دانلود پایان نامه

آورند و در حال فسق و معصیت نباشند، نماز خواندن با آنان روا می‌باشد، اما اگر والیان اهل بدعت بودند، نماز با آنان جایز نیست جز اینکه از روی ترس و در حال تقیه باشد و در این صورت باید نماز را اعاده نمود.245
ایشان همانند دیگر مفسرین اهل سنت «اولوالأمر» را به افراد ذیل تبعیر کرده و برای این قوال روایات فراوانی آورده است از جمله:
1- اهل قرآن و علم 2- علماء و فقهاء دین 3- ابوبکر و عمر 4- عقلاء و صاحبین رأی که امر مردم را تدبیر می‌کنند 5- فرماندهان نظامی سریه‌ها در زمان پیامبر (ص) 6- حاکمان و سلاطین. 246
مفسران شیعه و سنی در فهم و دریافت و تعیین و تشخیص معنای مصداقی لفظ «اولوالأمر» دیدگاه همسانی ندارند. امامیه به اتفاق مصداق «اولوالأمر» را تنها معصوم ( می‌دانند و او کسی است که اطاعتش را خدای متعال هم مرتبه با اطاعت از پیامبرش قرار داده است، پس هر مأموریت و مسئولیتی که بر دوش پیامبر گذارده شود، همان نیز بر عهده «اولوالأمر» است. آنان معتقدند دو راه و دلیل اطمینان بخش می‌تواند مسیر درست و نزدیک به حقیقت از این معنا را پرده بردارد:
اول: اطلاق عبارت «اطیعوا» و عطف لفظ «اولولأمر» به «الرسول» با توجه به نقش سیاق کلمات و تناسب حکم و موضوع که می‌تواند مصداق حقیقی و مراد واقعی «اولوالأمر» را روشن سازد.
دوم: روایات صادره از حضرت رسول (و ائمه معصومین (که چشمه‌ی دانش آنان به وحی الهی متصل است و شناخت حقیقت از این لفظ را آسان می‌کند.247
ما برای تبیین آیه اطاعت سه قول از مفسرین مطرح شیعه می‌پردازیم:

ب) تبیین آیه از دیدگاه مفسرین شیعه
نظر شیخ طوسی در تفسیر التبیان
علامه محمدبن حسن طوسی در ذیل آیه شریفه اطاعت می‌فرماید: «اطاعت از خدا و رسول و اولوالأمر به معنای امتثال امر آنها و اجتناب از آن عملی که آنها نهی می‌کنند.248
سپس ایشان نظر مفسرین در مورد واژه «اولوالأمر» را دو تأویل برمی‌شمرد:
اول: ابوهریره روایتی را از ابن عباس و میمون بن مهران و السدی و جبائی و بلخی و طبری که منظور از اولوالأمر حاکمان و سلاطین هستند.
دوم: جابرابن عبدالله از ابن عباس و مجاهد و حسن و عطاء و أبی العالیه که آنها علما هستند.
اما شیخ طوسی نظری غیر از دو قول ذکر شده دارد و می‌نویسد:
اصحاب ما امامیه از امام باقر و امام صادق( روایت کرده‌اند که مقصود از «اولوالأمر» امامان و پیشوایان از آل محمد ( هستند، از این رو خداوند متعال به طور مطلق و بدون هیچ قید و شرطی، اطاعت از آنان را واجب کرد، همانطور که اطاعت از خود و رسولش را واجب نمود و امکان ندارد اطاعت از فردی به طور مطلق و بدون قید شرط واجب گردد؛ مگر آنکه معصوم و مصون از خطا و گناه باشد و این موضوع در حاکمان و عالمان بدست نمی‌آید و همانا تنها برای پیشوایانی ثابت می‌گردد که دلیلی بر عصمت و طهارت آنها باشد، در نتیجه کسانی که گفته‌اند، مراد از «اولوالأمر» عالمان دینی هستند، سخنشان نزدیک به حقیقت معنا و مراد از کلمه وحی نیست؛ زیرا «اولوالأمر» کسانی هستند که دارای شأن، منزلت و موقعیتی در اداره امور مردمند و عالمان دینی از چنین برخوردار نیستند. و اگر گفته شود اطاعت از اولوالأمر زمانی بر ما واجب است که آنان در مسیر حق باشند ولی هرگاه از این راه برگشتند فرمان آنها بر ما لازم و واجب نیست، در پاسخ می‌گوییم: این بیان نشان از تخصیص و تقیید اطلاق و عموم آیه کریمه دارد که دلیلی بر آن نداریم، پس لازم است تا اطلاق و عموم آیه بر اطاعت از «اولوالأمر» به صورت خود باقی بماند، همانگونه که جایز نیست تا وجوب اطاعت از خدای متعال و رسولش مقید به چیزی گردد.249
محقق طوسی در جمع‌بندی نظرات خود اطاعت بی‌قید و شرط و مطلق را فقط از معصوم جایز می‌داند و در این جا فرض عالمان دینی و حاکمان را که نظرات مفسرین اهل سنت بود به صراحت ردّ می‌کند و مدعای خویش که اطاعت مطلق از ائمه معصومین اثنی عشر ( را ثابت می‌کند.

نظر ابوالفتوح رازی در تفسیر روح الجِنان و روض الجَنان
ابوالفتوح رازی از علما و مفسرین قرن ششم امامیه است که در ذیل آیه شریفه اطاعت می‌فرمایند در این آیه خداوند همه‌ی انسان‌ها، اعمّ از مؤمن و کافر را امر به اطاعت خویش و رسولش و اولوالأمر نموده است.
ایشان در تفصیل قول أولوالأمر می‌نویسد:
در اولوالأمر سه قول وجود دارد: بعضی گفته‌اند امراء هستند و بعضی گفته‌اند علما می‌باشند و بعضی گفته‌اند ائمه‌اند. از اهل بیت رسول الله و این قول از امام باقر و امام صادق ( روایت شده است و چون دو قول اول را باطل کنیم صحت قول آخر مشخص می‌شود و در این آیه چند وجه بر استدلال امامت معصومین ( وجود دارد: اول: خدای متعال چون طاعت «اولوالأمر» با طاعت رسول و طاعت خود مقرون ساخت، چنانکه قدیم تعالی منزّه است از همه قبایح و رسول اعظم( معصوم و پاک از همه‌ی گناهان صغیره و کبیره است، «اولوالأمر» باید چنین باشد که حکمت از کلام حکیم این واجب کند و به این صفت جز معصومین ( نبودند.
وجه دوم در استدلال از آیه شریفه آن است که: محال باشد که حکیم ما را دستور به طاعت جماعتی مختلف الاقوال و الآراء و المذاهب دهد و فرمان دهد به اتباع اقوال و فتوایشان و حال بعضی را بر بعضی مزیّتی نبود و از دیگر سو، ما را راهی به تمییز و تشخیص حق از میان آن اقوال مختلف متناقض متضاد نباشد و این منجر می‌شود به تکلیف مالا یطاق و از خداوند تکلیف مالا یطاق سزاوار نبود پس محال است که امراء و علماء باشند.
وجه سوم آن است که معلوم است بر ضرورت که اگر خدای تعالی ما را تکلیف کند به طاعت رسول و شخص او را به دلالتی و علم معجزی برای ما معین و مشخص نکند این تکلیف قبیح باشد و از باب تکلیف مالا یطاق می‌شود، همچنین اگر در حق «اولوالأمر» اگر نصّی هم نباشد تا آنان شناخته شوند یا دلالتی که علم معجز باشد یا جاری مجرای آن تا از این راه «اولوالأمر» شناخته گردد، هم مؤدی بود. پس دستور به اطاعت از «اولوالأمر» تکلیف مالا یطاق باشد چون در عقل قبح آن مشخص است، ناگزیر گوییم چنان که رسول خدا (با نصّ از جانب پروردگار معین است و اظهار اعلام معجزات به دست او «اولوالأمر» باید چنین باشند یعنی نصّی بر تعیین آنان باشد.250
ابوالفتوح رازی ضمن بیان نظر خود مبنی بر اطاعت از اولوالامر یعنی اطاعت از معصومین (، اقوال دیگر مفسرین اهل سنت از جمله زخمشری را نقد کرده و مدعای خویش را به اثبات رساند.

نظر علامه طباطبائی در تفسیر المیزان
ایشان در ابتدا به توضیح مختصری از مفاد آیه می‌پردازد و می فرماید:
اولاً این آیه دستور به مؤمنین است با توجه به اینکه در ابتدا با «یا أیها الّذین امنوا» شروع شده،
ثانیاً: این آیه جنبه زمینه‌چینی دارد و مضمونش اساس و زیربنای همه‌ی شرایع و احکام اسلامی است و دلیل بر زمینه بودنش ظاهر تفریعی است که جمله «فأن تنازعتم فی شیءٍ فَرّدُوهُ إلی الله و الرّسول…» بر جمله مورد بحث دارد.
ثالثاً: اطاعت از رسول همان اطاعت از خداست جز اینکه پیامبر دو جنبه اطاعت داشتند: الف) جنبه تشریع که همان دستورات مستقیم خداوند است. ب) احکامی که رسول الله( به مقتضای ولایت و زمان حکومت و قضا وضع می‌کردند.251
بعد از این توضیح وارد موضوع «اولوالأمر» می‌شود و می‌گوید:
اولوالأمر هر طایفه‌ای که باشند، بهره‌ای از وحی ندارند و کار آنان تنها صادر نمودن آرایی است که به نظرشان صحیح می‌رسد، و اطاعت آنان در آن آراء و در اقوالشان بر مردم واجب است همانطور که اطاعت از آراء رسول واجب است.252
علامه اطاعت در آیه را مطلق و بدون قید و شرط می‌داند و اطاعت رسول و اطاعت از اولوالأمر هر دو مطلق و بدون قید و شرط می‌باشد.
در نتیجه وی یکی از لازمات اطاعت بدون قید و شرط از اولوالامر را عصمت می‌داند و می فرماید: ولیّ باید معصوم باشد تا همانند رسول اکرم (از آن اطاعت مطلق شود. بعد از آن ایشان به شبهه و توهمی که می‌گوید عصمت لازم نیست پاسخ می‌دهد.253
مطلب دیگری که مفسر المیزان بر آن تأکید می‌کند این است که این کلمه اسم جمع است و منظور فرد فرد معصومین هستند که اطاعتشان بر خلق واجب شده است و یکی پس از دیگری زمام امور مسلمین را به دست بگیرند. و وجوب اطاعتشان بر مردم را تنها از نظر لفظ به جمع آنان نسبت داده و در حقیقت معنای جامعی از معصومین در نظر گرفته و لفظ «اولوالأمر» را در آن استعمال کرده است و با این مطلب به سخن فخر رازی پاسخ می‌گوید.254

نقد نظرات: زمخشری، طبری، رشیدرضا
همانطوری که در نظرات مفسرین اهل سنت گفتیم، آنها اولوالأمر را امراء و حاکمان، علما و فقها و یا امیران جنگ قلمداد می کردند، علامه طباطبائی در مقام نقد و پاسخ به این نظریه می‌فرماید:
و اما این که بعضی گفته‌اند: اولوالامر خلفا و یا امیران جنگ و علمای بزرگ که مردم از اقوال و آرای آنان پیروی می‌کنند می‌باشند، جواب همه‌ی این نظریه‌ها این است که اولاً: آیه شریفه دلالت بر عصمت اولوالامر دارد و طبقاتی که نام برده شد، بدون شک عصمت نداشتند، مگر علی( که طایفه‌ای از امت، معتقد به عصمت آن جناب‌اند و ثانیاً اقوال نامبرده هیچ کدام به همراه دلیل نیست.255
علامه طباطبایی پس از طرح مفصل مباحث در ذیل آیه شریفه اطاعت می‌گوید:
برآمد مباحث گذشته این شد که مراد از «اولوالأمر» رجالی معین از امت است که حکم هریک از آن در وجوب اطاعت حکم رسول الله ( از لفظ اولوالأمر فهیمده می‌شود ندارد، و هیچ اشکالی ندارد که شارع از این لفظ عام آن معنای خاصی را اراده کرده باشد، چون قصد مفهومی از مفاهیم یک لفظ، مطلبی ست و قصد مصداقی که آن مفهوم با آن منطبق است، مطلبی دیگر است، نظیر مفهوم رسول که معنایی است عام و کلی، و در آیه مورد بحث نیز در همان معنا استعمال شده است، ولی منظور گوینده از این لفظ عام رسول اعظم محمدبن عبدالله ( است.
این مفسر بزرگ شیعه آن گاه بحث روایی می‌آورد و مصداق اولوالامر را در روایات وجود مقدس انوار طیبه معصومین ( بیان کرده و اطاعت مطلق از آنها را به اثبات می‌رساند.

نقد و بررسی قول زمخشری در واژه «اولوالأمر»
زمخشری در تفسیر آیه مراد از «اولوالأمر» را والیان حق می‌داند که موافق با خدا و رسول در اجرای عدالت و مسیر حق باشد و مثل همین قول را قرطبی در الجامع الاحکام القرآن آورده است که ما هر دو قول را مفصلاً در ذیل نظراتشان آورده‌ایم.
اما این دیدگاه از چند جهت قابل بررسی است:

اول: تناقض دلالی اخبار
در اینجا بحث از صحت و ضعف دلالت اخبار در بیان معنای مصداقی لفظ «اولوالأمر» است، زیرا همانگونه که صحابیان و تابعان مصداق این لفظ را والیان و حاکمان بیان کرده‌اند، در اخبار دیگر افراد صحابی و تابعی، مصادیق دیگری مانند فرماندهان نظامی، عالمان دینی، خلفای راشدین و … ذکر شده است و تعیین هریک از این مصادیق باعث اختلاف در بین صحابیان و تابعان گردیده است و مورد اجماعی در بین این اخبار وجود ندارد تا بتوان نقطه اشتراکی پیدا کرد و به این تناقض و تنافی پایان داد، در نتیجه روایاتی که دارای دلالت معنایی متناقضی باشند، از درجه‌ی اعتبار ساقط می‌شوند.

دوم: نبود امتیاز عصمت در والیان و حاکمان
اطلاق در آیه شریفه اطاعت حکایت از آن دارد که «اولوالأمر» معصوم هستند و این از این صفت برخوردار هستند، حال آنکه هیچ‌کدام از مفسرین و عالمان اهل سنت قائل به عصمت والیان و حاکمان نبوده و نیستند و نهایت چیزی که در آنها شرط کرده‌اند، عدالت است، اما با دقت در آیه شریفه، اطلاق صفت والاتر از عدالت یعنی عصمت را در نظر دارد و والیان و حاکمان از آن بی بهره هستند، صفت عدالت که مفسرین و دانشمندان اهل سنت برای حاکمان و والیان شرط دانستند آن قدر مهم نیست که اطاعت آنها را در ردیف اطاعت از پیامبر اکرم(به طور مطلق قرار بگیرد. و نیز صفت عدالت امتیاز خاص و ویژه والیان و حاکمان نیست بلکه برای گروه‌های دیگری همچون قضات، ائمه جمعه و جماعات و شاهدان، به تناسب مسئولیت خودشان از این صفت برخوردار هستند.
برآمد مباحث این است که صرفنظر از صحت و ضعف اسناد رجالی اهل سنت، اخبار صحابه و تابعان، دلالت مورد قبولی بر تعیین معنای مصداقی برای لفظ اولوالأمر ندارند.256

جمع بندی
در این گفتار چند محور از بحث آیه شریفه اطاعت مورد بررسی قرار گرفت.
1- دیدگاه مؤلف کشاف در ذیل آیه شریفه که «اولوالأمر» را والیان حق و غیر ستمگر می‌دانست که همین دیدگاه مورد بررسی و نقد قرار گرفت.
2- بیان نکات تفسیری آیه اطاعت از جمله شأن نزول که مفسران شیعه شأن نزول خاصی در ذیل آیه نیاورده‌اند و بلکه نظرات دیگری است که همگی از اهل سنت نقل شده است.
3- معنایابی واژه «اولوالأمر» در آیه اطاعت
در این باره واژه‌ های محوری و اصلی این گفتار به خصوص لفظ «اولوالأمر» از نظر لغت‌نویسان مورد بررسی قرار گرفت و به لحاظ مفهومی آن را عبارت است از سرپرستان و کارگزاران امور مردم تعریف نمودند.
البته لغت‌نویسان مصادیق مختلفی را برای اولوالأمر نقل نموده‌اند که به نظر می آید از احادیث برداشت شده باشد.
4- دیدگاه مفسران اهل سنت، طبری، رشیدرضا و قرطبی به جهت بررسی تطبیقی با نظر زمخشری نقل شد و آنها پس از بیان تفسیر کلی از «اولوالامر» به بیان مصادیقی همچون 1- امراء و حاکمان 2- فقیهان و علما 3- فرماندهان نظامی 4- خلفای راشدین (عمر و ابوبکر) می‌پردازند.
این بیان آنها بدون دلیل و استدلال است و علامه طباطبایی نیز آنها را نقد می‌کند و می‌فرماید در هیچ کدام از طوایف گفته شده عصمت وجود ندارد تا بتوانند در اطاعت مطلق هم رتبه رسول خدا( شوند.
5- تبیین دیدگاه مفسران امامیه : برای تبیین آیه از دیدگاه مفسرین شیعه و نقد نظریه زمخشری، نظر شیخ طوسی، ابوالفتوح رازی و علامه طباطبایی بیان گردید که به طور عموم این مفسران بر این باورند که آیه کریمه اطاعت بیان‌گر یک دستور اساسی و مهم برای جامعه‌ی مسلمانان است که در آن نشان می‌دهد امور جامعه به لحاظ تشریع و تبیین و تفصیل قوانین شریعت به منظور نظام‌مند کردن، کار مردم بر عهده افراد خاصی گذاشته شده است که اینان عبارتند از خداوند متعال، رسول مکرم ( و «اولوالأمر»، بدین سان اطاعت از افراد خاص بر مردم لازم شمرده شده است، به دلیل اینکه اطاعت از «اولوالأمر» در ردیف اطاعت از خدا و پیامبر (که مصون از خطا، گناه و اشتباه هستند، واجب شمرده شده است، زیرا «اولوالأمر» از همان خصوصیاتی که پیامبر ( برخورد بودند هستند و به عبارتی دیگر چون که پیامبر دارای صفت عصمت بود اطاعتش واجب شد و اولوالأمر نیز به همین دلیل است. امامیه اعتقاد دارد که رسول اکرم (در اخبار فراوان و در جاهای مختلف، نام افراد معصوم جانشین خود را در میان امت فرموده است. از مجموع این سخن نتیجه می‌گیریم مصداق معنایی لفظ «اولوالامر» تنها امامان معصوم ( از خاندان رسالت می‌باشند.

گفتار چهارم: آیه امامت بقره/124
آیه: «و اذا بتلی ابراهیم ربّه بکلماتٍ فأتمهُنَّ قال إنی جاعلک للنّاس اماماً و قال من ذریّتی قال لا ینال عهدی الظالمین»
ترجمه: و یاد آر هنگامی که خداوند ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود و او به خوبی از عهده‌ی این آزمایش‌ها برآمد، خداوند به او فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد.257
نظر

دسته‌ها: دسته اصلی