دانلود پایان نامه

چنین اتاق فکری که حلقه اصلی تولید محتواست، محتاج است.
مراکز تحقیقات استراتژیک در هر کشور، ازجمله اتاق فکرهایی هستند که ضمن تولید فکر و مفهوم برای رسانه‌ها، به تصمیمسازی برای آن‌ها نیز می‌پردازند. لذا باید هر رسانه‌ای ضمن برخورداری از این اتاق فکرها،‌ مراکز تحقیقات استراتژیک رسانه‌های معارض را رصد نماید.
رگولاتوری که پیش‌ازاین به‌عنوان بخشی از نظام جامع رسانه‌ای تعریف شد نیز از ضروریات نهادسازی در حوزه سازمان‌دهی است. به‌عنوان نمونه، نیاز است که برای فضای مجازی، شورای عالی فضای مجازی تدارک دیده شود، تا آنکه با ترتیب دادن یک رگولاتوری درست، امکان بیشترین بهرهبرداری از این فضا به وجود آید و آسیبهای آن را به حداقل برسانیم. در ذکر نمونه‌های خارجی، می‌توان به کمیسیون فدرال ارتباطات آمریکا (fcc) به مثابه نهاد رگولاتوری و تنظیم مقررات تلویزیون و رادیوی آمریکا، ‌اشاره نمود.
سازمان‌دهی در آرایش رسانه‌ای، منوط به برتافتن تفکر سیستمی و تنظیم آرایش بر اساس تئوری سیستم‌هاست که در آن چگونگی تنظیم روابط معنادار میان اجزای‌ سیستم در نسبت با کل سیستم برای حصول بهترین محصول از آن، نهفته است. تفکر سیستمی از رشد زائد و سرطانی در یک بخش و عدم رشد در بخش‌های دیگر جلوگیری نموده و موجب رشد همگون سایر اجزای سیستم می‌شود. به‌هرتقدیر با طبقه‌بندی گزاره‌های حاصل از مصاحبه با کارشناسان در حوزه «سازمان‌دهی»، می‌توان این موارد را به‌صورت زیر کلاسه‌بندی نمود.

تصویر 27-4 سازمان‌دهی

7-4. منابع انسانی و تأمین امکانات در آرایش رسانه‌ای
الف) تأمین نیروی انسانی
از منظر کارشناسان که مورد مصاحبه قرار گرفتند، «نیروی انسانی» ازجمله موارد بسیار مهم در تأمین آرایش رسانه‌ای مناسب است. چراکه بدون داشتن نیروی انسانی متخصص، متعهد، کارآمد،‌ خلاق و حرفه‌ای، امکان اجرای صحیح آرایش رسانه‌ای به وجود نمیآید. لذا «نیروی انسانی» بحث مفصلی در آرایش رسانه‌ای است که میبایست در رسانه ملی با ایجاد هماهنگی بهتر و تربیت و آموزش نیروهای انسانی متخصص و یا بهره گرفتن از حوزهها و دانشگاهها، خلاقیت را از جامعه و هنرمندان گرفته و با توجه به استانداردهای لازم تبدیل به برنامه نمود و در اختیار مخاطبان قرار داد.
پیش‌ازاین در باب طراحی آرایش رسانه‌ای، به بیانات کارشناسان درباره «آرایش نیروی انسانی» اشاره شد و بیان شد که باید آرایش نیروی انسانی را بر اساس تنوع و تکثر در نظر بگیریم و از قالبهای کلیشهای خارج شویم. معیارهای ثابت را برای آن نباید در نظر بگیریم. از تولیدات فکر افراد متفاوت در تولید برنامه و سوژه و فرم و … استفاده کنیم که این دیدگاه در رسانههای دولتی، غریب است. در فضای نوین رسانهای، این نگاه غلطی است. رعایت منویات و مبانی، کاملاً صحیح است، اما باید بدانیم که مانع تنوع و تکثر هم نیست. این موجب تکصدایی میشود و مخاطب، ما را متهم به یک‌جانبه بودن و یکنواختی میکند و باعث ریزش مخاطب می‌شود. با عدم تنوع، ممکن است مخاطبان بگویند که تعداد زیادی شبکه تلویزیونی، صرفاً یک حرف را میزنند. باید برآورد نمود که در حوزه نیروی انسانی به چه میزان نیروی حرفه‌ای و آشنا به محیط رسانه در اختیار داریم. رسانه‌ ملی واجد نیروی انسانی بیش از ظرفیت خود است. اما به طرز نادرستی، نیروها و امکانات و منابع انسانی را تخصیص میدهد.
این‌ها مواردی است که به‌طور عادی در رسانه‌ می‌بایست رعایت شود؛ اما آنچه که در حوزه نیروی انسانی، از منظر کارشناسان، به‌طور مستقیم به آرایش رسانه‌ای مربوط است؛ این است که؛ برای رسانه‌های خودی باید تعریف مأموریت نمود و به صرف راه‌اندازی شبکه نمی‌توان خود را واجد آرایش رسانه‌ای دانست. در حال حاضر رسانه ملی 160 شبکه رادیویی و تلویزیونی دارد که در حوزه نیروی انسانی، برای جذب، آموزش و تربیت آن‌ها باید برنامه مناسب و جامع داشت و آن‌ها را به‌تناسب اهداف و مأموریت‌های سازمان رسانهای، جذب و تربیت نمود و ویژگی‌های مورد نیاز برای هر نیرو را مشخص نمود. بنابراین جذب و آموزش نیروی انسانی ، متناسب با مأموریت هر رسانه باید صورت گیرد.
لذا در حوزه نیروی انسانی، استراتژی تعریف شده در رسانه را باید در نظر گرفت و مثلاً آموزش و بهرهگیری از نیروهای توانمند برای شناخت، تولید و تحلیل و انتشار پیام را باید در دستور کار قرار داد. بنابراین توانمندسازی نیروی انسانی در تولید پیام و تحلیل و انتشار آن از موارد مهم نیروی انسانی است.

ب) تأمین منابع و امکانات
بخش دیگر حوزه «منابع انسانی و تأمین امکانات در آرایش رسانه‌ای» مربوط به تأمین منابع و امکانات است. در این حوزه اگرچه مطالب حصول شده از مصاحبهها توسط محقق اندک بود؛ اما کارشناسان در بحثهای خود به دو مقوله کلی در این حوزه اشاره کردند که این دو مقوله، شامل اقتصاد رسانه و تأمین زیرساختها می‌باشد.
آنان تأکید داشتند که باید رسانه‌های خود را به تجهیزات مناسب و باکیفیت و به‌روز، مجهز نموده و دانش نیروی انسانی را نسبت به این تجهیزات به‌روز نمود. در تأمین زیرساخت‌ها باید به این نکته توجه داشت که برای برتافتن ژئومدیا در فضای ژئوپلیتیک نوین جهان، ماهواره نقشی استراتژیک را داراست و باید از مزایای آن برخوردار بود. چراکه، باید ماهواره داشت تا به‌صورت ارزان و آنلاین بتوانیم همه مناطق موردنظرمان را پوشش دهیم. حتی برای پوشش داخل نیز، نیاز به ماهواره است. این یک میدان جدید را به پیش روی ما میگشاید. دشمن نیز مانع این کار میشود. گاهی نیز حتی شبکههای ما را از روی ماهواره حذف میکند. اینجاست که مفهوم ژئو مدیا معنا مییابد. رسانه یک عنصر ژئوپلیتیک میباشد. در اقتصاد رسانه باید به این پرسش پاسخ گفت که میزان تمکن مالی و توانایی اقتصادی ما چقدر است؟‌ چراکه منابع مالی از متغیرهای مهم در آرایش رسانه‌ای است و باید رسانههای ما بتوانند اقتصاد خود را تأمین نمایند.
اقتصاد رسانه بخشی از همان اقتصاد فرهنگ است که مقوله مهمی است. عموماً هر رسانه یا منبع درآمد خاصی دارد یا آنکه که بخشی درآمدزا را در کنار بخش‌های دیگر تعریف می‌کنند و آن را صرف آن بخش‌های دیگر می‌نمایند، که این امر ضرورتاً آرایش رسانه‌ای را تحت‌الشعاع قرار میدهد و باید متناسب با متغیری به نام منابع مالی،‌ آرایش رسانهای خود را تنظیم نماید.
بیان یا دانستن اینکه منابع محدود است کفایت نمیکند. بلکه باید با تحلیل بحث متوجه جزییات و ابعاد و جوانب آن شویم. مثلاً قرار است منابع مالی ما از طریق دولت تأمین شود، یا آنکه از طریق آگهیهای بازرگانی و درآمدزایی خود رسانه صورت گیرد، یا ترکیبی از این دو باشد. هرکدام از این سه نوع از تأمین مالی اثر متفاوتی در آرایش رسانهای ما خواهد داشت. لذا در اقتصاد آرایش رسانهای، متغیرهای مالی شامل ۱. تأمین دولتی ۲. خودکفایی ۳. حالت ترکیبی میشوند. به‌عنوان‌مثال بی‌بی‌سی، با مدل مشخص پابلیک سرویس و منبع درآمد دولتی خود، آرایش رسانهای خاص خود را می‌گیرد.
نکته دیگر اینکه، پیش‌ازاین در مراحل طراحی آرایش رسانه،‌ به تعیین سهم برودبند و برودکست اشاره شد. برای این منظور نیز باید این منابع و زیرساختها را در نظر گرفت و تا اینکه به نسبت منابع، سهم برودبند و برودکست را از منابع مشخص نمود.
در جمع‌بندی تعابیر به کاربرده شده توسط کارشناسان،‌ در یک تعریف، آرایش رسانه‌ای کاربرد صحیح انرژیها، توانها، بودجهها و منابع انسانی، برای سیاست‌گذاری دقیق و هدف‌گذاری شده روی مخاطبان، رسانهها و نیروهای سیاسی خودی و دشمن و بی‌طرف تعبیر شده است.144

تصویر 28-4 منابع انسانی و امکانات

8-4. هدایت و رهبری در آرایش رسانه‌ای
یکی از وظایف اساسی مدیر یک سازمان رسانه‌ای، هدایت و سرپرستی سازمان دانسته‌اند. این وظیفه یعنی تلاش مدیر برای ایجاد ارتباط درون و برون‌سازمانی و ایجاد انگیزه و رغبت در کارکنان جهت دست یافتن به اهداف سازمان، با عنایت به ارزش‌های فرد و ارزش‌های حاکم بر جامعه. وظیفه هدایت و رهبری مدیر شامل سه بخش رهبری، انگیزش و ارتباط می‌باشد که در خصوص مؤلفه «ارتباط» در کلام کارشناسان مورد مصاحبه،‌ ‌ازآنجاکه با قید تفکر سیستمی همراه بود، در بخش سازمان‌دهی گنجانده شد.
همچنین بر اساس نظر کارشناسان، شکل‌دهی به رسانه‌های همسو و مالکیت و مدیریت رسانه‌های بین‌المللی همسو نیز از وظایف رهبری در الگوی آرایش رسانه‌‌ای عنوان گردید. ضمن آنکه موارد دیگری که مربوط به هدایت و رهبری صرفاً در طراحی آرایش رسانه‌ای باشد، ‌از دل داده‌های اولیه به‌دست نیامد و به گزاره و کد و مقوله‌ی مربوط به رهبری و هدایت نیز نینجامید و اشباع شده تلقی گردید.

تصویر 29-4 رهبری و هدایت

9-4. نظارت و کنترل در آرایش رسانه‌ای
بخش نظارت و کنترل در آرایش رسانه‌ای زمانی رخ می‌دهد که طراحی صورت گرفته و چیدمان و آرایش رسانه‌ای لازم به‌طور کامل اتخاذ گردیده و سپس، عملکرد آرایش رسانه‌ای اتخاذشده، مورد ارزیابی و نظارت قرار می‌گیرد تا اگر ضعفی در اجرا و یا آسیبی در طراحی آرایش رسانه‌ای موجود وجود دارد،‌یا آنکه شرایط جدیدی بروز نموده و لازم است نسبت به آن موضع گرفت، ‌آن را با ارزیابی صحیح سیستم، شناسایی و سپس با اِعمال انعطاف، سیالیت، چالاکی و توانایی انطباق با شرایط جدید و تغییر اولویت‌ها، به‌روزرسانی نموده و ضعف‌ها و آسیب‌های درونی و تهدیدات جدید بیرونیِ آرایش رسانه‌ای، از طریق بازطراحی آن به قوت بدل گردند.
کارشناسان در مصاحبه‌های عمیق صورت گرفته توسط محقق، اذعان داشتند که انعطاف و توانایی انطباق با شرایط جدید از امور ضروری در آرایش رسانه‌ای است. رسانه مي‌بايست در برابر شرايط گوناگون، مثل آب خاصيت ژيروسكوپيك و انطباق با شرايط گوناگون داشته باشد و منعطف باشد و توانايي تغيير اولويتها و تغيير مؤلفه‌ها را دارا باشد.
چراکه آرایش گرفتن و داشتن انعطافپذیری در آرایش رسانه‌ای، تابعی از شرایط است و در نسبت با شرایط تنظیم می‌شود. در برتافتن این انعطاف، ‌استراتژی ما نیز باید پویا بوده و در مقابل شرایط جدید انعطاف‌پذیر و قابل‌تغییر باشد. چراکه هنگام بروز شرایط جدید باید تغییر استراتژی داد و آن را به‌روزرسانی، اصلاح و تقویت نمود. بروز شرایط جدید و موقعیت‌های حساس برای رسانه، که به موضعگیری‌های سریع و واکنش‌های صحیح و به‌موقع نیاز دارد به‌طور مداوم به وجود میآید که میبایست به‌سرعت در مقابل آن‌ها آرایش لازم را گرفت و تغییر آرایش و تنظیم مجدد و اصلاح رویه آن صورت بگیرد. لذا سیستم باید از انعطاف در عمل برای تصمیم و اقدام به‌موقع در مواقع حساس برخوردار باشد.
از منظر کارشناسان، به‌روزرسانی و آسیب‌شناسی دقیقاً به همان بحث کنترل و نظارت در مدیریت برمیگردد که به‌عنوان یک چرخه دائم باید رعایت شود و دوباره به سیستم پس‌خوراند145 بدهد. سیالیت و انعطاف به کارآمدی آرایش میانجامد. مثلاً بخش یا شبکهای اگر از بیننده لازم برخوردار نبود میتوان آن را برچید. این بخشی از انعطافی است که در قبال شرایط جدید داریم. مرکز نوآوری رسانه یا مدیالب (آزمایشگاه رسانه‌ای) که در بخش سازمان‌دهی به‌عنوان نهادهایی که باید در ساختار رسانه‌ای ایجاد شوند، ذکر شد، می‌تواند بخشی از به‌روزرسانی مدام سیستم رسانهای و انطباق با شرایط جدید را بر عهده گیرد.
انطباق با شرایط جدید همچنین در فضای نوین رسانه‌ای جهان نیز، خود را نشان میدهد. مثلاً تحولاتی که در حوزه مخاطب، تکنولوژي و رسانهها و حتی در حوزه ژانر به وجود میآید؛ تحولاتی است که رسانه باید همواره خود را بر آنان منطبق نماید. به‌عنوان نمونه، ادغام تلویزیون با رسانههای جدید مسئله‌ای است که تحولات جدیدی را به وجود آورده و این امر باید توسط تلویزیون بررسی شده و سپس با آن جریان، همراهی نمود. همچنین به برخی وقایع تلخ باید تن داد. مثلاً مخاطبان با موبایل‌های خود پیوند خورده‌اند،‌ لذا سازمان رسانه‌ای باید به این بیندیشد که چگونه کلیپ برنامه‌های خود را به این شبکه‌ها نفوذ دهد.
از نگاه کارشناسان،‌ کنترل کیفی محتوا و سیاست‌گذاری صحیح بر روی محتوا و ارزشيابي عملكرد رسانهاي نیز بخشی از نظارت و ارزیابی آرايش رسانهاي است. همچنین آثار مخرب تلویزیون باید روی طیفهای مختلف مخاطب بررسی و شناسایی شود. نظرسنجیهایی که پس از پخش هر برنامه انجام میشود، همان آسیبشناسی و نگاه به عملکرد گذشته و بررسی آن است که همه این موارد ذکر شده، برای حرکت بهتر به‌سوی چشمانداز و وضع مطلوب آینده واجد اهمیت است.

تصویر 30-4 نظارت و کنترل

فصل پنجم: بحث و نتیجهگیری

1-5. مقدمه
فصل حاضر به جمع‌بندی و حصول نتایج تحقیق مربوط می‌شود. که در ابتدا به جمع‌بندی سه فصل ابتدایی پرداخته‌شده است و در ادامه، خلاصه‌ای از یافته‌های تحقیق که در فصل چهارم آمده، نگارش یافته است و پس از اندکی بحث در خصوص یافته‌ها، محقق به ارائه نتیجه و پیام حاصل از تحقیق پرداخته است. این نتیجه‌گیری، همان حاصل نهایی تحقیق است که الگویی پیشنهادی،‌ برای طراحی آرایش رسانه‌ای صداوسیما می‌باشد که مورد مداقه محقق بوده و به‌صورت یک الگوی مصور، در بخش نتیجه‌گیری فصل حاضر، ارائه گردیده است.
محقق در فرآیند تحقیق پیش رو، با محدوديت‌هايی مواجه بود که تحت عنوان «محدوديت‌هاي تحقيق» ارائه گردیده است. پيشنهادهايی در خلال تحقیق نیز ‌به ذهن محقق متبادر شد، که به‌طور مستقیم از تحقيق برخاسته است. این پیشنهادات در ادامه، برای انجام تحقیقات بعدی به ساير محققين ارائه گردیده است.

2-5. خلاصه تحقيق
در فصل اول تحقیق حاضر، که تحت عنوان کلیات بود؛ در بدو امر، به بیان مسئله پرداخته‌شده و سعی نگارنده بر آن بوده تا بیش از هر چیز، چیستی و مسئله‌ی تحقیق را به‌وضوح تبیین نماید. در ادامه ضرورت و اهمیت تحقیق حاضر مورد مداقه‌ قرار گرفت تا آن‌که، فوایدِ انجام و مضراتِ عدم انجام آن، احراز گردد. سپس اهداف و پرسش‌های اصلی و فرعی تحقیق بیان گردیده و درنهایت مفاهیم اصلی پژوهش تعریف شده‌اند. هدف اصلی پژوهش پیش رو، «پیشنهاد الگوی آرایش رسانهای صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران» می‌باشد که در کنار این هدف، دو هدف فرعی را نیز دنبال ‌نمود. یک، بررسی شرایط نوین فضای رسانه‌ای جهان و دوم، آشنایی با حوزهها و جوانب آرایش رسانهای.
نکته آنکه در طرح اولیه تحقیق نیز این‌گونه عنوان شد که، اگر مأموریت صداوسیما «مدیریت و هدایت فرهنگ و افکار عمومی جامعه» میباشد، برای تضمین اجرای این مأموریت گریزی از آن نیست که، الگویی برای تنظیم آرایش رسانهای تدوین گردد تا با برتافتن آن الگو، آرایش رسانهای صداوسیما در انطباق با شرایط جدید طراحی شده و در مواجهه با امپریالیسم رسانهای دشمن، بر تهدیدات آن نیز فایق آید. لذا الگوی پیشنهادی،‌ لزوماً باید الگویی باشد که برای «طراحی آرایش رسانه‌ای» و برای صداوسیما مورد استفاده قرار گیرد.
فصل دوم تحقیق نیز، به پیشینه و مبانی نظری پژوهش اختصاص یافت که بخش اول آن مربوط به تحقیقات پیشین میباشد. در این بخش تلاش نگارنده بر آن بود که، پژوهشهایی را که به لحاظ موضوعی با این پایاننامه، قرابت دارد، برگزیند و آن‌ها را به ترتیب اولویت،

دسته‌ها: دسته اصلی