دانلود پایان نامه

عظمت آن است.
مراغی در مورد شأن نزول آیه می گوید: اول: شأن عام که هر مؤمنی که نماز را بجا آورد و زکات بدهد را شامل می‌شود. و دوم: شأن فرد خاصی که برای آن روایاتی می‌آورد.194
ایشان روایتی را از ابن عباس از عکرمه نقل می‌کند که آیه در شأن ابوبکر است و نیز روایتی را از عطاء نقل می‌کند که در شأن علی بن ابیطالب( است و بعد ذیل همین روایت، عبدالله ابن سلام می‌گوید: یا رسول الله(، ما مشاهده کردیم علی ابن ابیطالب( را در حالی که در رکوع بود، انگشترش را به نیازمند هبه کرد، پس ما او را ولی خود قرار دادیم.195
ابوذر می‌گوید: روزی از روزها نماز ظهر خودم را با پیامبر ( اقامه کردم، در این هنگام نیازمندی وارد مسجد شد و درخواست کمک نمود ولی هیچ‌کس به او کمک نکرد در این حال فرد نیازمند دستان خود را به آسمان بالا برد و گفت خدایا شاهد باش که در مسجد پیامبر تو درخواست کمک کردم ولی کسی کمک نکرد، در این هنگام علی بن ابی‌طالب ( در رکوع نماز بود به انگشت کوچک دست راستش اشاره کرد و نیازمند انگشتر را از آن برد و این مورد مشاهده رسول الله بود، سپس پیامبر دست به دعا برد و فرمود: خدایا برادرم موسی از تو درخواست کرد سپس فرمودی «رب اشرح لی صدری»196 تا آخر آیات و قرآن ناطق بر او نازل نمودی، خدایا محمد رسول توست شرح صدر به او بده و وزیری از اهلش برای او قرار بده و به وسیله علی پشت مرا محکم کن. پس ابوذر گفت: به خدا قسم کلام پیامبر تمام نشده بود که آیه ولایت نازل شد.197
واحدی روایاتی از قول مجاهد، السدی، عتبه بن ابی حکیم با همین مضمون نقل می‌کند.
ولی در نهایت واحدی شأن نزول آیه را برای عموم مؤمنین می‌گیرد که علی ( یکی از مصادیق آن است. 198

نظر آلوسی در روح المعانی
شهاب الدین آلوسی مفسر بزرگ اهل سنت در ذیل آیه شریفه‌ی ولایت بحث مفصلی نموده و در قسمتی از بحث درصدد پاسخگویی به ادعای علمای شیعه مبنی بر دلالت آیه بر امامت امیرالمؤمنین علی ( برآمده است.
ایشان ابتدا به تفسیر ولیّ پرداخته و می نویسد: نباید هرکس را به عنوان ولی اتخاذ کنید بلکه ولیّ شاهد خداوند متعال، رسول ایشان و مؤمنین هستند و می‌افزاید که: ولایت در اصل ولایت پروردگار عزوّجل است و ولایت پیغمبر و مؤمنین تبعی هستند.199 سپس می‌گوید ولایت حصر در خداوند است و ولایت دیگران از باب اسناد آن به «الّذین یقیمون الصلاه و یؤتون الزکوه» بدل از موصول است.
شأن نزول آیه را در مورد حضرت علی ( دانسته و می‌گوید کمال رغبت و احسان و سرعت در دادن خیرات همانند علی ( باشد و برای تأیید سخن خود روایتی را از ابن عباس می‌آورد200 که ما در ذیل نظرات دیگر اهل سنت آورده‌ایم.
سپس دلیل علمای شیعه مبنی بر دلالت آیه بر ولایت بلافصل امیرالمؤمنین ( آورده و آن را مورد نقد و بررسی قرار می‌دهد که به طور خلاصه بدین شرح است:
1- این دلیل شیعه همانطوری که امامت قبل از حضرت علی ( (متقدمین) را نفی می‌کرد به همین دلیل امامت دوازده گانه بعد از حضرت علی ( نیز نفی می‌شود و می‌گوید این دلیل به ضرر شیعه است.
2- ما اجماعی که ثابت می‌کند که آیه فقط در شأن حضرت علی ( نازل شده را قبول نداریم زیرا از امام باقر ( نقل شده که در حق مهاجرین و انصار نازل شده و علی(( جزء آنان است.201 و این مطلب با جمع که در روایت آمده است موافق‌تر خواهد بود.
3- مراد از ولی را به معنای “سرپرست امور و دارای حق تصرف” نمی‌دانیم بلکه آن را به معنای نصرت و تقویت قلوب مؤمنین و ازاله ترس از دل آنها و این قرینه قوی بر معنای ولی است.
4- کلمه «إنّما» مفید حصر است ولی مقتضی این معنا آن است که احتمال نزاع و درگیری در مورد امامت و ولایت در آن زمان باشد، حال اینکه در آن زمان چنین نزاعی وجود نداشته بلکه در مورد یاری و محبت است. 202
5- اگر قول شیعه را بپذیریم، لفظ جمع عام است یا حداقل مساوی عام است و مفاد آیه حصر ولایت در عموم مردان که متعدد هستند و حضرت امیر ( یکی از آنهاست و حمل عام بر خاص، خلاف اصل است و عمل به این خلاف نیازمند ضرورت است که نسبت ولی اگر در پاسخ گفته شود؛ در اینجا ضرورت متحقق شده است زیرا تصدّق در حال رکوع از هیچ کس به جز حضرت امیر ( واقع نشده است ولی ایشان پاسخ می‌دهد آیه نص در تصدق خاص درهنگام رکوع مصطلح متشرعه و علمای فقه نیست بلکه رکوع به معنای خشوع و تذلل است.203
آلوسی سپس روایات دیگر را می‌آورد تا مدعای خود را ثابت کند و باز متعرض قول شیعه شده و پاسخ می‌دهد ولی ما به دلیل اختصار آنها را نیاورده‌ایم ولی پاسخ به استدلال ایشان در ضمن تبیین آیه از دیدگاه مفسرین شیعه و همچنین در جمع‌بندی گفتار خواهد آمد. ان شاءالله.

ب) تبیین آیه ولایت از دیدگاه مفسرین شیعه
نظر علامه طبرسی در مجمع البیان
طبرسی از مفسرین مشهور شیعه در قرن ششم متوفی 548 ق است که کتاب شریف تفسیر مجمع البیان از آثار گرانبهای وی محسوب می‌شود. ایشان در چهار قسمت لغوی، اعراب شأن نزول و معنی آیه به تفسیر آن می‌پردازد:
ایشان «ولی» را از لحاظ لغوی به معنای یاری کردن و همچنین کسی که مسئولیت تدبیر یک امری را بر عهده می‌گیرد مانند زمانی که گفته می‌شود فلانی ولیّ فلان زن است که همسر اوست.204
ولی در اعراب آن به واژه «إنّما» اشاره نموده و می‌گوید به معنای ثابت کننده یک چیز برای همان فرد و نفی غیر آن به طور نمونه در «إنّما السخاء حاتم» اراده نفی سخاء و بخشی از غیر حاتم طائی را اراده کرده است.205
علامه در ذیل شأن نزول آن سلسله سند مفصلی را از ابن عباس از پیامبر( نقل می‌کند: مردی به سمت ما آمد در حالی که صورت خود را با عمامه پوشانده بود، ابن عباس می‌گوید به او گفتم: شما را به خدا قسم تو چه کسی هستی؟ آن مرد عمامه خود را از روی صورت برداشت و ندا کرد: ای مردم اگر مرا می‌شناسید، پس می‌شناسید و اگر مرا نمی‌شناسید، خودم را معرفی می‌کنم: من جندب ابن جنادله بدری، ابوذر غفاری هستم، پیامبر را با همین دو گوشم شنیدم و با همین دو چشمم دیدم که اگر چنین نبود، گوشهایم کر و چشمهایم کور شود، مورد رهبر خوبان، قاتل کفار، هر که او را یاری کند پیروز است و هرکس او خوار کند خوار شود، من روزی از روزها در خدمت رسول الله( نماز ظهر را اقامه کردم در این هنگام گدا و سائلی در مسجد درخواست کمک کرد ولی کسی به وی نداد، پس آن نیازمند دستان خود را به آسمان بالا برد و گفت: خدایا تو شاهد باش که در مسجد پیامبر تو اظهار نیاز کردم ولی کسی چیزی نداد، در این هنگام حضرت علی ( در حال رکوع نماز بود پس با انگشت کوچک دست راست که در آن انگشتر بود، به وی اشاره کرد و علی آن را به آن نیازمند داد و این عمل در جلوی چشمان پیامبر ( بود. رسول خدا ( پس از نماز دستان خود را به آسمان بالا برد و فرمود: برادرم موسی از شما درخواست کرد و گفت: «رب اشرح لی صدری و یسّرلی امری واحلل عقده من لسانی یفقهوا قولی و اجعل لی وزیراً من اهلی هارون اخی اشدد به أزری و أشرکه فی امری»206 پس بر او قرآن ناطق نازل نمودی “سنشدّ عضدک بأخیک و نجعل لکما سلطاناً فلا یصلون ألیکما” ما به وسیله برادر به تو کمک می‌کنیم و برای شما قدرت و سلطانی قرار می‌دهیم که به شما نرسند. ابوذر گفت: به خدا قسم هنوز آیه تمام نشده بود که جبرئیل نازل گشته و آیه ولایت را نازل فرمود.207
مفسر مشهور شیعه در ادامه روایت دیگری را با همین مضمون نقل می‌کند که شأن نزول آیه را برای امیرالمؤمنین علی ( می‌داند و در ذیل یکی از روایات شعر زیبایی از حسّان بن ثابت نقل می‌کند که می‌گوید:
ابا حسن تفد یک نفسی و مهجتی و کل بطیء فی الهدی و مسارع
ایذهب مدحبک المحبر ضائعاً و ما المدح فی جنب الاله بضائع
فأنت الّذی اعطیت إذ کنت راکعاً زکاه فدتک النفس یا خبر راکع
فأنزل فیک الله خیر و لا یسر و ثبتها مثنی کتاب الشرائع208
یعنی:
«ای اباالحسن، جان من و جان هرکس که به کندی یا شتاب، در راه هدایت است فدای تو باد.»
«آیا این مدح دلنشین من درباره‌ی تو تباه نمی‌شود؟! نه، هرگز، مدحی که در کنار مدح خداست، تباه شدنی نیست.»
«تویی که در حال رکوع انگشتری خود را بخشیدی، جان به قربانت، ای بهترین رکوع کنندگان».
«خداوند بهترین آیات ولایت را درباره‌ی تو نازل و کتاب آسمانی خدا آن را ثبت کرد.»209
علامه طبرسی پس از نقل شأن نزول به معنی آیه پرداخته و می‌گوید: در این آیه شریفه ولایت بر خلق و قیام به امور آنها که اطاعت از آن واجب را در خداوند و رسولش و مؤمنین منحصر کرده ولی مؤمنین با وصف «یؤتون» مقید کرده است، بنابراین آیه دلالت بر امامت علی ابن ابیطالب ( بعد از رسول اکرم ( می‌کند. زیرا اگر واژه «ولیّکم» به معنای أولی بودن در تدبیر امور و وجوب اطاعت از آن باشد و جمله «الّذین آمنوا» علی ( که امامت آن با نص ثابت می‌شود و آن چیزی که دلالت بر تولیت امور مسلمانان می‌کند همان معنایی که اهل لغت پیشتر آنرا گفتیم. و کلمه «إنّما» دلالت بر حصر ولایت در امیرالمؤمنین( به عنوان ولی می‌کند زیرا اگر به معنای محبت در دین باشد فایده ندارد زیرا در محبت بین مؤمنین تخصیصی وجود ندارد و همه مؤمنین در این معنا مشترک هستند.210
آن چیزی که دلالت می‌کند منظور «الّذین آمنوا» همان علی ( است همان روایاتی که از خاصه و عامه نقل شده است که علی( در هنگام رکوع، انگشتر خود را داد و در پاسخ به کسانی که می‌گویند لفظ «الّذین آمنوا» لفظ جمع است و دلالت بر مفرد نمی‌کند، می‌گوییم اهل لغت فراوان است که از مفرد به لفظ جمع یاد می‌کنند و آن هم به دلیل تعظیم و بزرگداشت مقام آن است و این کلام آن قدر مشهور است که نیازی به استدلال ندارد.211
همچنین به اشکال دیگری که می‌گوید «و هم راکعون» عادت آنهاست و به معنای در حال دادن کازت نیست» پاسخ می‌دهد که: قول «و یقیمون الصلوه» رکوع داخل در آن است در حالی که «و هم راکعون» را حمل بر حالت دادن زکات نکنیم و اگر حمل به آن نکنیم آن کسانی که صفت رکوع دارند، این تکرار غیر مفید است و تأویل مفید نسبت به دوری که مفید نیست اولویت دارد.212
دیگر اینکه دلالت آیه اختصاص ولایت است زیرا که خداوند متعال فرمود: «إنّما ولیکم الله» همه مؤمنین را مورد خطاب قرار داد که پیامبر ( داخل در آن خطاب است سپس با قول «و رسوله» نبی (را از این خطاب خارج می‌کند سپس فرمود: «والذین آمنوا» پس واجب است آن کسی که در آیه مورد خطاب واقع شده غیر از آن کسی که ولایت دارد باشد و الاّ مضاف همان مضاف الیه خواهد بود و هرکدام از مؤمنین ولیّ خودش باشد و این محال است.213
ایشان با نقل نظر واحد از تفسیر بسیط که ما پیش تر آن را ذکر کردیم تفسیر آیه را به اتمام رسانده و نتیجه آن این است که این آیه از آیات مهم اثبات کننده ولایت امیرالمؤمنین علی ( بلافصل بعد از پیامبر ( می‌باشد.

نظر فیض کاشانی در تفسیر الصافی
مرحوم فیض کاشانی (متوفی 1091 ق) از مفسرین مشهور شیعه در تفسیر صافی که شیوه روایی دارد در ذیل آیه روایات فراوانی را نقل می‌کند از جمله:
«در کافی از امام صادق ( در تفسیر این آیه می‌فرماید یعنی اولویت دارد، حق تصرف دارد در امور شما و آن‌ها خدای عزّوجل، پیامبر ( و کسانی که ایمان آوردند یعنی علی ( و فرزندان طاهر آن تا روز قیامت که خداوند آنها را در قرآن وصف فرمود: «کسانی که نماز را بپا می‌دارند و زکات را می‌دهند، در حالی که در رکوع نماز هستند»214 و بعد از آن داستان معروفی که در ذیل دیگر نظرات مفسرین آوردیم را نقل می‌کند.
امام صادق ( از پدر بزرگوارشان از جدشان پیامبر (نقل می‌کند: در مورد قول پروردگار متعال که فرمود «یعرفون نعمه الله ثمَّ ینکرونها»215 یعنی نعمت‌های خدا را می‌شناسند ولی آنها را انکار می‌کنند.
فرمود: هنگامی که آیه «إنّما ولیّکم الله» نازل شد، تعدادی از اصحاب پیامبر ( در مسجد مدینه تجمع کردند و گفتند اگر ما به این آیه کفر ورزیم به سایر آیات نیز بی‌ایمان خواهیم گشت و اگر به این آیه ایمان بیاوریم، این یک ذلّت و خواری است که علی ابن ابی طالب ( بر ما مسلط شود، سپس گفتند ما علم داریم که حضرت محمد ( صادق است و ما او را ولی خود قرار دادیم ولی از علی ( اطاعت نمی‌کنیم، در این هنگام آیه «یعرفون نعمه الله…» یعنی ولایت علی ( در حالی که اکثر آنها به ولایتش کافر بودند. 216
همچنین در کتاب خصال در احتجاج علی ( با ابوبکر؛ فرمود: تو را به خدا قسم آیا ولایتی که در آیه زکات خاتم به همراه ولایت خدا و رسولش آمده است از آن من است یا تو؟ ابوبکر گفت: در حق تو نازل شده است.217
علامه فیض کاشانی در نهایت تفسیر آیه می‌فرماید: روایات فراوانی در مورد این آیه از طرق خاصه و عامه وارد شده است که در حق ولایت امیرالمؤمنین علی ( و همچنین اکثر جمعیت مفسرین بر همین باور هستند و روایت ابن عباس و داستان اعطای خاتم توسط امام علی ( در حال رکوع را اکثر مفسرین در ذیل آیه شریفه نقل نموده‌اند.
نظر علامه طباطبائی در تفسیر المیزان
علامه طباطبائی ( بحث بسیار مفصلی ذیل آیه آورده‌اند که به طور مجموع می‌توان گفت همه‌ی استدلال‌های مفسرین اهل سنت از جمله زمخشری را در بوته نقد گذاشته و جواب‌های مستدل و قانع کننده‌ای را آورده است. ما در اینجا به خلاصه‌ای از نظر ایشان و همچنین جواب آن به مفسرین اهل سنت را می‌آوریم:
اکثر مفسرین اهل سنت این آیه را در سیاق آیات قبل و بعد می‌دانند و آن را به معنای یاری کردن یهود و نصاری تفسیر می‌کنند.
البته در بحث کلی سیاق که پیشتر آوردیم گفتیم هیچ ارتباط سیاق بین این آیه و دیگر آیات وجود ندارد .
سپس به اشکالات فخر رازی در تفسیر کبیر و رشیدرضا در المنار اشاره نموده و می‌فرماید: آنها می‌گویند ولایت در این آیه‌ها همانند آیات گذشته به معنای نصرت و یاری است و مدعای شیعه بر ولایت امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب(( که تنها اوست که در حال رکوع انگشتر خود را به سائل دادند، مدعایی است بدون دلیل. سپس به اشکالی که گفته شده: پس جمله «و هم راکعون» چه نقشی دارد؟ گفته‌اند: رکوع در معنای مجازی آن بکار رفته است.218
علامه در مقام پاسخ می‌فرماید:
اول: صرف قرار گرفتن آیات در کنار همدیگر دلالتی بر سیاق ندارد کما اینکه گفته می‌شود با توجه به مضامین بعضی آیات قبل از حجه الوداع نازل شده است.
دوم: آیات قبل و بعد از این آیه از جهت مضمون با خود آیه شریفه تفاوت زیادی دارد. سوم: عدم سازگاری معنای نصرت برای ولایت در این آیه و آن به این دلیل است که ولایت به معنای نصرت عقد و قراردادی بوده که بین دو قبیله با شرایط خاصی منعقد می‌شده و این عقد باعث نمی‌شده که این دو قبیله یکی شوند، حال آنکه در آیه ولایت، امری است که عقد آن باعث پیوستن یکی به دیگری است، چون که می‌فرماید: و هر که از شما ولایت آنان را دارا باشد از ایشان خواهد بود، به خلاف اگر ولایت به معنای محبت باشد تعلیل بسیار موجه می‌شد.219
علاوه بر همه وجوهی که علامه ذکر می‌کند می‌گوید:”روایات بسیاری هم از طریق امامیه و هم از طریق خود اهل سنت هست که همه دلالت دارند بر این که آیه در شأن علی ابن ابیطالب ( نازل شده، بنابراین آیه متضمن حکم خاصی است و شامل عموم مردم نمی‌شود.220
ایشان پس از نقل سه اشکال عمده از اهل سنت در مقام پاسخ آنها برمی‌آید

دسته‌ها: دسته اصلی