دانلود پایان نامه

زبانشناسی کاربردی تخصصی هستند. با حدود ۹۰ درصد درستی می توان واژگان تخصصی یک متن را از مقایسهی بسامد یک واژه در یک متن تخصصی و بسامد همان واژه در یک پیکر? بزرگ و متنوع که شامل متون حوزههای خاص نباشد، به دست آورد. واژگانی که فقط در متون تخصصی به کار میروند و یا در این متون حدود۵۰ برابر احتمال کاربرد دارند، واژگان تخصصی هستند که میتوانند جزء واژگان پربسامد یا دانشگاهی یا کمبسامد باشند.
۴. واژگان کمبسامد: بقی? واژهها، واژههای کمبسامد هستند. هزاران واژه با بسامدهای مختلف در این گروه قرار میگیرند، که باید آموخته شوند تا زبانآموزان بتوانند به درک ۹۸درصدی متن بدون کمک برسند.
علاوه بر اینها، از آنجا که معمولاً واژهها جز در عبارات یا واحدهای بزرگتر قابلدرک نیستند، تمرکز بر واژه بهتنهایی، در طراحی دوره مورد انتقاد قرار گرفتهاست. به علاوه، یادگیری واژهها در واحدهای چندواژهای به معنی یادگیری باهمآیی واژگان و دستور موردنیاز برای کاربرد آنهاست. موارد زیر از نتایج مثبت یادگیری واحدهای چند واژه ای است:
۱. توانمندی زبانآموز در تولید پارهگفتارهای درست دستوری،
۲. توانمندی زبانآموز در تولید پارهگفتارهای شبیه گویشور،
۳. توانمندی زبانآموز در تولید روان و
۴. توانمندی زبانآموز در گفتگوی زودهنگام حین زبانآموزی.
۲-۶-۲. استفاده از تصویر در آموزش زبان
آموزش زبان به همراه تصویر از بهروزترین روش‌های زبانآموزی است، که برای رسیدن به هدف اصلی آموزش باید تصاویر از ویژگی‌های بسیار مشخص برخوردار باشند. از جمله این مشخصات، واضح و گویا بودن تصاویر است. اشاره به این نکته بسیار مهم و ضروری است که بر خلاف تصور عمومی در زمینه استفاده از تصاویر برای آموزش زبان، در آموزش تمامی مهارت‌های زبانی می‌توان از تصویر بهره جست و بهکارگیری تصویر تنها محدود به آموزش واژه نیست. تصویر علاوه بر جذاب کردن موضوعات و درس‌ها، به تقویت حافظه زبانآموز به ویژه در زمینه یادگیری کمکی شایسته می‌کند. اما تمام این‌ها منوط به استفاده بجا از تصاویر واجد شرایط در کلاس زبان هستند. بهخاطرسپاری و توانایی یادآوری، از اساس و اصول اولی? بسیاری از بازی‌ها به شمار می‌آید.
۲-۶-۳. فعالیتهای رایانهمبنا
یادگیری واژگان با کمک رایانه امکانات متعددی را فراهم میکند، از جمله تحلیل رایانهمبنای واژگان که باعث ایجاد فهرست واژههای بسامدمبنا، فهرست واژههای دانشگاهی (کاکسهد، ۲۰۰۰) و نیز، تحلیل متون به منظور تعیین تناسب آنها برای زبانآموزان ویژه یا تعیین چگونه سازگار کردن و ترتیبدهی آنها می شود. این روش را میتوان برای کنترل غنای واژگانی متون تولیدشده توسط زبانآموز برای تحقیق یا هدفهای ارزشیابی به کار گرفت (لافر۷۱ و نیشن، ۱۹۹۵)
یک راه کسب اطمینان از کاملاً سنجیده بودن فرصتهای یادگیری واژه در یک دوره توجه به این موضوع است که آیا فعالیتها به طور تقریبی بین چهار دست? درونداد متمرکز بر معنا، برونداد متمرکز بر معنا، یادگیری متمرکز بر زبان و رشد روان خوانی تقسیم شده اند (نیشن، ۲۰۰۷). در یک دور? مناسب هر چهار دسته باید زمان نسبتاً برابری داشتهباشند. این کار فعالیتهای داخل و خارج از کلاس را شامل میشود.
الف. درونداد متمرکز بر معنا: درونداد متمرکز بر معنا شامل یادگیری به واسط? داد? قابلفهم کسبشده از راه شنیدن و خواندن میشود. قسمت مهم این دسته درونداد، برنام? خواندن گسترده است که زبانآموزان تعداد زیادی متن جالب میخوانند.
ب. برونداد متمرکز بر معنا: برونداد متمرکز بر معنا شامل یادگیری از طریق صحبت کردن و نوشتن می شود. اگر واژهها خلاقانه و زایا به کار گرفته شوند، یادسپاری آنها تقویت میشود . فعالیتهایی مانند بازگویی، نقش بازی کردن، نوشتن با اهداف گوناگون و کارهای فردی و گروهی محتوی مذاکره منابع مفیدی برای یادگیری واژه هستند ( نیشن و نیوتن۷۲: ۱۹۹۶).
پ. یادگیری متمرکز بر زبان: یادگیری متمرکز بر زبان شامل یادگیری و مطالع? سنجیده و آگاهان? واژه و راهبردهای یادگیری آن میشود. از نظر کارایی، مؤثرترین روش یادگیری واژگان، استفاده از کارتهای کوچکی است که یک سمت آن واژه و سمت دیگر معنی آن به زبان اول فرد نوشته شدهباشد. آموزش راهبردی هم بهکارگیری مؤثر یادگیری متمرکز بر زبان در کلاس است. زبانآموزان واژهها را با حدس زدن معنی از متن، استفاده از فرهنگلغت و کارتواژهها آموزش میبینند.
ت. رشد روانخوانی: رشد روانخوانی باید در چهار مهارت شنیدن، گفتن، خواندن و نوشتن رخ دهد. فعالیتهای روانگویی ۴/ ۳/ ۲ است که زبانآموزان گفتگوی یکسانی را با ۳ نفر در مدت ۴ دقیقه، بعد در مدت ۳ دقیقه و بعد در مدت ۲ دقیقه انجام میدهند؛ سپس انجام فعالیتهای هرمی که زبانآموز اقلامی را به صورت دونفری، و بعد گروهی و بعد در کل کلاس دستهبندی میکند. فعالیتهای روانخوانی شامل متنهای زماندار با پرسش و خواندن مکرر میشوند. فعالیتهای رواننویسی در ۱۰ دقیقه است که زبانآموزان برای محتوا و مقدار متن بازخورد مثبت دریافت میکنند ولی صورت و نوشتن از چیزی که پیش از تمرین در مورد آن خواندهبودند یا صحبت کردهبودند، بازخورد مثبت نخواهدداشت. در اکثر دورهها روان خوانی فراموش میشود ولی روانی در استفاده از زبان به انداز? یادگیری اقلام جدید برای زبانآموز حائز اهمیت است.
حال که به اهمیت واژه و اصول و روشهای مختلف آموزش آن آگاه شدیم، به تاریخ تحول نثر فارسی در دوران اخیر، گریزی می
زنیم و در پایان تجرب? کشورهای دیگر در امر واژهگزینی را مرور میکنیم.
۲-۷. مراحل تحول نثر فارسی در دوران اخیر
با مطالع? تحول زبان فارسی و تحولات اجتماعی در دو سه قرن اخیر و مقایس? آن با قرنهای اولی? پس از هجرت میتوان چند دور? تحول اجتماعی و نیز تحول در نثر علمی فارسی را تشخیص داد. منظور از نثر علمی، نثر تمام رشتههای علمی و فنی جدید از جمله اقتصاد، سیاست، روزنامهنگاری، تجارت و بانکداری است. این دورهها عبارتند از: نادیدهانگاری، بهت، خودیافت و آگاهی. در ادامه، به نقل از منصوری (۱۳۹۰، صص. ۱۴-۷) به هر یک از این مراحل، دقیقتر مینگریم.
۲-۷-۱. نادیدهانگاری
آغاز این دوره همزمان است با نخستین برخورد و آشنایی ما ایرانیان با فرهنگ و تمدن جدید غرب. شاید بتوان این آغاز را در حدود عصر آققویونلو دانست (حائری، ص ۱۴۱-۱۴۰) و انتهای آن را اواسط دور? قاجار که از یک طرف اروپاییان برای باز کردن جای پا در ایران به لحاظ منافع اقتصادی و نظامی با یکدیگر به رقابت برمیخیزند و از طرف دیگر ایرانیان بر اثر هجوم بیگانگان و عمدتاً روسها احساس ضعف شدید میکنند و تمایل مییابند که به ابزار نظامی پیشرفت? غرب دسترسی پیدا کنند. طبیعی است که انتهای این دوره را مصادف با انقلاب مشروطه بدانیم. در طول این دوران که ایرانیان گهگاه با مظاهر تمدن غرب آشنا میشدند ناباورانه به آن نگاه میکردند اما چون هنوز فرهنگ بومی خود را بسیار برتر از فرهنگ و تمدن فرنگ میدانستند، در نهایت بیتوجهی با آن مواجه میشدند و آن را کاملاً نادیده میگرفتند. اکنون که با دید تاریخی به این دوران نگاه میکنیم، متوجه میشویم که نوعی غرور کاذب در ما وجود داشته که به نادیدهانگاری منجر شدهاست. بر اثر این غرور کاذب و نادیدهانگاری ناشی از آن، ما چند قرن به غفلت تاریخی خود استمرار بخشیدهایم.
۲-۷-۲. بهت
این دوره با نهضت مشروطه آغاز میشود و با تأسیس دانشگاه تهران (۱۳۱۱) و فرهنگستان زبان (۱۳۱۴) خاتمه مییابد. در این مرحله، فارسیزبانان در بهت، حیرت و گیجی محسوسی به سر میبرند و تکلیف خود را با فرهنگ، تمدن و زبان غالب فرهنگی نمیدانند. خانوالدهسرایان به یک راه میروند، شعوبی? نوین راه افراطی دیگری را انتخاب میکند و دارالفنونیان در زمین? علوم کوششهای ارزشمندی میکنند که طبیعتاً ابتدایی است. زمزم? تأسیس آکادمی یا فرهنگستان همراه با تقاضا برای تعیین حد و مرز زبان فردوسی، سعدی و حافظ در روزنامههای زمان احمد شاه انعکاس مییابد. تعداد اندکی کتاب علمی به فارسی در میآید. اما ساختار حکومتی جدید مجبور به کاربرد تعداد زیادی اصطلاح نظامی است. سرانجام فرهنگستان اول تأسیس میشود. قبل از تأسیس فرهنگستان اول افراد و گروههایی کار واژهگزینی را حتی با نام آکادمی یا فرهنگستان شروع کردهبودند. به هر حال، مطالع? مقالههای منتشرشده تا این تاریخ گویای حالت بهتزدگی در جامع? فرهنگی ماست. در این دوران زبان ما مواجه است با غلب? زبانی دیگر که بسیار رساتر است و جامع? ما آمادگی برخورد با این زبان غالب را ندارد.
۲-۷-۳. خودیافت
با تأسیس دانشگاه تهران و فرهنگستان اول جامع? ما رسماً نهادی برای این رویارویی تأسیس میکند و روشمندانه به مواجهه برمیخیزد. در تاریخ کشورمان این اولین بار است که برنامهریزی زبانی انجام میشود. گرچه فعالیت فرهنگستان هیچگاه با این عنوان نبودهاست. از طرف دیگر، کسانی که هنوز در بهت به سر میبردند با این برنامهریزی مخالفت میکردند. این مخالفتها طبیعی است. حتی نداشتن جدّیت علمی در مخالفتهای علمی آن روز که بسیار معمول بودهاست، ایرادگرفتنی نیست (شوقی، ص ۱)؛ این دوره، که با تأسیس فرهنگستان دوم نیز همراه است، با انقلاب اسلامی پایان میپذیرد. کتب علمی این دوره به وضوح به کتب علمی دور? قبل برتری نسبی دارد. این دور? میانی سبک و سیاق واژهسازی را برای زبان علمی نشان داد. در همین زمان بود که ما نه فقط به لحاظ زبان بلکه به لحاظ فرهنگ نیز کمابیش خود را یافتیم و از گیجی درآمدیم. اما فعالیتهای برنامهریزی زبانی و نیز مقالههای منتشرشده در این دوره در زمین? زبان علمی و واژهگزینی نشان میدهد که جامع? ما هنوز به روشهای برنامهریزی زبان و برنامهریزی واژگان برای زبان علم آگاهی نیافتهاست و از ابعاد کاری که در پیش دارد، غافل است.
۲-۷-۴. آگاهی
این دوره با انقلاب اسلامی شروع میشود. تأسیس مرکز نشر دانشگاهی با شروع آگاهان? برنامهریزی واژگانی همراه است. در این مرحله به تمام مشکلات نثر علمی فارسی توجه و در جهت رفع آنها کوشش میشود. مهمترین عوامل مؤثر در شروع این مرحله را میتوان چنین برشمرد: الف. آگاهی از فعالیتهای کشورهای پیشرفت? دنیا و نیز کشورهای در حال توسعه در این زمینه، ب. آگاهی از ابعاد کار واژهگزینی، پ. آگاهی از امکانات اشاع? زبان و دسترسی به آنها و ت. آگاهی از ارتباط زبان و تفکر و انتقال علوم و فناوری (منصوری، ص ۵). فرهنگستان کنونی با چهار هدف مشخص به فعالیت خود ادامه می‌دهد. اهدافی شامل ۱. حفظ قوت و اصالت زبان فارسی به عنوان یکی از ارکان هویت ملی ایران و زبان دوم عالم اسلام و حامل معارف و فرهنگ اسلامی، ۲. پروراندن زبان مهذب و رسا برای بیان اندیشه‌های علمی و ادبی و ایجاد انس با مأثر معارف تاریخی در نسل کنونی و نسل‌های آینده، ۳. رواج زبان و ادب فارسی و گسترش حوزه ی قلمرو آن در داخل و خارج از کشور، ۴. ایجاد نشاط و بالندگی در زبان فارسی به تناسب مقضیات زمان و زندگی و پشرفت علوم و فنون بشری با حفظ اصالت آن. این عوامل دست به
دست هم میدهند و به نثر علمی جدید استحکام نسبتاً مطلوبی میبخشند. انتشار بیش از ۷۰۰ عنوان کتاب با شمار دو میلیون، نشانگر این تحول زبانی است. در این دوره با شناخت کامل مشکل، برای رفع آن راهی در پیش گرفته میشود که توأم با موفقیت بودهاست. البته این کوششها را باید به منزل? تحقیق موردی تلقی کرد. این جامعه است که باید این راه را با گستردگی کامل ادامه دهد. ادامه گسترد? این راه از طریق مرکز نشر دانشگاهی ممکن نمینماید. باید دید که آیا فرهنگستان زبان و ادب فارسی (فرهنگستان سوم) در این امر موفق خواهد شد.
۲-۸. تجرب? کشورهای دیگر
در بسیاری از کشورهای جهان، مسئولان دولتی سالهاست که به اهمیت امر واژهگزینی واقف گشتهاند و تلاشهای مختلفی در این زمینه داشتهاند. مرور این تلاشها میتواند برای مسئولان کشور ما الگو و نقش? راه باشد. در ادامه، به این فعالیتهای واژهگزینی اشاره میکنیم۷۳.

۲-۸-۱. واژهگزینی در ایسلند
در سال ۱۳۳۰/۱۹۵۱ مجلس ایسلند بودجهای را به گرداوری واژههای جدید اختصاص داد و این وظیفه را به کمیسیون دانشنام? ایسلندی محول کرد. در سال ۱۳۳۹/۱۹۶۰ کمیسیون ویژ? واژههای جدید، تأسیس شد. شورای زبان ایسلندی طبق یک تصویبنام? وزارتی در سال ۱۳۴۳/۱۹۶۴ تأسیس و جانشین این کمیسیون شد. هیچ گونه فعالیت واژهشناسی در ایسلند انجام نمیشود، در حالی که کار عملی چشمگیری در این زمینه انجام شدهاست و هنوز ادامه دارد (هلگادوتر۷۴، ۱۹۹۱: ۵۶-۵۷؛ به نقل از منصوری، ۱۳۹۰: ۷۸). این کار ناشی از ضرورت یافتن معادل ایسلندی برای واژههای بیگانه (انگلیسی) در زمینههای مختلف است. افراد و سازمانهایی را که در فعالیتهای واژهگزینی شرکت دارند میتوان به چهار گروه اصلی تقسیم کرد:
۱. کارگروههای واژهگزینی وابسته به انجمنها و سازمانها،
۲. افراد مستقل،
۳. افرادی که در چارچوب همکاری با کشورهای شمال اروپا کار میکنند و
۴. هیئتهای دولتی (شورای زبان ایسلندی و سازمانهای قبل از آن).
کار سازمانیافته در زمین? واژهگزینی در سال ۱۲۹۸/۱۹۱۹ آغاز شد. در آن سال انجمن مهندسان ایسلند یک کارگروه واژهگزینی به راه انداخت. این گروه تنها به واژههای فنی نپرداخت بلکه فعالیت گستردهای در زمین? واژههای عمومی مهندسی به ویژه واژههای مهندسی برق داشت. پس از سال ۱۳۰۵/۱۹۲۶ کار این گروه متوقف شد ولی تأثیر آن هنوز باقی است. نتیج? کار این گروه در مجل? انجمن مهندسان ایسلند چاپ میشد و سرانجام به صورت یک نشری? ویژه انتشار یافت. بسیاری از واژههای پیشنهادی این گروه جزو واژه های عمومی پذیرفته شدهاست.
البته تهی? واژهنامهها به عنوان کار مستقل قبل از سال ۱۳۲۹/۱۹۵۰ نادر بودهاست. در این میان میتوان از دو


0 Comments

No Comment.