دانلود پایان نامه

می‌آورد و می‌گوید: در جنگ احد اصحاب، مراقب پیامبر ( بودند تا اینکه این آیه نازل شد و آن حضرت سر مبارک خود را از قبّه بیرون آورده و فرمود: ای مردم بروید که خدا مرا از گزند دشمنان مصون داشته است.131
زمخشری همانند تفسیر دیگر آیات به مقدار اندکی توضیح واژه‌ها و بیان یک روایت در ذیل آیه بسنده کرده است و در ذهن خواننده کتاب سؤالاتی را بوجود می‌آورد از جمله اینکه اگر رسالت همان قرآن باشد، پیامبر ( که قبلاً قرآن را تبلیغ کرده است و رسالت خویش را کاملاً انجام داده است و دیگر اینکه: آیا این آیه با توجه به شأن نزولش در ابتدای عمر شریف پیامبر نازل شده است و یا اینکه در انتهای رسالت ایشان نازل گشته است تا در مقام اتمام حجت تبلیغ و انذار باشد.
به طور خلاصه زمخشری رسالت را به خود قرآن و حفاظت پیامبر ( در جهت ترسیدن از گزند کافران به ایشان، تفسیر نموده است.
ان شاءالله با آوردن نظرات دیگر مفسرین اهل سنت و همچنین شیعه به نقد و بررسی نظرات مؤلف کشاف می‌پردازیم.

نظر آلوسی در تفسیر روح المعانی
شهاب الدین آلوسی پس از واژه شناسی در ذیل آیه شریفه به تفسیر آن می‌پردازد و می‌گوید رسالت پیامبر یعنی مقام دین و جزء جزء آن رسالت است و اگر یک جزء کوچک هم ابلاغ نشود مثل اینکه هیچ کدام از رسالت ابلاغ نشده است و می‌افزاید بنابراین هیچ کدام از قسمت دین به نسبت قسمت دیگر اولویت ندارد. سپس ایشان در معنای «إن لم تفعل» قولی را نقل می‌کند که می‌گوید: مراد از اینکه اگر انجام ندهی پس مجازات کتمان وحی برای تو در نظر گرفته می‌شود، پس سبب را در جای مسبب قرار داد و برای تأیید این قول از ابوهریره حدیثی نقل می‌کند که پیامر( می‌فرماید: «خداوند مرا به پیامبری برگزید، سپس به من فشار و سختی آمد تا اینکه وحی آمد که اگر ابلاغ رسالت نکنی تو را عذاب می‌دهم در این حال خداوند عصمت را برایم ضمانت فرمود پس قوی شدم.»132
ایشان روایتی را نقل می‌کند که در آن شأن نزول و سبب نزول و همچنین منظور از ابلاغ رسالت را بیان می‌کند و می‌گوید که این‌ها اخبار فتنه با خبر از حاکمان ظالم، فساد دین بدست جمعی از دیوانگان قریش و غیر آن می‌باشند.
بعد از آن ایشان به نظر شیعه نسبت به شأن نزول این آیه اشاره نموده می‌گوید: شیعه معتقد است که این آیه شریفه در شأن امام علی ( نازل شده و آن در روز هجدهم ذی الحجه سال حجه الوداع بوده است و این آیه برای تقویت رسول گرامی( نازل گشته است. و برای تأیید نظر شیعه روایاتی از ابن عباس، سیوطی در الدرّ المنثور، از ابن مسعود می‌آورد سپس می‌گوید شیعه علاوه بر این از خود مطالبی را افزودند و غرض خود را با افزودن جملاتی بر این خبر به اتمام رساندند که در پس آنها کلمات غیر واقعی وجود دارد که به اصحاب توهین کرده به این گمان که صحابه پیامبر ( با کلام ایشان مخالفت نموده‌اند.133
آلوسی پس از نقل نظر شیعه حکم به بطلان آن داده و می‌گوید به طور مفصل آن را رد خواهیم کرد، بعد از آن نظر خودش را می‌گوید: که در روز 18 ذی الحجه سال حجه الوداع که نزدیک جحفه بوده است و به آن مکان «غدیر خم» می‌گویند پیامبر فضیلت علی ( را تبیین کرد زیرا که بعضی از کسانی که در یمن بودند به روش عدالت امام علی ( اعتراض داشتند و آن را ظلم در حق خود می‌پنداشتند فلذا پیامبر ( با این کلام آنها را قانع کرد.134
ایشان چهار روایت را در تأیید کلام خود می‌آورد.135
بعد از آن به روایت مفصل غدیر می‌پردازد ولی همه آنها را ضعیف می‌داند و می‌گوید ضعف سندی و دلالی دارند.
آلوسی ولی و ولایت رابه محبت تفسیر کرده و می‌گوید «أولا بالمؤمنین من أنفسهم» یعنی «أولی بالمؤمنین بأنفسهم بالمحبّه» یعنی اولیت دارد در محبت ورزیدن.136
این مفسر اهل سنت به اخبار وارده از رسول خدا اشاره کرده می‌گوید: برفرض صحت این روایات، آیه دلالت بر فضل و شأن علی ( می‌کند و بیشتر از این نیست.137
نظر رشید رضا در تفسیر المنار
صاحب تفسیر المنار از دیگر منتقدین دیدگاه شیعه است درباره دلالت اخبار ماجرای غدیر بر ولایت امام علی ( است او در بررسی امامت حضرت امیرالمؤمنین علی ( بیانی دارد که می‌گوید:
دانشمندان هر دو مذهب شیعه و سنی دیدگاههای خود را در مورد غدیر خم گفته‌اند، ولی ذکر این نظریه‌ها و ترجیح یکی از آنها امر ناپسندی است که باعث تفرقه بین مسلمانان می‌شود و دشمنی و کینه‌ورزی میان آنان به وجود می‌آورد و تا وقتی که جانبداری از یک نظریه در بین امت اسلامی باشد، امیدی بر گرویدن به سمت حق در مسائل مورد اختلاف و پرهیز از موضوعات تفرقه آمیز در امت اسلامی نیست.138
البته نظر رشیدرضا محترم است و باید در بین امت اسلامی وحدت وجود داشته باشد اما اگر به همین اکتفا می‌کرد خوب بود ولی ایشان به قصه غدیر متعرض شده و می‌گوید: خبر غدیر را احمد بن حنبل، ترمزی، نسائی، ابن ماجه و ذهبی با اسناد رجالی و طرق متعدد روایی گفته‌اند ولی مؤلف المنار ادامه داده و می‌گوید بعد از شکل گیری فرقه‌های مختلف و جانبداری در آنها و هر فرقه حق را به سمت خود می‌دانست دیگر این روایات قابل اعتماد و استناد نیستند و مطلبی که غایت قصه غدیر باشد این است که علی ( و دوستداران وی را باید دوست داشت و دشمنانش را دشمن شمرد.»139

نقد و بررسی نظرات زمخشری، آلوسی و رشیدرضا
ماجرای غدیر مورد توافق همه علمای شیعه و بعضی از اهل سنت است و سزاوار نیست اندیشمندی چون آلوسی و رشیدرضا با غلبه پیش داوری‌های دینی به سراغ نقد اعتبار سندی و طریقی حدیث غدیر بروند، زیرا اگر خبری با این سلسله متصل و پیوسته راویان و ثبت آن در ممکن‌ترین آثار موجود و مکتوب مسلمانان مردود یا مورد تردید تصور شود، پس چگونه می‌توان به خبر واحد اعتبار داد و بدان اعتماد کرد و استناد چیست؟
اگر حدیث غدیر خم که دهها نفر از صحابیان و تابعان به طرق مختلف و متعدد آن را گزارش کرده‌اند و شاعران بسیاری در طول تاریخ در وصف آن شعر بگفته‌اند و آن را مورد ستایش خود قرار داده‌اند و همه این گزارش‌ها مورد وفاق دانشمندان اسلامی قرار گرفته است، انکار یا مورد تردید قرار می‌گیرد، پس چگونه مفسران اهل سنت مانند زمخشری که هیچ اشاره‌ای به این امر مهم نکرده وبر یک مطلب دیگر آن را تفسیر کرده است و یا آلوسی و رشیدرضا در اصل آنها انکار می‌کنند؟ پس چگونه به اتفاق به خبر واحد در تفسیر کتاب وحی استناد و استدلال می‌کنند؟ بنابراین نقد حدیث غدیر با هیچ معیار و میزان علمی سازگار نیست و خبر این ماجرای مهم از تاریخ صدر اسلام به یقین معتبر و مستند می‌باشد.140
از دیگر سو ابن حجر عسقلانی از عالمان رجال و حدیثی و پرآوازه اهل سنت درباره جایگاه و اعتبار حدیث غدیر خم نوشته است:
حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه» را ترمذی و نسائی نقل کرده‌اند و این خبر از احادیثی است که طرق روایی آن بسیار می‌باشد و ابن عقده (322 ق) در یک کتاب مستقل این طرق را ثبت نموده و در اغلب آنها اسناد صحیح و حسن وجود دارد.141

نظر سیوطی در الدرّ المنثور
جلال الدین سیوطی که از مفسران مشهور اهل سنت به شمار می‌رود و تفسیر آن روایی است، در ابتدای تفسیر آیه روایاتی از مجاهد، از ابی سعید خدری، از ابن مسعود و عنتره نقل می‌کند که همه‌ی آنها به اتفاق نزول آیه را در روز عید غدیر خم مصادف با هجدهم ذی الحجه سال حجه الوداع می‌دانند و در حق ولایت امیرالمؤمنین علی ( آن را شمرده‌اند. به عنوان نمونه می‌گوید:«ابی سعید الخدری گفت: این آیه «یا أیها الرسول بلّغ ما أنزل الیک من ربک» به پیامبر ( در روز غدیر خم در حق علی بن ابیطالب( »142
اما در مورد شأن نزول آیه تبلیغ خصوصاً جمله «والله یعصمک من الناس» سیوطی روایات مختلف را نقل می‌کند که اشاره به حراست پیامبر در مکه، حراست در غزوه بنی انصار، حراست پیامبر، در هنگام رجم و قصاص، حراست در برابر یهود را شامل می شود که ما به چند روایت اشاره می‌کنیم: از ابی سعید خدری نقل می‌کند که می‌گفت: عباس عموی پیغمبر، ایشان را حراست می‌نمود تا زمانی که آیه (والله یعصمک من الناس) نازل شد، از آن پس حراست توسط عموی پیامبر ملغی گردید.143
از جابربن عبدالله انصاری نقل می‌کند، هنگامی که رسول اکرم( در غزوه بنی انصار بود، در هنگامی که در ذات الرقاع فرود آمد، بر روی چاهی نشسته و پاهای خود را به پایین انداخته بود. در این هنگام شخصی به نام غورث ابن الحدث گفت: محمد را می‌کشم، اصحاب او به وی گفتند چطور می‌کشی؟ او در پاسخ گفت: به محمد ( می‌گویم شمشیرت را به من بده و وقتی که از او گرفتم با همان شمشیر او را می‌کشم، هنگامی که به نزد پیامبر( رفت به رسول خدا( گفت شمشیر خودت را به من هدیه بده. پیامبر نیز این چنین کرده که در همین حال دست غورث به شدت لرزید و شمشیر از دست او افتاد، در این هنگام آیه «والله یعصمک من الناس» نازل شد.144
همچنین از ربیع ابن انس نقل می‌کند: که اصحاب پیغمبر ایشان را حراست می‌نمودند تا زمانی که این آیه «والله یعصمک من الناس» نازل شد، سپس رسول اعظم ( فرمودند: مرا حراست نکنید، زیرا که خداوند مرا از گزند مردم حفظ نمود.145
سیوطی به همین مقدار اکتفا نمود ولی در مورد اینکه ولایت امیرالمؤمنین ( به چه معناست و قبول و ردّ آن را نمی‌آورد.

ب) تبیین آیه تبلیغ از دیدگاه مفسرین شیعه
نظر فیض کاشانی در تفسیرالصافی
ایشان تبلیغ در آیه را همانند دیگر مفسرین شیعه به ولایت و امامت امیرالمؤمنین علی ( پس از رسول خدا ( تفسیر می‌کند. به عبارتی دیگر که خداوند می‌فرمایند: ای رسول خدا اگر ولایت امام علی بن ابی طالب(( را ابلاغ نکنی، هیچ کدام از رسالت‌های خویش را ابلاغ ننموده‌ای.146
مرحوم فیض کاشانی به نقل از کتاب الجوامع از ابن عباس و جابربن عبدالله نقل می‌کند که خداوند به پیغمبرش( دستور داد تا علی بن ابیطالب( را بعد از خود به خلافت منصوب کند و به مردم اعلام کند ولی ایشان خوف آن را داشت که مردم بگویند پسرعموی خود را طرفداری می‌کند و این امر برای تعدادی از اصحابش یک امر سختی بود، پس این آیه نازل شد و در روز غدیر دست علی ( را بالا برد و فرمود: من کنتُ مولاه فعلیٌ مولاه.147
و همچنین از ثعلبی و حسکانی و غیر آنها از علمای اهل سنت و نیز در کتاب شریف کافی از امام باقر ( نقل می‌کند:
پس از اینکه آیه ولایت نازل گشت، روز جمعه که مصادف با عرفه بود آن را نازل کرد سپس آیه (الیوم اکملت لکم دینکم و انعمت علیکم نعمتی) و کمال دین و مقام نعمت در ولایت علی بن ابی طالب ( است، پس در این هنگام رسول خدا (فرمود: امت من هنوز بعضی از جاهلیت را دارند و هرگاه به آنها خبر بدهم که پسرعموی من خلیفه است بعضی از آنها حرف‌هایی را می‌گویند (مخالفت می‌کنند) پس در دل خود گفتم بدون آنکه بر زبان بیاورم پس وحی بر من نازل شد که اگر ابلاغ نکنی تو را عذاب می‌دهیم. سپس آیه (یا ایها الرسول بلّغ…) نازل گشت.148
ایشان از کتاب احتجاج نقل می‌کند: امام صادق ( می‌فرماید:
پیامبر اکرم ( حج گزاردند و مقام شرایع را به جز حج و ولایت ابلاغ کردند در این هنگام جبرئیل به خدمت ایشان رسیدند و فرمودند: ای محمد خداوند عزّوجل به تو سلام می رساند و می‌فرماید: روح هیچ رسول و پیامبری را قبض نمی‌کنم مگر اینکه دین مرا کامل کنند و حجت مرا تأکید کنند و از دین خدا دو چیز مانده است که قوم خود را به آن ابلاغ نکردی: حج و ولایت و خلافت بعد از خودت زیرا زمین از حجت من خالی نمی‌شود و هرگز او را خالی نمی‌کنم، خداوند به شما امر می‌کند که حج بگزاری، پس حج گزارد و به وظیفه‌اش عمل کرد. و بعد از حج جبرئیل به پیغمبر گفت: اجل تو نزدیک است و باید علی بن ابیطالب را به مردم ابلاغ کنی و تا آخر روایت.149
که این روایت بسیار مفصل و طولانی بود که ما به قدر نیاز آن را نقل نمودیم. سپس ایشان به دلیل اهمیت موضوع غدیر، همه خطبه غدیر روز حجه الوداع را در ذیل آیه شریفه می‌آورد و تأکید می‌کند که آیه در روز غدیر و در شأن خلافت بلافصل علی بن ابیطالب ( نازل شده است.150

نظر شیخ طوسی در تفسیر التبیان
شیخ طوسی از مشهورترین علمای امامیه است و تفسیر التبیان از آثار ارزشمند شیعه به حساب می‌آید.
ایشان در ذیل آیه به سبب نزول آیه اشاره فرموده و چهار شأن نزول را نقل می‌کند: الف) حراست در مکه از قریش ب) ازاله توهم از پیامبر در هنگام وحی به نقل از عایشه ج) حمله اعرابی به پیامبر و حفظ ایشان در برابر او د) امامت علی ابن ابیطالب ( در غدیر خم.
که با توجه به مسلک امامیه ایشان نظر چهارم را پذیرفته و سپس ادامه می‌دهد: «آیه، خطاب به پیامبر (است که تبلیغ را بر وی واجب نموده و او را تهدید کرده است که اگر انجام ندهی هیچ رسالتی را ابلاغ نکرده‌ای.»151
شیخ طوسی می‌فرماید:
حال اگر کسی بگوید چنین معنایی بعید است، ما در جواب می‌گوییم: از ابن عباس نقل شده است که اگر آیه‌ای که بر تو نازل نمودیم را کتمان کنی و معنای آن این است که جریمه آن مانند اینکه هیچ رسالتی را ابلاغ نکرده‌ای.152

نظر علامه طباطبائی در المیزان
پاسخ به اشکالات اهل سنت در مورد شأن نزول آیه
علامه در ابتدا و در ذیل آیه شریفه به شأن نزول و سیاق آیه پرداخته و به اشکالات پاسخ می‌دهد و می‌فرماید آیه صرف نظر از سیاق آیات قبل و بعد از آن حاوی موضوع بسیار مهم، جدی و از بابت جان رسول الله یا پیشرفت دین او در ابلاغ آن خطر بزرگی ایشان را تهدید می‌کند. زیرا اگر با دقت به این قسمت آیه شریفه توجه کنیم هیچ ارتباطی با آیات قبل و بعد از آن ندارد، زیرا اگر بخواهیم آن را با آیات قبل و بعد بسنجیم و آنها را در یک سیاق بگذاریم، شأن نزول آن در مورد یهود خواهد شد ولی این مطلب صحیح نیست زیرا اگر به خاطر چشم زخم یهود به آن جناب بوده، جا داشت در اول هجرت این آیه نازل می‌گشت، و اگر منظور تعدی خود یهود باشد باز هم صحیح نیست زیرا که در اواخر عمر شریف پیامبر ( ، اسلام در شوکت و عظمت به سر می‌برد و یهود یا باید مسلمان می‌شدند و یا جزیه بدهند در نتیجه آیه با آیات قبل دو سیاق دارد. علامه پس از این مقدمه می‌فرماید با توجه به مضمون آیه و خصوصاً جمله‌ی (یعصمک من الناس) به طور قطع سیاق آن با دیگر آیات متفاوت خواهد بود.153
به همین مناسبت قبل از تبیین آیه از دیدگاه علامه طباطبایی ( به تعریف قاعده سیاق و نقش آن در تفسیر می‌پردازیم تا به شناخت تعریف سیاق، تفسیر اهل سنت از آیه را بیشتر مورد دقت قرار دهیم.

تعریف قاعده سیاق و نقش آن
اهل لغت در معنای لغوی سیاق کلمات مختلفی را ارائه کرده‌اند از جمله:
اسلوب، روش، طریقه، فن تحریر محاسبات به روش قدیم، مهریه، راندن و در پی هم آمدن یک چیز» آنها سیاق یک کلام را به معنای پشت سر هم آمدن یک سخن و روش جمله‌بندی آن می داند.154
اما علمای فقه و اصول سیاق را در مباحث علمی فراوانی به کار برده‌اند ولی بسیار جای تعجب است که تعریف روشنی از آن بیان نکرده‌اند و کسی که کتاب‌هایشان را مطالعه کند به مقصد و مقصود آنها در بحث سیاق نمی‌رسد، مفسران قرآن کریم هم با آنکه برای فهم و رازگشایی دشوارترین و پیچیده‌ترین کلیدواژه‌ها و کانون‌های اختلاف برانگیز معنای آیات از سیاق کمک گرفته‌اند ولی به طور رسا مرادشان از این لفظ را یاد

دسته‌ها: دسته اصلی