دانلود پایان نامه

دارند می توانند نگرش تساوی را به دیگران انتقال دهند. چنین افرادی زمانیکه ارتباط برقرار می کنند، اگر چه ممکن است در برخی حوزه های استعداد بیشتری داشته باشند، اما آنها دیگران را هم به عنوان انسان های ارزشمندی می نگرند.
2-2-13-1 -6 یقینی بودن271 در مقابل موقتی نگری272
جزمی اندیشی273 اصطلاح دیگری است برای رفتاری که گیب آنرا یقینی نامیده است. پیام هایی که نشان می دهد ذهن شنونده از قبل درارای پیش زمینه است احتمالاً حالت دفاعی ایجاد می کند. در مقابل جزمی نگری ارتباط موقتی نگری قرار دارد ، که در آن مردم ممکن است نظرات قوی داشته باشند اما خواهان این هستند که گوشه ای از حقیقت را نگیرند بلکه اگر موضع دیگر به نظر برسد منطقی تر است نظر خود را تغییر خواهند داد. در اینجا هیچ ضمانتی وجود ندارد که استفاده از شیوه ارتباط حمایتی گیب به شکل گیری یک جو ارتباطی مثبت بیانجامد. اما زمانیکه ارتباط شامل نوعی رویکرد سازنده که در اینجا ذکر شد، باشد شانس ارتباط سازنده به بالاترین حالت ممکن خواهد رسید. علاوه بر افزایش شانس پاسخ مثبت از دیگران ، ارتباط حمایتی می تواند به شیوه های متفاوتی احساس بهتری را در شما بوجود آورد: احساس کنترل بیشتر در روابط، راحت تر، و احساس مثبت تری نسبت به دیگران.
2-2-14 مدیریت تعارض میان فردی
حتی حمایتی ترین جو ارتباطی هم نمی تواند هماهنگی را تضمین نماید. صرف نظر از آنچه ما ممکن است آرزو کنیم یا در مورد آن رؤیاپردازی کنیم، جهان عاری از تعارض وجود ندارد. حتی بهترین پیام دهنده ها، خوش شانس ترین آدم ها، زمانیکه نیازهای آنها با نیازهای دیگران مطابقت نداشته باشد در شرایطی مجبور به پایان دادن یک رابطه می شوند. پول، وقت، قدرت، نیازهای جنسی، شوخ طبعی، سلیقه زیباشناسی، بعلاوه هزاران موضوع دیگر، رخ می دهند و ما را از زندگی در حالت توافق دائمی بازمی دارند. برای بسیاری از مردم گریزناپذیری تعارض یک واقعیت دلتنگ کننده است. آنها فکر می کنند که وجود تعارض مداوم شانس کمی را برای روابط شاد با دیگران برایشان رقم خواهد زد. اما، ارتباط گیرندگان موفق درک متفاوتی دارند. آنها تصدیق می کنند ، اگر چه محو کردن تعارض غیر ممکن است، اما روشهایی برای مدیریت مؤثر آن وجود دارد. آنها می دانند مدیریت ماهرانه تعارض می تواند درهای سلامتی بیشتر، رابطه قوی تر و روابط رضایت بخش تر را به روی زوج ها باز نماید.
2-2-14-1 ماهیت تعارض
با وجودیکه اشکال تعارض ها ممکن است متفاوت باشد، همه تعارض های میان فردی در برخی شباهت ها اشتراک دارند. جویس فروست274 و ویلیام ویلموت275 یک تعریف کامل از تعارض بدست داده اند:
آنها اظهار نموده اند که تعارض «مبارزه بین حداقل دو طرف وابسته به هم است که اهداف ناسازگار، کمبود منابع، و مداخله ای از شریک دیگر در رسیدن به اهداف خود، ملاحظه نموده اند» (هاکر و ویلموت، 2001). نگاه دقیق تری به بخش های این تعریف می تواند به ما کمک کند تا معنای واضح تری از آنچه تعارض انجام می دهد بوجود آوریم.
2-2-14-2 مبارزه
یک تعارض بدون وجود هر دو طرف که می دانند اختلاف دارند بوجود نمی آید. شما ممکن است برای ماه ها بخاطر صدای بلند ضبط یک همسایه که شما را از خوابیدن در شب باز می دارد، آشفته و مضطرب شوید، اما تا زمانیکه همسایه شما اطلاعی درباره مشکل شما نداشته باشد تعارضی بین شما دو نفر ایجاد نشده است. البته، مبارزه لزوماً کلامی نیست. شما می توانید نارضایتی خود را به شخص دیگری بدون گفتن یک کلمه نشان دهید. یک نگاه خشمگینانه، با استفاده از سکوت، و اجتناب از دیگر اشخاص همه راه هایی هستند که می توانید که کمک آنها خودتان را بیان کنید. اما یک را یا دیگری، هر دو طرف باید بدانند که یک مشکل قبل از اینکه آنها در تعارض قرار بگیرند وجود داشته است.
2-2-14-3 اهداف ناسازگار
تعارض زمانی اتفاق می افتد که بهره برداری یک طرف باعث زیان طرف دیگر گردد. برای مثال: توجه کنید اگر همسایه ای شب موسیقی با صدای بلند پخش نماید همسایه دیگر شب نخواهد توانست به خواب برود. چه کسی زیان خواهد دید؟ همسایه ای که صدای ضبطش را کم نموده است از لذت شنیدن موسیقی با صدای کامل محروم می شود؛ اما اگر همسایه دیگر حجم صدای ضبط را بالا نگه دارد، شما همچنان بیدار و ناخشنود خواهید ماند. اما اهداف در این موقعیت بطور کامل ناسازگار نیستند، راه حلی وجود دارد که اجازه می دهد هر دو به آنچه می خواهند برسند. برای مثال، شما می توانید با سکوت و بستن پنجره خود و توصیه همسایه نیز به همین عمل صلح را برقرار کنید. شما یا همسایه می توانید از یک هدفون استفاده کنید و موسیقی را با صدای کامل گوش کنید بدون اینکه صدای موسیقی همسایه را آزار دهد. هر کدام از این راه حل ها که کارآمد باشند تعارض محو خواهد شد. متاسفانه ، مردم اغلب در ارائه پاسخ های رضایت بخش دوطرفه به مشکلاتشان موفق نیستند و تا زمانیکه فقط اهداف خود را می بینند دو به دو ناسازگار می شوند، آنها یک پیشگویی خودکامبخش را ایجاد می کنند که تعارض خیلی واقعی است.
2-2-14-4 کمبود منابع
در یک تعارض، مردم اعتقاد دارند که منابع کافی برای پیشرفت وجود ندارد. مشخص ترین مثال کمبود منابع پول است، که باعث بسیاری از تعارض ها به حساب می آید. اگر کسی بخواهد برای افزایش دسمتزد یا خوش خدمتی به رئیس پول کمتری خرج نماید و یا با استفاده از آن به گسترش کسب و کارش بپردازد، باعث تعارض طرفین می گردد. همانند مؤلفان و مردان خانواده، ما به طور مداوم درباره اس
تفاده از زمان محدود و سپری کردن آن در تعارضات دغدغه داریم. ما فقط 24 ساعت داریم و با سپری کردن این زمان در تعارضات با خانواده، نویسنده، دانشجویان، و دوستان آنرا به پایان می رسانیم. همه این اشخاص زمان بیشتری از انچه در اختیار داریم از ما تقاضا می کنند.
2-2-14-5 وابستگی متقابل
با وجودیکه آنه ممکن است نسبت به هم احساس ستیزه جویانه داشته باشند، طرفین در یک تعارض معمولاً به یکدیگر وابستگی دارند. رفاه و رضایت یکی از آنها له عمل دیگری بستگی خواهد داشت. اگر اینگونه نباشد، حتی با وجود منابع کمیاب و اهداف ناسازگار نیازی برای تعارض وجود نخواهد داشت. وابستگی متقابل بین کشورها، گروه های اجتماعی، سازمانها، دوستان و عشاق متعارض وجود دارد. در هر یک از این موارد، اگر یکی از طرفین به دیگری برای حل مسأله نیازی نداشته باشد، هر کدام از آنها بطور جداگانه راه خود را خواهد رفت. در حقیقت، بسیاری تعارضات بدین دلیل حل نمی شوند که طرفین در درک وابستگی متقابل قصور می کنند. یکی از اولین قدم ها برای حل یک تعارض داشتن این نگرش است که “ما در این تعارض با هم هستیم”.
2-2-15 سبک های بیان تعارض
محققان ارتباطات دامنه وسیعی از شیوه های سروکار داشتن با تعارض را شناسایی نموده اند(باکستر276 و ویلموت، سیمونز277 و واستوارتز278، 1993). جدول 2-4 ، پنج روشی را که مردم می توانند در زمان نیاز از آنها برای برخورد با تعارض از آن استفاده کنند فهرست نموده است. هر کدام از این شیوه ها خصوصیات متفاوتی دارند.
2-2-15-1 غیر جرأتمندانه
غیرجرأتمندانه به معنای ناتوانی یا بی میلی برای بیان اندیشه ها یا احساسات در یک تعارض است. گاهی اوقات غیرجرأتمندی از عدم وجود اعتماد به نفس نشأت می گیرد. در زمان های دیگر ، مردم در اثر فقدان آگاهی یا نداشتن مهارت از شیوه های مستقیم تر بیانی استفاده می کنند. بعضی اوقات مردم می دانند که چگونه بطور مستقیم ارتباط برقرار نمایند اما شیوه رفتاری غیر جرأتمندانه ای را انتخاب می کنند. برای مثال زنان احتمال کمی دارد که یه درخواست ناخواسته برای صمیمیت فیزیکی از یک دوستی که می خواهند در آینده نیز با او باشند را رد کنند نسبت به کسی که در آینده دوست ندارند او را دوباره ببینند (لانوتی279 و موناهان280، 2004). غیرجرأتمندی بطور شگفت انگیزی رایج ترین شیوه برخورد با تعارض است. یک تحقیق و پژوهش سطح تعارض شوهران و همسرانشان را در ازدواج های طبیعی “غیر آشفته” بررسی نموده است. بیش از یک دوره پنج روزه، همسران گزارش کردند که شریک زندگی آنها در حدود 13 رفتار “غیر لذتبخش” نسبت به آنها انجام داده است اما فقط یک مقابله در طول این دوره از طرف آنها صورت گرفته است(بیرچلر281، وایس282، و وینسنت283، 1975). غیر جرأتمندی می تواند اشکال مختلفی به خود بگیرد. یکی از این اشکال اجتناب است، که ممکن است بدنی (روانه کردن دوست یا شریک بعد از یک بحث یا جدل) یا محاوره ای (تغییر موضوع بحث، تعریف کردن جوک، انکار وجود یک مشکل) باشد. کسانی که از تعارضات اجتناب می کنند معمولاً باور دارند راه آسان تر این است مشکل را با همان وضعیت کنار بگذارند تا اینکه با مشکل روبرو شوند و سعی کنند آنرا حل نمایند. سازش و مصالحه دومین نوع پاسخ غیر جرأتمندانه است.
مصالحه کننده یا سازش کننده با تعارض بصورت تسلیم یا کوتاه آمدن برخورد می کند، نیازهای دیگران را بر نیازهای خود برتری می بخشد. برخلاف اشکالات آشکار عدم جرأتمندی، در اینجا موقعیت هایی وجود دارد که در این زمان مصالحه یا اجتناب رویکردی منطقی است. اجتناب ممکن است بهترین مسیر باشد اگر یک تعارض کوچک یا کوتاه مدت رخ داده باشد. برای مثال، شما ممکن است به دوستتان اجازه بدهید عصبانیت ناشی از رنجش خود را بگذراند بدون اینکه چیزی به روی او بیاورید، شما می دانید که او یکی از نادر روزهای بد خود را گذرانده است. یا ممکن است به همسایه ای که گاه گاهی به ماشینی که تازه به کارواش برده اید آب چمن پاشیده است شکایت نکنید.
شما ممکن است اگر در یک رابطه بی اهمیت تعارضی رخ دهد ، با وجود شناختی که با زبان توهین آمیز فرد دارید اما چون غالباً این رفتار ار نمی بینید سکوت اختیار کنید. و نهایتاً اینکه شما ممکن است زمانیکه خطر بالاگرفتن تعارض وجود داشته باشد سکوت اختیار کنید: اخراج شدن از یک شغل نمی تواند موجب شکست، تحقیر در میان عموم، و یا حتی خطر آسیب های فیزیکی گردد.
2-2-15 -2 پرخاشگری مستقیم
اگر چه افراد غیرجرأتمند از تعارضات اجتناب می کنند، کسانی که در وضعیت پرخاشگری مستقیم قرار دارند آنرا می پذیرند. یک پیام مستقیماً تهاجمی شخص دیگر را در یک راهی که او قرار گرفته است مواجه می سازد، و حتی او را هم شأن دریافت کننده می سازد.
بسیاری از پاسخ های پرخاشگرانه مستقیم نقطه خاصی را هدف می گیرند: “تو نمی فهمی درباره چی حرف میزنی”، “این یک کار احمقانه است”، “موضوع از چه قرار است؟”. سایر اشکال پرخاشگری مستقیم از پیام های غیرکلامی ناشی می شوند تا از کلام. تصور اینکه شیوه خصمانه ای برای بیان “چه شده است؟” آسان است. یا “من کمی صلح و آرامش نیاز دارم”. پرخاشگری کلامی ممکن است شما را در رسیدن به آنچه می خواهید در کوتاه مدت یاری نماید. فریاد “خفه شو” ممکن است فرد را از سخن گفتن بازدارد، و گفتن “خودت لایق آن هستی” ممکن است شما را از فشار حفظ کند؛ اما آسیبی که آنها به رابطه وارد می کنند هزینه بالاتر از ارزش آن دارد. پرخاشگری مستقیم می تواند پر از ضرر و زیان باشد، و در نتیجه برای رابطه ممکن است بسیا
ر دیرپا و با دوام باشد(مایر284، 2004).
جدول 2-4 سبک های فردی تعارض

غیر جرأتمندانه
پرخاشگری مستقیم
پرخاشگری منفعل
غیر مستقیم
جرأتمندانه
برخورد با دیگران
من خوب نیستم،
تو خوب هستی
من خوب هستم،
تو خوب نیستی
من خوب هستم،
تو خوب نیستی
من خوب هستم،
تو خوب نیستی (اما باید تو فکر کنی که تو خوب هستی)
من خوب هستم،
تو خوب هستی
تصمیم گیری
اجازه می داد دیگران برایش تصمیم بگیرند
دیگران انتخاب کنند، آنها بلد هستند
دیگران انتخاب کنند، دیگران اطلاع ندارند
دیگران انتخاب کنند، دیگران اطلاع ندارند
خودم انتخاب
می کنم
خودبسندگی
پایین
بالا یا پایین
تصور می شود بالا اما اغلب پایین
پایین یا بالا
معمولا بالا
رفتار در موقعیت مشکل
فرار دهنده
بیدرنگ و فوری
از بین رفتن احتمال حمله
راهبردی، غیر مستقیم
رویارویی مستقیم
پاسخ به دیگران
بی احترامی، خطا، عصبانیت، ناکامی
صدمه، دفاعی،


0 Comments

No Comment.