دانلود پایان نامه

تحقیر
سردرگمی، ناکامی، احساس مداخله
ناشناخته، تسلیم یا مقاومت
احترام متقابل
الگوی موفقیت
موفقیت شانسی یا دستگیری از دیگران
برتری بر دیگران
پیروزی با کنترل دیگران
افزایش بی اطلاعی و اجابت و تسلیم دیگران
تلاش برای راه حل
برد- برد
2-2-15-3 پرخاشگری منفعلانه
پرخاشگری منفعلانه از مفهوم مشابه خود پرخاشگری مستقیم بسیار ظریف تر است. این نوع پرخاشگری زمانی اتفاق می افتد که شخص پیام دهنده خصومت خود را به شیوه ای مخفی بیان کند. روانشناسی بنام جورج باچ رفتار معادل این اصطلاح را “دیوانگی کردن” می نامد و انواع متفاوتی از آن را معرفی نموده است(بچ285 و گولدبرگ286، 1974). برای مثال “شبه سازش” نوعی وانمود به توافق کردن است (“من از الان به بعد سر وقت میام”) اما گرایشی برای ایجاد تغییر دیده نمی شود. “گناه کار ساختن” تلاش می کند کنترل را بر فرد و احساس مسئول بودن را در برای ایجاد تغییر مناسب در آن افزایش دهد. مثلا “من باید مطالعه می کردم ، ولی شما را به گردش خواهم برد”. “بذله گویی” استفاده از شوخی بعنوان یک اسلحه و مخفی نمودن شکایت در پشت آن ( “حس شوخ طبعیت کجا رفته است؟” ) وقتی شما سوژه و هدف هستید معمول است. “حکمرانی با چیزهای بی اهمیت” انجام کارهای بی اهمیت برای تحریک کردن شما بصورت دیوانه وار بجای روبرو کردن شما با شکایات شما: “فراموشی” برای فراموشی پیام های تلفنی، پخش موسیقی با صدای بسیار بلند، و غیره. “دریغ کننده” شریک خود را از طریق ممانعت وی از چیزهای ارزشمند مانند مهربانی، علاقه، یا شوخ طبعی تنبیه می نماید.
2-2-15-4 ارتباط غیر مستقیم
شفاف ترین ارتباط لزوماً بهترین رویکرد نیست. ارتباط غیر مستقیم یک پیام را برای محافظت از چهره گیرنده به شیوه ای غیر مستقیم انتقال می دهد(کلرمن287 و شیا288، 1996). اگر چه ارتباط غیر مستقیم فاقد وضوح پیام پرخاشگرانه یا جرأتمندانه است، این ارتباط نسبت به پیام غیرجرأتمندانه ابتکاری تر است. این ارتباط به هیچ وجه خصومت منفعل – پرخاشگر دیوانه کننده را در خود ندارد. هدف این است که آنچه را می خواهید بدون برانگیختن خصومت شخص دیگر بدست آورید. یک رویکرد غیر مستقیم آغازگر یک گفتگوی دوستانه بین دو نفر خواهد بود و می خواهد اگر هر چیزی بین آنها مزاحمت زیادی ایجاد می کند ، خوشبختانه مقدار آن بسیار اندک خواهد بود. بدلیل اینکه این رویکرد برای شریک دیگر حفظ ظاهر می نماید، ارتباط غیر مستقیم اغلب خوشایندتر از صداقت رک و بی پرده است. اگر مهمان شما مدت طولانی ماندگار شده است، مهربان تر آن است که خمیازه ای بکشید و به فردا که روز بزرگی است اشاره کنید تا اینکه مستقیم از فرد بخواهید که منزل شما را ترک نماید. همچنین، اگر علاقه ای ندارید با شخصی بیرون بروید و او از شما می خواهد با او قرار بگذارید ، بهتر است به او بگویید گرفتار هستید تا اینکه به او بگویید “من علاقه ای به دیدن شما ندارم”. در زمانهای دیگری ما ارتباط غیر مستقیم را برای حفاظت از خود بکار می گیریم. مزایای حمایت از خود و حفظ ظاهر برای دیگران کمک می کند توضیح دهیم که چرا ارتباط غیر مستقیم رایج تری شیوه ای است که مردم مردم بدان تمایل دارند(جردن289 و رولوف290، 1990). البته، خطر یک پیام غیر مستقیم این است که شریک شما دچار بدفهمی شود و یا بطور کلی موفق به دریافت پیام شما نشود. همچنین زمان هایی وجود دارند که اهمیت یک ایده خیلی زیاد است لازم است از غیر مستقیم بودن آن بکاهید و مستقیم آنرا بیان کنید. زمانی که وضوح و مستقیم بودن هدف شماست، رویکرد جرأتمندانه مناسب است.
2-2-15-5 جرأتمندی291
مردم جرأتمند تعارض های خود را با بیان نیازها، افکار و احساسات بطور واضح و مستقیم اداره می کننداما این کار بدون قضاوت کردن دیگران یا امر کردن به دیگران انجام می شود. آنها این نگرش را دارند که اغلب اوقات حل مشکل با رضایت طرف دیگر امکان پذیر است. اتخاذ چنین نگرش و مهارتهایی تضمین نمی کند که شخص جرأتمند همیشه به آنچه می خواهد دست یابد، اما بهترین شانس را برای به انجام رساندن آن در اختیار فرد قرار می دهد. مزیت دیگر چنین رویکردی این است که به هر صورت چه نیاز برآورده شود و چه برآورده نشود، احترام طرفین هم فرد جرأتمند و هم فردی که با وی تعامل می کند حفظ شده است. در نتیجه، مردمی که تعارضات خود را جرأتمندانه مدیریت می کنند ممکن است احساسات ناراحت کننده ای تجربه کنند، اما این بواسطه مشکل اتفاق می افتد. آنها معمولاً درباره خودشان و یکدیگر بعدها، احساس بهتری دارند، این تغییر در نتیجه غیرجرأتمندی یا پرخاشگری اتفاف نمی افتد.
2-2-16 ویژگی های پیام قاطعانه
دانستن درباره پیام های قاطعانه دلیل بر توانایی بیان قاطعانه نیست. پیام های قاطعانه در پیام های متنوعی کاربرد دارد: امیدها و آرزوهای شما، مشکلات، شکایت ها و قدردانی ها. گذشته از این که روشی برای بیان مستقیم است، این شکل از پیام کمک می کند دیگران بهتر شما را درک کنند. یک پیام قاطعانه شامل 5 بخش است:
توصیف رفتاری: یک توصیف رفتاری یک تصویر عینی از رفتار مورد نظر ، بدون هیچ گونه قضاوت نمودن آن است. مطابق رده بندی گیب ، این این پیام بیشتر زبان توصیفی دارد تا زبان ارزیابانه. به تفاوت بین زبان توصیفی و زبان قضاوتی توجه کنید:
توصیف رفتاری: “تو از من خواستی که بگویم درباره ایده تو چه نظری دارن، و بعد که من نظرم را گفتم تو گفتی من خیلی انتقاد می کنم”
قضاوت ارزیابانه: “اینقدر حساس و نازک دل نباش! اینقدر تظاهر ن
کن تو خواستی نظر مرا بدانی و زمانی که من نظرم را به تو گفتم غمگین شدی “
کلمات قضاوت گرانه “نازک دل” و “متظاهر” فرد را به واکنش دفاعی دعوت می کند. او مورد اتهام قرار گرفته است ممکن است پاسخ دهد “من نازک دل و متظاهر نیستم”. در این موقعیت استدلال عینی و توصیف رفتاری بسیار دشوارتر است. بعلاوه، زبان بی طرفانه شانس واکنش دفاعی را کاهش می دهد.
تفسیر شما از رفتار اشخاص دیگر: بعد از توصیف رفتار مورد بحث، یک پیام قاطعانه تفسیر گوینده را بیان می کند. در اینجا می توانید از مهارت مقابله ادراکی استفاده کنید. یک ادراک مقابله ای شامل دو تفسیر از رفتار است:
تفسیر الف: “ممکن است شما واکنش دفاعی نشان دهید بدین دلیل که انتقاد من بسیار پرجزئیات به نظر برسد، به این دلیل که معیارهای من بسیار سطح بالا به نظر می رسد”.
تفسیر ب: “واکنش تو مرا به فکر واداشت که تو نمی خواهی از نقطه نظر من آگاهی پیدا کنی: تو فقط برای ماهی گیری نظر مرا پرسیدی”.
توصیف احساسات شما: توصیف احساسات شما می تواند بعد جدیدی به پیام اضافه نماید. به همین ترتیب، افزودن احساسات به موقعیت پیام قاطعانه را بسیار روشنتر می نماید.
توصیف پیامدها: یک عبارت پی آمدی آنچه نتیجه رفتار توصیف شده است ، تفسیر شما، و احساسات بعدی شما را توضیح می دهد. سه نوع پیامد ممکن است وجود داشته باشد:
الف- چه اتفاقی برای شما افتاد، گوینده: “وقتی تو دیروز فراموش کردی پیام تلفنی مرا پاسخ بدی (رفتار)، من نمی دانستم وقت دکترم تأخیر دارد، و ماندن من در اداره برای یک ساعت کنسل شد و زمانی بود که من می توانستم کار یا مطالعه کنم (پیامد)”. به نظرم می رسید که تو به اندازه کافی برای شلوغ بودن سر من اهمیت قائل نبودی که حتی یک یادداشت ساده بنویسی (تفسیر)، و این علت غمگین شدن من بود (احساس).
ب- چه اتفاقی برای فردی که می شناختی افتاد: “زمانی که تو در یک مهمانی 4 یا 5 لیوان نوشیدی من بهت اخطار دادم مواظب باشی(رفتار) ، شروع کردی به رفتارهای عجیب: جوک های نامناسبی تعریف کردی که به همه برخورد، و تا خانه بد رانندگی کردی (پیامدها)، من فکر نمی کردم تو اینجوری رفتار کنی (تفسیر)، و از دستت ناراحت شدم (احساس)، درباره آنچه اتفاق می افتاد اگر کمتر می نوشیدی.
ج- چه اتفاقی برای دیگران افتاد: “تو احتمالا نمی دانی چه اتفاقی افتاده چون صدای گریه دخترمان را نشنیدی (تفسیر)، اما وقتی تو داشتی متن ات را برای اجرا تمرین می کردی بدون اینکه در را ببندی (رفتار) ، بچه نتوانست بخوابد (نتیجه)، من خیلی نگران دخترمان بودم (احساس) چون تازه سرما خورده بود.
قصد و منظور: اراده و قصد آخرین عنصر در قالب پیام قاطعانه است. در این عنصر 3 نوع از پیام ها ممکن است مخابره شوند.
شما کجای این موضوع قرار دارید؟”وقتی ما را صدا می زنی “دخترها” بعد از اینکه من به شما گفتم “خانم” (رفتار)، من معتقد شدم تو برات مهم نیست چقدر تفاوت بین ما وجود دارد (تفسیر) و چه احساس بدی داشتم (احساس). الان من در نقطه بدی قرار گرفتم: یا پیشرفت می کنم و خوشحال می شم، یا شکست می خورم و احساس بدی پیدا می کنم(پیامد). من میخواهم بدانید که این موضوع چقدر مرا آزار می دهد(قصد و منظور).”” من واقعاً سپاسگزارم (احساس) که دیروز در حضور رئیسم با من صحبت کرده اید (رفتار). که این خیلی مرا شجاع نشان داد (تفسیر). دانستن اینکه تو پشت من هستی اعتماد زیادی به من می دهد (پیامد)، می خواهم بدانی که من چقدر برای این پشتیبانی از تو تقدیر می کنم (قصد و منظور).
خواسته های دیگران: “وقتی تو دیشب به من زنگ نزدی (رفتار) ، فکر کردم از دست من عصبانی شدی (تفسیر). من از آنوقت تا کنون به این مسأله فکر می کردم (پیامد)، و هنوزم ناراحت بودم(احساس). من میخواهم بدانم شما عصبانی هستید (قصد و نیت)”. “من واقعا از دیدار شما (رفتار) لذت بردم (احساس) و من خوشحال هستم که تا به حال هم خوب هستم (تفسیر). من امیدوارم که شما دوباره بیایید(قصد و منظور)”.
توضیح آنچه شما برای آینده برنامه ریزی کرده اید: “من از شما خواستم 25 دلار را بازپرداخت کنید من از شما سه بار قرض گرفته بودم، من معتقدم که شما از من روگردان هستید(تفسیر)، و و من کاملاً از این موضوع عصبانی هستم(احساس). من می خواهم شما به وضوح بدانید که نباید انتظار داشته باشید چندین بار به شما قرض بدهم(قصد و منظور)”.
چرا اینقدر مهم است که قصد و منظور خود را بطور واضح بیان کنیم؟ زیرا شکست باعث می شود دیگران برایشان دشوار باشد بفهمند از او چه می خواستید یا چگونه عمل کرده اید.
2-2-17 شیوه های حل تعارض
برنده – بازنده292
تعارض های برنده بازنده آنهایی هستند که یکی به قیمت نرسیدن دیگری به اهداف خود می رسد. مردمی که به این شیوه حل مذاکره می کنند موقعیتی دارند که در آن “یا این – یا آن” به حساب می آیند. یا من به هر چیز می خواهم میرسم ، یا شما راه خود را می روید. مانند بازیکنان پوکر یا بیسبال. که قاعده بازی به یک برنده و یک بازنده نیاز دارد. برخی موضوعات میان فردی نیز با چهارچوب برنده– بازنده انطباق دارد، برای مثال دو همکاری که می خواهند در یک شغل ترقی کنند، یا یک زوج که در نوع خرج کردن مبلغ محدودی پول با هم اختلاف نظر دارند.
ویژگی اختصاصی در حل مسأله برنده – بازنده قدرت است ، چرا که شکست حریف برای بدست آوردن آنچه می خواهید ضروری است. آشکارترین نوع قدرت قدرت بدنی است. برخی والدین کودکان خود را با اخطارهایی مانند”یا این بدرفتاری را تمام کن یا باید بری توی اتاقت”. بزرگسالانی که از قدرت بدنی برای
برخورد با دیگران استفاده می کنند، معمولاً آنقدر نفوذ ندارند، اما سیستم قانونی تهدید تلویحی در خود دارد “از قوانین تبعیت کن، یا تو را زندانی خواهم کرد”. نیروی واقعی یا تلویحی تنها نوع استفاده از قدرت در تعارضات نیست. مردمی که به حیطه اختیار مراجع ذیصلاح وابسته هستند حتی بدون اجبار مادی هم به روش برنده – بازنده مشغول هستند. در اغلب مشاغل، سرپرستان عاملی برای استفاده از قدرت در انتساب ساعت های کاری، ارتقاء شغلی، تکالیف جذاب و غیر جذاب و ، البته، برانگیختن کارمندان ناراضی به حساب می آیند. معلمان می توانند از قدرت درجه بندی خود برای وادار کردن دانش آموزان به رفتارهای مطلوب استفاده کنند. حتی اصل قانون مورد پذیرش اکثریت یک روش حل تعارض برد – باخت است. اگر چه این شیوه ممکن است منصفانه باشد، نتایج این سیستم در گروه به شیوه ای است که یک گروه راضی و یک گروه ناراضی خواهد داشت. در برخی شرایط، مانند


0 Comments

No Comment.