دانلود پایان نامه

نکرده‌اند.155
با تمام این توصیف که در مورد سیاق ذکر کردیم ولی اندیشمند توانا، شهید آیت الله سیدمحمدباقر صدر (1401ق) تلاش نموده است تا یک تعریف روشنی از سیاق بیاورد فلذا می‌نویسد:
مراد از سیاق در نزد ما هر علامتی را گویند که به عبارات و کلماتی که قصد فهمیدن آن را داریم پیوسته و پیوند خورده است، خواه این نشانه‌ها لفظی باشد- همچون کلماتی که با عبارات متن یک سخن به هم پیوسته است- و یا نشانه‌های حالی باشد مانند احوالات و شرایطی که سخن گوینده در آن فضا و با آن شرایط باشد و ما را در فهم موضوع و مفاد لفظ مورد بحث روشن می‌دارد.156
بعد از شهید صدر علمای معاصر قرآنی تعریف گویا و رساتری را از سیاق بیان کرده‌اند، از دیدگاه آنان سیاق یعنی ساختاری کلی که بر مجموعه‌ای از کلمات، جملات و یا آیات سایه می‌افکند و بر معنای آنها اثر می‌گذارد.157
با این حال که تعریف سیاق به طور دقیق برای پژوهشگران قرآنی مشخص نیست ولی همواره از اعتبار آن به عنوان تنها قرینه لفظی پیوسته، در دریافت و فهم معانی کلمات و روشن شدن جملات آیات قرآن، بهره می‌برند و با صراحت به اصل و قاعده قرینه بودن و تأثیر مهم این قاعده در معنایابی و تفسیر مفاد و کلام وحی سخن می‌گویند.158

اعتبار مشروط قاعده سیاق
سیاق دارای چهار نوع است که عبارت است از:
الف) سیاق کلمات ب) سیاق جملات ج) سیاق آیات د) سیاق سوره‌ها.
آنچه در محل بحث ما مورد نظر است، سیاق آیات به معنی ارتباط آن با آیات قبل و بعد از آن است، در اعتبار سیاق آیات دو شرط را علمای قرآنی ذکر کرده‌اند تا بتوان به این سیاق تمسک نمود:
1- ارتباط صدوری یا پیوستگی در زمان نزول 2- ارتباط موضوعی
منظور از ارتباط صدوری آن است که هنگام صدورشان از گوینده، در کنار هم از گوینده صادر شده باشند و چون معیار قرینه بودن سیاق صادر نشدن الفاظ با معانی نامتناسب از گوینده دانا و حکیم است در نتیجه در تفسیر جمله‌های قرآن کریم، اگر احراز شود که آیات هر سوره به همین ترتیبی که در مصحف است، یک جا و با هم نازل شده است، ارتباط صدوری در کل آیات اثبات می‌شود ولی اگر ترتیب یاد شده اثبات نشود و احتمال آن برود که در مواردی آیات یا جمله‌های یک آیه برخلاف ترتیب نزول در قرآن کنونی قرار گرفته است در این صورت نیازمند اثبات ارتباط صدوری هستیم، بنابراین مفسر فقط در این هنگام که یقین به ارتباط صدوری داشته باشد، می‌تواند به این سیاق تمسک کند.
ولی منظور از ارتباط موضوعی، یعنی آنکه جمله‌ها با هم پیوند موضوعی و مغلوبی داشته، همه آنها درباره یک موضوع و برای افاده یک مطلب صادر شده باشند و همان‌طور که گذشت ملاک قرینه بودن سیاق، معقول نبودن صدور جمله ناهماهنگ از گوینده دانا در یک مجلس است و این ملاک تنها در جملاتی محقق می‌شود که همه آنها درباره یک موضوع واحد سخن گفته باشند، بنابراین اگر یک یا چند جمله معترضه بین جمله‌های دیگر قرار بگیرد، نمی توان به لحاظ سیاق در معنای ظاهر جمله‌های معترضه تصرف کرد و آنها را به معنایی متناسب با جملات بعد و قبل قرار داد.159
حال که به موضوع سیاق اشاره کافی نمودیم به ادامه سخن مرحوم طباطبایی ( در بیان و تفسیر آیه شریفه می‌پردازیم:
علامه می‌فرماید: این خطری که در آیه از آن یاد شده خطر جانی به رسول الله( نبوده است زیرا در موقعیت‌های خیلی سخت‌تر که جان پیامبر ( در خطر بوده چنین آیه‌ای نازل نگشته است بلکه منظور خطر اضمحلال دین است.160
در ضمن ایشان احتمال اینکه این آیه در اوایل بعثت آمده باشد، همانطوری که رشید رضا در تفسیرالمنار گفته است را رد می‌کند و می‌فرماید احتمال صحیحی نیست برای اینکه این احتمال با جمله «والله یعصمک من الناس» سازگاری ندارد، زیرا در اول بعثت خطری از بابت تبلیغ دین وجود نداشته است تا بیم از دست دادن آنها وجود داشته باشد پس منظور خطر جانی است که آن هم پیشتر گفتیم که احتمال صحیحی نیست.161
در نتیجه در ردّ این احتمالات علامه می‌فرماید:
این مطلب به خوبی از آیه استفاده می‌شود که حکم مذکور در آیه، حکمی است که مایه تمامیّت دین و استقرار آن است، حکمی است که انتظار می‌رود، مردم علیه آن قیام کنند و در نتیجه ورق را برگردانیده و آنچه را که رسول الله (ص) از بنیان دین بنا کرده منهدم و متلاشی می‌سازند و لذا پیامبر در انتظار فرصتی مناسب و محیطی آرام بوده تا بتواند مطلب را به عموم مسلمین ابلاغ کند و مسلمین هم آنرا بپذیرند و در چنین موقعی آیه نازل گشت و دستور فوری و اکید به پیغمبر (داد.162
از آنچه تاکنون گفته شده علامه نتیجه‌گیری کرده و می فرماید: آیه شریفه، پیغمبر ( را مأمور به حکمی کرده است و اجرای آن، مردم را به این شبهه دچار می‌کند که نکند پیامبر ( این حرف را به نفع خود بزند و این مطلب طبق نقل روایات عامه و امامیه اشاره به ولایت امیرالمؤمنین علی ( در روز غدیر دارد و آن جناب از ابلاغ این امر بیمناک بود که مبادا مردم خیال کنند وی از پیش خود پسر عمّ خود را جانشین خود قرار داده است ولی به ناچار در روز غدیر خم این امر مهم را انجام داد و فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» یعنی هر که من مولای اویم، این علی نیز مولای اوست.163
و ما هم معتقدیم که ولایت بعد از پیامبر ( تمامی شئون و اختیار پیامبر ( را به جز وحی دارا می‌باشد.
مرحوم علامه سپس به نکاتی در ذیل آیه می‌پردازد و می فرماید:
اول: با اینکه پیامبر ( دارای القاب فراوانی هستند با عنوان رسالت او را مورد خطاب قرار دادند و این به خاطر این است که آیه در مورد تبلیغ است و بهترین عنوان همان رسالت است.
دوم: اینکه در این آیه آن مطلبی که باید تبلیغ شود اسم نبرده؛ تا هم به عظمت آن اشاره شده باشد و هم به آن چیزی که لقب رسالت به آن اشاره داشت اشاره کند.164
ایشان در خاتمه بحث به روایات فراوانی اشاره می‌ند که در غالب آنها این آیه را در روز غدیر خم جهت ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب( می‌دانند.
و در برخی روایات که با این مضمون سازگاری نداردو عمده از طرف اهل سنت مطرح شده را پاسخ می‌دهد.
از جمله ما به چند روایت در ذیل آیه شریفه اشاره می‌کنیم:
از تفسیر ثعلبی نقل شده که از امام جعفربن محمد الصادق نقل شده که آن حضرت فرمود: آیه شریفه «یا ایّها الرّسول بلّغ ما أنزل الیک من ربّک…» درباره فضیلت علی ( است و از همین جهت وقتی این آیه نازل شد رسول الله ( دست علی ( را گرفت و فرمود: هرکس من مولای اویم اینک علی مولای اوست.165
در کتاب الفصول المهمّه نقل شده که امام ابوالحسن واحدی در کتاب خود موسوم به اسباب النزول به سند خود حدیثی را تا ابی سعید حدری رفع می‌کند که او گفته آیه «یا أیّها الرّسول بلّغ ما أنزل الیک من ربّک» در روز غدیر خم و درباره‌ی علی ( نازل شده است. 166

ماجرا غدیر در دیگر کتب اهل سنت
وجود روایات فراوانی در منابع تفسیری و روایی اهل سنت(علاوه برمنابع شیعه) که اشاره به حادثه غدیرخم دارد،نشانگر آن است که اولا واقعه‌ی غدیرخم رویدادی تاریخی و غیر قابل انکار است. همچنین أسناد واقعه‌ی غدیر خم مربوط به قرون اخیر و یا ساخته‌ی شیعه نیست بلکه حتی ریشه در قدیمی ترین کتب اهل سنت داشته و اصالت آن جای انکار ندارد. از سوی دیگر این نوشتار زمینه‌ای برای قضاوت در مورد این رویداد تاریخی را فراهم می سازد تا خواننده با دقت در جزئیات آن، به مقصد و مقصود پیامبر اکرم (در معرفی علی بن ابیطاب ( به عنوان مولای مؤمنان، آگاه گردد. علاوه بر آن بخشی از روایات ارائه شده، دلیلی آشکار و غیر قابل انکار است بر استدلال و حتی مناشده‌ی (سوگند دادن و به گواهی طلبیدن) أمیرالمؤمنین علی ( به واقعه‌ی غدیرخم برای اثبات امامت و ولایت خود؛وجود 12روایت تنها در مسند احمد بن حنبل که از مهمترین منابع حدیثی اهل سنت و از ائمه چهارگانه آنها می باشد،ادعاهای فوق را به اثبات می رساند، ذیلا به متن و ترجمه5 روایت از 12 روایت موجود دراین مسند که پیرامون واقعه غدیر خم ذکر شده است می پردازیم.
1- حدثنا عبدالله، حدثنی أبی، ثنا بن نمیر، ثنا عبدالملک، عن أبی عبدالرحیم الکندی، عن زاذان بن عمر قال: سمعت علیا ( فی الرحبة و هو ینشد الناس: من شهد رسول الله (یوم غدیر خم و هو یقول ما قال؟ فقام ثلاثة عشر رجلا فشهدوا أنهم سمعوا رسول الله ( و هو یقول: من کنت مولاه فعلی مولاه.167
… زاذان بن عمر گفت: شنیدم علی ( مردم را در رحبة ( محلی در کوفه ) قسم می داد به آنچه در زمان رسول خدا (در غدیر خم شاهد بوده‌اند تا گفتار پیامبر را در غدیر بازگو کنند. پس سیزده نفر برخاستند و شهادت دادند که از رسول خدا ( شنیده‌اند که می‌فرمود: هرکس که من مولای او هستم پس علی هم مولای اوست.
2-حدثنا عبدالله حدثنی عبیدالله بن عمر القواریری ثنا یونس بن أرقم ثنا یزید بن أبی زیاد عن عبدالرحمن بن أبی لیلی قال شهدت علیا رضی الله عنه فی الرحبة ینشد الناس أنشد الله من سمع رسول الله ( یقول یوم غدیر خم من کنت مولاه فعلی مولاه لما قام فشهد قال عبدالرحمن فقام اثنا عشر بدریا کأنی أنظر إلی أحدهم فقالوا نشهد أنا سمعنا رسول الله ( یقول یوم غدیر خم ألست أولی بالمؤمنین من أنفسهم و أزواجی أمهاتهم فقلنا بلی یا رسول الله قال فمن کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه.168
… عبدالرحمن بن ابی لیلی روایت می کند: علی را در روز رحبة دیدم که مردم را سوگند داد و به گواهی طلبید و می گفت: تنها کسی بپاخیزد و شهادت دهد که خود پیامبر ( را در آن حال دیده باشد. عبدالرحمن می گوید: دوازده نفر از کسانی که در بدر شرکت داشتند برخاستند. گویا من هم‌اکنون به آنها می‌نگرم. گفتند: ما گواهی می‌دهیم روز غدیر خم از پیامبر ( شنیدیم که می‌گفت: آیا من نسبت به مؤمنان از خودشان اولی نیستم؟ و همسرانم مادرانشان نیستند؟ (سوره‌ی احزاب، آیه‌ی 7)   گفتیم : بلی. فرمود: هرکس که من مولای اویم پس علی هم مولای اوست.
3-حدثنا عبدالله حدثنی أبی ثنا عفان ثنا حماد بن سلمة أنا علی بن زید عن عدی بن ثابت عن البراء بن عازب قال کنا مع رسول الله صلی الله علیه و سلم فی سفر فنزلنا بغدیر خم فنودی فینا الصلاة جامعة و کسح لرسول الله صلی الله علیه و سلم تحت شجرتین فصلی الظهر و أخذ بیدعلی رضی الله تعالی عنه فقال ألستم تعلمون أنی أولی بالمؤمنین من أنفسهم قالوا بلی قال ألستم تعلمون انی أولی بکل مؤمن من نفسه قالوا بلی قال فأخذ بید علی فقال من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه قال فلقیه عمر بعد ذلک فقال له هنیاء یا بن أبی‌طالب أصبحت و أمسیت مولی کل مؤمن و مؤمنة.169
… از براء بن عازب نقل شده است که: ما با پیامبر( بودیم. در غدیر خم فرود آمدیم. ندای نماز جماعت داده شد. برای پیامبر (جائی در زیر دو درخت تهیه شد، آن حضرت نماز ظهر گزارد و پس از آن دست علی ( را گرفت و فرمود: آیا نمی دانید که من به مؤمنان از خودشان اولی هستم؟ گفتند: بلی، آنگاه دست علی ( را گرفت و فرمود: هرکس من مولای او هستم علی مولای او است. خداوندا دوست بدار کسی که او را دوست می دارد و دشمن بدار آن کس که او را دشمن می دارد. پس از آن عمر بن خطاب، علی ( را ملاقات کرد و به او گفت: گوارا باد بر تو ای فرزند ابوطالب که مولای هر مرد مؤمن و زن مؤمنه‌ای شدی.
4-حدثنی عبدالله حدثنی أبی ثنا بن نمیر ثنا عبدالملک یعنی بن أبی سلیمان عن عطیة العوفی قال سألت زید بن أرقم فقلت له إن ختنا لی حدثنی عنک بحدیث فی شأن علی ( یوم غدیر خم فأنا أحب أن اسمعه منک فقال أنکم معشر أهل العراق فیکم ما فیکم فقلت له لیس علیک منی بأس فقال نعم کنا بالجحفة فخرج رسول الله ( ألینا ظهرا و هو آخذ بعضد علی رضی الله تعالی عنه فقال یا ایهاالناس ألستم تعلمون أنی أولی بالمؤمنین من أنفسهم قالوا بلی قال فمن کنت مولاه فعلی مولاه قال فقلت له هل قال اللهم وال من والاه و عاد من عاداه قال إنما أخبرک کما سمعت.170
عطیه‌ی کوفی می گوید از زید بن أرقم پرسیدم که حدیثی در شأن علی‌( در غدیر خم از تو روایت شده است و من دوست می دارم آن را از تو بشنوم. پس گفت ای مردم عراق فیکم ما فیکم. (شاید این جمله کنایه از این بوده است که اگر من سخنی بگویم، در امان نیستم.) پس به او گفتم از جانب من آسیبی به تو نمی رسد. (در امان هستی.) زید گفت: بله ما در جحفه (غدیر خم در نزدیکی جحفه واقع شده است.) بودیم پس در هنگام ظهر رسول خدا ( به سوی ما آمد در حالی که بازوی علی ( را گرفته بود. سپس فرمود: ای مردم آیا می دانید من نسبت به مؤمنان از آنها اولی هستم؟ گفتند: آری. فرمود: پس هرکس که من مولای اویم علی هم مولای اوست. پس به او گفتم؛ آیا پیامبر ( فرمود: خدایا دوست بدار آنکس را که او دوست می‌دارد و دشمن بدار کسی را که با او دشمنی کند. (زید) گفت: به راستی که من همانگونه که شنیده بودم برای تو بازگو نمودم.
5- حدثنا عبدالله حدثنی أبی ثنا حسین بن محمد و أبونعیم المعنی قالا ثنا فطرعن أبی‌الطفیل قال جمع علی ( الناس فی الرحبة ثم قال لهم أنشد الله کل امری مسلم سمع رسول الله ( یقول یوم غدیر خم ما سمع لما قام فقام ثلاثون من الناس و قال أبونعیم فقام ناس کثیر فشهدوا حین أخذه بیده فقال للناس أتعلمون أنی أولی بالمؤمنین من أنفسهم قالوا نعم یا رسول الله قال من کنت مولاه فهذا مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه قال فخرجت و کأن فی نفسی شیئا فلقیت زید بن أرقم فقلت له أنی سمعت علیا ( یقول کذا و کذا قال فما تنکر قد سمعت رسول الله ( یقول ذلک له.171
… علی ( مردم را در رحبة جمع نمود سپس فرمود: خدا را به گواهی می‌طلبم و از هر مسلمانی که در روز غدیر خم بوده می‌خواهم که برخیزد و آنچه را از پیامبر ( شنیده، بازگوید. سی نفر برخاستند و ابونعیم نوشته؛ مردم زیادی برخاستند وشهادت دادند که پیامبر ( در آن روز دست علی را گرفت و به مردم گفت: آیا می‌دانید که من نسبت به مؤمنان از خودشان اولی هستم؟ گفتند بلی ای رسول خدا. آن حضرت فرمود: هرکس که من مولای اویم پس علی نیز مولای اوست.
ابوطفیل می‌گوید من از رحبة خارج شدم در حالی که در قلبم چیزی بود (برای من سؤالی مطرح بود) لذا زید بن أرقم را ملاقات کردم و به او گفتم من از علی‌( شنیدم که چنین و چنان می‌گفت. زید گفت: انکار نکن. من هم از پیامبر (این مطلب را شنیدم.
همچنین سایر بزرگان اهل سنت به طریق مختلف حدیث غدیر خم را نقل کرده اند. در ذیل به بعضی از مهم ترین کتب ایشان که بر این حدیث مهر صحت گذاشته و آن را تایید کرده اند، همراه با حدیث اشاره می شود.
1. سنن ترمذی: زید بن ارقم عن النبی( قال: من کنت مولاه فعلی مولاه.172
2. مصنف ابن ابی شیبه: حدثنا مطلب بن زیاد عن عبدالله بن محمد بن عقیل عن جابر بن عبدالله قال: کنّا بالجحفة بغدیر خم إذا خرج علینا رسول الله فأخذ بید علی فقال: من کنت مولاه فعلی مولاه. 173
3- المعجم الکبیر للطبرانی: عن أبی إسحاق الهمدانی قال سمعت حبشی بن جناده یقول: سمعت رسول الله(ص) یقول یوم غدیر خم: اللهم من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اعن من اعانه.174
4. الدر المنثور عن ابی هریره: لما کان یوم غدیر خم و هو یوم ثمانی عشر من ذی الحجة

دسته‌ها: دسته اصلی