكنولوژي روزبه‌روز مستقيمتر و حسيتر ميشود. سطوح چند لمسي(مولتي تاچ) عكسالعمل بر اساس حركات طبيعي مثل كشيدن (حركت جارويي)، ضربه زدن و كشاندن جايگزين وسايل مصنوعي متصل شونده مثل موس و صفحه‌کلید شدهاند. جدا بودن آنچه وارد ميكنيم و آنچه ملاحظه ميكنيم ناپديد شده است. وقتي برخوردها محسوس شدهاند، بازخوردهاي لامسهاي و حسي را از طريق نيروي فكر، به یمن توانايي اندازهگيري امواج مغز، ممكن ميشود.

شايتك (تكنولوژي خجالتي): Shy Tech

هايتك تبديل به شايتك (تكنولوژي خجالتي) شده كه بی سروصدا در پشت‌صحنه كار ميكند. وسايل پيچيده با راهاندازها، كابلها و دگمهها با ابزارهاي محسوستر و با عكسالعمل بهتر جايگزين شد. تنها چيزي كه مشهود است قابليتهاي دسترسي آني است. اين تكنولوژي خودش را به درون اشيائي كه ما هرروز استفاده ميكنيم ارتقا داده است. توانايي عملكرد محسوس، مثل صدا، حركت و كنترل فكر، نيز در برخورد طبيعيتر با تكنولوژي همكاري ميكند. راه‌حل‌های شايتك بر اين تكيه دارد كه وقتی‌که جابجايي بين فرمتها و ويژگيهاي مديا صورت ميگيرد، هيچ حصاري ديده نشود. در عوض، محتوي به شكل غير مشهودي در مجموعهي متنوعي از وسايل و محصولات مصرف شده است و با شرايط استفاده کاملاً سازگار شده است. قدم بعدي ضرورت محيط هوشمند را نشان ميدهد، محيطي كه وسايل و سنسورها در يكديگر ادغام شدهاند. تكنولوژي هنر تلقين و ذهنخواني را به دست آورده و يادگرفته که با نيازها و اولويتهاي ما روبرو شود. به يمن وجود شايتك ارتباط مردم و تكنولوژي از نو نوشته شده است. درنهايت اين تكنولوژي است كه با مردم سازگار ميشود و نه برخلاف اين چرخه.
6-7-3-2 جمع‌بندی بخش «فضای نوین رسانه‌ای جهان»
نسبت ما با این تغییر و تحولات در حوزه تکنولوژی،‌مخاطب و جامعه چیست؟ تحولات به مثابه یک فرایند و نه محصول و مثل یک موج رخ میدهند و ما باید نه بخشی از این موج، بلکه همواره سوار بر امواج بوده و با مطالعه و تدقیق و تبیین تحولات، مسلط بر آن‌ها باشیم. نگاه ما به این جوامع از حیث نفی آن نیست؛ بلکه تلاش ما بر آن است تا با نقد کاستیهای این فرایند که در حال محقق شدن است103، و سپس مدیریت آن و اشراب نمودن فضای معناداری خود در آن محیط، به‌صورت نسبی به‌سوی وضعیت مطلوب خود در نسبت با این فرآیند حرکت کنیم. نتیجه اینکه ما میبایست با دخیل نمودن سیستم فطری که زبان مشترک میان ‌همه انسان، بر این محیط غلبه نموده و کرامت انسانی را بر تارک آن مسیطر نماییم.

فصل سوم: روش تحقیق

1-3. مقدمه
در این فصل به تشریح روش انجام این پژوهش پرداخته‌شده است. ابتدا دلیل انتخاب شیوه پژوهش و تناسب آن با مسئله تحقیق روشن شده است و سپس به نحوهی گردآوری داده هاو همچنین مختصات جامعه آماری يا جامعه مورد بررسی، روش نمونهگيري و حجم نمونه، شيوه و ابزار گردآوری دادهها، شيوه و ابزار تجزیه‌وتحلیل دادهها، اعتبار پژوهش و درنهایت، پایایی پژوهش مورد مداقه قرارگرفته است.
تحقیق حاضر در کل به‌صورت کیفی و با استفاده از روش گراندد تئوری104 و جمع‌آوری‌ اطلاعات آن از طریق مصاحبه عمیق با کارشناسان خبره انجام گرفت که ابتدا برای تجزیه‌وتحلیل اطلاعات و دادههای جمع‌آوری‌شده، بر بستر گراندد تئوری به‌صورت گام‌به‌گام و مرحله‌به‌مرحله و استخراج و کدگذاری دادههای گردآوری ‌شده از مصاحبهها پرداخته شد. در کدگذاری باز، تولید مقوله‌ها و ویژگی‌های آن و بررسی انواع مقولات صورت گرفت. پس از آن در مرحله کدگذاری محوری، مقولات به‌صورت منظم پرورده شده و به زیر مقوله‌ها متصل گردید. آن‌گاه در کدگذاری گزینشی، با به اشباع رسیدن مقولات و اتصال و پیوند مقولات اصلی، طرح نظری بزرگ‌تری شکل گرفت و یافته‌ها به‌آرامی شکل نظریه برخود پذیرفت. از این طریق تدوین الگوی موردنظر مورد مداقه قرار گرفت.

2-3. شیوه تحقیق
پژوهش حاضر به‌صورت کیفی، انجام‌شده است و منظور ما از پژوهش کیفی، هر نوع پژوهشی است که یافتههایی تولید کند که، با توسل به عملیات آماری یا سایر روش‌های شمارشی حاصل نشده باشد. (استراوس & کوربین, 1390)
پژوهش کیفی، همارز پژوهش کمی تعریفی میشود؛ اما نگارنده به اینکه یکی از دو شیوهی تحقیق کیفی یا کمی، بر دیگری رجحان دارد؛ معتقد نیست. چراکه این «مسئله تحقیق» است که مشخص میکند؛ ما به دنبال چه هستیم و از چه روشی باید برای بهترین حالت حل آن مسئله، بهره بگیریم. مسئله ما در تحقیق حاضر این است که «الگوی آرایش رسانهای صداوسیمای جمهوری اسلامی در نسبت با فضای نوین رسانهای

دسته‌ها: دسته اصلی