دانلود پایان نامه

ادبیات بومی خاصی در علوم ارتباطات و مدیریت رسانه، یافت نشده است و برای جبران آن میبایست از مباحث مشابه در علوم دیگر عاریت گرفت. ازآنجاکه بحث «آرایش رسانهای» به حوزهی «مدیریت استراتژیک» در مدیریت رسانه مربوط میگردد؛ ابتدا میبایست از زاویه «مدیریت استراتژیک» به مقولهی «آرایش رسانهای» نگریست. «مدیریت استراتژیک» نیز، دانشی برگرفته از علوم نظامی است، و منبعی غنی برای تدوین بحث «آرایش رسانهای» به شمار میرود. چراکه متناظر با مفهوم «آرایش رسانهای» در مدیریت رسانه، مفهومی در علوم نظامی به نام «آرایش نظامی» وجود دارد که از آن میتوان به‌خوبی بهره گرفت. بنابراین، در پژوهش حاضر از چارچوب تصوری و دریچهی علوم نظامی به پدیدهی «آرایش رسانهای» نگاه شده است.
همچنین جنس آرایش رسانه‌ای از جنس برنامه‌ریزی و طراحی استراتژیک می‌باشد و در حوزهی مدیریت رسانه، به بحث سیاست‌گذاری و استراتژی پرداخته می‌شود. بنابراین در این حوزه نیز زاویه نگاه، دانش «مدیریت استراتژیک» و «مدیریت عمومی» است.
طی مصاحبه‌های به‌عمل‌آمده، بهترین قالب به‌دست‌آمده برای تنظیم آرایش رسانه‌ای همان مؤلفه‌های ۵گانه مربوط به حوزه‌های مدیریت عمومی تعیین گردید و مطالب به‌دست‌آمده در طبقه‌های برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی،‌ منابع‌انسانی و امکانات، رهبری و درنهایت، نظارت و کنترل تدوین گردید. اگرچه دانش نظامی و مدیریت استراتژیک نیز حائز مطالب فراوانی در نگاه کارشناسان بود، اما نهایتاً آنچه می‌توانست همه نظریات را در خود تجمیع نماید، همان حوزه‌های مدیریت عمومی بود که ذکر شد.

تصویر 2-4 الگوی مدیریت عمومی رسانه

البته در گفتار کارشناسان آرایش رسانه‌ای نیازمند به عقبه و پشتیبان و پیشنیازهایی بود تا آنکه مدل نهایی آن قابلیت عملیاتی شدن یابد که این موضوع تحت عنوان عقبه‌ها و یا پیشنیازهای آرایش رسانه‌ای آمده است.

3-4. مفهوم،‌ معنا و تعریف آرایش رسانه‌ای
در مصاحبه عمیق با کارشناسانی که در حوزه‌ها و جوانب آرایش‌ رسانه‌ای صاحب تخصص بودند، ابتدابه‌ساکن، پرسشهایی در خصوص معنا، ریشه‌یابی و مفهوم «آرایش رسانه‌ای» به عمل آمد که هرکدام از این کارشناسان، به ابعاد مشترک و گاهی متفاوت از مفهوم آرایش رسانه‌ای پرداختند، که ابتدا تعاریف و استنباط مفهومی «آرایش رسانه‌ای» در ادامه به‌صورت نقل قول مستقیم آمده‌اند.
دکتر مجید شاه‌حسيني برای تبیین مفهوم «آرایش رسانه‌ای» بر عنصر هماهنگی و هارمونی میان اجزای نظام رسانه‌ای تأکید داشت. این‌گونه که:
«براي سايتهاي اينترنتي تحت وب، پلتفرمهايي وجود دارد كه با استفاده از آن‌ها آرايش مي‌گيرند. يعني حتي براي شبكههاي تحت وب، نياز به آرايش رسانه‌اي وجود دارد. از شبكه‌هاي پربيننده تا كمبيننده، يك آرايش يعني يك هنجار و هارموني و جايگاهي دارند. در كنار هم قرار گرفتن برنامهها مثل يك اركستر سمفوني كه سازهايش هركدام در جاي مناسب و درست خود مي‌نوازد، و اگر يك ساز كوك نباشد، يا ناهماهنگ با بقيه باشد كل اركستر را به هم مي‌ريزد، رسانه نيز واجد چنين آرايشي است.»127
سهیل سلیمی نیز مفهوم «آرایش رسانه‌ای» را در استقرار بهترین چیدمان برای مناسب‌ترین بهره‌گیری از نیروهای خودی در مقابله با دشمن تعبیر نمود و گفت:
«آنچه در ابتدا از مفهوم «آرایش رسانه‌ای»، به ذهن متبادر می‌شود بیشتر ناظر به وجه نظامی آن است. یعنی به گونهای نیروهای رسانهای، به‌عنوان گروهی که در مواجهه با دشمن و یا موضوع خاصی در حال عملیات هستند، خود را مستقر کنیم که بتوان بیشترین و بهترین نوع حمله را از آن‌ها مطالبه و دریافت نمود. برای این منظور باید یک چیدمان داشت که به آن آرایش و نتیجتاً هدف موردنظر برسیم.» 128
دکتر محمدقلی میناوند نیز برای تبیین مفهوم «آرایش رسانه‌ای» آن را از منظرهای مختلف بررسی کرده و در آخر، همه‌ تعاریف خود را در یک تعریف جمع‌بندی نمود. اولین تعریف وی بر روی جامعه‌شناسی ارتباطات تمرکز دارد:
«آرایش رسانه‌ای اصطلاح رایجی در مطالعات ارتباطی نیست و جعل واژه صورت گرفته است و می‌بایست ابعاد آن را تعریف نمود و به آن پروبال داد. آرایش رسانه‌ای را باید از دید جامعه‌شناسی ارتباطات نگریست. آرایش رسانه‌ای نحوه قرارگیری و جهتگیری انواع بروندادهای رسانه‌ای در یک جامعه است که هرکدام، منطقه‌ی منافع خود، نوع مخاطبان خود و شیوه ارتباط با دسته‌های مختلف آن مخاطبان را تعیین نموده‌اند.» 129
دومین تعریف دکتر میناوند بر روی کشف خاستگاه قدرت هر رسانه تمرکز دارد:
«با تحلیل محتوا و تحلیل گفتمان هر رسانه، می‌توان به خاستگاه قدرت آن پی برد. اینجا آرایش رسانه‌ای به این معناست که املا چگونه رسانه‌ها از توانایی‌ها و استعدادهای بالقوه و بالفعل خود برای اهداف صاحبان آن رسانه‌ها بهره می‌برند. ثانیاً این قدرت‌ها و نیروها را چگونه برای پیروزی در کارزار رقابت سیاسی و رسانه‌ای، تبدیل به پیام‌های ارتباطی مؤثر به دوستان و دشمنان و بیطرفان می‌نمایند. ثالثاً اینکه جهت‌گیری توپخانه خود را در مقابل انواع رسانه‌های موجود، به چه سمتی گرفته‌اند.»130
تعریف بعدی ایشان بر روی دسترسی رسانه به مخاطب تمرکز دارد:
«آرایش رسانه‌ای یعنی، شکل محاسبه‌شده و مهندسی و طراحی اینکه، به هر مخاطبی در زمان و مکان و موقعیت خاص خود، دسترسی یابیم. این یعنی رسیدن به مخاطب (reach to audience) درحالی‌که تاکنون در مجامع علمی و حتی سازمان ملل، سخن از محدودیت دسترسی مخاطب به رسانه‌ها (access) می‌شده؛ اما اکنون بحث دسترسی رسانه به مخاطب، جدی شده است. آرایش رسانه‌ای، به معنای تأمین و طراحی کامل و جامع، برای ایجاد دسترسی به مخاطب‌های خاص، در بهترین زمان و موقعیت لازم و جای مناسب، می‌باشد. این باعث می‌شود، در همه‌جا حضور داشته باشیم.»131
در تعریف نهاییِ دکتر میناوند از آرایش رسانه‌ای،‌ تعاریف قبل این‌گونه جمع‌بندی شد که:
«آرایش رسانه‌ای کاربرد صحیح انرژی‌ها، توان‌ها، بودجه‌ها و منابع انسانی، برای سیاست‌گذاری دقیق و هدفگذاری شده روی مخاطبان، رسانه‌ها و نیروهای سیاسی خودی و دشمن و بیطرف است.»132
دکتر مجید ملکی‌تبار نیز در تبیین مفهوم «آرایش رسانه‌ای» پس از ریشه‌یابی آن، به جامعیت، پویایی و کارآمدی آرایش رسانه‌ای در تعریف آن تأکید داشت:
«لفظ آرایش، ابتدا از آرایشگاهها و موزون بودن و زیبایی گرفته شده و سپس به بحثهای نظامی و پس از آن به عرصه رسانه کشیده شده است. این آرایش هم درونی است و هم بیرونی. این یعنی یک آرایش زنده و پویا و فعال، که جامعنگر بوده و همه‌چیز را به‌خوبی می‌بیند. تهدیدات بیرونی و نیازهای داخلی را به‌خوبی درک و پاسخ می‌دهد و رضایت مخاطبان را مدیریت می‌کند. این یعنی شناخت محیط رسانهای خارجی و شناخت محیط داخلی.» 133
دکتر سید بشیر حسینی در تبیین مفهوم «آرایش رسانه‌ای» به‌جای رسانه، بر روی مخاطب تأکید داشت:
«مفهوم «آرایش رسانه‌ای» از آن دست موضوعات بسیار مبهم و گنگ است. چراکه اساساً آرایش رسانه‌ای یک مفهوم استعاری است که از دانش نظامی عاریت گرفته شده است و باید رمزگشایی شود. این مفهوم در فضای استعاری قرار دارد و در میدان مفاهیم رسانه وجود ندارد. با این وجود، … تعریف آرایش رسانه‌ای، بهینه‌سازی کیفیت و کمیت رسانه‌ها در کشف و شکوفایی مخاطب برای رسیدن به انسان کامل؛ می‌باشد.»134
دکتر حسن خجسته مفهوم «آرایش رسانه‌ای» را در دو گزاره رقابت در سپهر رسانه‌ای، شامل رقابت در پیام و رقابت در مخاطب، و همچنین ایجاد دسترسی مخاطب به ما و ما به مخاطب، دانست:
«استنباط من از آرایش رسانه‌ای یک مبنایی دارد. ما در سپهر رسانه‌ای درگیر دو رقابت هستیم. رقابت در پیام، که رقیب می‌خواهد پیام ما به مخاطب نرسد و یا اینکه اگر رسید، بد فهمیده شود. مثل شبکه‌های فارسی‌زبانی که با ما رقابت دارند. گروه دیگری از رسانه‌ها هستند که رقابت مشتری‌مدار با ما دارند. مثل شبکه‌های خارجی، عربی، انگلیسی، ترک و… که با پیام ما مشکلی ندارند؛ اما صرفاً می‌خواهند مخاطبان ما را جذب کنند، برای اعتبار، تبلیغات، درآمد و … جمهوری اسلامی حامل یک پیامی است که این پیام، ماهیتاً با همه دنیا متفاوت است. لذا املا باید هرکسی که خواست، بتواند به پیام ما دسترسی داشته باشد و ثانیاً ما به هرکسی که خواستیم دسترسی داشته باشیم. این مدل مفهومی آرایش رسانه‌ای است. یعنی هرکس خواست به ساده‌ترین شکل و از طریق هر رسانه‌ای به شما دسترسی بیابد و ما نیز به هر طریقی که خواستیم به مخاطب خاص خود دسترسی بیابیم.»135
دکتر داوود نعمتی انارکی مفهوم «آرایش رسانه‌ای» را با دو تعبیر مشابه تبیین کرد که اولی بر روی چگونگی بهرهگیری از امکانات برای عدم از دست دادن مخاطب در فضای رقابتی، و دومی بر روی استفاده کیفی و کمی از رسانه، برای جلب عموم طیفهای مخاطب در سپهر رسانهای تأکید داشت:
«تعریف آرایش رسانهای، این است که ما چگونه و با چه وضعیتی، امکانات رسانه‌ای خود را در فضای رقابتی رسانه بسیج و استفاده می‌کنیم و از قابلیتهای رسانه‌ای‌مان در فضای رقابتی رسانهای موجود استفاده نماییم. و در این فضای رقابتی با این وضعیت که از رسانهها می‌بینیم و برایشان تعریف می‌کنیم، که می‌تواند سیاست، اهداف، چشم‌انداز، استراتژیها را در بر بگیرد، از رفتن مخاطب خود در دامن رقیب جلوگیری نماییم و برای خود حفظ نماییم و مأموریت، اهداف، استراتژی و وضعیت جدیدی را برای خودمان تعریف نماییم.
…. همچنین استفاده از رسانهها به لحاظ کیفی و کمی، در سپهر رسانهای موجود که دائماً در حال ارسال پیامهای مختلف است و ما در نقطه مقابل این‌ها نه به شکل تهاجمی و بلکه رقابتی باید مخاطب خود را اعم از مخاطب بیتوجه، گذرا، ثابت و وفادار خود را جلب، تثبیت و حفظ نماییم. هر اقدامی که در این زمینه مینماییم، به لحاظ تولید محتوا، و یا راه‌اندازی شبکههای مختلف، یا تولید برنامه، آرایش رسانهای ما را شکل میدهد.»136
تعبیر دکتر دبیری مهر نیز از مفهوم «آرایش رسانه‌ای» شامل چیدمان رسانه‌ای و روابط اجزای رسانه در تناسب با مأموریت گردید که البته وی آن را جامع و راهگشا ندانسته و نیازمند تعریف تحلیلی دانست:
«در مورد مفهوم آرايش رسانهاي بايد گفت كه، لفظ «آرايش رسانهاي» گمراه‌کننده است. چراكه اين نكته را تداعي ميكند كه بايد رسانه را آرايش نمود و يا آرايههايي را به آن افزود. بهتر است از لفظ «چيدمان رسانه‌ای» استفاده نماييم.
منظور از آرايش رسانهاي، چيدمان رسانهاي و شکل و هیئت رسانه و روابط اجزای رسانه در تناسب با مأموریت آن رسانه است. اگر به جنگ رسانهای معتقدیم، همان‌طور که در جنگ ما آرایش لشکر داریم، رسانه نیز در جنگ رسانهای به آرایش رسانهای نیاز دارد. مجموعه منابع سازمان متناسب با مأموریت‌های عام و خاص سازمان، به‌گونه‌ای باید کنار همدیگر قرار گیرند و رابطهی آن‌ها در نسبت با یکدیگر به‌گونه‌ای تنظیم شود که بتوانند به حداکثر اهداف رسانه برسند.
اما این تعاریف راه گشا نیست چراکه تعاریف مجمل است و باید منظور خود را از آرایش رسانهای بیان کنیم. باید تعریف تحلیلی نماییم و تبیین نماییم که در حوزه واقعیت و عین در رسانه، منظور از آرايش رسانهاي چیست.»137
دکتر فتحی نیا نیز به‌عنوان آخرین تعریف، پس از ریشه‌یابی مفهوم «آرایش رسانه‌ای»، آن را ترکیب یک جبهه رسانه‌ای همسو دانست:
«آرایش رسانهای از ادبیات غیر رسانهای به حوزه رسانه آمده است. احتمالاً مطلبی در زمینه آرایش رسانهای در حوزه ارتباطات وجود ندارد و شاید بهتر باشد از منظر همگرایی رسانهای به آن نگاه کنیم.
از نظر من آرایش رسانهای، ترکیببندی رسانهها و شبکههایی که متعلق به یک طرز فکر خاص یا جناح خاص هستند در مقابل رسانههای رقیب میباشند. بر این اساس رسانهای خواهیم داشت که مبلغ پیامهای خاصی است و سیاستها و اهداف خاصی را داراست و آن‌ها را پی میگیرد که میخواهد در مقابل دیگر رسانهها آرایش خاصی بگیرد که بتواند اهداف و مأموریت خود را محقق کند.»138
تعابیر به‌کاررفته توسط کارشناسان مورد مصاحبه، پس از تبیین ابعاد و جوانب مفهوم آرایش رسانه‌ای، در فصل بعدی جمع‌بندی شد.

4-4. پیش‌نیاز آرایش رسانه‌ای
نظر کارشناسان در حوزه عقبه‌های آرایش رسانه‌ای این بود که،‌ صداوسیما در آرایش رسانه‌ای خود عقبه ندارد و باید به فکر این عقبه نداشتن در آرایش رسانهای بود. در صداوسیما بجای تشکیل عقبه، مدام در حال افزایش خط حمله هستیم و این در حالی است که داشتن عقبه، از ضرورت بالاتری برخوردار است.
نظام جامع رسانه‌ای در اینجا نیز می‌تواند به کمک ساختار رسانه‌ای بیاید. این نظام جامع شامل حقوق جامع ارتباطات است و البته تمامی قوانین ازجمله قانون مطبوعات را شامل می‌شود و حقوق بین‌الملل ارتباطات را نیز تحت پوشش قرار می‌دهد. منطق نظام جامع این است که پیشرو و آینده‌نگر باشد، و جامع بوده و همه رسانه‌ها را شامل باشد. رژیم مصرف رسانه‌ای در آن مشخص باشد. یعنی، از هر رسانه‌ای، چقدر، برای چه مخاطبی و چگونه مصرف شود.
ضمناً خلأهای آرایش رسانه‌ای ما در نظام جامع رسانه‌ای تعریف می‌گردد که شامل سیاست‌گذاری و قوانین و نهادسازی مرتبط با آن می‌گردد. اگر این نظام جامع رسانه‌ای شکل بگیرد تکلیف آرایش ما نیز تاحدی معلوم می‌شود.
نهادسازی ازجمله مواردی است که می‌بایست در نظام جامع رسانه‌ای مورد توجه واقع شود. درواقع برای عملیاتی شدن آن نظام جامع رسانه‌ای،‌ کشور به ساختارهای جدیدی نیاز دارد که توان عملیاتی نمودن آن را داشته باشد. مثلاً رگولاتوری حتماً بخشی از این نظام جامع رسانه‌ای است. لذا به‌عنوان نمونه، نیاز است که برای فضای مجازی، شورای عالی فضای مجازی تدارک دیده شود، تا آنکه با ترتیب دادن یک رگولاتوری درست، امکان بیشترین بهره‌برداری از این فضا به وجود آید و بتوان آسیبهای آن را به حداقل رساند. در ذکر نمونه‌های خارجی، می‌توان به کمیسیون فدرال ارتباطات آمریکا (fcc) به مثابه نهاد رگولاتوری و تنظیم مقررات تلویزیون و رادیوی آمریکا، ‌اشاره نمود.
نقشه جامع مهندسی فرهنگی کشور باید در چهارچوب اولیه آرایش رسانهای صداوسیما، به‌عنوان یک سند بالادستی و رسمی برای جمهوری اسلامی قرار گیرد، که گفتمان انقلاب اسلامی را در آن اشراب نموده‌اند و سپس از آن به‌عنوان مبنای تهیه و تنظیم آرایش بهره گرفته شود.
نکته دیگر، حوزه تولید علم بومی و نظریه‌پردازی در حوزه رسانه است. غفلت بزرگی در این حوزه در کشور وجود دارد که هرگز مبانی تئوریک را در اولویت قرار نمی‌دهند. کتاب و پژوهش و تولید علم مسئله‌ای جدی در آرايش رسانهاي است. هیچ اتفاقی در دنیا بدون تولید علم رقم نمیخورد. باید در این حوزه سرمایهگذاری نمود. اراده بدون اتکای به دانش، محکوم به شکست است. العلم السلطان نیز در همین راستا تفسیر میشود. تئوری پردازی در آرایش رسانهای تاکنون صورت نگرفته است.
همچنین یکی از لوازم داشتن یک آرایش رسانه‌ای مطلوب و بومی، صنعت بومی عظیم برآمده از علوم و مبانی اصیل فکری و فرهنگ بومی کشور در داخل کشور به‌عنوان یک پشتوانه است که از دل شرایط پیچیده مواجهه با قدرت‌های رسانه‌ای دنیا و شرایط نوین رسانه‌ای جهان بجوشد.

دسته‌ها: دسته اصلی