دانلود پایان نامه

مورد ارزیابی قرار دهد. اما متأسفانه در بررسی حوزه الگوی آرایش رسانهای، تحقیق خاصی مشاهده نگردید و به‌ناچار نزدیک‌ترین پژوهشها به موضوع حاضر، به‌صورت فهرستوار ذکر و ارائه گردید. در بخش بعدی این فصل به مبانی نظری پژوهش پرداخته شد. مواردی از قبیل جنگ نرم ،‌ قدرت نرم، دیپلماسی عمومی، ارتباطات استراتژیک، رقابت در سپهر رسانه‌ای، مدیریت استراتژیک رسانه، رسانه به مثابه پدیده‌ای انسانوار و همچنین سیر تطور رسانه و مخاطب در فضای نوین رسانه‌ای جهان، ازجمله مواردی هستند که مبانی نظری تحقیق حاضر را شکل می‌دهند که در بخش دوم تحقیق آمده است.
در فصل سوم تحقیق نیز به بیان روش تحقیق پرداخته شد، که در کل به‌صورت کیفی انجام شد و گردآوری داده‌ها نیز به روش مصاحبه عمیق با 15 کارشناسان خبره از اساتید علوم ارتباطات و مدیریت رسانه، سینما، علوم نظامی، علوم سیاسی و دانش مدیریت استراتژیک و افرادی با بالای ده سال سابقه رسانه‌ای انجام گرفت که پس از استخراج و کدگذاری داده‌ها به‌صورت گام‌به‌گام و مرحله‌به‌مرحله از مصاحبه‌ها، با استفاده از گراندد تئوری به تدوین الگوی طراحی آرایش رسانه‌ای موردنظر پرداخته شد در کدگذاری باز، تولید مقوله‌ها و ویژگی‌های آن و بررسی انواع مقولات صورت گرفت. پس از آن در مرحله کدگذاری محوری، مقولات به‌صورت منظم پرورده شده و به زیرمقوله‌ها متصل گردید. آن‌گاه در کدگذاری گزینشی، با به اشباع رسیدن مقولات و اتصال و پیوند مقولات اصلی، طرح نظری بزرگ‌تری شکل گرفت و یافته‌ها به‌آرامی شکل نظریه برخود پذیرفت. از این طریق تدوین الگوی موردنظر مورد مداقه قرار گرفت.

3-5. خلاصه يافتهها
طی مصاحبه‌های به‌عمل‌آمده، بهترین قالب برای تنظیم الگوی آرایش رسانه‌ای که می‌توانست همه داده‌ها را در خود تجمیع نماید، همان مؤلفه‌های ۵گانه مربوط به حوزه‌های مدیریت عمومی تعیین گردید و مطالب به‌دست‌آمده در طبقه‌های برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی،‌ منابع‌انسانی و امکانات، رهبری و درنهایت، نظارت و کنترل تدوین و کلاسه‌بندی گردید.
نظر کارشناسان در حوزه عقبه‌ها و پیشنیازهای آرایش رسانه‌ای این بود که،‌ صداوسیما در آرایش رسانه‌ای خود عقبه ندارد و باید به فکر این عقبه نداشتن در آرایش رسانه‌ای بود. ایجاد نظام جامع رسانه‌ای پیشرو، آینده‌نگر و جامع با در نظر داشتن نقشه جامع مهندسی فرهنگی کشور و تنظیم رژیم مصرف رسانه‌ای، سیاست‌گذاری و نهادسازی مرتبط با آن، تولید علم بومی و نظریه‌پردازی در حوزه رسانه و درنهایت، صنعت بومی عظیم برآمده از علوم و مبانی اصیل فکری و فرهنگ بومی کشور به‌عنوان یک پشتوانه، از لوازم داشتن یک آرایش رسانه‌ای مطلوب و بومی است که پیش از آرایش رسانه‌ای باید آن‌ها را محقق نمود.
مشخص نمودن رویکردهای طراحی در بدو طراحی آرایش رسانه‌ای می‌بایست صورت گیرد. لذا اولین رویکرد طراحی، رویکرد آینده‌پژوهانه است. چراکه طراحی باید با نگاه مدیریت استراتژیک و رویکرد آینده‌پژوهانه و چشم‌انداز محور انجام گیرد و ناظر بر تحولات و بررسی چشم‌انداز تکنولوژی در افق‌های ده‌ساله باشد.
رویکرد دوم رویکرد انسان‌شناسانه است. آرایش رسانه‌ای باید برای حداکثری کردن شکوفایی مخاطبان صورت گیرد. آرایش رسانه‌ای ایده‌آل، آرایشی است که مخاطب را به حداکثر رشد و بهره‌وری می‌رساند. برای رسیدن مخاطب به این اوج اعتلا و حد انسان طراز می‌بایست به مدل انسان‌سازی دینی و نهایتاً مخاطب‌شناسی دینی رجوع کرد.
رویکرد سوم رویکرد مشتری‌مدار است. در سپهر رسانه‌ای ما درگیر دو رقابت در پیام و مخاطب برای ربودن ذهن و قلب مشتریان و مخاطبان هستیم و باید رسانه را به مثابه یک بازار بزرگ و رقابتی برای تأمین همه نیازهای مخاطبان در نظر گرفت که مایحتاج رسانه‌ای آن‌ها باید در رسانه ما پاسخ داده شود و مانع جذب مشتری توسط رقبا شد.
اما در بحث روش طراحی باید گفت؛ روش پیشنهادی عمده کارشناسان برای طراحی آرایش رسانه‌ای، استفاده از روش تبیین وضع مطلوب و وضع موجود است که می‌توان با تبیین وضع موجود و آسیب‌شناسی آن و سپس برنامه‌ریزی و تعیین مأموریت، به وضع مطلوب نیل کرد. برای تبیین وضع موجود ابتدا می‌بایست از نیروهای خودی و چیدمان آن برآورد وضعیت داشته باشیم. و سپس برآورد وضعیت رسانه‌های غیر را انجام دهیم.
برآورد وضعیت خودی شامل چهار گام و اقدام میباشد که یک‌به‌یک می‌بایست تبیین گردد. در این برآورد ابتدا می‌بایست که شناخت و تعیین حوزه نفوذ تمدنی صورت گیرد، که شامل شناخت منافع ملی نظام و شناخت حوزه نفوذ تمدن و کانونی که تمدن ما می‌بایست بر روی آن تمرکز نماید، می‌باشد. گام دوم در تبیین وضع موجود،‌ شناخت توان رسانه‌ای خودی است. که با روش ترتیب نیرو و ترکیب نیرو در دانش نظامی به‌واسطه یک دستور یکنواختی به شرح زیر صورت می‌پذیرد.
1. افراد و شخصیت‌های رسانه‌ای
2. رسانه‌های خودی که شامل شبکه‌های رسانه‌ای است و به ترتیب کیفیت و کمیت آن‌ها تحلیل می‌شوند.
3. دکترین‌های رسانه‌ای خودی که شامل اهداف، ‌استراتژی‌ها، ‌تاکتیک‌ها و تکنیک‌های رسانه‌ای مورد استفاده، است.
4. سازمان‌ها، نهادها و مؤسسات رسانه‌ای که مراکز تحقیقات استراتژیک رسانه‌ای را نیز باید در کنار آن‌ها مورد ارزیابی قرار داد.
گام سوم در شناخت وضع موجود، شناخت سازمان‌دهی و برنامه خودی و غیر است که در قالب روش SWOT می‌بایست بر چهار گزاره شناخت قوت و ضعف که مقوله‌های درونی هستند و سپس شناخت فرصت‌ها و تهدیدها که مقولاتی بیرونی می‌باشند، محقق شود.
چهارمین گام در شناخت وضعیت خودی و غیر،‌ شناخت و تفکیک و طیف‌بندی مخاطبان و نیازسنجی و مصلحت‌سنجی مخاطب، جامعه و حکومت و سنجش نسبت خود با رقیب و جایگاه ما و رقیب در میان مخاطبان است.
در ترسیم وضع مطلوب نیز باید ابتدا ترسیم فضای نوین رسانه‌ای جهان صورت گیرد و تحولات در چهار حوزه تحولات آینده مخاطب، تکنولوژی، پدیده‌های رسانه‌ای و سازمان و نیروی رسانه‌ای را بررسی نمود، تا آنکه بتوان در انطباق با شرایط جدید، انعطاف لازم را به مبذول داشته و نسبت به آینده، افق و چشم‌انداز مناسبی را تنظیم نموده و جهت‌گیری و تصمیم مقتضی را اتخاذ نمود و به ترسیم وضع مطلوب پرداخت. بر این اساس لازم بود که در فرآیند تحقیق و پژوهش، «شرایط جدید» در فضای نوین رسانهای جهانی مورد ارزیابی قرار گیرد؛ تا آنکه رسانه ملی بتواند خود را در نسبت با آن شرایط بازیابد. لاجرم «فضای نوین رسانهای جهان» در بخشی مجزا در فصل چهارم، مورد مداقه قرار گرفت.
برای ترسیم وضع مطلوب، می‌بایست هدف غایی خلقت را که کشف و شکوفایی استعداد انسانهاست را در نظر گرفته و سپس آن‌ها را از بالقوه به بالفعل تبدیل نمود. این کمال انسانی است و آرمان‌شهر نیز چیزی جز این نیست. اجمالاً می‌توان گفت که رسانه در آن افق، غفلتزا نیست و به تذکر انسان می‌انجامد. تجربه نیز اثبات نموده که در فضای جهانی هرجا که به زبان فطرت انسانی و جهانی، و اخلاق و پیامهای رشد انسان، سخن رانده شود، امکان نفوذ به عمق میدان قلب و ذهن مخاطب فراهم می‌گردد. لذا هیچ چشم‌اندازی بالاتر از جامعه مهدوی و شرایط عصر ظهور حضرت ولیعصر نیست. چراکه در آنجا همه مخاطبان رسانه که شهروندان امت واحده در جامعه مهدوی هستند،‌ به حد اعلای کمال و تعالی خود رسیده‌اند.
این وضع مطلوب به همراه برآوردی که از وضع موجود نیروهای رسانه‌ای خودی و غیر تهیه گردیده، می‌بایست به مرجع تصمیم‌گیری متمرکزی ارجاع شود تا آنکه در یک مجموعه ویژه، اتخاذ تصمیم و طراحی یکنواخت و یکپارچه آرایش رسانه‌ای مطلوب صورت گیرد. اما پس از طی این مراحل برنامه‌ریزی، برای طراحی آرایش رسانه‌ای چه گام‌هایی باید طی شوند.
گام اول طراحی آرایش رسانه‌ای در برنامه‌ریزی،‌ ‌تنظیم اصول و قواعد طراحی آرایش است. اصول و قواعد آرایش رسانه‌ای بخشی از برنامه‌ریزی می‌باشد که گزاره‌های کلان طراحی آرایش رسانه‌ای باید در قالب چهارگانه رسانه، پیام، مخاطب و استراتژیهای مدیریتی طبقه‌بندی شوند که به‌صورت مبسوط در فصل چهارم تحقیق به آن پرداخته شد.
گام دوم طراحی آرایش رسانه‌ای، تعیین نوع آرایش رسانه‌ای است. به‌طورکلی، آرایش نظامی برای طراحی عملیات، آفندی، پدآفندی و آرایش در شرایط صلح می‌باشد. ابتدابه‌ساکن باید نوع عملیات مشخص شود تا بر اساس اینکه عملیات ما از نوع آفندی است و یا پدآفندی، نیروهای خود را چینش نموده و آرایش بگیریم. نکته مهم‌تر اینکه، نوع آرایش ما در حالت متقارن و نامتقارن، متفاوت است که می‌توان آن را به حالت پدافندی نسبت داد. این موضوع به‌راحتی می‌تواند با حوزه رسانه تطبیق یابد. نکته آنکه عموم آرایش‌های رسانه‌ای موردنظر کارشناسان،‌از نوع متقارن بوده و بعد نامتقارن آن‌که به‌سختی به چنگ ذهن می‌آید، مدل مطلوب‌تری برای آرایش صداوسیمای جمهوری اسلامی می‌باشد. حتی دکترین نظامی جمهوری اسلامی نیز بر همین مؤلفه استوار است.
گام سوم طراحی آرایش رسانه‌ای ، تفکیک پارادایم می‌باشد. تمیز و سپس تفکیک مفاهیم دو پارادایم146 اصالت خدا (تئوئیسم147) و اصالت بشر(اومانسیم148) از آنجایی ضروری است که این دو پارادایم نسبت به یکدیگر متناقضاند و درغلطیدن مخاطب و رسانه در ورطه التقاط میان این دو، موجب ضلالت مخاطب به‌جای رشد آن‌ها می‌گردد. همچنین ازآنجاکه جمهوری اسلامی ایران در منازعه پارادایمی با غرب قرار دارد،‌ رسانه‌های آن نیز در این منازعه درگیر هستند و این یک رقابت دشوار و صعب را در سپهر رسانه‌ای به همراه دارد. لذا ضرورت دارد که در همان ابتدای آرایش رسانه‌ای، صداوسیما پارادایم خود را از پارادایم دشمنان و معارضان خود تفکیک نماید.
گام چهارم طراحی آرایش رسانه‌ای، تعیین حوزه نفوذ تمدنی است. که ‌ با اجماع نخبگان برای تعیین اولویت‌ها و کانون تمرکز تمدنی صورت می‌گیرد و در برآورد وضعیت خودی بدان پرداخته‌شده بود و شناخت آن حاصل شده بود، که شامل شناخت منافع ملی نظام و شناخت حوزه نفوذ تمدن و کانونی که تمدن ما باید بر روی آن تمرکز نماید، می‌شد. در این گام از سلسله اقدامات طراحی آرایش رسانه‌ای، باید آن را به‌صورت عملیاتی تبیین نمود.
گام پنجم از مراحل طراحی آرایش رسانه‌ای به تنظیم حوزه‌های آرایش رسانه‌ای مربوط می‌شود. لذا باید بررسی نمود که نیازهای جامعه و مخاطب و نظام را که در گام قبل برآورد نموده‌ایم و همچنین منافع ملی،‌ اولویتهای تمدنی و نظام و کانون تمرکز تمدنی را که مبتنی بر پارادایم اعتقادی خود تعیین نموده‌ایم، اکنون در چه چارچوب و حوزه‌های رسانه‌ای می‌توانیم وارد نماییم. نام این اقدام را «تنظیم حوزه‌های آرایش رسانه‌ای»‌ نامیده‌ایم. این حوزه‌های آرایش رسانه‌ای به ترتیب شامل آرایش جغرافیایی در سطح ملی و منطقه‌ای و بین‌المللی و تعیین سهم برودکست و برودبند؛ آرایش مخاطب، آرایش نیروی انسانی و درنهایت، آرایش قالبهای رسانه‌ای می‌گردد.
گام ششم از مراحل طراحی آرایش رسانه‌ای به تبیین اهداف،‌ مأموریت و چشم‌انداز و انتشار‌ مربوط می‌شود. هر رسانه‌ای باید در ابتدا مأموریت خود و سپس چشم‌انداز و اهداف خود را تعیین کند و آنگاه با درنظر گرفتن آن‌ها آرایش بگیرد. همچنین علاوه بر چشمانداز، اهداف و مأموریت کلی، هر شبکه باید در ابتدا مأموریت خود و سپس چشمانداز و اهداف خود را تعیین کند و آنگاه با درنظر گرفتن آن‌ها خودش را در نظام رسانه‌ای داخلی و سپس جهانی تعریف نماید و آرایش بگیرد. با تعیین نقش هر شبکه در نسبت با کل،‌ یک جبهه‌بندی رسانه‌ای در مواجهه با رسانه‌های غیر شکل گرفته است که براساس همان مأموریت کلی، در سطوح پوشش تعیین شده و برمبنای استراتژی‌ها و سیاست‌های مشخص شده کلی سازمان رسانه‌ای و برای حفظ و تأمین نیاز مخاطب و جامعه و نظام و برای تحقق منافع ملی و اولویت‌های تمدنی به این مواجهه می‌پردازد. پس از آن، محتوای موردنظر نیز برحسب نیازها و اولویت‌های گفته شده، باید به فرمولبندی پیام انجامیده و با تعیین تاکتیکها و تکنیک‌های رسانه‌ای آزموده شده، به طراحی و پوشش پیام در ژانرها و گونه‌های رسانه‌ای مختلف و متناسب با رده‌بندی و تفکیک‌های مخاطب، ضمن انتخاب ابزار و قالب رسانه‌ای مناسب، پیام‌های تولید‌شده را منتشر نمود.
گام بعدی اقدام مدیریتی در الگوی آرایش رسانه‌ای «سازمان‌دهی» می‌باشد. نهادسازی ازجمله مواردی است که می‌بایست در آرایش رسانه‌ای مورد توجه واقع شود و هر رسانه برای حفظ و بقای خود به ساختارهای جدیدی نیاز دارد که توان عملیاتی نمودن مأموریت‌های خود را داشته باشد. یکی از مشکلات رسانه ملی نداشتن زنجیره تأمین است. به‌طور موجز و مجمل، یعنی ابتدا تولید مفهوم باید صورت پذیرد و سپس این مفاهیم به‌عنوان خرج یا گلوله‌ای بشود که توسط رسانه‌ها شلیک می‌گردد. همچنین بخشی از موازی‌کاری‌ها، پیام‌های تکراری، تداخل‌ها و خلأها و… به نداشتن زنجیره تأمین مربوط می‌شود.
داشتن رسانه‌های عمومی و سپس رسانه‌های تخصصی در کنار آن‌ها، مرکزی برای تولید استدلال، مفهوم، سابقه تاریخی و… برای تأمین محتوای برنامه‌سازان درگیر درون صحنه؛ ایجاد مرکز غنی‌سازی رسانهها برای غنی‌سازی مفاهیم تولید شده و تغذیه رسانه‌های یک جبهه؛ تأمین آزمایشگاه رسانه‌ای برای آزمایش مفاهیم رسانه‌ای و آزمایش روشها، گزارشها، نحوه اخبار و سایر برنامه‌ها در محیط اصلی رسانه؛ پیوند رسانه با دستگاههای اطلاعاتی و پیوند رسانه و دانشگاه متناظر با صنعت؛ ایجاد اتاق فکر رسانه و مراکز تحقیقات استراتژیک رسانه برای تعیین خطوط کلی تولید پیام و محتوای اثرگذار بر مخاطب و جامعه هدف؛ و درنهایت ایجاد نهاد رگولاتوری رسانه به‌عنوان بخشی از نظام جامع رسانه‌ای و نهادهای مربوطه؛ از موارد مربوط به بخش سازمان‌دهی می‌باشند.
منابع انسانی و تأمین امکانات در آرایش رسانه‌ای ازجمله موارد بسیار مهم در تأمین آرایش رسانه‌ای مناسب است. چراکه بدون داشتن نیروی انسانی متخصص، متعهد، کارآمد،‌ خلاق و حرفه‌ای، امکان اجرای صحیح آرایش رسانه‌ای به وجود نمی‌آید. لذا می‌بایست با برآورد میزان نیاز واقعی به نیروی حرفه‌ای در رسانه ملی؛ جذب و تربیت و آموزش نیروهای انسانی متخصص متناسب با مأموریت محوری رسانه ملی و اهداف و سیاست‌های هر شبکه، صورت گیرد. توانمندسازی نیروی انسانی در تولید پیام و تحلیل و انتشار آن، از موارد ضروری نیروی انسانی در طراحی آرایش رسانه‌ای است.
بخش دیگر حوزه «منابع انسانی و تأمین امکانات در آرایش رسانه‌ای» مربوط به تأمین منابع و امکانات است که کارشناسان به دو مقوله کلی در این حوزه اشاره کردند که این دو مقوله، شامل تأمین زیرساختها و اقتصاد رسانه و تعیین نوع منابع مالی شامل ۱. تأمین دولتی ۲. خودکفایی ۳. حالت ترکیبی می‌باشد.
یکی از وظایف اساسی مدیر یک سازمان رسانه‌ای، هدایت و سرپرستی سازمان دانسته‌اند که شامل سه بخش رهبری، انگیزش و ارتباط می‌باشد که در کلام کارشناسان مورد مصاحبه مواردی که مربوط به ارتباط برون‌سازمانی بود، ‌ازآنجاکه با قید تفکر سیستمی همراه بود، در بخش سازمان‌دهی گنجانده شد. ضمن آنکه موارد دیگری که مربوط به هدایت و رهبری باشد، ‌از دل داده‌های اولیه به‌دست نیامد و به گزاره و کد و

دسته‌ها: دسته اصلی