دانلود پایان نامه

دارد.
«شوق آگاهي از سرنوشت، در سرشت آدمي نهاده شده است. با نگرشي كوتاه به تاريخ زندگي بشر درمي‌يابيم يكي از دغدغه‏هاي هميشگي انسان، چگونگي فرا رسيدن پايان اين جهان و حيات پس از مرگ بوده است. براي مباحثي پيرامون آمدن موعود، جاودانگي روح، پايان اين جهان و فرا رسيدن جهان ديگر، واژه «اسكاتولوژی77» به كار مي‌رود. اين واژه به معناي شناخت آخرالزمان‏ و آخرت، از كلمه «اسكاتوس» يوناني به معناي «آخر» يا «بعد» گرفته شده است. سه دين ابراهيمي يهوديت، مسيحيت و اسلام، از نزديك بودن آخرالزمان و آخرت سخن گفته‏اند. جمعي از يهوديان و همه مسيحيان، اين دو دوره را به گونه‏اي بر هم منطبق مي‌دانند؛ اما جمعي ديگر از يهوديان و همه مسلمانان، آخرالزمان و آخرت و يا به عبارتي، عصر ظهور و روز قيامت را دو دوره جدا از هم مي‌دانند78».
2-4-1- آخرت به عنوان یکی از اصول اعتقادی یهود
گرچه در برخی کتب اپوکریفایی79، عباراتی همچون «روزگار ما به سان سایهای میگذرد و پس از مرگ بازگشتی برای ما نیست؛ زیرا گورهای ما بسته میشود و هیچ کس از آن باز نمیگردد. پس بیایید تا همچون جوانان از لذت‌های کنونی به سرعت بهرهمند شویم80»، به چشم می خورد، اما در هیچ جای تورات، به صراحت سخنی از معاد به معنی بازگشت به عالم آخرت نیامدهاست. البته در مواردی کلمهی آخرت آمده ولی مراد از آن، چه بسا عاقبت دنیوی است نه آخرت اصطلاحی. امّا در کتاب تلمود که سنّت شفاهی یهود است از معاد به فراوانی سخن گفته شده است.
همه بنی اسرائیل از جهان آینده سهمی دارند به جز کسانی که معتقد باشند رستاخیز در کتاب مقدس نیامدهاست. در کتاب دوم مکابیان آمده است: «… پادشاه جهان به کسانی که در راه شریعتش میمیرند زندگی جاودانه خواهد بخشید81». در سفر تثنیه نیز چنین آمده است: «و شما به خدای خود ملحق شدهاید، همگیتان امروز زنده هستید82»
2-4-2- جهان آینده
مرگ و آخرت از مسائل اختلافی است؛ دانشمندان دوران اولیه، دورۀ ماشیح را با جهان آینده یکی نمیدانستند و معتقد بودند منجی موعود به وضع و نظام فعلی در این جهان پایان داده، نظامی جاودان برقرار خواهد ساخت که در آن، افراد عادل و نیکوکار یک زندگی روحانی فارغ از قید و بندهای جسم را طی خواهند کرد. معلمان دورانهای بعدی، دوره ماشیح را یک مرحله زودگذر واقع میان دنیای فعلی و جهان آینده میدانند. نکته مورد اتفاق با استناد به عبارت: این جهان دالانی است در جلوی جهان آینده، خود را در این دالان آماده کن تا بتوانی داخل تالار شوی83، زندگی کنونی انسان این در جهان مقدمهای است برای حیات جاودان دیگری که از زندگی فعلی او بسی عالیتر خواهد بود. جهان آینده سرّی است الاهی. این راز که افرادی که امتیاز ورود به تالار را خواهند داشت، در آن چه خواهند دید، بر هیچ کس، و حتی پیامبران اسرائیل فاش نشدهاست و فقط خداوند میداند؛ حتی موسی گفت: من نمیدانم به شما چه بگویم لکن به واسطه آنچه که برای شما آماده شدهاست، شما خوشبخت خواهید بود84.
2-4-3- تفاوت جهان کنونی و جهان آینده
علامت خاصی که دو جهان کنونی و آینده را از یکدیگر متمایز میکند، ارزیابی مجدد ارزشهاست. در جهان آینده عادلان و نیکوکاران بر تخت نشسته و تاجهای خود را بر سر دارند و از فروغ و شکوه شخینا، نور جلال الاهی لذت میبرند85. در جهان آینده دیگر، امیال و هوسهای جسمانی مزاحم انسان نخواهند شد و نفوذ و قدرت طبیعت عقلانی و روحانی شخصی بر او مسلط خواهند بود86. جهان کنونی بی ثبات است ولی زندگی در جهان آینده ثبات دارد و در آن تغییر و تبدیلی وجود ندارد و عالیترین و بهترین صورت زندگی، صلح و صفای کامل توأم با لذت حاصله از مشاهدۀ جلال الهی است. یک ساعت از چنین سعادتی و در شرایط چنان جهانی، از تمام دگرگونیها و فرصتهای این زندگی فانی بهتر و خوشتر است. مطالعه و آموزش تورات و به جا آوردن فرامین الاهی در دالان (جهانی کنونی)، شرط شایستگی ورود به محیط پاک و روحانی تالار (جهان آینده) به بهترین وجه است. دانش تورات و اعمال نیک انسان همراه او در جهان آینده هستند. دانشمندانی که در این جهان خواب را از چشمان خود میگریزانند، خداوند در جهان آینده آنان را از فروغ و شکوه شخینا سیر خواهد کرد. و چون بیدار شوم از (دیدن) صورت تو سیر نخواهم شد87. اگر از (حاصل) دسترنج خود بخوری، خوشا به حال تو در این جهان و سعادت با تو خواهد بود88.
اینان از جهان آینده نصیب میبرند: کسی که در سرزمین اسرائیل سکونت دارد؛ کسی که فرزند خود را علاقمند به آموختن تورات به بار می آورد89؛کسی که فروتن و افتاده باشد و با رفتاری متواضعانه میآید و میرود و پیوسته مشغول مطالعه و آموختن تورات است و برای خود اهمیت و مقامی قائل نیست، اهل جهان آینده و عالم باقی خواهد بود90.
محرومان از جهان آینده و عالم باقی عبارتند از:
1- قائلان به عدم استنباط دلیل رستاخیز مردگان از مطالب تورات؛
2- قائلان به آسمانی نبودن کتاب تورات؛
3- پیروان عقیده اپیکوریان که کافر و لامذهب به شمار میروند؛
4- شهوترانان و مفسدان91؛
5- کسی که همنوع خود را در میان جمع شرمگین میسازد و سبب میشود که از خجلت رنگ ببازد؛
6- کسی که کتابهای کفر آمیز و گمراه کننده مطالعه کند؛
7- کسی که حروف اسم اعظم را همانطور که نوشته شده اند، تلفظ کند92.
2-4-4- رستاخیز از منظر سعدیا گائون
سعدیا بن یوسف در قرن نهم میلادی اظهار داشت که اصل اعتقادی رستاخیز را تمام یهودیان باور دارند و بیشتر آنان آن حادثه را، با آخرالزمان یکی می دانند. او در کتاب الامانات و الاعتقادات مینویسد: «تا آنجا که به اصل اعتقادی رستاخیز مردگان مربوط میشود – که سرور ما از وقوعش در آن دنیا به ما خبر داده تا اعمال مجازات را میسر گرداند – موضوعی است که امت ما درباره آن کاملاً اتفاق نظر دارند. در نتیجه ما هیچ یهودی را نمیشناسیم که با این عقیده مخالف باشد». نویسنده در همان کتاب در جای دیگر میگوید: «خداوند همچنین ما را مطلع کرده که در طول اقامت موقت ما در این عالم عمل، گزارشی از اعمال هر کس را نگاه میدارد. لیکن او جزای آن اعمال را برای عالم دیگر نگاه داشته که عالم جزاست، آن عالم دیگر او را به وجود خواهد آورد؛ زمانی که تمام موجودات ذی شعور که حکمت او آفرینش آنها را مقدر فرموده به کمال خود برسند. در آنجا او از همه انسانها بر طبق اعمالشان بازخواست خواهد کرد». این نقل قول به خوبی نشان میدهد که دین یهود به روز داوری نهایی اعتقاد دارد، روزی که خداوند به اعمال نیک و بد همه رسیدگی خواهد کرد و همه بر طبق آن مجازات و کیفر خواهند یافت. علمای یهود، اعتقاد به رستاخیز را موضوع یکی از دعاهای «برکات هجدگانه» که بخش مهمی از نمازهای روزانه است، قرار دادند. و آن دعا چنین است93: «تو تا به ابد جبار هستی، ای خدا تو زنده کننده مردگان هستی… و چه کسی شبیه توست ای پادشاهی که مرگ و زندگی به دست تو است و نجات را میرویانی و تو امین هستی که مردگان را زنده میکنی. متبارک هستی تو ای خدایی که مردگان را زنده میکنی». در پاسخ به منکران معاد مقرر شد در پایان دعاهای بیت همیقداش بگویند: از این جهان کنونی تا آن جهان آینده94.
سعدیا با بحث در مورد معتقدات یهود پیرامون زندگى پس از مرگ، مىپرسد که چرا نیکوکاران رنج مىبینند و بدکاران کامیاب مىشوند. او در اینجا پاسخهاى سنتى به این مسئله را تلخیص مىنماید: پرهیزکاران به عنوان مجازاتى براى گناهانشان رنج میبینند؛ درد و رنج افراد نیکوکار آزمایش و راهى براى تزکیه آنان است. ولى چون در جهان درد و رنج بیش از خوشى و سعادت است، عدالت الاهى ایجاب مىکند که نفس جاودانه باشد تا از پاداش مناسب در جهان آخرت بهرهمند شود. به نظر سعدیا، نفس یک جوهر محض و نورانى است که از طریق تجسد جسمانى عمل مىکند. به همین دلیل جسم چیز ناپاکى نیست. بدن به همراه نفس زنده خواهد شد تا آدمى با تمامى شخصیت خود بتواند در جهان آینده از سعادت بهره‌مند شود. به نظر سعدیا، از آنجایى که خدا جهان را از عدم خلق کرده است، پذیرفتن اینکه خدا مىتواند اجسام مردگان را دوباره خلق کند مشکل عقلى ایجاد نمىکند.95
در نظریه سعدیا دو مرحله نهایى براى زندگى بشر وجود دارد: دوره مسیحایى که در آن بازماندگان نیکوکاران اسرائیل که اجازه مشارکت در احیاى پادشاهى به آنها داده مىشود زندگى خواهند کرد؛ در این مرحله فقر، ظلم و نزاع از بین مىرود، و سرانجام جهان آینده بنیان نهاده مىشود و مردگان تمام ملتها از طریق وساطت نور الاهى پاداش خواهند دید. نیکوکاران غرق نور و سرور خواهند شد، در حالى که بدکاران با آتش سوزانده مىشوند. سعدیا در ارائه این نظریات اولین متفکر یهودى است که در بیان و تدوین الاهیات حاخامى به گونهاى نظام مند عمل کرده است. وى در سراسر نوشتههایش با استفاده از مبانى کتاب مقدس و سنت حاخامها از اعتقادات اصلى یهودیت دفاع مىکند. او مثل معتزلیان مىخواست تفسیری عقلى از دین ارائه دهد.96
سعدیا چنین استدلال مىکند که امکان نوسازى اسرائیل و رستاخیز مردگان لازمه ایمان به توانایى خدا براى آفرینش جهان است و رخ دادن این امور معجزه آسا، همچون تحقق وعدههاى خدا به بنى اسرائیل که در کتاب مقدس آمده، حتمى است. سعدیا با نظر کسانى که معتقدند امید مسیحایى در زمان حاضر هیچ اصلى در کتاب مقدس ندارد و همه وعدههاى انبیا پس از بازگشت از تبعید بابلى و تجدید حکومت محقق شده، مخالف است و براى رد این نظریه 15 دلیل مى‌آورد: 5 دلیل از تجربه، 5 دلیل از کتاب مقدس و 5 دلیل از سنت. بر اساس این ادله، وعدههاى یاد شده محقق نشدهاند و به آینده دورى ارتباط دارند. وى همان دلیلها را بر ضد مسیحیان که مىگویند وعدههاى کتاب مقدس مربوط به عیسى مسیح است، جهت مىدهد. همچنین او مىکوشد معجزه رستاخیز را نه تنها به دلیل قدرت مطلقه خدا، بلکه حتى از طریق طبیعى، ممکن جلوه دهد. عناصر بدن ممکن نیست مفقود یا نابود شوند، بلکه پس از مرگ در جایى از جهان باقى مىمانند و آمادگى دارند تا به اراده خدا دو باره به هم بپیوندند. براى تأیید این عقیده، وى مطالبى پیرامون رستاخیز از کتاب مقدس نقل مىکند و نشان مىدهد فقراتى که به ظاهر این عقیده را نفى مىکند، به چیز دیگرى ارتباط دارد، ولى عبارات مربوط به رستاخیز را باید بدون تأویل پذیرفت. او حتى این عقیده تلمود را ممکن مىداند که مردگان در همان جامههایى که با آنها به خاک رفتهاند، بر خواهند خاست97.
نظریه سعدیا در باره علت آزمون سخت و طولانى بنى اسرائیل این است که آن امتحان یا به دلیل گناه قوم و یا براى آزمایش استحکام ایمان ایشان است. سختى آزمونها نشانه نزدیک شدن پادشاهى مسیحاست. رنجهاى بنى اسرائیل باید سرانجام، خاتمه یابد؛ زیرا خدا کاملاً عادل است. هر کس به سبب ایمان ما بر ما بخندد و ما را به علت رنج کشیدنمان احمق بداند، در حالى که ما مىتوانیم با انکار ملیت خود، شاد و کامیاب زندگى کنیم، چنین کسى خود احمق است؛ زیرا او از بازده آزمونى که ما براى ایمانمان متعهد و متحمل مىشویم، بى خبر است. وى مانند کسى است که تا کنون روییدن گندم را ندیده باشد و با مشاهده بذر پاشیدن، بر کشاورزان بخندد. چنین فردى نمىداند که کشاورز هنگام خرمن بیست یا سى برابر بذرى را که به دور ریخته است، به دست خواهد آورد. نکته دیگرى که وى بر آن تأکید مىکند، تأثیر توبه حقیقى بنى اسرائیل است. او بر چیزى اصرار مىورزد که قبلا در کتاب “اسرار ربى شمعون بن یوحاى” آمده و گفته شده که به علت عدم شایستگى بنى اسرائیل، در آغاز نه مسیحا بن داوود، بلکه مسیحا بن یوسف ظاهر خواهد شد و ظهور و مرگش به دست آرمیلوس خواهد بود که براى تسلط بر فلسطین تلاش خواهد کرد. وى بر داستان وى چند چیز تازه مى‌افزاید، ولى به نظر مى رسد که او به شدت تحت تأثیر توصیف روزگار مسیحا به گونهاى که در این مکاشفه گائونى آمده، قرار داشته است. همه امتها از چهار گوشه زمین رعایاى یهودى خود را به مسیحاى پادشاه تقدیم خواهند کرد و او ایشان را به فلسطین باز خواهد گرداند. معبد در شکوه نخستین خود نوسازى خواهد شد و مردگان پارسا و توبه کار همه نسلها براى زندگانى جاوید بر خواهند خاست. آنها یکدیگر را خواهند شناخت و براى مدتى از خواستهها و لذائذ مادى بهرهمند خواهند شد و سرانجام، به فردوس خواهند رفت. افراد ناقص الخلقه، کور و شل به همان حال بر خواهند خاست و پس از شناسایى از سوى خویشاوندان خود، شفا خواهند یافت. سعدیا از محاسبه شمار تقریبى مردم در آن زمان نتیجه مىگیرد که زمین براى زندگى دوباره ایشان گنجایش خواهد داشت و به هر شخص تقریباً 288 ذراع از زمین خواهد رسید. در آن عصر، ایمان جهانى و اجر و پاداش آن بسیار خواهد بود. مردم آن دوران و کسانى که پس از رستاخیز به دنیا آیند، عمرى طولانى خواهند داشت، ولى جاوید نخواهند بود. بنى اسرائیل همگى قدرت پیشگویى خواهند داشت و به انجام دادن کارهاى نیک و پرهیز از همه بدی‌ها خواهد گرایید98.
این دوره مسیحایى که در نتیجه توبه واقعى فرا مىرسد، دورهاى است که نجات در آن ممکن مىشود. دوره دیگرى نیز وجود دارد و آن عبارت است از نهایت موعود بر اساس پیشگوییهاى کتاب “دانیال” که در آخرالزمان روى خواهد داد، حتى اگر توبه بنى اسرائیل کامل نباشد. آنگاه سعدیا، بدون توجه به نهى شدید تلمود، بحث مفصلى را پیرامون محاسبه تاریخهاى مسیحایى بر اساس سخنان فرشته به دانیال مطرح مىکند. نتیجه محاسبات او چندان روشن نیست، اما به نظر مىرسد وى انتظار داشته که مسیحا در سال 964 میلادى، یعنى زمان خود او، ظهور کند. سعدیا به دلیل بىاعتنایى به نهى ربانیون از محاسبه زمان رهایى، بسیار مورد انتقاد قرار مىگرفت. ابن میمون، با آنکه این عمل را محکوم مىکند، براى توجیه کار سعدیا مىکوشد و مىگوید: وى از روى ناچارى به آن دست زد، تا امید به آمدن مسیحا را در اذهان یهودیان عصر خود تقویت کند؛ زیرا آنان با بىصبرى در پایان کار خود مى‌اندیشیدند و پیرامون تاریخ آن حدسهایى مىزدند و بدین منظور به فقراتى از کتاب مقدس رجوع مىکردند. نویسندگان بعدى نیز به نهى ربانیون در این باب اعتناى چندانى نداشتند.
آخرت شناسى سعدیا نقش کم اهمیتى را بر عهده «الیاس» و حتى مسیحا مىگذارد؛ زیرا خدا نجات دهندهاى است که انواع کارهاى رحمت آمیز را براى قوم خود انجام خواهد داد. وى مىافزاید: آنان که پس از رستاخیز بمیرند، در پایان عصر مسیحایى، هنگامى که جهان تازه برپا شود (یعنى در جهان آینده)، زنده خواهند شد. همه نیکان و تمام گناهکاران توبه کار یهودى و غیر یهودى که خداى بنى اسرائیل را شناخته باشند، به جهان یاد شده راه خواهند یافت، در حالى که دیگران همگى به جهنم خواهند رفت99.
2-4-5- رستاخیز از منظر موسی بن میمون
از اصل دهم تا سیزدهم اعتقادنامه موسی بن میمون مربوط به مبحث جزا و پاداش و ظهور مسیحا و رستاخیز است. در اصل دهم آمدهاست که خدا همه کارهایی را که انسان انجام میدهد، میداند و هرگز چشم خود را از آنان برنمی‌دارد. یازدهمین اصل مبین این اعتقاد است که خدا به کسانی که به فرمانهای تورات عمل میکنند، پاداش میدهد و کسانی را که از مواعظ آن تخطی میکنند، کیفر میدهد. بزرگترین پاداش در جهان آینده خواهد بود؛ بدترین

دسته‌ها: دسته اصلی