دانلود پایان نامه

مقام معظم رهبری)، در گرو تأمین الزامات آن است که یکی از این الزامات، داشتن «آرايش رسانه‌اىِ کارآمد» و «قدرت انعطاف براى انطباق با شرايط» میباشد که این دو مؤلفه در موضوع این پایان‌نامه، اشراب گردیده است.

4-1. اهداف تحقیق

• هدف اصلي: پیشنهاد الگوی آرایش رسانهای صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران
• اهداف فرعي:
1. آشنایی با حوزه‌ها و جوانب آرایش رسانهای
2. بررسی شرایط نوین فضای رسانهای جهان

5-1. سؤالات تحقیق

• سؤال اصلي:
الگوی آرایش رسانهای صداوسیمای جمهوری اسلامی در نسبت با فضای نوین رسانهای جهان، چگونه باید باشد؟
• سؤالات فرعي:
1. آرایش رسانهای، چه حوزهها و جوانب و ابعادی را در برمی‌گیرد؟
2. شرایط نوین فضای رسانهای جهان چگونه است؟

6-1. فرضیه‌ها

ازآنجاکه پژوهش حاضر از نوع اکتشافی میباشد و به شیوهی کیفی و استقرایی است، مبتنی بر فرضیه خاصی نمیباشد.

7-1. تعریف مفاهیم
آرایش رسانهای:
مفهوم آرایش رسانهای، ازجمله مفاهیم استعاری است که از دانش نظامی به عاریت گرفته شده است. لذا معنای آن را باید در تعاریف نظامی جست.
آرایش نظامی: مرتب و منظم کردن نیروها در یک سازمان به‌منظور حمله یا دفاع و نوعی تقسیم‌کار سازمان‌یافته و از قبل تعیین شده را آرایشات گویند .وزارت دفاع آمریکا، آرایش را به این شکل توصیف می‌کند: «دو یا چند هواپیما، کشتی یا یگان که تحت فرماندهی یک فرمانده عمل می‌کنند». آرایش‌ها شامل یگان‌هایی در سطح تیپ، لشکر، تیپ هوایی یا غیره می‌شوند.
ساده‌ترین روش بررسی آرایش و صفبندی و امکانسنجی نوع درگیری در يك منازعه نظامي که البته منازعه مذکور میتواند سياسي، فرهنگي يا اقتصادي نیز باشد ، تهيه «ترتيب نيرو» و «تركيب نيرو» است.
«ترتيب نيرو»: ترتیب نیرو، تنظيم و برآورد توانمندي و استعداد نرم‌افزاری و سخت‌افزاری دشمن و حريف در ۶ حوزه نيروي انساني، تجهيزات، تأسيسات، منابع مالي، منابع زماني و استراتژي و تاكتيك اتخاذشده،میباشد.همچون مدير يك تيم فوتبال كه در هنگام مسابقه، با توجه به آرايش و توانمندي تيم حريف در زمين بازي، تيم خود را آرايش ميدهد، يك مدير استراتژيك يا تاكتيكي نيز پس از «ترتيب نيرو»ي حريف، به «تركيب نيرو»ي جبهه خود ميپردازد.
تركيب نيرو: ترکیب نیرو، تنظيم و برآورد توانمندي و استعداد نرم‌افزاری و سخت‌افزاری خود، در ۶ حوزه نيروي انساني، تجهيزات، تأسيسات، منابع مالي، منابع زماني و استراتژي و تاكتيك اتخاذشده، نسبت به «ترتيب نيرو»ي دشمن و حريف است.
هرگاه «ترتيب نيرو»ي حريف، به‌روز، تنظيم و برآورد شد و سپس «تركيب نيرو»ي خودي، در نسبت با آن به‌روز، تنظيم گرديد، آنگاه سنجش منازعه ممكن خواهد بود.
به‌تبع بررسی مفهوم آرایش نظامی، ترتیب نیرو و ترکیب نیرو، مفهوم آرایش رسانهای نیز این‌گونه تعریف میشود که:
آرایش رسانهای، برآورد توانمندي و استعداد نرم‌افزاری و سخت‌افزاری دشمن و حريف در ۶ حوزه نيروي انساني، تجهيزات، تأسيسات، منابع مالي، منابع زماني و استراتژي و تاكتيك اتخاذشده و سپس در مقابل آن؛ چینش، تنظيم و برآورد توانمندي و استعداد نرمافزاري و سختافزاري خود، در ۶ حوزه نيروي انساني، تجهيزات، تأسيسات، منابع مالي، منابع زماني و استراتژي و تاكتيك اتخاذشده، نسبت به «ترتيب نيرو»ي رسانههای دشمن و حريف است. (که البته میتوان در تعریف، حوزههای رسانهای مثل رادیو، تلویزیون، فضای مجازی و… و همچنین پوشش جغرافیایی، دسترسی مخاطب، محتوا و.. را نیز افزود)
استراتژی:
ريشه استراتژي (Strategy) به واژهي يوناني استراتژوس Strategos برميگردد. (Webster, 2005) استراتژوس كه در جمع به‌صورت Strategi يا Strategoi درميآيد، درواقع لقب رهبران ارتش باستان (و به‌خصوص رهبران ارتش باستان آتني) بود كه به دليل فرماندهي و فن دستور دادن به نيروهاي ارتش و تعليمات اصول خاص نظامي و تدبير جنگي، به ايشان اطلاق ميشد. (باقري, بی‌تا)
واژه استراتژوس مشتق شده از استراتوس Stratos يعني ارتش است. پيدايش واژه استراتژوس همزمان با افزايش ميزان اهميت و پيچيدگي بيشتر تصميمگيريهاي نظامي بود. (لطفيان, 1384)
استراتژی یک برنامه جامع برای عمل است که جهت‌گیری‌های عمده سازمان را معین می‌کند و رهنمودهایی برای تخصیص منابع در مسیر کسب هدف‌های بلندمدت سازمانی ارائه می‌دهد. (رضاییان, 1383, ص. 239)
استعمار فرانو:
استعمار فرانو عبارت است از سلطه فرهنگي، اقتصادي و سياسي كامل، همهجانبه، تدريجي و نامحسوس بر منابع حياتي و مالي همه جهان كه با محوريت امپرياليسم فرهنگي تحقق می‌یابد. ويژگي برجسته استعمار فرانو، محوريت بخشيدن به مفهوم «قدرت فرهنگ» است. اين به آن معنا نيست كه استعمارگران در فضاي استعمار قديم و جديد از «قدرت فرهنگ» غافل بودهاند، بلكه شواهد تاريخي، گوياي بهرهمندي استعمارگران از قدرت فرهنگ به‌ویژه تلاش براي تغيير دين، زبان، آداب‌ورسوم و ساختار آموزشي مستعمرهها، متناسب با علاقههاي فرهنگي و تمدني خويش در تمامي دورانهاي استعمار است. به عبارت ديگر، ميتوان مبناي استعمار فرانو با محوريت قدرت فرهنگ را آن چيزي دانست كه به‌عنوان مفهوم قدرت نرم ارائه ميشود. قدرت نرم، شيوهاي از اعمال قدرت در مقايسه با شيوههاي سنتي و سخت است كه با بهرهگيري از ارزشهاي موجود در فرهنگ و جذابيتهاي ايدئولوژيكي موجب ميشود يك فرد، گروه يا كشور كاري كند كه فرد، گروه يا كشورهاي ديگر همان چيزي را بخواهند كه او ميخواهد. (پورعلي, 1385, ص. 142و143)
دیپلماسی عمومی:
ديپلماسي عمومي از منظر انستیتو بروکینگز1، به آن بخش از برنامه‌هاي دولتي گفته مي‌شود که به قصد اطلاع‌رساني و يا اعمال نفوذ بر افکار عمومي ساير کشورها انجام مي‌شود. ديپلماسي عمومي از ديپلماسي سنتي فراتر مي‌رود و به تعامل ميان گروه‌هاي ذي‌نفوذ و جريان فراملي اطلاعات و آراء و به‌تبع آن جهت‌دهي افکار عمومي مردم ساير کشورها مي‌پردازد.
دیپلماسی عمومی، از مجرای اعطای بورسیه تحصیلی و برنامههای تبادل دانشجو، آموزش زبان، رسانه‌ها و به‌ویژه رسانههای جدید و شبکههای اجتماعی، سلبریتی دیپلماسی و یا دیپلماسی مشاهیر، توریسم و یا دیپلماسی شهروندی، دیپلماسی معماری، دیپلماسی پزشکی، دیپلماسی ورزشی، دیپلماسی غذا، دیپلماسی حیوانات و … محقق میشود.
وزارت امور خارجه ایالات‌متحده آمریکا، در سال 1985 در تعریف دیپلماسی عمومی این‌گونه آورده است که؛ «دیپلماسی عمومی به برنامه‌های تحت حمایت دولت اشاره دارد که هدف از آن‌ها اطلاع‌رسانی و یا تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی در کشورهای دیگر است.» (مشرق, 1391)
اما به دلیل تنیدگی این مفهوم با قدرت نرم، آن را می‌توان این‌گونه تعریف نمود:
«توانایی تأثیرگذاری بر دیگران برای کسب نتایج مطلوب از طریق جذابیت به‌جای اجبار یا تطمیع. به عبارت دیگر قدرت نرم توانایی به دست آوردن نتایج مطلوب است به دلیل آنکه دیگرآن‌همان چیزی را بخواهند که شما می‌خواهید.» (مشرق, 1391)
در یک جمع‌بندی، می‌توان دیپلماسی عمومی را آمیزهای از شیوههای غیررسمی برای انتقال پیام به مخاطبان جهانی دانست که از طریق «اقناع اذهان و ارضای قلوب» به تصرف قلب و ذهن آنان خواهد انجامید؛ که ترمیم و یا ارائه وجهه و چهره یک دولت-ملت، در نزد آن مخاطبان نیز از تبعات آن خواهد بود.
قدرت نرم:
«قدرت نرم، توانایی کسب از طریق جذب به‌جای اجبار» است. این نوع قدرت «از طریق روابط با متحدان، کمکهای اقتصادی و تبادلات فرهنگی حاصل می‌شود» (S.Nye, 2004)
جوزف ناي این‌گونه عنوان میکند: «قدرت نرم جلب نمودن مردم به‌جای مجبور کردن آن‌ها است » (گلشن پژوه, 1387, ص. 22)
این نوع از قدرت میتواند موجب به وجود آمدن و توسعه افکار عمومی مطلوبتر و کسب اعتماد بیشتر در میان کشورهای دیگر شود. به نظر نای، اساس قدرت نرم در ارزشهای فرهنگی و سیاسی یک کشور نهاده شده است، در فرهنگ عمومی و نحوه رفتار سیاسی با هر کشور در سطح بینالمللی؛ و درواقع ایجاد حس مشروعیت برای اهداف بینالمللی یک کشور. وی در مقالهای دیگر می‌نویسد: قدرت نرم، توانایی به دست آوردن چیزی است که با جذب و اقناع سایرین برای اهداف خود می‌خواهیم. به‌هرحال، قدرت نرم، واژهای است که در نظریههای روابط بین‌الملل برای توصیف یک مجموعه سیاسی، مانند دولت به کار می‌رود؛ تواناییای که به‌طور مستقیم بر رفتار یا منافع سایر نهادهای سیاسی از طریق شیوههای فرهنگی و ایدئولوژی سیاسی تأثیرگذار است. البته این مفهوم در مقایسه با قدرت سخت معنا پیدا می‌کند که به لحاظ تاریخی معیار واقعگرایانه و مسلط قدرت ملی محسوب شده و شاخص‌های سنجش آن کمّی و شامل مواردی چون جمعیت، سرمایههای نظامی ملموس و واقعی، یا تولید ناخالص ملی است. (گلشن پژوه, 1387, ص. 22)

سازمان‌دهی:
سازمان‌دهی فراگردی است که طی آن با تقسیم‌کار میان افراد و گروه‌های کاری، و ایجاد هماهنگی میان آن‌ها برای کسب اهداف تلاش می‌شود. وظیفه سازمان‌دهی و طراحی سازمان در شمار وظایف مهم مدیران است که میزان انعطاف‌پذیری سازمان در مقابل تحولات محیطی را معین می‌کند. (رضاییان, 1383, ص. 273)
کنترل و نظارت:
کنترل و نظارت فراگردی است که از طریق آن،‌عملیات انجام‌شده با فعالیت‌های برنامه‌ریزی شده تطبیق داده می‌شوند. کنترل امری است که به‌صورت مستمر دائمی بر آن باید اهتمام شود و تا انتها استمرار می‌یابد. (stoner, 1983, p. 592)
مدیریت منابع انسانی:
مدیریت منابع انسانی، اصطلاحی است برای توصیف گستره‌ای از فعالیت‌های متنوع شامل جذب،‌نگهداری، و پرورش نیروی کار با استعداد و پر انرژی. مدیریت منابع انسانی برای مسئولیت مدیران برای تجهیز سازمان با کارکنان توانمند و حصول اطمینان از مطلوبیت به‌کارگیری استعدادهای آنان دلالت دارد. برخی از صاحب‌نظران بر این باورند که «اگر افراد مناسب استخدام شوند و در جای مناسب به کار روند همه‌چیز خوب پیش خواهد رفت.»‌ (Bridges, 1994, p. 130)
هدایت:
‌هدایت بر تلاش مدیر برای انگیزش کارکنان به‌منظور نیل به اهداف سازمانی دلالت دارد که از سه طریق؛‌ رهبری،‌ انگیزش و برقراری ارتباط صورت می‌گیرد. (Agrawal, 1982, p. 7)
هماهنگی:
هماهنگی فراگردی است که طی آن، همه بخش‌های تشکیل دهنده یک کل برای کسب یک هدف مشترک ترکیب می‌شوند. هماهنگی با مجموعه‌ای از سازوکارهای رفتاری و ساختاری تحقق می‌یابد که برای مرتبط ساختن اجزای سازمان با یکدیگر به کار می روند و نیل به اهداف سازمانی را تسهیل می‌کنند. (رضاییان, 1383, ص. 363)

فصل دوم: مبانی نظری

1-2 مقدمه

فصل حاضر، به پیشینه و مبانی نظری پژوهش اختصاص دارد که بخش اول آن مربوط به تحقیقات پیشین میباشد. در این بخش تلاش نگارنده بر آن بود که، پژوهشهایی را که به لحاظ موضوعی با این پایان‌نامه، قرابت دارد، برگزیند و آن‌ها را به ترتیب اولویت، مورد ارزیابی قرار دهد. شایان ذکر است که، متأسفانه در بررسی حوزه الگوی آرایش رسانهای، تحقیق خاصی مشاهده نگردید.
بخش دوم فصل حاضر نیز، به مبانی نظری پژوهش می‌پردازد. مواردی از قبیل جنگ نرم ،‌ قدرت نرم، دیپلماسی عمومی، ارتباطات استراتژیک، رقابت در سپهر رسانه‌ای، مدیریت استراتژیک رسانه، رسانه به مثابه پدیده‌ای انسانوار و همچنین سیر تطور رسانه و مخاطب در فضای نوین رسانه‌ای جهان، ازجمله مواردی هستند که مبانی نظری تحقیق حاضر را شکل می‌دهند که در بخش دوم تحقیق آمده است.

2-2 بررسی تحقیقات پیشین

1-2-2 تحقیقات داخلی
نزدیک‌ترین پژوهشهایی که در حوزه داخلی به موضوع تحقیق حاضر یافت شد، موارد زیر می‌باشد:
1- آزرکمند، احسان (1388). آرایش رسانهای ناتو فرهنگی در تضعیف فرهنگ دینی و ملی با تأکید بر شبکههای فارسی‌زبان. پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشکده صداوسیما، قم.
این پژوهش به‌منظور بررسی و تحلیل آرایش رسانهای ناتو فرهنگی در تضعیف فرهنگ دینی و ملی نگاشته شده و بیش از آرایش رسانهای صداوسیما، به تحلیل ناتوی فرهنگی میپردازد. ازآنجاکه مقوله ناتوی فرهنگی با آرایش رسانهای خود درصدد هدف قرار دادن ذهنها و اندیشه های جامعه ماست، پژوهش حاضر، به شناخت آن و ارائه راهکارها با توصیف و تحلیل و تبیین روند موجود، روش‌های مورد استفاده رسانههای فارسی‌زبان ناتوی فرهنگی، در تضعیف فرهنگ دینی و ملی کشورمان میپردازد.
این پژوهش، با استفاده از روش تحلیلی، تبیینی و اسنادی و توصیف روند موجود به بررسی شگردها و عملکردهای آرایش رسانه‌ای ناتوی فرهنگی در تضعیف فرهنگ ملی و دینی می‏پردازد و با تبیین مؤلفه‌های سکولاریسم، لیبرالیسم، تهاجم فرهنگی، جنگ نرم، فرهنگ برهنگی، فرهنگ عفاف، اسلام آمریکایی، تشیع ناب، مذاهب ملحد و…، و بررسی متغیرهای اصلی و فرعی درصدد تبیین مسئله پژوهش می‏باشد. بر اساس یافتههای این پژوهش، متغیر ترویج اسلام آمریکایی با شاخصه سکولاریسم با 80%، متغیر ترویج فرهنگ برهنگی در مقابل فرهنگ عفاف با 70% ، متغیر تقویت مذاهب ملحد در مقابل تشیع ناب با 60% و متغیر تضعیف کارآمدی دین در عرصه سیاست با 50% به ترتیب دارای بیشترین درصد فراوانی در برنامه‌های شبکه‏های فارسی‌زبان ناتوی فرهنگی بودهاند.
وجه تمایز آن با پژوهش پیشِ رو، در آنجاست که، اولاً در مواجهه رسانهای ناتوی فرهنگی با جمهوری اسلامی ایران، نگاه این تحقیق معطوف به صف رسانه‌ای دشمن است و همچنین آرایش و رفتار رسانهای ناتوی فرهنگی را مورد مداقه قرار داده است. ثانیاً اینکه، روش تحقیق آن به شیوهی کمی بوده، درحالی‌که تحقیق حاضر ناظر بر روش‌های کیفی انجام‌گرفته است. ثالثاً آنکه به الگوی آرایش رسانه‌ای نمیپردازد.

2- البرزی دعوتی، هادی (1391). آینده‌پژوهی حضور صداوسیمای ایران در فضای اینترنت. پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه صداوسیما، تهران.
در این پژوهش، با توجه به تكامل و توسعه اينترنت، ابتدا از طريق مطالعات اسنادي، روندهاي مؤثر در آينده رسانه ملي در عرصه اينترنت شناسايي شده كه عبارت‌اند از: رشد فناوري، تغييرات فرهنگي و اجتماعي، اسناد بالادستي، رقباي سازمان صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران در فضاي مجازي، رقابت حرفه‌اي در تقابل با رقابت غيرحرفهاي، هزينه و فايده در توليدات رسانهاي، ويژگيهاي رسانههاي نوين، جايگزيني تبليغات تلويزيوني با تبليغات اينترنتي، آغاز به كار اينترنت ملي و تشكيل شوراي عالي مجازي. همچنين آيندههاي محتمل رسانه ملي در فضاي اينترنت، تعريف شده كه با بررسي ديدگاههاي 20 صاحب‌نظر- با استفاده از روش دلفي- نتايج پژوهش به تفکیک درصدهای اولویت حضور، به دست آمد. با توجه به درصد نتایج، در آينده موازي، توجه به رسانه‌اینترنت و فضاي مجازي از لحاظ تأمین نيروي انساني، بودجه و ساير موارد موردنیاز مانند رسانه‌هاي سنتي «راديو و تلويزيون»، در این پژوهش، پيشبيني شده است.
بر این اساس، وجه قرابت موضوعی آن را با پژوهش حاضر می‌بایست در نوع حضور و آرایش صداوسیما در اینترنت دانست. اما وجه افتراق آن در آنجاست که، هدف پژوهش حاضر پیشنهاد «الگوی آرایش رسانهای بوده و همچنین ناظر بر شبکههای ماهوارهای است و نه حوزهی اینترنت.

3- باصری، احمد (1391). راهبردهاي مقابله با جنگ رسانه‌ای غرب عليه جمهوري اسلام

دسته‌ها: دسته اصلی