دانلود پایان نامه

بازسازی جهان (tikkun) یا تاسیس قلمرو الاهی نقش حیاتی است.
بحثهای اخیر در خصوص این موضوع، خصوصاً در اجتماعات طرفدار محیط‌زیست، تلاش کردهاند تا به جای جهان خدامحور و یا انسان‌محور، در خصوص جهان زیست‌محور صحبت کنند. این مبحث اخیر ادعا میکند که هر کدام از دو دیدگاه قبلی به دلایل مختلف باعث غفلت انسان از کارهای مسئولانه در خصوص محافظت و ابقای کلی حیات میشوند. دیدگاه انسان‌محور که فقط زندگی انسان و انسانها را شایسته توجه جدی میداند، به سمت غرور و تکبر انسان تمایل دارد، در حالیکه دیدگاه خدامحور که به طور کلی دیدگاهی غیر دنیایی است، در وجود مادی مورد شایستهای برای توجه صحیح و جدی به حساب نمیآورد. هر دوی این انتقادها تا حدی ساده‌انگارانه هستند و نسخههای تقلیل‌گرایانه این دیدگاه‌ها را مورد نقد قرار دادهاند. واقعیت این است که خدامحوری، حداقل چیزی که در یهودیت ارائه شده، همچنین به حس قویِ اجبار دینی برای فعالیت انسان نیز منجر میشود، اخلاق ناهمگنی که در آن واحد «فوق ما» به ما دستور میدهد تا رفتاری مسئولانه داشته باشیم. این دیدگاه انسان‌محور است که انسان را به عنوان «تاج خلقت» میبیند و باعث ایجاد تصور مباشرت و قیمومیت انسان بر مخلوقات خداوند میشود. هر دو دیدگاه به صورت بالقوه ارزشمند هستند و می‌توانند باعث بروز دیدگاه مسئولانه‌تری از انسانها شوند. به جای نزاع با این دیدگاهها یا کم اهمیت جلوه دادن آنها که بخشی از میراث انسانی ما هستند، وظیفه ما این است که توجه کنیم آنها در راههایی مورد استفاده قرار گیرند که باعث افزایش، نه کاهش، حس وظیفه‌شناسی جمعی ما شوند.
در دیدگاه جهان‌بینی غیر دوگانه‌انگار، موارد حاد از این بحث برگرفته میشوند. اگر خدا محور جهان است، به سختی چنین معنایی به دست می‌آید که انسان یا طبیعت اهمیت حاشیه‌ای دارند. ما همچنان باید به‌نحوی جایگاه خود را در این مکالمه قدیمی پیدا کنیم. این سوال تمرکز و توجه جدیدی را در عصر حاضر به خود معطوف می‌دارد، چون عظمت و بزرگی جهان به حدی است که خاستگاه ما در مقابل آن بسیار ناچیز و کوچک است. ما در مورد جهانی صحبت میکنیم که قدمت آن 6000 هزار نیست، بلکه قدمت جهان به میلیاردها سال میرسد. ما در خصوص جهانی صحبت نمیکنیم که فقط از یک سیاره تشکیل شده و آسمانی بر فراز آن باشد و خدا بر فراز آن بر تخت شاهی خود تکیه داده باشد، بلکه در مورد دنیایی صحبت میکنیم که بینهایت ستاره در بینهایت کهکشان در فضایی وجو دارند که آنقدر پهناور است که به ندرت میتوان آن را اندازه گرفت یا حتی تصور کرد. در این گونه جهانی، بسیار سخت است بگوییم که تمام هدف آن نقطهای به نام زمین و زندگی مختصر و گذرای انسانی است!
در اینجا نیز، ممکن است به وسیله صدایی جایگزین که از درون سنت‌مان بر میآید هدایت شویم. داستان خلقت، همانگونه که در کتاب پیدایش بیان شده، در واقع به نظر میرسد که انسان را به عنوان هدف نهایی خلقت میداند که در لحظهای دقیقاً قبل از اینکه خدا به سکون برسد و تکمیل جهان را جشن بگیرد، خلق شده است. نسخههای بعدی این داستان این نکته را حتی واضحتر بیان میکنند: آدم وحوا همانند میهمانانی هستند که در یک ضیافت شرکت می‌کنند و قبل از اینکه آنها برسند، همه چیز برایشان مهیا شدهاست. اما به نظر می‌رسد سایر بخش‌های کتاب مقدس این دیدگاه درباره جایگاه انسان در جهان را به چالش می‌کشد. این مصنف مزمور، نوعی همآوایی عظیم از موجودات خلقت را مورد توجه قرار میدهد که نوای ستایش خداوندشان را سر میدهند. انسانها فقط بخشی از این سمفونی ستایش هستند. در این سمفونی «پیران و جوانان، نوجوانان و دوشیزگان» در جایگاه خود به همراه «کوهها و تپهها، درختان میو و سپیدار، حیوانات وحشی و گلههای حیوانات اهلی، خزندگان و پرندگان» همگی به تسبیح و ستایش خداوند میپردازند. مزموری دیگر چشم انداز عظیمی از خلقت را توصیف میکند که هنگامی که خدا آسمانها را همانند ردایی از نور گستراند شروع میشود. در این جهان نورانی، هر مخلوقی جایگاه مخصوص خود را دریافت کرده است. در این جهان انسان و در کنار آن موجوداتی مثل لک‌لک، بزکوهی، خرگوش صحرایی، شیر و … هر کدام جایگاهی دارند. نویسنده این مزمور با اشاره به همه این موجودات میگوید: «ای خدا، چه اندازه خلقت تو شگرف و پیچیده است، تو تمام اینها را از روی خرد آفریدهای.»
در هیچ جای دیگر، این دیدگاه به اندازه بخش پایانی کتاب انجیل ایوب کامل بیان نشده است، این گواهی عظیم کتاب مقدس در خصوص مفهوم زندگی و عدالت الاهی. در این کتاب چالش مرتبط با خدا سرانجام پاسخ داده می‌شود و سخنان خدا که در آن ثبت شده است، از عالیترین مدارک دینی تمام زمانها هستند. اما پاسخی که به ایوب داده شده چیزی نیست که از خدا به عنوان یک هنرپیشه عادل در صفحه تاریخ انسانی دفاع کند. به ایوب هیچ دلیلی برای رنجهایش ارائه نشد و هیچ توضیحی در مورد مرگ فرزندانش یا مصیبتهای خودش داده نشده است؛ بلکه به وی بزرگی و عظمت جهان نشان داده شد، و موجودات عظیم و حیرت‌آوری که بسیار دورتر از دسترس انسان یا حتی فراتر از فهم وی هستند. برای وی مشخص میشود که جهانِ انسان بخشی محدود و بسیار کوچک از جهان لایتناهی است که آنقدر پهناور و عظیم است که در گستره ذهن موجودات فانی نمیگنجد. کسی که خدا را مورد عتاب و سرزنش قرار میدهد، با دیدن این موارد و درک کوچکی خود و جایگاهش در این جهان پهناور و با شکوه به تسلی و آرامش خاطر میرسد.

دسته‌ها: دسته اصلی