دانلود پایان نامه

باشد، نمي‌توانند با هم تعارضی داشته باشند. نتايج ناهماهنگ آنها فقط هنگامي به وجود ميآيد كه هر كدام براي خود در قلمروهاي خارجي جايگاهي قائل شوند. برخلاف بسياري از مذاهب و اديان ديگر، يهوديت اصيل، از طرح اينگونه ادعاي بيجا اجتناب ميكند. اين دين، گستاخي و غرور علم را كه خواهان يك ديدگاه فراگير نسبت به هستي است نميپذيرد. اما بلافاصله به علم اين اختيار را ميدهد تا در خصوص آنچه كه ميتواند در دسترس تحقيقات علمي قرار گيرد به بررسي و تحقيق بپردازد.

عقاید يهود و معرفت علمی

اصل بدیهی و غير قابل تقليل دين يهود اعتقاد به خالقي است كه با مخلوقاتش در ارتباط است. آن چه علم آشکار می‌سازد اين است كه هستي به طرز وصف‌ناپذيري پيچيده است و توسط مقررات و هماهنگي قوانيني اداره ميشود كه تفسيرهاي مادي را به مبارزه ميطلبد. يك دانشمند ميداند كه جهان هستي به خودي خود و به صورت تصادفي به وجود نيامده است و همچنين هيچ نيروي خارجي هم بيهدف آن را ايجاد نكرده است. اين دانشمند ميتواند جست‌وجوي خود را در آنجا رها كند. وي تحقيقات خود را محدود به ابزاري ميكند كه علوم طبيعي در اختيارش گذارده است و اين سؤال مبدأ جهان و نظم موجود در آن را بدون پاسخ رها ميكند. با وجود اين، اگر بخواهد براي آنها پاسخي بيابد، وي به ناچار و با القائات منطقي علمي به سمت فرض هوش خلاق ميرود كه تمام فرمول بندي‌ها و قواعد مربوط به نظريه‌هاي شيوههاي فيزيكي به آن وابستهاند و ويژگيهاي اين هوش خلاق براي تجزيه و تحليلهاي شناختي معين نشدهاند. بنابراين دانش علمي، بحثهاي قدرتمندي را در خصوص وجود يک معمار نامرئی و دایمي براي جهان غيرقابل توضيح مطرح ميكند و بنابراين در خصوص مركز و محور دين يهود به بحث ميپردازد. علم و دين يهود تفسيرهاي مكمل يكديگر را از واقعيت ارائه ميدهند. معرفت علمي وجود يك هوش دایم و هدايتگر و در وراي جهان به وسيله منطق و دليل اثبات ميكند.]6[ در حاليكه دلایل علمي به تنهايي فقط ميتوانند وجود نيرويی ناشناخته را تأیید كنند كه متصدي تمام امور جهان است و براي هميشه و كاملاً انتزاعي باقي ميماند، يهوديت براي اين نيروي هدايتگر، ويژگي‌هايي قائل ميشود – خداي اسرائيل – و تصدیق می‌کند که cognito dei در دسترس imitation dei است.]7[

متون مقدس و واقعيتهاي علمي

خوانش بنيادگرایانه از متون مقدس غالباً با واقعيتهاي علمي سازگار نمی‌افتد. با وجود اين، ادبيات مقدس يهود -‌متون مقدس، تلمود و نوشتههاي سنتي حاخامي – تأكيد خاصي بر معنویت و اخلاق دارند. اشاره به پديدهها و وقايع موجود در طبيعت – به عنوان مثال داستان خلقت و ماجراي مهاجرت بني اسرائيل از مصر به كنعان – بهعنوان تعاريف محدود مادي كه به دین گره خوردهاند، به شمار نميآيند. مفسران معتبر تلمود براي متون آن شرحهاي متنوعي را پيشنهاد كردهاند كه برخي از آنها تمثيلي و بسياري ديگر طبيعي هستند. مكانيسمهاي عملكرد جهاني با پيام يهود ارتباطي ندارند و هيچ مفهومي وجود ندارد که نتواند عقيده ضروري وجود يك خالقِ متوجه به خلقتش را انكار كند. از نظر دين يهود اگر چه قوانين طبيعت قابل درك هستند، اما در واقع اين قوانين تجلي اراده الهي هستند، نه اجبار و اضطرار. بررسي اين قوانين هيچ تهديدي براي دين در بر نخواهد داشت. در واقع آنها ميتوانند تا اندازه‌اي انسان را به يكي از جنبههاي لايتناهي نزديكتر كنند. فهم قوانين و اصول موجود در طبيعت نه تنها رازها و سرگردانیهای مخلوقات و توسعه پایدار را آشکار نمیسازد بلکه درک انسان از این موارد را پيچيدهتر ميكند.]8[ علم فقط وقتي به سمت مادي گرايي متمايل مي‌شود كه سؤالات بسيار اساسي بی پاسخ رها شده باشند و احتمال وجود نوعی ارزش بنیادین بهعنوان مفهومی «غیرعلمی» کنار گذاشته شود.

دين يهود و کاربردهای علم

دست‌کم دو هزار سال است كه دين يهود بر شايستگيهاي علم تأكيد دارد و جامعه يهود به دليل تمايل به مطالعات سنتي، هم به خاطر خودش و هم به عنوان راهنمای عمل، شاخص بوده است. جامعه يهودي با دانشهاي موجود در کتاب مقدس و تلمود در ارتباط بوده و تفاسيری كه در مورد آنها ثبت شده و از بالاترين درجه اعتبار برخوردار است، توسط جامعه يهود به وجود آمدهاند. ريشه اين حركتها به فهم يهود از انسان و جهان پيرامونش باز ميگردد. انسان، چه به صورت فردي و چه به صورت جمعي، وارد جهاني ميشود كه كامل نیست و تكميل آن وظيفه انسان است. در اصطلاحات دینی یهودی، انسان به‌عنوان همکار خالق جهان در تکمیل خلقت تلقی میگردد. مشاركت انسان به شكلي جدي مطالبه شده است. میشنا اين مسئله را اينگونه به اختصار بيان ميكند: «شما ناگزير به تكميل اين كار نيستيد، اما نمي‌توانيد آزادانه دست از آن برداريد.»]9[ انسان تنها با مشاركت در جهان مادي و اصلاح نوع بشر است كه ميتوان به ماهيت وجودي خود نائل شد. علم این امر را فراهم ميسازد. به تعبیر میشنا، «انسان جاهل نميتواند فردي درستكار باشد».]10[ ابن‌میمون فيلسوف و پزشك بزرگ قرون وسطا موقعيت يهود را به وضوح اينگونه بيان ميكند: «… انسان بايد خود را وقف فهم و درك علوم و مطالعاتي كند كه او را در مورد پروردگارش آگاه ميسازند. وي تا آنجا كه قوهي ذهنيش اجازه ميدهد بايد به فهم و درك علوم بپردازد».]11[
اگرچه جامعهي يهود امروزه به طرز چشمگيري سكولار میباشد، منطقي است كه در این امر که سنت یهودی یادگیری در مشارکت یهودیان در علم عنصری مولد است، تردید کنیم. همچنين منطقي است كه فرض كنيم اين مسئله به دليل اين است كه فهم انساني و رفاه وي ارتباط بسيار نزديكي با عادات و رسوم يهودي دارند، و يهوديان بيشتر به سمت علومی متمايل شدهاند كه اميد به ترقي وضعيت انساني را سرلوحه كار خود قرار دادهاند. بنابراين، تصادفي نيست كه محققان يهودي در بنيان نهادن پايههاي علوم مدرن همچون زيست‌شناسي مدرن، بيوشيمي، علوم دارويي، روان‌شناسي، فيزيك، روانكاوي و جامعه‌شناسي نقش برجستهاي داشتهاند. حضور آنها در اين زمينهها، به نسبت جمعيتشان در كشورهايي كه در آن زندگي ميكنند، از موقعيت بسيار چشمگيري برخوردار است. همچنين مشاركت كمتر دانشمندان يهودي در زمينههاي ساكن و ايستاي علومي همچون زمين‌شناسي، ديرين‌شناسي، گياه‌شناسي و جانورشناسي توصيفي امري تصادفي نيست. به نظر مي‌رسد كه اين نتيجه اجتناب‌ناپذير است كه راه رسيدن و موفقيت يهوديان به علوم پايه و پويا به وسيله تأثير اوليه ارزشهاي هنجاري يهود هموار شده است.

صدفه و تعین‌گرایی در طبيعت: یک ملاحظه

نگاه علمي به پديدههاي طبيعي، در برخي حوزههاي دیني خاص، اگر به عنوان مسئلهاي بدعت آميز تلقي نشود، اما به عنوان يك ظن به آن نگريسته ميشود. مخالفت با مطالعه طبيعت، از يك فهم نادرست از مفاهيم تصادف و جبرگرايي منشاء نميگيرد. اينگونه تصور ميشود كه اين مفاهيم با اعتقاد به خالق الهي و پروردگار جهان در تضاد هستند. اما اگر وقايع طبيعت به صورت اتفاقي روي دادهاند، پس جايگاه خداوند كجاست؟ اگر اين وقايع ناشي از تجلي كوركورانه قوانين طبيعي جبري هستند، پس بايد خدا را در كجا بيابيم؟ به دليل اين تهديدات دین و عقيده، دنباله‌روي از علم به عنوان حرفهاي خطرناك براي انسان معتقد نهي شده است.
اين ترس موجه نیست. هيچ تعارضی میان ديدگاه علمي مربوط به طبيعت و يهوديت هنجاري وجود ندارد،]12[ بلكه اين ديدگاههاي حقيقي داراي ارتباطي متقابل هستند.
دين يهوديت و علم با زبانهاي متمايزي در مورد ايدههايشان صحبت ميكنند كه هر دوي آنها براي فهم جامع از جهان لازم هستند. با وجود اين، معناشناسي آنها غالباً با يكديگر همپوشانی دارد و كلماتي كه براي هر دو رايج هستند داراي معناهایی هستند كه با چارچوب مرجع تفاوت دارند. بنابراين، اين كلمات هنگامي كه با بيدقتي مورد استفاده قرار گيرند يا خوانده شوند، موجب بروز سوءتفاهم و تناقض ميشوند. لازم است كه چارچوبی ذهني كه واژههاي مشترك در آن به كار ميروند، مشخص شود و بافتي كه كلمه به آن مرتبط است معلوم گردد. توضيح معاني و مفهوم تصادف و جبرگرايي براي علم و اعتقاد يهود، مكمل بودن يهوديت و معرفت علمی را بيان ميكند.
در بافت علمي، در بسياري از موارد ميتوان رفتار يك واحد طبيعي منفرد – يك عدد صحيح – را با اطمينان تقريباً كامل پيش‌بيني كرد. قوانين علّيت به طور جامع براي اعمال تأثيرات معين در شرايطي معين و براي هر واحد مشابه در مجموعهاي از واحدها كاربرد دارند. برای مثال، ترتيب ويژه اجزای كروموزوم به شكل ثابتي توليد سلول مشابه را كنترل ميكند كه با محصول ملكولي مطابقت دارد. اين رفتار صحيح از يك مدل قطعي تبعيت ميكند. در اصطلاحات آماري، ميتوان اين عدد صحيح را به وسيله يك معيار واحد كه از معادلهاي مناسب مشتق ميشود به درستي مشخص كرد. پديدهها و مبادلاتي كه از الگوهاي اين قطعيت پيروي ميكنند، به صورت جداگانه و جمعي، توسط ويژگيهايی مثل اطمينان و ثبات، مشخص ميشوند.
سازگاری جبری از ويژگيهاي ذاتي هر واكنشكننده ناشي ميشود، ويژگيهايي كه براي هر عدد صحيحِ قابل مقايسه كه براي ايجاد عملكرد مساوي تحت شرايط مخصوص بررسي ميشوند، يكسان هستند. از نظر فلسفي، مواردي كه ميتواند دست نخورده باقي بماند شامل سؤالاتي مثل چرخه زندگي موارد اوليه و تلفيق آنها به ارگان‌هاي بزرگتر و محدودههاي كنشهاي متقابل چند عامله ميباشند. چنین موردي توسط ناظر ايمن است – و مختصر؛ تحلیل توصيفي باقی می‌ماند. با وجود اين، اگر دامنهي سؤالات توسعه يابد، بايد با سؤالاتي از قبيل علت نهايي و نظم عظيمتر رو‌به‌رو شد. اين مواجهه، به ناچار به موضوع هدف نيز منتهي ميشود.
پاسخ دين يهود مطلق است: نيروها، ويژگيها و تأثيرات متقابلي كه مشخص شدهاند، همگي تجلي و شاهدي براي يك برنامه عظيم خلقت و نظارت دقيق بر هستي ميباشند. يكي از راههاي تعبير اين نتيجهگيري – نتيجهگيري همان است كه يك ناظر به ناچار به وسيله مدارك خود طبيعت به سمت آن متمايل ميشود – اين است كه بگوييم ماده و اجزای تشكيل‌دهندهي آن و انرژيها به نحوي طراحي و برنامه ريزي شدهاند تا به سمت احتمالات و انرژیهايي كه در جهان مشاهده ميكنيم، حركت كنند. تمام مخلوقات واسطههاي خدا براي اجراي طرح خلقت و براي مداخله در امور جهان هستند. در اینجا، هيچ اجبار و اضطراري براي خلاقيت و مديريت خدا در تعيين رويدادهاي طبيعي وجود ندارد و طبيعت دختر خدا و دستاورد او است.]13[ قوانين طبيعت، آشكارسازي رفتاري است كه خدا براي اداره جهان اتخاذ كرده است. در اين شبكه معین از قوانين طبيعی، خالق نقش رهبر را ايفا مي‌كند. او باعث ميشود مجموعههاي مجزاي يك پديده به طرز پيشرروندهاي با هم تلفيق شده و ساختارهاي بزرگتر و دارای تعامل را شكل دهند؛ فهم و تشخيص استعدادهاي ذاتي براي نظامهاي بزرگتر به طور خودكار به انجام نميرسد، بلكه صرفاً از طريق ويژگيهاي اجزای اوليه صورت ميگيرد. خالق شرايط و رويدادهايي وضع ميكند كه واکنشها، كه به صورت جداگانه قطعي هستند، به وسيلهي آنها در مسيری هدفمند حركت و پيشرفت كنند. آب كم عمق، به شكلی قابل پيش بيني، تحت فشار باد شديد به سمتي رانده ميشود، چيزي كه علم به راحتي آن را پيش‌بيني ميكند، اما فيزيک موقعیت نمیتواند به تنهایی جریان نجات بنی اسرائیل را که با شکافته شدن دریای سرخ همراه بود توضیح دهد. این خالق است که شرایط محیطی را در زمان و مکان به نحوی تنظیم میکند که بتواند آنچه را هدف او است انجام دهد. از نظر یهود، میان تعین‌گرایی فرآیندهای طبیعی و قادر مطلق بودن خدا تناقض فلسفی وجود ندارد و، اگر از دیدگاهی صحیح به آنها بنگریم، دارای اثر متقابل هستند. چون هر مخلوقی وسیلهای برای انجام مقاصد خدا است، بنابراین هر مخلوقی میتواند ابزاری باشد در راستای اراده خدا و انسان نیز میتواند به وسیله آنها با به‌کارگیری مسئولیتهای آزادانه خود، در تکامل خلقت، که ناگزیر به انجام آن است، مشارکت نماید.
در مقابل تعین‌گرایی که برای برخی وقایع طبیعی صدق میکند، این ماهیت برخی رخدادهای انفرادی است که اتفاقی رخ دهند (در سطوح مشخصی از سازماندهیها، در برخی نسبتها و در برخی از شرایط). بنابراین موقعیت کوانتوم و سرعت الکترونی را که دور هسته اتم در گردش است نمیتوان برای یک نقطه زمان خاص پیش‌بینی کرد. همچنین مکان دقیق و ماهیت تغییرات جهشی و ناگهانی یک ناحیه کروموزومی خاص قابل پیش‌بینی نیست. همانگونه که در بخش قبل اشاره کردیم، پیش‌آگاهی از سرنوشت دقیق یک عدد صحیح در مجموعهای مساوی از این اعداد امری قطعی نیست؛ قانون قطعی علیت را نمیتوان در این زمینه تدوین کرد. به بیان آماری، بسیاری از رخدادهای طبیعی، خصوصاً آنها که دارای ماهیت زیستی هستند، شامل رابطههای پیچیده بین واحدهای مجزا هستند که با الگوهای قطعی همخوانی ندارند؛ در عوض این موارد باید به عنوان فرایندهای احتمالات (یا «اتفاقات»296) مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند:
هر نوع توضیحی از … تغییرات احتمالی که به وسیله گذر زمان صورت میگیرد، باید عهدهدار این واقعیت باشد که اشیاء میتوانند به صورتهای مختلف … ایجاد شوند. در اینجا مدلی احتمالی برای تشریح الگوی رخدادهایی که با احتمالات نسبی شکل میگیرند، ضروری است. بنابراین باید به جای یک ارزش و معیار معین که توسط مدل قطعیت تعیین میشود، … انتظار هر نقطهی از احتمالات توزیعی در هستی را داشته باشیم.]14[
در خصوص اینگونه رخدادها، تقریباً با قطعیت کامل میتوانیم بگوییم که یک کنش متقابل میتواند رخ دهد که یکی از واحدهای فراوان ظاهراً مشابه را شامل شود و غالباً میتوانیم تا حد زیادی میزان و زمان آن را تخمین بزنیم. اما نمیتوانیم عدد صحیح مخصوصی را که در این مجموعه اینگونه تحت تأثیر قرار گرفته را به دقت مشخص کنیم. اینگونه «تصادفی بودن» انفرادی به وفور در طبیعت کاربرد دارد و در بسیاری از موارد، در مجموعهای از لایههای سازمان یافتهی ماده به چشم میخورد. در بعد رفتارهای انسانی، که دارای عناصر منحصر به فرد اراده، انتخاب و وجدان است، پیش‌بینی افعال انفرادی به طور مشخص امکان پذیر نیست، حتی اگر متغیرهای مربوطه شناخته و «کنترل شوند.»
علاوه بر این، در حالتهای خاصی که شریعت قطعیت، قصد دارد که پدیدهای را با طبیعت هماهنگ سازد، این موارد در اصل به نتایج تجمعی کنشهای متقابل و تصادفی انفرادی مربوط میشوند.
اما امکان‌های ادراک فلسفی این گونه تصادفها چیست؟ برای فردی این عکس العمل خاص میتواند به عنوان امری کاملاً اتفاقی تلقی شود – «کاملاً تصادفی بود»؛ تحلیل علیت در یک مجموعه کلی که در آن رخدادی خاص به وقوع میپیوندد، به وسیلهی نیروهای ظاهراً مرتب در همان هنگام محدود میشود. سؤالات مربوط به چرخه ابتدایی زندگی، تغییرات تلفیقی و هدف، دوباره در اینجا نادیده گرفته شده است.
با وجود این، تفکر و تعمق میتواند عمق بیشتری داشته باشد. یک رخداد واحد که با هر معیاری در میان مجموعه‌ای از پدیدههای مرتب به صورت اتفاقی پدید میآید، نمیتواند بهعنوان یک جزء از طرح اولیه جامع باشد. رفتار یک عدد صحیح معین ممکن است کاملاً اتفاقی باشد، اما هنگامی که در یک مجموعه کلی قرار میگیرد، رفتارش هدایت میشود. در این سازمان هماهنگ، تمام احتمالات لازم

دسته‌ها: دسته اصلی