دانلود پایان نامه

مي رسد.
6- قورب؛ آبي كه سر ريز مي كند و مي ريزد.
7- مَقرَب؛ راه كوتاه و تنگ.
8- قِراب؛ ظرفي كه نزديك به پر شدن است.
9- قِراب؛ حدود و اندازه چيزي يا امري.
10- قِراب؛ مجامعت.
11- متقارب؛ مرد كوچك و كوتاه قد.
12- قُربان؛ آنچه مايه تقرب و نزديكي به خداوند است.
13- متقارب؛ مجازاً به معني پشت كردن آمده است
14- قرَّبَ؛ نگه داشتن و گرامي داشتن؛ نان و شراب دادن.
15- قِربانُ المرأة: همبستري با زن.
16- قُربي: نزديكي در نسب و آنچه موجب قرب و نزديكي به خداوند و آلهه مي شود.
17- قارَبَ: ميانه روي و اقتصاد در امور كرد.

2-3-1- معناي قرب و مشتقاتش در دوره قرآني
در اين بخش اولا به اين مطلب خواهيم پرداخت كه چه مشتقاتي از قرب در قرآن به كار رفته است، ثانيا از مشتقات قرب در دوره جاهلي كداميك در قرآن به كار رفته است و كدام يك به كار نرفته است، ثالثا آيا معاني قرب در قرآن نسبت به دوره قبل تغيير يافته است يا خير؟
اين دوره از زمان نزول قرآن تا سقوط دولت اموي در سال 132هجري مي باشد. متون اين دوره شامل قرآن كريم، احاديث و روايات رسول اكرم( و امامان تا امام صادق(، احاديث صحابه و تابعين، متون نظم و نثر در دوران ذكر شده مي باشد. بنابراين در اين دوره معناي قرب و مشتقات آن را در اين آثار بررسي مي كنيم.
الف- قرآن كريم
از مشتقات قرب كه در دوره قبل آمده است اما در قرآن نيامده، اين موارد را مي توان نام برد: قارب، قورب، قَرَب، قَربان(با فتح اول)، قِربان، قَرابين، قِراب، متقارب، مقاربة، مَقرَب.
واژه قرب و مشتقات آن 96 بار در قرآن كريم به كار رفته اند. از جمله مشتقات اسمي آن مي توان به اين موارد اشاره كرد: قربي؛ قريب؛ مقربين و مقربون؛ اقربون؛ مقربة؛ قربات؛ قربان( با ضم اول)؛ قربة؛ قرب. و مشتقات فعلي آن شامل: اقترب؛ قرَّب؛ يقرب؛ تقربون؛ لا تقربوا.
ب- روايات
در روايتي از امام علي (كه خطاب به همام صفات مؤمنين را شرح مي دهد در كتاب مرآة العقول آمده است كه در شرح اين بخش از كلام امام كه فرمود يكي از صفات و ويژگي هاي مؤمن اين است كه قريب است گفته شده است كه قريب بودن مؤمن زيركي و فراست اوست.92 و ما با بررسي كه در روايات كرديم جز اين معني معناي تازه اي براي قرب و مشتقاتش نيافتيم. پس اين واژه در دوره قرآني گسترش معنايي يافته است.

با مقايسه واژه قرب و مشتقاتش در دوره جاهلي و قرآني چند نكته به دست مي آيد:
1- در قرآم كريم بيشتر مشتقاتي از قرب آمده است كه به نحوي به مفهوم قرب الهي است و مفاهيم حسي و جزئي به كار نرفته است مثل: قربان، مقربين، قربات، قربة، قرّب، قريب و …
2- برخي معاني مجازي نيز براي واژه قرب اضافه شده است مثل لا تقربوا كه مفاهيمي مجازي مانند وارد شدن، مجامعت كردن، تصرف نكردن و ….
3- اين واژه از نظر حسي كاهش معنايي پيدا كرده و از لحاظ معنوي گسترش معنايي يافته است.
4- تا آنجا كه بررسي شد روشن گرديد كه واژه قرب و مشتقاتش در روايات و متون بعد از قرآن در معناي جديدي مانند قريب بودن مؤمن يعني زيركي او استعمال شده است.
5- برخي مفاهيم قرب مثل نزديكي به خداوند در دوره جاهلي با دوره قرآني دچار تحول معنايي شده است؛ زيرا قرب و نزديكي در دوره جاهلي با اخلاص و تنها براي خداوند به كار نمي رفت، آنها بتها را وسيله نزديكي به خداوند مي دانستند و برخي از آنها فرشتگان و موجودات مقدس را واسطه قرب مي دانستند، در حالي كه در قرآن قرب و نزديكي به خداوند با ايمان و عمل صالح ميسر مي شود نه با شرك به او.

2-3-2- معناي قرب و مشتقاتش در دوره پس از قرآني
متون اين دوره شامل علم فقه، حكمت و عرفان، وروايات مي باشد. در اين دوره نيز تا آنجا كه ما بررسي كرديم در روايات مفهوم قرب تغييري پيدا نكرده است. ولي مفاهيم آن در فقه و حكمت و عرفان متفاوت است. يكي از مفاهيم جديدي كه در علم فقه به دست آمد واژه قُرب است. اين واژه به معني ترجيح امري كه باعث فتوا دادن به آن است آمده است.93
تقرب در عرفان: منظور از تقرب تكامل وجود سالك است. در قوس صعودي، سالك از مراحل و درجات عبور مي كند، هر مرتبه اي از آن با نوع خاصي از ادراك همراه است. و اين مراتب شامل: عالم طبع، نفس، قلب، روح، ستر، خفي و اخفي است.94
ابو نصر سراج در كتاب اللمع مي گويد اهل قرب بر سه حالند:
1- متقربين به خدا به انواع طاعات
2- متقربين در قرب كه هرچه نگاه مي كنند، خدا را به آن چه مي بينند نزديكتر مي بينند تا خود را.
3- بزرگان و اهل نهايات كه بايد از مرحله مبتدي بگذرند و قرب خود را نبينند و نمي داند كه در حال قرب است.95
در علم حكمت چهار گروه موقنان، محسنين، ابرارو فايزان از مقربين شمرده شده اند. مقامات مقربان چهار مقام است:
1- مقام اهل يقين(موقنان) و اين مقام حكيمان بزرگ و عالمان عظيم الشأن است.
2- مقام اهل احسان(محسنين) و اين مقام كساني است كه كمال علم را به زينت عمل آراسته اند.
3- مقام ابرار كه به اصطلاح بندگان مشغولند.
4- مقام اهل فوز(فايزان) و اين آخرين منزل اتحاد است كه مخلصان نيز گفته مي شوند و بالاتر از اين منزل منزلي نيست.96

2-4- تحليل تطور معنايي قرب و مشتقات آن
معناي اوليه قرب تهيگاه آدمي است؛ چون اولا حسي است ثانيا پيراموني است يعني پيرامون آدمي است و آدمي بيش از موارد ديگر با آن سر و كار دارد. ثالثا مادر وجوه معاني مختلف است و امكان برگرداندن وجوه مختلف معاني قرب به آن وجود دارد. رابعا حتي امكان برگشت به صورت طبيعي وجود دارد
. احتمالا اصل قرب و قراب همان صداي قلپ آب در شكم بوده است. حال بايد به تحليل معانيي مثل مشك، غلاف شمشير، راه و جاده، پوست درخت، اطعام ميهمان، آبشخور، وزير پادشاه و چاه در شوره زار بپردازيم. شيء خارجي متضمن خصوصيات و صفات و كاركردهايي است كه بسا به اعتبار هر يك معنايي را القا كند و منشأ پيدايش وجهي از وجوه معاني باشد. به عنوان مثال تهيگاه آدمي متضمن معانيي مثل نزديكي، آب در شكم، محبت، مانند مشك بودن شكم، پوششي براي روده ها و آنچه داخل شكم است باشد و با توجه به اين كه شكم حاوي مايعات است و مانند مشك و غلافي مايعات را در بر گرفته است، قرب و قراب را بر مشك و غلاف و پوست درخت و آبشخورهم اطلاق كرده اند. اينها علتهايي بوده است كه انسان در ابتدا از اين مفاهيم استفاده مي كرده، سپس از اين معاني اصلي و اوليه مفاهيم معنوي و غير حسي و معاني مجازي را انتزاع كرده است. بعد از اين تحليل، به تحليل معاني غير حسي و ارتباط آنها با معاني حسي مي پردازيم.
يكي از وجوه معنوي و غير حسي قرب نزديكي به خداوند و آلهه بوده است. در اين وجه نيز تشابهي با وجوه حسي قرب وجود دارد و آن اين كه در قرب پروردگار نيز محبت و دوستي وجود دارد. بشر آن قرب حسي را توسعه داد و براي نزديكي به خداوند نيز استعمال كرد. البته عرب جاهلي آلهه را واسطه اي براي نزديكي به خداوند يكتا پرستش مي كردند و مي گفتند كه بشر نمي تواند به حضور پروردگار نزديك شود و به همين خاطر بتها و ديگر معبودان را به اين منظور اختيار كرد، پس آنها نيز مي دانستند كه قرب و نزديكي حسي به خداوند يكتا ممكن نيست. از ديگر مفاهيم قرب معاني مجازي است كه از مفهوم حسي قرب انتزاع كرده اند از جمله اين معاني مي توان به معانيي مثل عجله كردن، مجامعت، اطعام ميهمان، پشت كردن شترو گم شدن آن اشاره كرد. از آنجا كه در عمل مجامعت نيز نزديكي حسي و عشق و محبت و دركنار هم بودن طرفين و پهلوهايشان مشاهده مي شود واژه قرب را در اين مفهوم نيز به كار برده اند.

فصل سوم

معناشناسي تاريخي قربان و قرباني
در اين فصل مفهوم قربان و قرباني را در عهدين، جاهليت و قرآن بررسي مي كنيم. جريان قرباني تقريبا در همه اديان وجود داشته است و اگر در اين زمينه تفاوتي وجود دارد در نوع، نحوه، و شرايط آن است. اولين موردي كه در متون ديني راجع به قرباني آمده است، جريان قرباني پسران آدم( است كه در آيات قرآن هم به آن اشاره شده است:
(واتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قالَ إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقينَ(؛97 و داستان دو پسر آدم را به درستى بر ايشان بخوان، هنگامى كه [هر يك از آن دو،] قربانيى پيش داشتند. پس، از يكى از آن دو پذيرفته شد و از ديگرى پذيرفته نشد. [قابيل‏] گفت: «حتماً تو را خواهم كشت.» [هابيل‏] گفت: «خدا فقط از تقواپيشگان مى‏پذيرد.»

3-1- قرباني و قربانگاه در عهدين
براي بررسي قرباني در اين دوره از كتاب مقدس كمك مي گيريم. با مراجعه به كتاب مقدس در يافتيم كه براي قرباني در اين كتاب اقسام گوناگوني ذكر شده است و براي هر يك مقررات خاصي آمده است. در اينجا به ذكر اين اقسام قرباني و مقررات آنها مي پردازيم.
براي مقدمه بحث ابتدا به مقررات قربانگاه مي پردازيم:

3-1-1- قربانگاه در عهدين
در كتاب مقدس درباره قربانگاه چنين آمده است:
« قربانگاهي كه براي من مي سازيد بايد از خاك زمين باشد. از گله و رمه خود قربانيهاي سوختني و هداياي سلامتي روي اين قربانگاه قرباني كنيد. در جايي كه من براي عبادت تعيين مي كنم قربانگاه بسازيد تا من آمده شما را در آنجا بركت دهم. اگر خواستيد قربانگاه را از سنگ بنا كنيد، سنگها را با ابزارنشكنيد و نتراشيد، چون سنگهايي كه روي آنها ابزار به كار رفته باشد مناسب قربانگاه من نيست. براي قربانگاه پله نگذاريد، مبادا وقتي از پله ها بالا مي رويد عورت شما ديده شود».98

3-1-2- قرباني سوختني
يكي از اقسام قرباني در كتاب مقدس قرباني سوختني است، در كتاب مقدس چنين آمده است:
« وقتي كسي براي خداوند قرباني مي كند قرباني او بايد گاو، گوسفند يا بز باشد. اگر قرباني گاو باشد، آن گاو بايد نر و بي عيب باشد. گاو را دم در خيمه عبادت بياورد تا مورد قبول خداوند قرار گيرد. شخصي كه آن را مي آورد، بايد دستش را روي سر حيوان بگذارد. با اين ترتيب آن قرباني پذيرفته شده، گناهان شخص را كفاره مي كند. … اين قرباني سوختني كه بر آتش تقديم مي شود، مورد قبول خداوند خواهد بود» 99 قرباني سوختني بايد تمام شب به قربانگاه باشد و آتش قربانگاه خاموش نشود، صبح روز بعد كاهن لباس زير و لباس كتاني خود را بپوشد و خاكستر قرباني سوختني را برداشته، كنار قربانگاه بگذارد…100

3-1-3- قرباني و هديه آردي
در مورد اين قرباني آمده است:
هر گاه كسي بخواهد هديه آردي براي خداوند آورد، هديه او بايد از آرد مرغوب باشد. او بايد روغن زيتون روي آن بريزد و كندر بر آن بگذارد. بعد يك مشت از آن را كه نمونه تمام هديه است به يكي از كاهنان بدهد تا آن را بسوزاند. اين هديه كه بر آتش تقديم مي شود مورد قبول خداوند خواهد بود… .101

3-1-4- قرباني سلامتي
يكي ديگر از اقسام قرباني در كتاب مقدس قرباني سلامتي است، در اين باره آمده است:
هر گا
ه كسي بخواهد قرباني سلامتي به خداوند تقديم كند، مي تواند براي اين كار از گاو نر يا ماده استفاده كند. و سالم و بي عيب باشد. اين قرباني هم بايد دم در خيمه عبادت سرش را ببرند. و پسران هارون خون آن را بر قربانگاه بريزند. و پيه داخل شكم و قلوه ها و چربي هاي آن را و سفيدي روي جگر را همراه قرباني به آتش بسوزانند. اين هديه كه بر آتش تقديم مي شود، مورد قبول خداوند خواهد بود… .102 گوشت حيوان قرباني سلامتي بايد در روزي كه به عنوان هديه شكرگزاري تقديم مي گردد، خورده شود و چيزي از آن براي روز بعد باقي نماند. گوشت قرباني را فقط كساني كه طاهر هستند بايد بخورند . و هر كس كه اين كار را بكند از ميان قوم خود طرد مي شود. هرگز پيه گاو و گوسفند و بز را نخوريد. هرگز خون نخوريد.103

3-1-5- قرباني گناه
درباره اين قرباني از طرف خداوند دستوراتي به حضرت موسي( داده شده است:
خداوند به موسي( فرمود تا به قوم اسرائيل بگويد كه هر كه سهوا مرتكب


0 Comments

No Comment.