دانلود پایان نامه

صادقین را به ابوبکر و عمر تفسیر نموده‌اند که در پاسخ باید بگوییم:
اولاً: در سند بررسی از این روایات جویبربن سعید ازدی واقع است که ابن حجر در تهذیب التهذیب از افراد بسیاری از علمای رجال، تضعیف آن را نقل کرده است.71
و در سند دیگری که در کتاب میزان الاعتدال ذهبی آنرا به نقل ابن معین، الجوزجانی، نسائی و دار قطنی، او را متروک الحدیث، جعل کننده و دروغگو می‌نامد.72
لذا در نهایت به همان پاسخ که مفسرین شیعه در مصداق صادقین که ائمه معصومین( هستند می‌رسیم.

گفتار سوم: آیه مباهله، آل عمران/61
آیه:فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ.
ترجمه: و هرکس با تو درباره او پس از دانشی که به تو رسیده است احتجاج ورزد بگو: بیایید تا فرزندانمان و فرزندانتان و زنانمان و زنانتان و نزدیکانمان و نزدیکانتان را فرا خوانیم آنگاه با همدیگر مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.

نظر زمخشری
ایشان پس از بررسی لغوی واژه‌های آیه به نقل روایتی در شأن نزول آیه می‌پردازد، که به طور خلاصه پس از قبول نکردن کلام رسول اکرم ( توسط مسیحیان آنها را به مباهله دعوت نمود، البته آنها از بزرگشان به نام عبدالمسیح نظر خواستند و او به شدت آنها را از رویارویی با پیامبر عظیم‌الشأن اسلام( برحذر داشت ولی آنها آمدند در حالی که پیامبر( حسین( را در آغوش داشت و دست حسن( را گرفته بود و فاطمه( پشت سر آن حضرت و علی( پشت سر فاطمه( حرکت می‌کرد به سوی آنان آمد و به همراهانش می‌فرمود: «اذا دعوت فامّنوا: هرگاه من دعا کردم شما آمین بگویید.»73
اسقف نجران وقتی آنان را دید گفت: ای مسیحیان من چهره‌هایی را می‌بینم که اگر از خدا بخواهند کوه را از جا برکند چنین خواهد کرد.
پس مباهله نکنید که نابود خواهید شد و تا روز قیامت هیچ مسیحی روی زمین نخواهد ماند.
آنان گفتند: ما تصمیم گرفتیم که با شما مباهله نکنیم و تو بر دین خود و ما بر دین خودمان باشیم.
آن حضرت فرمود: حالا که از مباهله سرباز زده‌اید پس مسلمان شوید تا از حق و تکالیف مسلمانان بهره‌مند شوید، اما آنان نپذیرفتند و در نهایت با پذیرش پرداخت جزیه، بدون جنگ پیامبر با آنان صلح نمود.74
بعد ایشان در نهایت بحث در مورد این آیه به روایت عایشه استناد کرده که پنج تن آل عبا در مباهله بودند و پیامبر ( آیه «اِنّما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً»75 را تلاوت فرمودند البته ایشان هیچ اشاره به استدلال انفسنا به حضرت امیر( نمی‌کند.

الف) نقد و بررسی دیدگاه زمخشری و سایر نظرات مفسرین اهل سنت
نظر فخر رازی در تفسیر کبیر
فخر رازی پس از بررسی لغوی واژه ذیل این آیه به تفصیل، دیدگاه و استدلال یکی از عالمان شیعه به نام «محمود بن حسن حمصی» را آورده و آنگاه درصدد نقد و پاسخگویی از نظر این عالم را در پیش می‌گیرد.76
ما به اختصار به گزارش این عالم شیعه که توسط فخر رازی آورده شده می‌پردازیم: «مراد از انفسنا حضرت محمد ( نیست، زیرا انسان خودش را به چیزی دعوت نمی‌کند، پس مقصود فردی جز رسول خداست و مسلمانان اتفاق دارند این فرد در جریان مباهله همان امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب( است، پس از بیان آیه نتیجه می‌گیریم جان علی همان جان و نفس پیامبر است و امکان ندارد مراد شخص پیامبر گرامی اسلام( باشد.»
سپس فخر رازی ادامه می‌دهد که این دانشمند شیعی به بیان جایگاه والای امام علی ( پرداخته است و در ضمن حدیث مفصلی آن را به اثبات می‌رساند.
فخر رازی در ادامه این مذاکره و گفتگو دیدگاه دیگر دانشمندان شیعه را دربارۀ آیه شریفه مباهله و اینکه امام علی ( مقامش از صحابه برتر است را بیان کرده است.
ایشان پس از بیان دیدگاه و استدلال عالم شیعه مبنی بر ولایت و امامت امام علی ( بر پایه آیه مباهله درصدد پاسخگویی برآمده و می‌گوید: همانطوری که در بین مسلمانان اتفاق و اجماع دارند بر اینکه پیش از ظهور این انسان، پیامبر گرامی اسلام( از همه افرادی که به مقام نبوت و رسالت نرسیده‌اند، افضل و بهتر است. و از طرفی مسلمانان اجماع دارند که علی ( پیامبر نبوده است، از این بیان به یقین لازم می‌آید تا گفته شود ظهور آیه مباهله همانطور که اختصاص به مقام یا فضیلت محمد( دارد در رابطه با دیگر پیامبران وجود دارد.77
بعد از آن ایشان دیدگاه دیگر دانشمندان شیعه مبنی بر برتری علی ( به دیگر مصاحبه را نقل می‌کنند.
نکاتی در نقد نظر فخر رازی
وقتی پاسخ فخر رازی را در جواب آن عالم شیعه می‌خوانیم، می‌بینیم هیچ پاسخ مستندی نداده است که این یا غفلت ورزیده و یا اینکه جوابی نداشته است که بدهد و یا ناخواسته به طور ضمنی اعتراف به قبول استدلال داشته است.
با این توصیف منطق قرآنی دانشمند شیعه حکایت میکند که آیه شریفه علاوه بر اینکه مقام با فضیلت حضرت امیر ( و اهل بیت طاهرینش( را بیان میدارد به جایگاه امامت و ولایت آنها نیز اشاره کرده است.78
یکی از اشکالات علمی که به نظر فخر رازی وارد است این است که ظاهر عبارت «نوع» این است که مقصود شخص رسول اکرم به عنوان دعوت کننده به مباهله است و ظهور لفظ «أنفسنا» دلالت بر شخص دعوت شونده دارد و همانطوری که در روایات مورد قبول شیعه و اهل سنت آمده است آنها عبارتند از: امام علی ( «انفسنا» و حسن و حسین ( «ابناءنا» و حضرت زهرا( «نساءنا» یاد شده است.
همچنین با مراجعه به تفسیر لفظ «انفسنا» در روایات به دلالت آن به حضرت علی( صحه گذاشته می‌شود.79
از بحث فخر رازی نتیجه می‌گیریم ایشان در پاسخگویی به استدلال شیعه ناتوان بوده است.
نظر شیخ آلوسی در روح المعانی
ایشان معنای مصداقی لفظ انفسنا را بی‌هیچ دلیل به «ابناءنا» تفسیر کرده است و دیدگاه شیعه را مورد انتقاد قرار داده است ولی همراهی آن با صاحب کشاف مشهود است.
ایشان پس از نقل دیدگاه شیعه نسبت به اطلاق لفظ أنفسنا، ابناءنا و نساءنا» در مقام پاسخگویی برآمده است و می‌نویسد:
ما از این استدلال اینگونه پاسخ می‌دهیم: اولاً؛ ما نمی‌پذیریم که مقصود از لفظ انفسنا در آیه مباهله حضرت علی ( باشد، بلکه مراد همان نفس و جان شریف و مبارک رسول عظیم الشأن اسلام( است پس حضرت امیر ( درمعنای مصداقی لفظ ابناءنا داخل می‌شود نه انفسنا. و بی‌تردید در زبان عرفی کسی که داماد شخص باشد، او را پسر آن فرد به شمار می‌آورند و لازمه بکارگیری این معنا یک مفهوم مجازی است در صورتی که بگوییم اطلاق لفظ «پسر» بر «پسر دختر» یک معنای حقیقی است، اما اگر بگوییم این اطلاق مجازی است نمی‌توان به عمومیت معنای مجازی استدلال کرد ولی در نهایت به کارگرفتن لفظ «پسر» به حضرت امیر( و دو فرزندش یک معنای مجازی است.80
آلوسی در بیان دیدگاه شیعه رعایت امانت‌داری کرده و آن را درست نقل کرده است اما همانطور که ملاحظه کردید، ایشان همانند دیگر مفسران اهل سنت «أنفسنا» را تعبیر به نفس و جان رسول اکرم ( کرده است اما این تفسیر به چند دلیل قابل تأمل است.
اولاً: تفسیر این لفظ به آن مصداق با ظهور آیه شریفه میان تعبیر «ندعُ» که به دعوت کننده و انفسنا بر دعوت شونده اطلاق دارد، منافات دارد، زیرا همانطور که گذشت دو معنا و مصداق متفاوت از این دو لفظ در آیه شریفه اراده و استفاده می‌شود.
ثانیاً: تفسیر آلوسی با روایات فراوانی که به طور اجماع از اهل سنت رسیده که «انفسنا» بر حضرت علی ( اطلاق می‌شود منافات جدی دارد.
ثالثاً: قرار دادن امام علی( در معنای مصداق ابناءنا یک معنای مجازی شمرده می‌شود و اراده کردن یک معنای مجازی از لفظ گوینده نیاز به یک قرینه متصل یا منفصل دارد که گوینده این معنا را اراده کرده است، حال اینکه چنین قرینه‌ای وجود ندارد و بلکه قرینه برخلاف آن است و آن وجود اخبار بسیار و بلکه متواتر است که حکایت می‌کند مقصود از «ابناءنا» حسن و حسین ( است.81 حال از جناب مفسر روح المعانی می‌پرسیم به چه دلیل شما لفظ «ابناءنا» را شامل امام علی ( و حسنین ( دانسته‌اید؟!

نظر سیوطی در الدرّ المنثور
ایشان پس از نقل روایاتی در صدد گزارش ماجرا مباهله پیامبر اکرم( با مسحیان بحران برآمده و آن را به طور مفصل نقل می‌کند تا جایی که می‌خواهد مصداق نساءنا، انفسنا و ابناءنا را بگوید؛ در اینجا به روایاتی استناد کرده که ثابت می‌کند مصداق انفسنا علی بن ابیطالب ( و نساءنا حضرت زهرا ( و ابناءنا حسنین ( هستند. در اینجا ما به یک روایت از الدرّ المنثور اکتفا می‌کنیم:
در کتاب دلائل از جابر نقل می‌کنند که دو نفر مسیحی خدمت پیامبر رسیدند و اسلام آوردند سپس پیامبر ( فرمود شما دروغ می‌گویید و مسلمان نشدید زیرا چند چیز است که من به شما خبر می‌دهم که این‌ها مانع اسلام شدن شما هستند. و بعد فرمود: علاقه شدید به صلیب، خوردن شراب، خوردن گوشت خوک، سپس جابر نقل می‌کند: پیامبر آنها را به ملاعنه (مباهله) فرا خواندند و آنها وعده فردا را به رسول گرامی اسلام دادند، فردای آن روز پیامبر علی ( و فاطمه ( و حسن و حسین( را فرا خواندند و سپس دنبال آن دو نفر مسیحی فرستادند اما آنها پاسخی ندادند، سپس حضرت فرمود به خدایی که مرا به پیغمبری مبعوث کرد قسم می‌خورم اگر می‌آمدند، بیابان بر روی آنها آتش می‌بارید. سپس جابر می‌گویند در حق آنها آیه «تعالوا ندع ابناءنا و ابناءکم…» نازل شد.
بعد جابر گفت: أنفسنا و أنفسکم رسول الله( و علی( و أبناءنا حسن و حسین( و نسأنا فاطمه( است. 82
همانطوری که مشاهده کردید سیوطی همانند بعضی از مفسران اهل سنت مصداق انفسنا را حضرت علی ( می‌داند ولی متعرض موضوع امامت آن حضرت سپس رسول اکرم ( نمی‌شود.

ب) تبیین آیه از دیدگاه مفسرین شیعه
نظر علامه بحرانی در تفسیر البرهان
ایشان با توجه به روش تفسیر روایی خود، در ذیل آیه شریفه مباهله هفده روایت مفصل از موافقین و مخالفین آورده که همه اذعان بر شأن نزول آیه بر پنج تن آل عبا می‌کند یعنی نساءنا به حضرت زهرا( انفسنا پیامبر ( و علی ( و ابناءنا حسن و حسین ( . در اینجا ما به دو روایت بسنده کرده و آنها را نقل می‌کنیم.83
امام رضا ( در مورد این آیه «فقل تعالوا ندعُ ابناءنا و ابناءکم و نساءنا و نساءکم و انفسنا و انفسکم ثمّ نبتهل فنجعل لعنة الله علی الکاذبین» اگر می‌گفت بیایید نفرین کنیم و لعنت خدا را بر شما قرار دهیم هرگز برای مباهله حاضر نمی‌شدند (لذا کلام به صورت خطاب آورده نشد تا آنها به مباهله حاضر شوند) و الاّ خداوند عزّوجل می‌دانست که پیامبرش رسالت او را ادا کرده و از کاذبین نیست.84
عامربن سعید می‌گوید: معاویه از پدرم پرسید: چه چیزی مانع شده که تو به ابوتراب دشنام نمی‌دهی؟ او پاسخ داد: سه فضیلت درباره اوست که خبر آن از پیغمبر ( به من رسیده است. یکی آنکه وقتی آیه مباهله نازل شد که «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را…» تا آخر آیه، رسول خدا ( دست علی( و فاطمه( و حسن و حسین( را گرفت و فرمود: «این عده اهل و عیال من هستند.»85
منذر گوید علی ( فرمود: وقتی این آیه نازل شد «تعالوا ندع ابناءنا و ابناءکم و نساءنا و نساءکم و انفسنا و انفسکم» تا آخر آیه فرمود: پیغمبر ( دست من و فاطمه( و فرزندان ایشان را گرفت، شخصی از انصار گفت: مباهله نکنید چرا که دچار بلایی سخت خواهید شد و آن نیز دست از این کار برداشتند.86
علامه بحرانی پس از نقل مفصل روایات در ذیل آیه شریفه مباهله می‌فرماید که مراد از أنفسنا، جان و نفس پیامبر عظیم الشأن( و حضرت علی ( و نساءنا حضرت زهرا ( و ابناءنا امام حسن و امام حسین ( هستند، اما ایشان متعرض موضوع امامت حضرت امیر ( نمی‌شوند.

نظر علامه حویزی در تفسیر نورالثقلین
ایشان نوزده روایت را در ذیل این آیه مبارکه آورده‌اند که قابل توجه است از منابع مختلف این روایات را نقل نموده‌اند.87
در این روایات به صورت مفصل داستان مباهله مسحیان نجران با رسول مکرم اسلام( بیان شده است و همان نتیجه‌ای که دیگر مفسرین شیعه در مورد مصداق أنفسنا که جان پیامبر( و حضرت علی( و ابناءنا حسن و حسین( و نساءنا حضرت زهرا ( است.
ما در اینجا به قدر اختصار به این روایت اشاره می‌کنیم:
در باب مناظره‌ی حضرت رضا ( با مأمون، درباره‌ی تفاوت بین عترت و امت در حدیثی طولانی آمده است که علماء گفتند: آیا خداوند برگزیدن را در کتاب خویش تفسیر کرده است؟ حضرت رضا ( فرمودند: برگزیدن را در ظاهر قرآن در دوازده موضوع تفسیر کرده است، که نخستین آنها آن سخن خداوند است. تا آنجا که فرمود: اما سومین موضع هنگامی است که خداوند، پاکان خلق خود را جدا ساخت و در آیه مباهله پیامبرش را امر فرمود که به همراه آنان اقدام به مباهله کند و فرمود: ای محمد «فمن حاجّک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و أبناءکم و نساءنا و نساءکم و أنفسنا و أنفسکم ثمّ نبتهل فنجعل لعنت الله علی الکاذبین» پس از این دستور الهی، حضرت رسول ( ، علی، حسن و حسین و فاطمه ( را بیرون آورده، آنان را با خود همراه ساخت، آیا می‌دانید معنای این عبارت چیست «و انفسنا و انفسکم»؟ علماء گفتند: حضرت رسول( خودش را در نظر داشته است.
حضرت رضا ( فرمود: اشتباه می‌کنید، منظور آن جناب علی بن ابیطالب ( بوده و دلیل بر این مطلب جمله‌ای از رسول اکرم ( است که فرمود: فرزندان ولیعه دست از این کارها برمی‌دارند یا مردی همانند خودم را به سوی آنان روان می‌سازم؛ که منظور آن حضرت، علی بن ابیطالب ( بوده و مراد از ابناء در آیه حسن و حسین ( و مراد از نساء، فاطمه (است، این معرفی و ویژگی و خصوصیتی است که هیچ‌کس در آن برایشان مقدم نیست و برتری‌ای است که هیچ بشری در آن، به آنان نمی‌رسد و شرفی است که هیچ‌کس از مردم در آن از آنان پیشی نمی‌گیرد، زیرا نفس علی ( را مانند نفس خود قرار داده است.88
علامه حویزی پس از نقل این روایات، همان معنایی که دیگر مفسرین شیعه داشتند ابراز می‌دارند.89

نظر علامه طباطبایی در المیزان
علامه در ابتدا نسبت به بحث ضمیر در آیه اشاره‌ای دارد و می‌فرماید ضمیر متکم مع الغیر که در کلمه «ندع» با همین ضمیر در کلمات «ابناءنا» و «نساءنا» و «انفسنا» تفاوت دارد و اولی به دو طرف متخاصم، یعنی رسول خدا ( و بزرگان نجد که مسیحی بودند برمی‌گردد و آن سه ضمیر دیگر به رسول خدا ( و همراهانش برمی‌گردد.90
سپس ایشان به یک توهم و شبهه‌ای که می‌گوید این آیه در شأن علی ( و فاطمه ( و حسنین ( نازل نشده است را پاسخ می‌گوید که خلاصه پاسخ ایشان را می‌آوریم:
علامه ابتدا به توضیح شبهه پرداخته و می‌فرماید: به این دلیل این اشکال است که گفته باشد، برای لفظ جمع وقتی استعمال می‌شود که حداقل سه عدد مصداق داشته باشد و کلمه نساء بر یک نفر صادق نیست و کلمه ابناء نیز بر دو نفر صادق نیست و همچنین استعمال کلمه انفس بر یک تن (علی () صحیح نیست و اما پاسخ این شد که صدق کلام موقوف بر متعدد بودن ابناء و بسیار بودن نساء و انفس نیست، زیرا گفتیم: مقصود نهایی از این نفرین این است که یکی از دو طرف با همه نفراتش برای همیشه هلاک شوند.91
همه

دسته‌ها: دسته اصلی