دانلود پایان نامه

مي‌گيرند. اين امر رقابت‌هاي نويني را برانگيخته است بر اين مبنا كه براي جلب اعتماد رويكردي با گستره‌اي جهاني اتخاذ كنند.
اينك مطالعات سياست‌گذاري تصويرسازي دولت‌ها نزد افكار عمومي ديگر يك ورزش فكري براي تعدادي پژوهشگر نيست، بلكه عرصه‌اي براي نهايي كردن تصميمات استراتژيك است.
به‌این‌ترتیب، ديپلماسي نوين ناظر به نكته‌اي مهم است: اين ديپلماسي بايد بيشتر مورد بررسي و نظارت عمومي قرار گيرد. البته از نظارت عمومي كمتر استنباط مي‌شود كه مردم الزاماً در فرآيند ديپلماسي دخالت كنند، بلكه منظور اين است كه مفاد ديپلماسي و اطلاعات مربوط به سياست خارجي، آشكارا در دسترس عمومي قرار گيرد. رعايت اين نكته، دو جزء اصلي و به هم پيوسته در ديپلماسي سنتي را با مشكل مواجه مي‌سازد كه عبارت‌اند از: پنهان‌کاری شديد و انتخاب ديپلمات‌ها از طبقه ممتاز و اشراف. (ساسانی, 1384)

4-5-3-2 رسانه‌ها؛ حلقه اتصال دولت‌ها به افكار عمومي جهاني
در متن سياست دموكراتيك، دسترسي به ديپلماسي مؤثر بستگي به توان بسيج اكثريت افكار مردم به‌ویژه مخاطبان دولت در عرصه بين‌المللي و جهاني دارد؛ چراکه در جوامع معاصر مردم اساساً از طريق رسانه‌ها، به‌خصوص تلويزيون، اطلاعات كسب مي‌كنند و عقيده سياسي خود را شكل مي‌دهند.
مادامی‌که رسانه‌ها نسبتاً مستقل از قدرت سياسي باشند، كنشگران سياسي مجبورند با قواعد، تكنولوژي و منافع رسانه‌ها كنار بيايند. رسانه‌ها چارچوب سياست هستند و مي‌توان گفت كه حكومت كردن به ارزيابي‌هاي روزانه تاثيرات بالقوه تصميم‌گيري‌هاي نهاد حكومت بر افكار عمومي وابستگي مي‌يابد. (كاستلز, 1380, ص. 377)
ارزيابي‌هاي روزانه از طريق سنجش افكار و تحليل‌هاي پژوهشي ديگر ميسر مي‌شود. علاوه بر اين در دنيايي كه به‌طور فزاينده از اطلاعات اشباع مي‌شود‌، پيام‌ها هر چه ساده و دوپهلو باشند، مؤثرترند؛ زيرا بدین‌سان اجازه اظهار وجود به افكار و احساسات مردم مي‌دهند. تصاوير بهتر از بقيه انواع پيام‌ها با توصيف‌ها سازگارند. رسانه‌هاي سمعي ـ بصري مهم‌ترین تغذيه‌كننده‌هاي ذهن مردم هستند. (كاستلز, 1380, ص. 377)
«ديپلماسي رسانه‌اي» به‌صورت عام به معناي بارگيري رسانه‌ها براي تکميل و ارتقاي سياست خارجي است. «راما پراساد» محقق آمریکایی آن را به‌عنوان نقشي كه رسانه‌ها در فعاليت‌هاي ديپلماتيک ميان کشورها بازي مي‌کنند، تعريف کرده است. براي تشريح ديپلماسي رسانه‌اي از واژه‌هاي خاصي مانند ديپلماسي روزنامه‌اي، راديو و تلويزيون، ديپلماسي ماهواره‌اي و ديپلماسي اينترنتی نيز استفاده مي‌شود. (بختور, 18/3/1381, ص. 6)
پارامترهاي بسياري در گسترش ابعاد امنيت نقش دارند كه از مهم‌ترین آن‌ها يكي ظهور و رشد رسانه‌هاي گروهي و تأثیر آن‌ها در تنوير اذهان عمومي، به چالش كشيدن قدرت دولت‌ها و يا برعكس، افزايش قدرت آن‌هاست. ماهيت رسانه‌ها به‌گونه‌ای است كه بسياري از سطوح سياسي، فرهنگي، اجتماعي، مذهبي و علمي از تأثیر آن‌ها مصون نيستند؛ به‌گونه‌ای كه ثبات سطوح ذكر شده در جوامع مدرن از طريق كنترل اجتماعي رسانه‌ها تا حد زيادي تحقق مي‌يابد. امروزه اطلاعات يكي از منابع قدرت به شمار مي‌رود و سازوكار دگرگوني‌هاي سياسي و اجتماعي با تكيه بر ماهيت اطلاعاتي رسانه‌ها شكل مي‌گيرد. همچنين از تأثیر چشمگير ارتباطات بر نظام تصميم‌گيري نبايد غافل شد و اين، نقطه تلاقي رسانه و قدرت است.
لذا امروزه دیپلماسی و سیاست خارجی کشورها به‌عنوان یک عامل تعیین‌کننده در نظام بین‌الملل، تحت تأثیر و تعامل تحولات شگرف در عرصه ارتباطات قرارگرفته است. چنانکه «دیپلماسی رسانه‌ای» به‌عنوان یکی از شاخه‌های اصلی فعالیت‌های دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی پدیدار شده است. (رضاییان م. , 1387, ص. 86)
گروهی از متخصصان و کارشناسان این‌گونه تحلیل می‌کنند که اساساً دیپلماسی رسانه‌ای از رسانه‌ها در جهت ارتقای سیاست خارجی کشورها استفاده می‌کند و رسانه را به مثابه ابزاری در دیپلماسی، مورد محک و در معرض چالش‌های دیپلماتیک قرار می‌دهند. بر اساس این تحلیل‌ها رسانه‌ها بر دیپلماسی و سیاست خارجی کشورها تأثیرگذار است و دیپلماسی رسانه‌ای نیز به‌طور عمده در جهت اهداف سیاست خارجی، منافع ملی کشورها و تأثیرگذاری بیشتر به افکار عمومی و تغییر و تحولات عمل می‌کند. (معاونت پژوهش های فرهنگی و اجتماعی, 1387)
دیپلماسی رسانه‌ای از طریق فعالیت‌های متعدد رسانه‌ای عادی و ویژه، پیگیری می‌شود که این فعالیت‌ها شامل کنفرانس‌های مطبوعاتی، مصاحبه‌ها، دیدار سران حکومت‌ها و میانجی‌گران در کشورهای رقیب و رویدادهای رسانه‌ای برانگیزاننده است که برای گشودن عصری جدید در روابط متقابل سازمان‌دهی می‌شوند. (Gilboa, 2003, fall, p. 33)

6-3-2 رسانه پدیده‌ای انسان‌واره
گسترش روزافزون ابعاد مختلف فعالیت‌های رسانه‌ای که تأثیری انکارناپذیر بر محتوای ارائه شده رسانه‌ها می‌گذارد؛ واقعیتی است که امروزه در بررسی سازمان‌های رسانه‌ای و یا در سطحی بالاتر نهاد رسانه مشهود است. در چنین شرایطی شناخت ماهیت و رفتار این پدیده امری است که به مدیریت و ساماندهی صحیح و بهینه آن منجر می‌گردد. تاریخ رسانه‌ها از ابتدا با فعالیت و کارکردهای انسانی همراه بوده است و امروزه علی‌رغم تبدیل شدن سازمان‌های رسانه‌ای به سازمان‌های بزرگ‌تر، همان ویژگی‌های هوشمندانه انسانی در آن جریان دارد و فناوری‌های نوین نیز حامی ویژگی‌های هوشمندانه و کارکردهای انسانی سازمان دنیای رسانه‌ها هستند.
سازمان‌های رسانه‌ای در طبقه‌بندی نظریه عمومی سیستم‌ها به‌عنوان یک سازمان انسانی-اجتماعی قابل‌شناسایی است. تحقیقات نشان می‌دهد که در نظریات رسانه و ارتباطات، ویژگی‌های بارز سیستم‌های انسانی شامل کل‌گرایی،‌ مناسک گرایی، اسطوره‌سازی، ‌نتیجه گرایی و تعامل گسترده با محیط و خودتنظیمی قابل‌شناسایی است. به دلیل بروز ویژگی‌های ذکر شده، ماهیت و رفتار رسانه‌ها با سطح هفتم و هشتم سیستم‌ها که به ترتیب انسان و سازمان اجتماعی می‌باشد، تطبیق دارد و می‌توان اذعان داشت که رسانه‌ پدیده‌ای انسان‌واره است.
در زیر دیدگاه‌های مختلف در 4 سرفصل عمده مورد بازشناسی قرارگرفته است،‌ نظیر، رویکرد مطالعات ارتباطی، رویکردهای انسان‌شناسی رسانه، رویکرد برنامه‌ریزی- ارتباطی در سازمان رسانه و رویکرد تفکر سیستمی در رسانه.
1. رویکردهای مطالعات ارتباطی
در مطالعه ارتباطات، دو دیدگاه و مکتب اصلی وجود دارد: دیدگاه اول، ارتباطات را به‌سان انتقال پیام‌ها می‌بیند، سروکار این مکتب با رمزگذاری و رمزگشایی توسط فرستندگان و گیرندگان پیام و چگونگی انتقال آن از طریق مجاری و وسایل ارتباطی است. فیسک این دیدگاه را مکتب فرایندی می‌نامد. اما مکتب دوم ارتباطات را به‌عنوان تولید و مبادله معانی قلمداد می‌کند. این دیدگاه چگونگی تعامل متون نوشتاری و اخبار را با مردم در رابطه با تولید معانی و یا به عبارت دیگر نقش این متون را در فرهنگ مورد بحث قرار می‌دهد. روش اصلی تحقیق در این مکتب، نشانه‌شناسی سمیوتیکس است.
مکتب فرایندی تمایل دارد بحث را بیشتر به علوم انسانی روانشناسی و به‌ویژه جامعه‌شناسی بکشاند و عمدتاً معطوف به اعمال ارتباطی است. در عوض مکتب نشانه‌شناسی بر زبان‌شناسی و موضوعات هنری تأکید می‌کند و بیشتر به بررسی آثار ارتباطات می‌پردازد. (فیسک, 1387) حال باید بررسی شود که آیا نسبتی میان مکاتب ارتباطی و انسان‌وارگی رسانه وجود دارد؟
در کتاب «ارتباطات متقاعد‌گرانه و تبلیغ» مثالی آمده است که دنیایی را تصور کرده که در آن انسان حواس پنج‌گانه خود را از دست داده و همه راه‌ها و فرآیند ارتباطات متوقف شده است. او تأکید دارد که این موضوع باعث عدم امکان شناخت و درنتیجه شکل نگرفتن واقعیت اجتماعی می‌شود. (حکیم آرا, 1384, ص. 201)
کلیدواژه قابل تأمل این مثال، «واقعیت اجتماعی» است که رسانه‌ها نقش عمده‌ای در شکل‌گیری آن دارند. و این واقعیت بی‌شک بر اساس حواس انسانی شکل گرفته و معنا می‌یابد.
اگرچه طبقه‌بندی وی به لحاظ تاریخی قدیمی ‌به‌نظر می‌رسد اما واضح است که مفهوم ارتباط از یک برداشت کلی، (پاسخ تمایز یافته هر موجود زنده) به سمت کوشش ارتباطی-رسانه‌ای که ویژه انسان است در تحول است. درواقع ظرفیت حسی و فهم آدمی است که صرف‌نظر از رسانه‌ای یا غیر رسانه‌ای بودن ارتباط زمینه آن را فراهم ساخته است. (حکیم آرا, 1384, ص. 200)
1- رویکردهای انسان‌شناسی رسانه
ازآنجایی‌که رسانه‌ها پدیده‌های فرهنگی هستند؛ لذا شایسته استفاده از مفاهیم و روش‌هایی هستند که انسان را برای مطالعه مسائل فرهنگی جدید، همچون بازارهای جهانی رسانه‌ها، ‌تکنولوژی‌ها و سیستم‌های صنعتی مورد استفاده قرار می‌دهد. انسان‌شناسی رسانه یک حوزه بین فرهنگی است که از دهه 1980 میلادی شکل گرفته و می‌خواهد با استفاده از مفاهیم و روش‌های فرانسیسکو اورسوریو تعریفی نسبتاً جامع از آن حوزه ارائه کرده است. «انسان‌شناسی رسانه‌های جمعی حوزه‌ای جمعی در انسان‌شناسی است که طرفی را که به‌وسیله آن‌ها فرهنگ جامعه را از خلال رسانه‌های جمعی شکل می‌دهد،‌ مورد مطالعه قرار می‌دهد.‌» به‌علاوه باید اذعان داشت که حوزه انسان‌شناسی رسانه‌ها دربرگیرنده تولید،‌ انتشار و مصرف اشکال رسانه‌ای شده جوامع مدرن و غیر مدرن است.
در این میان، چشم‌انداز ویژه‌ای از انسان‌شناسی به‌عنوان یک حوزه خاص می‌نگرد که از روش‌ها و مفاهیم انسان‌شناسی فرهنگی برای تفسیر «فرهنگ رسانه‌ای شده» استفاده می‌کند. مطالعه تأثیر کانال‌های (شفاهی، متنی، دیداری و شنیداری یا اینترنت) بر محتوا یا مصرف رسانه‌ها مطالعه فرآیندهایی که به‌وسیله آن‌ها این محصولات فرهنگی به شکل نهادمند به‌وسیله متخصصان صنایع رسانه‌های جمعی تولید و منتشر می‌شوند.
تحقق فرآیندهایی که توسط آن‌ها این محصولات به‌وسیله مخاطبان گوناگون مصرف و معناگذاری می‌شود و بیشتر بر فرآیندهای شناختی تأکید دارد. (لرافشار, 1384, ص. 192) که هر سه بخش این طبقه‌بندی به‌طور مشخص شامل حوزه‌ای از مطالعات انسان‌شناسی رسانه‌ها می‌گردد.
مفاهیم انسان‌شناسی رسانه‌ها، ‌شامل دو مفهوم اصلی می‌گردد که هریک نقش بسزایی در فرآیند تولید و انتقال محتوا، تولید و تبادل معنا دارند. مناسک که شامل مجموعه‌ای از فعالیت‌های قالبی،‌ کلیشه‌ای، ‌تکرارپذیر و رسمی است. همچنین اسطوره مفهوم دوم آن است.
آنچه مشخص است اینکه انسان‌شناسی در رسانه با دو بعد همزمان، مناسک‌سازی و اسطوره‌سازی ارتباط تنگاتنگی دارد و زمانی بروز انسان‌شناسی رسانه‌ها تقویت می‌گردد که بر پویاکنش و واکنش اسطوره‌سازی و مناسک‌سازی در ساحت رسانه جریان داشته باشد. (Rothenbuhler & Coman, 2005, pp. 159-163)
3. رویکردهای برنامه‌ریزی ارتباطی در سازمان‌های رسانه‌ای
برنامه‌ریزی ارتباطات از دو محور اصلی آغاز می‌شود. سیاست‌های عمومی و زیرساخت‌های نظام ارتباطات از سوی دیگر برنامه‌ریزی به فناوری وابسته است و با آن شتاب می‌گیرد.
برنامه‌ریزی ارتباطی در سطح نظری فرآیندی است برای تدوین اهداف اجتماعی،‌ مرتبط ساختن آن‌ها با امکانات موجود در نظام ارتباطات و استفاده از فناوری برای فراهم آوردن بهترین گزینه‌ها؛
مسئله مورد توجه این حوزه، برنامه‌ریزی در سطوح مختلف برای یک نظام ارتباطی است. نظامی که همچون مجمعی سازمان‌یافته از اجزای مرتبط با‌هم و به‌عنوان واحدی ارگانیک تعریف شده است. این فرآیند در درون جامعه تحقق می‌یابد و افراد،‌ نهادها و گروه‌ها را در برمی‌گیرد؛ ازاین‌رو نظامی است مبتنی بر اعمال انسانی (هانکوک، 1383،‌ ص 170)
هر تئوری مدیریتی بر مبنای زاویه دید خاص ارائه دهنده آن بنا شده است. یا به عبارت دیگر،‌ ارائه کننده تئوری استعاره‌ای از سازمان را به‌عنوان پیش‌فرض در ذهن دارد که با توجه به آن از روش خود دفاع می‌کند. (Morgan‍, 1998, p. 22)
آیا اصولاً تصویر انسانی سازمان،‌ تصور علمی درستی به شمار می‌آید یا خیر؟ گردون براون معتقد است که «بدون توجه به اندازه و شکل سازمان، ‌هنوز هم سازمان‌ها تابع ابتکار عمل‌های پیچیده و واکنش‌های غیرقابل پیش‌بینی انسان‌هایی هستند که آن‌ها را به وجود آورده‌اند. این در حقیقت همان ماهیت انسانی سازمان‌ها می‌باشد.» (گوردون براون, 1382, ص. 5) همان‌طور روشن است که نویسندگانی سازمان را یک پدیده انسانی و دارای ماهیتی انسانی می‌دانند. این کار مفید در بیان انسان‌گونگی سازمان‌ها به‌ویژه سازمان‌های رسانه‌ای است.
«در عصر کنونی هر چه بیشتر کنکاش می‌کنیم با مسئله‌های مهم‌تری برخورد می‌کنیم و بیشتر متوجه می‌شویم که نمی‌توانیم آن‌ها را در ازایشان درک کنیم. آن‌ها مسئله‌های سیستمی هستند. یعنی هم‌ پیوسته و هم‌ وابسته‌اند.» (Capra, 1996) با یک تعریف ساده می‌توان گفت که سیستم یک کل درهم‌تنیده است که کارکرد آن به اجزایش به تعاملات آن اجزا وابسته است. روش علمی سنتی برای شناخت این سیستم‌ها تجزیه‌گرایی است. البته بدل دیگری غیر از تجزیه‌گرایی وجود دارد و روش آن کل‌گرایی است. کل‌گرایی با جزییات دقیق‌تر در کتاب‌های چک لند (1981) و جکسون (2000) مورد توجه قرارگرفته است. (جکسون, 1391, ص. 19-21)
برخی از مفاهیم و واژه‌های کلیدی برای تحلیل از امنیت بیشتری برخوردارند. باید توجه داشت که چگونگی ارتباط بین این مفاهیم بنیان‌های تجزیه‌وتحلیل نظریه سیستمی را شکل می‌بخشد. این مفاهیم عبارت‌اند از: ‌ثبات و تعادل، کنش متقابل، همبستگی،‌ سازگاری و انطباق، تحول و دگرگونی. (فرانکل, 1372, ص. 66)
ابتدایی‌ترین طبقه‌بندی سیستمی که مورد توجه می‌باشد، طبقه‌بندی‌ای است که معیار پیچیدگی را با وجه متمایز آن به‌کار می‌گیرد. درون سلسله مراتبی از پیچیدگی، بولدینگ «سیستم‌ سیستم‌های» نظری خود و سلسله‌مراتب سیستم‌ها را ارائه کرد.
• سطح1. چارچوب‌ها
• سطح2. ساعت‌گونه‌ها (عوامل متحرک)
• سطح3. فرمان شناسایی (بازخور)
• سطح4. سیستم‌های باز (تک‌یاخته)
• سطح5. تکوین-اجتماعی (گیاه)
• سطح6. سطح حیوانات
• سطح7. انسان
• سطح8. سازمان اجتماعی
• سطح9. ماوراء‌الطبیعه (ناشناخته)
سه سطح نخست سیستم‌ها، ‌از سیستم‌های مکانیکی و فیزیکی تشکیل شده و مورد علاقه و توجه دانشمندان علوم فیزیکی هستند. سه سطح بعدی سیستم‌ها که بیشتر سیستم‌های طبیعی را تشکیل می‌دهند، مورد توجه زیست‌شناسان،‌ گیاه‌شناسان و جانور شناسان می‌باشند. سه سطح باقیمانده،‌ یعنی سیستم‌های انسانی، ‌سازمان‌های اجتماعی و ماوراءالطبیعه مورد علاقه خاص دانشمندان علوم اجتماعی می‌باشد. (الوانی, 1386)
بر این اساس، و در یک جمع‌بندی باید گفت که؛ بدون داشتن رویکردهای انسان‌واره، در عمل همه دستاوردهای دانشی حوزه ارتباطات خالی از محتوای مؤثر خواهند بود. بدین معنا که نقطه عطف بروز شخصیت انسانی زنده و پویا، در تعریف مسیر عملکرد و توسعه رسانه‌هاست. در میان نظریات حوزه رسانه و ارتباطات، آنچه مشهود است، این است که به‌صورت کلان چه نظریات تاثیرات رسانه، چه نظریات هنجاری و یا نظریه‌های انتقادی، هر سه بر این مطلب صحه می‌گذارند که سازوکار تولید و پخش رسانه‌ها بر اساس ادبیات ذهنی و باورهای مالکان،‌ مدیران، و سیاست‌گذاران

دسته‌ها: دسته اصلی