دانلود پایان نامه

به یک نوسفر می‌باشد؛ که “شبکه‌ای از اندیشه‌ی زنده” است.
از نظر وی، نیروهای ذهن در طول اعصار مشغول ساختن نوسفر بوده‌اند. به‌زودی قطعات آن در کنار یکدیگر قرار خواهند گرفت، و در آن مردمان از ملیت‌ها، نژادها و فرهنگ‌های مختلف، (فرهنگ- به تعاریف رجوع کنید) اذهان خود را طوری شکل خواهند داد که بدون از دست دادن هویت شخصی خود، بینشی جهانی داشته باشند. آن‌ها معتقدند که اگر نوسفر به‌طور کامل درک شود، بشریت را به سطحی جدید از تکامل ارتقا خواهد داد. امتزاج نهایی نوسفر ممکن است با یک شوک جهانی و احتمالاً یک انقلاب عظیم همراه باشد.
فضای سایبر، اینفوسفر، و نوسفر همگی بر “اطلاعات” در اشکال مختلف آن مبتنی هستند و در این میان، نوسفر همانند مغز یک سیستم پردازش اطلاعات و سازمان‌دهی اطلاعات است.
با رشد این سه قلمرو (حوزه)، فضای سایبر کوچک‌ترین آن‌ها و در دل دو قلمرو دیگر باقی خواهد ماند. اینفوسفر قلمرو بزرگ بعدی است، و نوسفر همه‌ی آن‌ها را در بر خواهد گرفت. با رشد یک قلمرو، بقیه نیز باید رشد کنند.

تصویر ۱-2 محدوده‌های اطلاعات
به اعتقاد جریان سلطه، اکنون زمان آن رسیده که بازیگران دولتی نیز حرکت در این جهت را آغاز کنند، بخصوص به این دلیل که در عصر اطلاعات، قدرت بیش از هر زمان دیگر از توانایی بازیگران دولتی و بازاری در همکاری مشترک با بازیگران جامعه‌ی مدنی نشأت خواهد گرفت. این یعنی فرارسیدن زمان برای ایجاد یک رویکرد جدید در دیپلماسی و استراتژی؛ چیزی که آن را نوپالیتیک می‌نامند.
آن‌چنان‌که بر قلم رفت، تحولات در حوزه “وبمحوری”، بسیار است و آیندهشناسی آن نیز با فراز و نشیبهای بسیاری همراه است. این مسیر به‌موازات تحول در مخاطب و تطور او شکل گرفته و همگام با تغییر و تحول او، رسانه نیز ناگزیر از دگردیسی است. کاربر یا مخاطب امروز، از حالت منفعلانه گذشته خود خارج شده و به مخاطبی فعال بدل گشته و با منسوخ نمودن ارتباط یکسویه، سهم خویش از ارتباط میکاود؛ فلذا امروزه، رادیو، تلویزیون و اینترنت یا وب اولیه، بهآرامی در حال ترک صحنهاند و جایگاه خود را به وب 2.0 که بر مبنای تعامل دوسویه است، سپردهاند. این موضوع تحولی عظیم در عالم ارتباطات را رقم زده و “ارتباط” را دگرگون کرده است.
ازاین‌رو در معادلات توازن قدرت، نیز آنکه بر وب2.0 چیرگی یابد، قدرت مسلط جهانی خواهد بود. به ضرس قاطع تشکیل سازمانهایی نظیر دارپا8 (مرکز تحقیقات پیشرفته پنتاگون که تسلط بر وب2.0 را به‌عنوان یکی از مأموریت‌های خود دنبال میکند) توسط آمریکا، در راستای چنین تحولی در رسانه و مخاطب است و جهانخواران، رسانه را مأمنی یافتهاند تا از آن مجرا و با تأثیرگذاری و نفوذ بر مخاطبان فراملی، بر کرسی سلطنت جهانی تکیه زنند.

3-3-2 رقابت و یا جنگ رسانه‌ای، در سپهر رسانه‌ای جهان
در عصر ارتباطات و اطلاعات که موانع کمتری در راه دسترسی به اطلاعات و اخبار برای مخاطبان وجود دارد، بیش از هر زمان دیگری اخبار نادرست یا تحریف‌شده و منطبق با درخواست و اراده صاحبان رسانه ارائه می‌گردد. به همین منظور ارتباطات و اطلاعات به مثابه رگ‌های حیاتی جامعه بشری بستر مبارزات و چالش‌های آینده بین‌المللی و جهانی به‌حساب می‌آیند. الوین تافلر نیز معتقد است عرصه نبرد فردا را گستره پیام‌سازان، رسانه‌ها و پیام‌گیران شکل می‌دهد و محور تبادل قدرت را در آینده، ‌تاکتیک‌های اطلاعاتی شکل خواهند داد و این تاکتیک‌ها چیزی نیست جز قدرت دست‌کاری در اطلاعات که بخش عمده آن حتی پیش از آنکه این اطلاعات به رسانه برسد انجام خواهد شد.
بخشی از رقابت رسانه‌ای به رقابت پارادایمی مربوط است و بخش دیگر آن رقابت متعارف رسانه‌ای در بازار رسانه است. دنیای امروز نیز صحنه منازعه پارادایمی در جهان است که به‌وضوح امروز میان پارادایم‌های اسلام، لیبرالیسم و سپس پارادایم روبه‌زوال کمونیسم منازعه جدی‌تری در حال وقوع است. این منازعه تا پیش‌ازاین منازعات دیپلماتیک و سپس منازعه سخت نظامی بوده است. اما با تقویت قدرت رسانه‌ها و همچنین تغییر چهره استعمار، از استعمار اولیه و سپس استعمار نوین به استعمار فرانو، رسانه‌ها عناصر اصلی این منازعه‌اند.
در سه دهه اخیر ایران به دلیل تعقیب آرمانهای انقلابی،‌تضادهای ایدئولوژیک با شرق و غرب و نیز تفاوتهای رفتاری در حوزه سیاست خارجی خود در مقایسه با دیگر کشورهای اسلامی و در حال توسعه، همواره آماج بیشترین حمله‌های رسانه‌ای و تبلیغاتی در افکار عمومی بین‌المللی بوده است. به راه انداختن پروژه‌های اسلام هراسی، شیعه‌هراسی و ایرانهراسی، به همراه اتهام‌های ضد حقوق بشری، حمایت از تروریسم، تلاش برای گسترش سلاح‌های کشتار جمعی و برهم زدن ثبات در خاورمیانه و فاصله میان دولت و ملت در ایران، محورهای ثابتی است که در نقد هر رفتار و موضع سیاست خارجی ایران از سوی دولت‌ها و رسانه‌های غربی بازتولید میشود. (سلطانی فر & خانزاده, 1392, ص. 198)
از این منظر میان پارادایم‌های زنده دنیا رقابت رسانه‌ای و به عبارت بهتر، جنگ رسانه‌ای موضوعیت دارد. لذا رقابت رسانه‌ای برای جذب مخاطب و همچنین ربودن مخاطبان رسانه‌های رقیب به‌منظور تسخیر قلب و ذهن آن‌ها در جریان است. در جنگ رسانه‌ها تمامی فعالیت‌ها برای تحت تأثیر قرار دادن افکار و اعمال افراد در جهت اهدافی معین به کار می‌رود. درواقع در این نبرد آنچه شلیک می‌شود آن گلوله سربی معروف و هدف، نقطه حساس از بدن فرد مقابل که منجر به کشته شدن او می‌شود نیست. بلکه در جنگ رسانه‌ای گلوله از جنس پیام است و به‌طرف افکار و اذهان هدف‌گیری می‌شود و به‌وسیله سلاح و ابزارآلات رسانه‌ای- ارتباطی شلیک می‌شود و هدف از آن نیز تخریب قدرت تفکر و تلاش برای تسخیر اذهان است. چراکه رسانه ابزار کارآمدی برای برقراری ارتباطات است. (قاسمی, بدون تاريخ)
رقابت و یا جنگ رسانه‌ای ازآن‌جهت به‌عنوان پرکاربردترین حربه تهاجمی ‌دشمنان انقلاب اسلامی قرارگرفته است که با کمترین هزینه ممکن بیشترین بهره‌برداری با انعکاس سریع و حجم وسیع را برای تأثیرگذاری بر مخاطب را به دنبال داشته و تلفات بسیاری را نیز به وجود آورده است. به عبارت دیگر جنگ رسانه‌ای یکی از برجسته‌ترین جنبه‌های جنگ نرم و جنگ‌های جدید بین‌المللی است. اگرچه رسانه‌ها بیشتر به هنگام جنگ‌های نظامی کاربرد بیشتری پیدا می‌کند، اما این به آن معنی نیست که در سایر مواقع جنگ رسانه‌ای مورد استفاده قرار نمی‌گیرد بلکه جنگ رسانه‌تنها نبردی است که حتی در شرایط صلح نیز بین کشورها به‌صورت غیررسمی ادامه دارد و هر کشوری از بیشترین توان خود برای پیشبرد اهداف سیاسی خویش با استفاده از رسانه بهره‌برداری می‌کند.
درواقع در این نبرد دشمن با استفاده از رسانه‌ها اعم از مطبوعات، خبرگزاری‌ها، رادیو، تلویزیون، اینترنت و… به فرافکنی و شایعه‌پردازی پرداخته و ظاهراً مفسران مطبوعاتی، خبرنگاران خبرگزاری‌ها شبکه‌های خبری و سایت‌های اینترنتی میدان‌دار این جریان هستند؛ اما واقعیت آن است که در پشت این جدال و نبرد چیزی جز سیاست رسانه‌ای یک کشور نهفته نیست که به‌طور مستقیم توسط بودجه‌های رسمی مصوب مجلس و پارلمان دولتی یا بودجه‌های سری سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی و سرویس‌های جاسوسی تغذیه می‌شود. در حقیقت سربازان جنگ رسانه‌ای متخصصان و طراحان راهبردی تبلیغات بینالمللی و کارگزاران رسانه‌ها هستند.

از سویی دیگر رقابت میان رسانه‌ها گاهی به منازعات تمدنی و پارادایمی برنمی‌گردد. بلکه صرفاً به رقابت اقتصادی و جلب مشتری و مخاطب می‌اندیشند و یا جذب بیشتر مخاطب برای توسعه رسانه‌ای خود. ازاین‌رو به باور بسیاری از کارشناسان و محققان ارتباطات، ایجاد رقابت در سپهر رسانه‌ای از وظایف مهم و اصلی رسانه‌های جمعی است. بر این اساس مدیران و صاحبان رسانه‌ها در صورت استفاده صحیح از مزیت‌های رقابت سازمانی، می‌توانند حوزه فعالیت خود را چه در جذب مخاطب و چه در تولید پیام‌های اثرگذار گسترش دهند. این اصلی است که رسانه ملی همواره توجه ویژه‌ای به آن داشته و بر اساس آن به تولید محتوا پرداخته است. اگر مراکز استانی صداوسیما را به‌عنوان منابع و اجزای متعدد این سازمان درنظر بگیریم، ایجاد رقابت میان این مراکز نه فقط به افزایش کیفیت محتوایی برنامه‌های این شبکه‌ها منجر می‌شود که حتی در سطحی عمیق‌تر، پویایی هرچه بیشتر رسانه ملی و افزایش قدرت نفوذ و تأثیرگذاری آن براقشار مختلف مردم را نیز به همراه خواهد داشت. (جلالی, 1390)

ماتریس نظریههای مربوط به رقابت
نام نظریه و ارائه‌کنندگان آن نظریه ربط نظریه به رقابت رسانه‌ای نهاد و سازمان رسانه (رسانه میدان و نیرو)
دنیس مک کوییل رسانه‌ها تابع هنجارها (نهادها)، نقشآفرینی می‌کنند و در یک تأثیرگذاری متقابل با ارزش‌ها و هنجارهای درون و برون سازمانی قرار می‌گیرند. رقابت رسانه‌ای تحت تأثیر فضای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پیرامون رسانه‌ است. سیستم‌ها
لودویگ ون برتالانفی هریک از اجزای سیستم و کلیت سیستم، با یکدیگر و با محیط، در تعامل و تاثیرات متقابل می‌باشند. اقدامات رسانه در رقابت، مبتنی بر حفظ بقای سازمان است و عوامل درونی و بیرونی روزنامه‌ها در بقای سازمان نقش دارند.
نظریاتی که ارتباط مستقیم به بحث رقابت داشته باشد، وجود ندارد. اما دو نظریه را می‌توان مرتبط با بحث رقابت دانست. نظریه نهاد و سازمان رسانه (رسانه میدان و نیرو) از جامعه شناس و اندیشمند علوم ارتباطات دنیس مک کوییل و نظریه سیستم‌ها از لودویگ ون برتالانفی، این دو نظریه هستند. (مرتضوی & مرادی, 1389, ص. 225)
در ادبیات نوین، از جنگ رسانه‌ای و یا رقابت رسانه‌ای تحت عناوین تلطیف شده‌ای مانند «دیپلماسی عمومی» یا دیپلماسی رسانه‌ای یاد میشود. فرهنگ واژگان و اصطلاحات بین‌المللی نیز که در سال 1985 از سوی وزارت خارجه آمریکا منتشر شد، ‌دیپلماسی عمومی را از برنامه‌های تحت حمایت دولت معرفی می‌کند که هدف آن‌ها اطلاعرسانی یا تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی در کشورهای دیگر است. بر اساس این تعریف، ‌ابزار اصلی این فرآیند، انتشار متن،‌ تصاویر متحرک، مبادلات فرهنگی و رادیو و تلویزیون است. (کیسینجر, 1383)

4-3-2 دیپلماسی عمومی و ارتباطات استراتژیک9
امروزه ديپلماسي و سياست خارجي کشورها به‌عنوان يک عامل تعيينکننده در نظام بین‌الملل تحت تأثیر تحولات شگرف در عرصه ارتباطات قرارگرفته است؛ چنان‌که «ديپلماسي رسانهاي» به‌عنوان يکي از شاخههاي اصلي فعاليتهاي دستگاه ديپلماسي و سياست خارجي بخش قابل‌توجهي از ديپلماسي عمومي کشورهاي به‌ویژه قدرتمند جهاني را به خود اختصاص داده است. (رضاییان م. , 1387, ص. 81)
«دیپلماسی عمومی و ارتباطات استراتژیک» از مفاهیم کلیدی دانش ارتباطات در غرب است. برای این دو مفهوم که گاه بدل از هم گرفته میشوند، تعاریف مختلف و متکثری وجود دارد.
ديپلماسي عمومي از منظر انستیتو بروکینگز، به آن بخش از برنامه‌هاي دولتي گفته مي‌شود که به قصد اطلاع‌رساني و يا اعمال نفوذ بر افکار عمومي ساير کشورها انجام مي‌شود. ديپلماسي عمومي از ديپلماسي سنتي فراتر مي‌رود و به تعامل ميان گروه‌هاي ذي‌نفوذ و جريان فراملي اطلاعات و آراء و به‌تبع آن جهت‌دهي افکار عمومي مردم ساير کشورها مي‌پردازد. (brookings, بدون تاريخ)
دیپلماسی عمومی، از مجرای اعطای بورسیه تحصیلی و برنامههای تبادل دانشجو، آموزش زبان، رسانهها و به‌ویژه رسانههای جدید و شبکههای اجتماعی، سلبریتی دیپلماسی و یا دیپلماسی مشاهیر، توریسم و یا دیپلماسی شهروندی، دیپلماسی معماری، دیپلماسی پزشکی، دیپلماسی ورزشی، دیپلماسی غذا، دیپلماسی حیوانات و … محقق میشود.
وزارت امور خارجه ایالات‌متحده آمریکا در سال 1985 در تعریف دیپلماسی عمومی آورده است:
“دیپلماسی عمومی به برنامه‌های تحت حمایت دولت اشاره دارد که هدف از آن‌ها اطلاع‌رسانی و یا تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی در کشورهای دیگر است.”
این وزارت خانه دیپلماسی عمومی را در تعریفی جدید در سال 1995 بدین شرح بیان می‌نماید:
“دیپلماسی عمومی می‌کوشد منافع ملی ایالات‌متحده را از طریق مفاهیم اطلاع‌رسانی و تأثیرگذاری بر مخاطبان خارجی ارتقاء دهد.” (مشرق, 1391)
اما به دلیل تنیدگی این مفهوم با قدرت نرم، آن را میتوان این‌گونه تعریف نمود:
“توانایی تأثیرگذاری بر دیگران برای کسب نتایج مطلوب از طریق جذابیت به‌جای اجبار یا تطمیع. به عبارت دیگر قدرت نرم توانایی به دست آوردن نتایج مطلوب است به دلیل آنکه دیگران ‌همان چیزی را بخواهند که شما می‌خواهید.” (دیپلماسی عمومی مشرق, 1391)
در یک جمع‌بندی، میتوان دیپلماسی عمومی را آمیزهای از شیوههای غیررسمی برای انتقال پیام به مخاطبان جهانی دانست که از طریق “اقناع اذهان و ارضای قلوب” به تصرف قلب و ذهن آنان خواهد انجامید؛ که ترمیم و یا ارائه وجهه و چهره یک دولت-ملت، در نزد آن مخاطبان نیز از تبعات آن خواهد بود.
از دستگاههای دولتی که هم‌اکنون برای پیشبرد اهداف دیپلماسی عمومی و ارتباطات استراتژیک آمریکا، به‌طور مستقیم تلاش میکنند، میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
در ساختار امنیت ملی، معاونت ارتباطات استراتژيک مشاور امنيت ملي (DNSA/SC)، هیئت‌مدیره درگيرسازي جهاني در ستاد امنيت ملي (NSS/GE)، “کميته سياستگذاري بين‌سازماني براي ارتباطات استراتژيک (IPCs)،
وزارت امور خارجه، “معاونت ديپلماسي عمومي و روابط عمومي وزارت امور خارجه، و برخی دیگر ادارات
وزارت دفاع، عمليات‌هاي اطلاعاتي (IO)، پشتيباني وزارت دفاع از ديپلماسي عمومي (DSPD)،‌روابط عمومي (PA)، و امور غيرنظامي (CA) –، و برخی دیگر از بخشها
هیئت مديران پخش؛ “هیئت مديران پخش ” (BBG) با مسئولیت سازمان‌هاي غيرنظامي و بين‌المللي پخش اخبار
آژانس توسعه بين‌المللي آمريکا؛ آژانس توسعه بين‌المللي آمريکا ” (USAID) جهت اطلاع‌رساني به دريافت‌کنندگان و شرکاي کمک‌هاي بشردوستانه و برنامه‌هاي عمراني آمريکا
جامعه اطلاعاتي “دفتر مدير اطلاعات ملي ” (ONDI) به‌عنوان رئيس “جامعه اطلاعاتي ” (IC) مسئول هماهنگ‌سازي فعاليت‌هاي آژانس‌هاي اطلاعاتي براي انجام تحقيقات و تحليل در مورد افکار عمومي خارجي
مرکز ملي مبارزه با تروريسم “گروه درگيرسازي جهاني” در “هیئت برنامه‌ريزي عملياتي استراتژيک” در “مرکز ملي مبارزه با تروريسم” فعاليت‌هاي دولت آمريکا را به‌منظور مبارزه با افراطي‌گرايي خشونت‌طلبانه
همچنین روابط عمومی کلیه سازمان‌ها و…
زمانی که دیپلماسی عمومی برای اهداف خود از رسانه استفاده میکند؛ “دیپلماسی رسانهای” نامیده میشود. یا آنکه اگر از محبوبیت مشاهیر و سوپراستارها برای پیشبرد اهداف دیپلماسی عمومی بهره گرفته شود، مفهوم “سلبریتی دیپلماسی” معنا مییابد. اگر برای تصرف قلوب و اذهان از قدرت فرهنگی شهروندان یک جامعه و مواجهه توریستی آن‌ها با جامعه هدف استفاده شود، سیتیزن دیپلماسی موضوعیت خواهد یافت. سایر شقوق دیپلماسی عمومی نیز به همین ترتیب در تصرف قلب و ذهن ملتها و مهندسی و افکار عمومی آن‌ها، به اقناع و ارضا خواهند پرداخت.
نکته آنجاست که اگر انقلاب اسلامی برای صدور خود به شیوههای غربی دیپلماسی عمومی

دسته‌ها: دسته اصلی